نقد و بررسی فیلم قاتل اهلی

re004d 350633 214325

خلاصه داستان:

حاج آقا دکتر سروش ( پرویز پرستویی ) کارآفرینی است که در این حوزه به موفقیت های قابل توجهی دست پیدا کرده است. اما او تصمیم گرفته تا پرده از فسادهای مالی شرکت پیسارو بردارد تا همگان با صنعت مافیایی این شرکت مواجه شوند اما...

 

کارگردان :

مسعود کیمیایی : یکی از مشهورترین و محبوب ترین کارگردانان تاریخ سینمای ایران و سازنده آثار ماندگاری همچون « قیصر » و « گوزن ها » می باشد. وی در سالهای اخیر آثاری نظیر « متروپل » را روانه سینما کرده که با انتقادات فراوانی همراه بوده است.

 

درباره فیلم « قاتل اهلی  » :

« قاتل اهلی » از اولین روزهای نمایش در جشنواره فیلم فجر با حواشی فراوانی همراه بود. حواشی که به درگیری های لفظی شدید میان تهیه کننده و کارگردان مرتبط می شد و نقطه اوج آن نیز نشست خبری این فیلم در کاخ جشنواره بود که با جنگ و جدل های دنباله دار منصور لشکری قوچانی و مسعود کیمیایی پایان یافت. حالا پس از مدتها، « قاتل اهلی » به اکران درآمده و تماشاگران فرصت این را دارند که بتوانند اثر را تماشا نمایند.

« قاتل اهلی » در مقایسه با ساخته های پیشین مسعود کیمیایی از یک ویژگی جديد برخوردار است و آن اینکه اینبار آدمهای داستان او متعلق به پائین شهر نیستند و دغدغه های متفاوتی نسبت به گذشته یافته اند که می توان از پولشویی به عنوان یکی از آنان نام برد. تغییر رویه کیمیایی این نوید را به هواداران می داد که قرار است نسخه ای جدید از کارگردان صاحب سبک سینمای ایران شاهد باشیم اما مشکل در نقطه ای عیان می گردد که متوجه می شویم تمام اینها، ظاهر داستان هستند و تنها لباس شخصیت های داستان تغییر یافته است!

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9017/ghatel_ahli/thumbs/phoca_thumb_l_4.jpg

شخصیت هایی که در « قاتل اهلی » حضور دارند دقیقاً از همان جنس آدمهای جنوب شهری کیمیایی هستند که کماکان دغدغه شان معرفت و مرام است و در نهایت قرار است به ورطه شعار بیفتند. آدمهایی که به دنبال اخلاقیات هستند و البته معترض به شرایط اجتماعی که در سالهای گذشته با اعتراضات سیاسی همراه بوده اما اینبار مسئله فسادهای مالی است که به نظر می رسد مسئله بروز تری در دنیای کیمیایی باشد. مشکل بزرگ « قاتل اهلی » را می توان در روایت قصه بیان کرد، بخشی که یکی از نکات ویژه مسعود کیمیایی در دوران فعالیت سینمایی اش بوده است. کارگردانی که همواره قصه جذابی برای روایت داشته و هرچقدر که پرداخت آنان با مشکل مواجه بوده، اما در ذات، قصه فیلمهایش جذاب و تماشایی بوده اند.

اما اینبار کیمیایی حتی قصه جذابی هم برای روایت نداشته است. شخصیت های پا در هوای فیلم کوچکترین کمکی به پیشبرد داستان نمی کنند و پرداخت آنان نیز یکی از بدترین های سالهای اخیر سینمای ایران محسوب می شود. فیلم در روایت قصه پراکندگی های عجیب و غریب و بی انتهایی دارد که چنین وضعیتی از مسعود کیمیایی که تاریخ زنده سینماست و احتمالاً بهتر از هرکس دیگری به سینما مسلط است، غیرقابل باور است. قصه مسعود کیمیایی اینبار بیشتر از هر زمان دیگری آکنده از شعارهای پوچ و خالی است که به نظر می رسد به یکباره در ذهن او شکل گرفته است وی تصمیم گرفته به بهانه آن ، آدمهای ثابت داستان هایش را فرا بخواند و فیلم جدید را پایه گذاری کند.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9017/ghatel_ahli/thumbs/phoca_thumb_l_2.jpg

 دیالوگهای شاعرانه به سبک مسعود کیمیایی که برخاسته از فرهنگ "قیصری " اوست شاید در چند دهه اخیر عاشقان فراوانی داشت اما اینجا در « قاتل اهلی » این دیالوگ ها کوچکترین نشانی از سینمای مدرن را در خود ندارند و به راحتی می توان با شنیدن آنها حتی لبخند زد و به راحتی از کنارشان گذشت. دیالوگ هایی که شاید اگر بصورت دل نوشته منتشر می شدند می توانستند کارایی بیشتر داشته باشند اما استفاده از آنان به عنوان دیالوگ، وضعیت عجیبی به « قاتل اهلی » بخشیده است.

سروشِ فیلم « قاتل اهلی » دقیقاً از همان جنس آدمهای مسعود کیمیایی است که سالهاست به اشکال مختلف توسط بازیگران متفاوت به تصویر کشیده شده. فردی که داعیه اخلاقی دارد و معترض است تا شکل و شمایل یک قهرمان کلاسیک را به خود بگیرد. اما ایراد بزرگ در اینجاست که این شخصیت کاملاً شعاری و به دور از استانداردهای شخصیت پردازی در سینمای مدرن است و بطور عجیبی عقب مانده است. سالهاست که دیگر نمی توان قهرمانی از جنسِ سروش را در سینما باور کرد و به آن دل بست چراکه مخاطب امروز سینما به چیزی بیشتر از شعار نیازمند است؛ نیاز او به پرورش شخصیت و باور اوست نه آنچه که از دهانش خارج می شود.

7090084 78912313

فیلم همچنین یک شخصیت خواننده با بازی پولاد کیمیایی دارد که فستیوال مشکلات فیلم را تکمیل می کند. شخصیت کاملاً زائد و اضافه ای که اتفاقاً با بازی بد و ناامید کننده کیمیایی مشکلات بسیاری را به دوش فیلم اضافه کرده است. استفاده افراطی از موسیقی در جریان داستان و لحظات مرتبط با آن، « قاتل اهلی » را حتی از همان نفس های اندک و آخرش هم می اندازد. شخصیتی که مانند وصله ای کاملاً نااهل، به « قاتل اهلی » پیوند خورده تا قصه و آدمهایش به مراتب ناامید کننده تر به نظر برسند.

اما در این میان نکته مثبتی را هم می توان یافت و آن حضور امیر جدیدی در داستان است که فردی کاملاً متناسب برای قصه های مسعود کیمیایی است. شخصیتی که پس از سالها شکل و شمایل یک لات درست و حسابی را در دنیای مسعود کیمیایی به تصویر کشیده و به نظر می رسد از جنسِ آدمهای محبوب او باشد. جدیدی چیزی شبیه وینست مانسینی قسمت سوم « پدر خوانده » است هرچند که در اجرا شیطنت او را ندارد اما خشونت آدمهای کیمیایی را در خود دارد. در میان انبوه مشکلات « قاتل اهلی » می توان از حضور امیر جدیدی در فیلم لذت برد و او را بر پرده سینما پذیرفت.

image 13951114715 gh111a121

اما وضعیت دیگر بازیگران فیلم چنگی به دل نمی زند. پرویز پرستویی در نقش سروش یکی از بدترین بازیهای چند سال اخیر خود را به نمایش گذاشته است. البته باید گفت که پرداخت شخصیت سروش موقعیت مناسبی برای مانور بازیگر بر جای نمی گذارد و به نوعی، این شخصیت در ذات یک بازی بد از هر بازیگری به جای خواهد گذاشت. وضعیت پولاد کیمیایی هم که در چیزی شبیه به یک بحران عمیق در فیلم است! حمیدرضا آذرنگ و پگاه آهنگرانی هم بازیهای معمولی از خود به نمایش گذاشته اند.

« قاتل اهلی » جایی در سینمای مدرن ندارد. در تاثیر مسعود کیمیایی در شکل گیری سینمای ایران شکی نیست و هرگز نمی توان نقش او را در این سینما انکار نمود اما به نظر می رسد که او اعتقادی به تغییر رویه ندارد و ترجیح می دهد کماکان براساس افکار دوران « قیصر » ، آثارش را ساخته و روانه سینما نماید. سینمایی که سالهاست از بین رفته اما کیمیایی هربار سعی در نبش قبر و استفاده مجدد از آن دارد و هربار هم نتیجه ناامید کننده تر از اثر قبلی است. « قاتل اهلی » در نهایت وضعیتی را در مقابل دیدگان مخاطب قرار می دهد که به سختی می توان نام فیلم سینمایی بر روی آن گذاشت و مولفه های سینمایی را در آن جستجو کرد!

 

 3                                                                     Photo Gallery2

 

 

منتقد : میثم کریمی                                                      

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگرد قانونی می گردد.

به خانواده بزرگ جامعه مجازی مووی مگ بپیوندید

 

نام فیلم : قاتل اهلیghath3iff

کارگردان : : مسعود کیمیایی       

فیلمنامه : مسعود کیمیایی

تهیه کننده : منصور لشگری قوچانی

مدیر فیلمبرداری: فرشاد محمدی

بازیگران :

پرویز پرستویی

پولاد کیمیایی

امیر جدیدی

حمیدرضا آذرنگ

پگاه آهنگرانی

و...

مطالب مرتبط 

دیدگاه‌ها

+2

arian

یکی از بهترین راهها برای مطرح شدن و دیده شدن منتقدهای بی نام و نشان و ضعیف و تازه کار ،انتقاد از فیلمهای آقای کیمیایی، خصوصا با همین عنوانهای «دور بودن از سینمای مدرن» و «مدل قدیمی» و اینهاست. منتقد جان ! شاید اینجوری کمی زودتر معروف بشی... اما نهایت، چیزی میشی شبیه فراستی !
+7

فريد

از ديدن فيلم سردرد گرفتم ! نه بخاطر فيلمنامه يا بازي هنرپيشه ها !!! بلكه بخاطر اينكه موضوعي كه داشت روايت ميشد بخشي از واقعيت جامعه كنوني ست كه پشت پرده چقدر فساد مالي و ... هست كه خيلي هاش هم ربط داره به كسانيكه اسم مسئول رو خودشون گذاشته اند !
آيا اين فيلم سرآغاز آگاهي و اطلاع رساني براي عموم بود كه كاري بكنند؟
يا روايت حقايقي بود كه عموم به اين روند عادت كنند و بع اصطلاح بپذيرند كه همينه كه هست ؟!
در هر صورت فيلم وسيله اي براي انتقال اطلاعاتي بود كه بيننده لازمه خودش به تنهايي قضاوت كنه و براي خود و جامعه كاري كنه يا نقش انفعالي رو انتخاب كنه !!!

سپاس
+4

رزیتا

فیلم خوبی بود اما نقد خوبی نبود. اصلا نمی فهمم منظورتون از سینمای مدرن چیه! هر فیلم برای خودش سبکی هست و اگه این سبک به نظر ما آشنا نباشه و بهمون نچسبه دلیلی بر این نیست که فیلم بدی باشه. به نظر میاد نقد در سینمای ایران به عضوی کارشکن تبدیل شده و کاری برای بهبود انجام نمیده. منقدهای انعطاف ناپذیر ما هم فقط بر اساس مطالب محدودی که در کتابها خوندن مطلب می نویسند و در ضمن احساس شخصیشون به خوبی در نقد به چشم میخوره.
-7

حسین

تحلیل جامع و کاملی بود
یکی از ضعیف‌ترین فیلم‌های کیمیایی بود
نکته برجسته فیلم فقط بازی جدیدی بود
-9

سپیده

به اعتماد اینکه پرستویی در فیلم بد بازی نمیکنه به دیدن فیلم رفتم ولی اصلا خوشم نیامد. شخصیتها از اصلی گرفته تا نقشهای کو چک، عین مهره های شطرنج فقط بازی می کردند (چه خوب چه بد) هیچی ارتباطی باهاشون برقرار نمیشد. انگار تو هوا ول بودن. دیالوگها دلنشین و تاثیر گذار نبودن. نقش مرامی امیر جدیدی منو یادفردین و بهروز تو فیلم فارسی مینداخت و خیلی از مد افتاده بود. پگاه آهنگرانی که کلیشه شده تو نقش دخترهای افسرده و گریان. پرستویی و پولاد کیمیایی یه لحظه آروم‌ و منطقی بودن و در دیالوگ‌ بد ناگهان فریاد میکشیدن. کلا فیلم‌ خوش ساختی نبود.
+10

پوریا

شاید از نظر سینمایی مشکلات بسیاری داشته باشه بخشیش هم قطعا مربوط به سانسور و دخالت های قوچانی تهیه کننده بوده ، ولی دید اجتماعی کیمیایی که بی واسطه از مردم فیلم میسازه و پیش بینی ها و دقت نظرش هم معمولا درسته.
دیالوگ مورد علاقه ی من:
نفر سوم تفنگشو در اورد و گفت ، دوران آس و شاه گذشته دوره ی اسلحست :)
+9

مژگان

تعصبی روی هیچ کارگردانی ندارم و برخی از کارهای کیمیایی را نیز نپسندیدم ولی دیدن این فیلم برایم بسیار دلچسب بود . بازی همه قوی بود بخصوص پرویز پرستویی و امیرجدیدی . واقعیات جامعه به شکل بسیار ملموسی نشان داده شد . به نظرم یکی از بهترین کارهای کیمیایی است
+8

منا

قاتل اهلی.....
دیدنش خالی از لطف نیست
بستگی به سلیقه شخصی شما در فیلم و فیلم دیدن داره
بازی اقای پرستویی خوب بود
امیر جدیدی عالی
پگاه اهنگرانی ففط نقش یک دختر ک همش درحال گریه وناراحتی و قرص بود رو داشت و افتضاح!
از اون افتضاح تر پولاد کیمیایی!
کاش داستان عاشقانه روایت نمیشد توی این داستان و فیلم!
ولی در کل برای بعضی حرفها جالب بود....


فقط مسئله ای ک برای من پیش اومد اقا نور در داستان که اینهمه به اصطلاح خودش حواسش به همه چیز بود و قبل از وقوع جرم حتی! از جرم خبر داشت! چجور گذاشت اخر داستان اون بشه!؟؟؟
راستی پسر اقای سروش در هامبورگ چیشد؟؟؟؟ سرنوشتش چی شد؟
+8

حمید

به نظر من بازی استاد پرستویی به عنوان یه بازیگر پر انژری نباید نادیده گرفته بشه .ایشون تمامی بازیهاشون واقعا در نقش مورد نظر قرار میگیره و با تمام وجود حس فردو انتقال میده .درود بر اینچنین بازیگرایی
+13

مصطفی

من فیلمو دیدم خوبه به دیدنش می ارزه
من حوصله عشق های فانتزز رو ندارم ولی هیچ فیلمی هم ندیدم که براز اینکه داستان رو لطیف نکنه ازش استفاده نکنه دوستانی که تا پرده کشیدن فیلمو دیدن باید بگم که بعد هم داشت و بعد از یک دعا حاجی هم ترور میشه زود پانشید برید :cry:
-10

عباس

آقایون ما کاری به هنر و دوربین و تکنیکیه سینمایی نداریم.
اصلا فیلم کشش نداشت چون فیلمنامه خوب نبود ،
فیلم یه کمی حرف داشت که اونم همه میدونن چیز تازه ای نبود ، جناب کیمیایی اگه میخواین حرف تکراری بزنید حداقل روش کار کنید که جذاب باشه
-، در حد 50کیلو البالو بود فقط کمدی نبود.

به جرات میگم وقتی میگیم کیمیایی ساخته بعد فيلمو میبینیم
باورتون نمیشه
فاجعه بود
+13

سپند

اين فيلم واقعيت تمام بود،هر كسي دركشو نميتونه داشته باشه،اين فيلم حرف از سياست سران ميزد
-12

فرزین

من همین الان سینمام و دارم میبینیم
حیف پول و حیف وقتتون که واسه این فیلم گذاشته شه
هرچقدر که از دیدن قیصر لذت میبرم و بعد از حدود چهل سال واسه کیمیایی دست میزنم از این فیلم بدم میاد...
+20

زهره

به نظر بنده یکی از بهترین فیلمهایی بود که دیدم و به دلم نشست. و به تمام اطرافیانم توصیه کردم که برن ببینن. موضوع فیلم ، بازی زیبای جناب پرستویی ، آقای جدیدی و ... وهمه و همه برای من جذاب بود و اینکه برداشت پایان فیلم به عهده خودم نبود ا همه بهتر بود. :-) :-) :-)
+16

بیتا

کاش ایران دو تا منتقد کار درست و صالح داشت ، اونوقت سینمای ما به این روز نمی افتاد. منتقدای ما فقط با هرچی که در جریانه پیش می رن و حتی نمی تونن درست رو از غلط تشخیص بدن و انقدر غرق نادرستی ها شدن که هیچی رو نمی بینن. برای سینمای بهتر داشتن باید منتقدای خوبی داشت و حالا این منتقدا هی واسه اصغر فرهادی کف بزنن! اگه فرهادی اسکار نگرفته بود ، اینا هیچی نمی گفتن. اگه همین اصغر فرهادی جایزه نمی گرفت ، اینا نمی تونستن درستی کارِ این آدمو ببینن.شما آدمای بزرگ ایران رو نمی بینید. حتما آقا مسعود باید بره جایزه بگیره که بفهمینش؟ واقعا خیلی بی سوادید.آقا کیمیایی نیازی نداره بره اسکار و سیمرغ و ...بگیره . ایشون بیشتر از همه جریانای ایران رو تشخیص میدن. یه کم مطالعه کنید منتقدای بی سواد و بی سرو ته گو!
+23

رنگین کمان

من که دو روز پیش دیدم فیلم قشنگ و خوبی بود،بر عکس فیلمهای سبک و بی معنی امروزه،با این که نسل جدیدم ولی با این سبک :کار خیلی هیجان زده شدم! دست مریزاد کیمیایی بزرگ
+21

حسین

هر به اصطلاح منتقدی برای اینکه اسم خودش را سر زبان ها بی اندازد از استاد کیمیایی انتقاد میکند
کیمیایی فیلم خودش را میسازد هرکسی خوشش نمی اید نبیند
+24

زهره

آقا مسعود کیمیایی، دوستت داریم. مثل همیشه ستاره اید.
با این فیلم دوباره برگشتید.
وقتی جسدهای شیشه ای رو می خوندم، دوست داشتم فیلمهاتون بازم برگرده به گذشته و مثل کتابهاتون باشه .عالی بودید. دیالوگا مثل همیشه.شما از نظر من عشق و سیاست و زن رو بیشتر از همه بلدید.
اگه ایران یه جامعه شناس، یه فیلسوف داشه باشه، اون شمائی.سیاوش، بهمن، مهتاب و جلال...همه و همه واسه نسل امروز بودن.تو رئیس، محاکمه در خیابان شاید یه کم حرفاتون، قهرمان هاتون از واقعیت امروز دور بودن.هر چند اونها هم یه دنیا حرف داشتن واسه گفتن.
هرچند خودتون گفتید این فیلم شما نبود، اما ، چرا ؛بود. کی میتونه مثل شما بنویسه.
شماز از زمانه انقدر جلوترین که حق بدید، خیلی ها نفهمنتون.
مخلص شمائیم تا همیشه...
-19

قوامی

دیروز فیلم را دیدم و بسیار سعی کردم دوستش داشته باشم اما نشد .دلم برای سرب ودندان مار تنگ شد
-25

مصطفی

فیلم ناامید کننده و خسته کننده ای بود..همچین انتظاری نداشتم با این کارگردان و بازیگرهاا
-25

فرزانه

کاش یکی به کیمیایی بگه داداش شما دوره ات تموم شده. برو یه ا استراحت کن :-|
-15

ارتمیس

فیلم حدود ۲ ساعت بود و تقریبا از دقیقه ۴۰ به بعد نه تنها جذابیتی نداشت، حتی سر درد هم گرفتیم.
وجود خانم لعیا زنگنه اون وسط چی بود؟ میخواست بگه حتی ایشونم صیغه ای دارن؟ وسط بدبختی‌هاش دنبال دوغ محلی بود؟ :o
پولاد کیمیایی ۱ کلمه... فاجعه بود! ۳ تا اهنگ خوند، مگه خوانندست که ما مجبوریم ۱۰ دقیقه از فیلم رو به صداش ایشون گوش بدیم!
کلا هم ربطش به فیلم مسخره تر از خانم زنگنه بود..
نقش اقای نور در فیلم.. که تو خونش تابلو مصدق داشت چی بود؟
عکس مصدق اون وسط که چی؟
دیالوگا همش افرای و تهوع اور و بزرگنمایی که نه داستان تخیلی بود!
خیلی مسخره نیست شما زندانی باشی بعد وسط بدبختی قران بخونی؟
بابا بخدا اینا تخیلیه، سوپرمن منطقی تره تا این حرفا...
مامان بابای بهمن چی کاره بودن؟
اخر فیلم پرده رو کشید که بگن رفتن دوستان هم خواب شن!؟
افتضاح
حیف پول
حیف وقت
+29

حسین جحیزی

به هر حال با همه حرفهایی که زده شده و زده میشه کیمیایی یک برند برای سینمای ایرانه و تقریبا تمام سوپراستارهای سینمای ایران آرزوشونه که اسمشون تو تیتراژ کارهای این مرد بیاد
-17

متین

ازآقای کیمیایی بیش ازاین ها انتظار داشتم.دغدغه کارگردان در این فیلم خوب بود وبازیگرها عالی بودند اما فیلمنامه ضعیف ونچسب بود.ومدل گفتگوها برای این فیلم نچسب تر.سانسور بیداد می کرد اما با این صحنه های بی مورد واضافی هم کم نبود.در کل اصلا حس خوبی ازتماشای این فیلم نداشتم.
-15

sohel

به نقل از هایکو:
این منتقد محترم بسیار از مرحله پرت افتاده هی میگه سینمای مدرن و نمیداند که سینما خود محصول مدرنیته است.این فیلم برای اولین بار از تدوین به شیوه ایزنشتین بهره برده که در سینمای ما یکه است.

من فیلم ندیدم اما چیزی که فکر کنم تو متن منظور نویسنده بوده اینه که سینمای کنونی سینما نه معنی که شما اشاره کردید!
در مورد بخش دوم نظرتونم باید بگم که کیمیایی مثل خودش همیشه یه سری افراد رو داشته که هرچیزی تو فیلماش میدیدن میگفتن یا برگمانه یا ایزنشتاینه یا اورسن ولزه یا..... هیچوقتم قبول نمیکنن سینماش تاریخ گذشته هست
تعصب چشمارو کور میکنه متاسفانه
+7

هایکو

این منتقد محترم بسیار از مرحله پرت افتاده هی میگه سینمای مدرن و نمیداند که سینما خود محصول مدرنیته است.این فیلم برای اولین بار از تدوین به شیوه ایزنشتین بهره برده که در سینمای ما یکه است.
+18

کاوه سادات

نقد مزخرفی بود.شما هنوز تعریف درستی از سینمای مدرن هم ندارین.خیلی از جیزها قدیمیش قشنگتر و دلچسب تره.بنظرم جزو بهترین فیلمای کیمیایی بعد از انقلاب بودفقط میتونست نقش پولاد رو کمتر کنه
+42

reza

برای مایی که حالمان از سینمای مزخرف آپارتمانی رایج در سینمای بی ژانر ایران به هم می خورد تماشای قاتل اهلی دلچسب بود. کشته مرده کیمایی نیستم ولی همین که فیلمش بر خلاف کلیشه های مرسوم اینروزهای سینمای ایران که آدم ها را میچپانند در یک خانه گاهی بد هستند و گاهی انقدر باسمه ای خوب هستند که تجاوز هم بهت بکنند نهایش سیلی بزن و بگو بخشیدم باید کیمیایی را تحسین کرد به خاطر جستارش که دردش در مردم است، در لا به لای فیلمش نخوانده و ندانسته ارجاع های به اسامی مثل هگل و چخوف و غیره ندارد تا مثلا هنری جلوه کند، بعضی کارگردان ها هر چرندی بسازند عینک گردزنان کافه نشین چشم بسته به به می کنند ولی تا صحبت از کیمایی می آید پیف پیف می کنند که بیات شده و چاقو دارد!

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی

جستجو