آخرین نظرات بازدیدکنندگان

RSS

آخرین فعالیت های جامعه مجازی

  • زمان خط است نه دایره!
    دایره نیست که دوباره برگردد...چه ایده بدی بود گرد ساختن ساعت!
    احساس می کنی همیشه فرصت تکرار، است :قرار بوده ۸ صبح بیدار بشی و می بینی شده ۸ و ربع .
    میگی : اشکال نداره تا ۹ میخوابم بعد بیدار میشم!!
    قرار بوده امشب ساعت ۹ یک ساعتی رو صرف مطالعه کتاب کنی، می بینی کتاب نخونده ۱۰ شده
    میگی : اشکال نداره فردا شب ساعت ۹ می خونم.
    ساعت دروغ می گوید .دروغ!!!!!زمان بر گرد دایره نمی چرخد!
    ایده ساختن ساعت به شکل دایره، ایده جادوگری فریبکار بوده است!ساعت خوب، ساعت شنی است!هر لحظه به تو یادآوری می کند که دانه ای که افتاد دیگر باز نمی گردد.
    اگر روزی خانه بزرگی داشته باشم، به جای همه دکورها و مجسمه ها و ستون ها، ساعت شنی بزرگی برای آن خواهم ساخت و می گویم در آن آنقدر شن بریزند که تخلیه اش به اندازه متوسط عمر یک انسان طول بکشد. تا هر لحظه که روبرویش می ایستم به یاد بیاورم که زمان «خط» است نه «دایره
    profile 1 روز پیش
  • friends keyvan وhanieh اکنون باهم دوست هستند
  • گاهي وقتا دادن يه شانس دوباره به كسي ، مثل دادن گلوله اضافست...
    براي اينكه براي بار اول خوب نتونست تو رو هدف بگيره...
    profile 2 روز پیش
  • در نهان خانه کوچه پس کوچه های ذهنم سیر کردم و به کوچه بن بستی رسیدم و گفتم خداوند مرا برای چه خلق کرده است.
    تمام نقاط تاریک زندگی ام را مرور کردم, غبار از چندین نقطه رنگی عشقناکم شستم و باز ندانستم خداوند مرا برای چه خلق کرده است.
    در گلوگاه حرفهای ناگفته ام و در چهارسوی ابعاد لا یتناهی, روح را سوق دادم و نفهمیدم خداون مرا برای چه خلق کرده است.
    نگاهم را به زمین , چشمانم را به آسمان و گوشهایم را به ندای تو و زبانم را به ورد شبانگاهی دوختم و باز ندانستم که خداوند مرا برای چه خلق کرده است.
    گلهای بنفش کبود به رنگ ضربان نبودنت
    گلهای سرخ به رنگ خون از دست دادنت
    گلهای سپید به رنگ تسلیم شدن هایم را پیش کش همانی کردم که لحن اعدامش را تو صادر کرده بودی اما باز ندانستم که خدا مرا برای چه خلق کرده است
    profile 3 روز پیش
 

نقد و بررسی فیلم Moneyball ( مانیبال )

( 5 رأی )
4.2

هنگامی که فیلمی ورزشی اکران می شود چندان به آن اهمیتی نمی دهم چون اغلب این فیلمها شعاری هستند و همه ما می دانیم که در انتهای فیلم قرار است11 بازیکن نخاله تیم تبدیل به یک قهرمان بی نظیر شود!. « مانیبال » نیز فیلمی است که حول و حوش ورزش نه چندان جذابی به نام بیسبال می چرخد. اما « مانیبال » برخلاف ظاهرش، ارتباطی به بازی بیسبال ندارد و هرآنچه که در پشت پرده این ورزش می گذرد را به تصویر کشیده است. این فیلم براساس کتابی با عنوان " مانیبال : هنر پیروزی در یک بازی غیرمنصفانه " ساخته شده است. این کتاب درباره شخصیتی واقعی به نام بیلی بین بود که می توان گفت با مدیریت عجیب و غریب خود توانست از تیم تقریباً منحل شده اوکلانداز، تیمی پدرقدرت بسازد که کمتر کسی می توانست به آسانی آن را شکست دهد. وی هم اکنون نیز در لیگ بیسبال آمریکا فعالیت می کند و یکی از محترم ترین افراد حاضر در این ورزش به حساب می آید.

 

تیم بیسبال اوکلانداز (Oakland A's ) دچار بحران شده و به نظر می رسد که در لیگ جاری بیسبال در آمریکا نمایش ناامید کننده ای از خود نشان خواهد داد. بیلی بین ( براد پیت ) مدیر کل این تیم است. تیم او در عین شایستگی و موفقیت هایی که در لیگ بیسبال بدست آورده بود، به دلیل مشکلات مالی فراوان مجبور به فروش بازیکنان ستاره خود شد؛ بطوریکه اکنون تیم او هیچ نشانی از گذشته درخشانش ندارد. اما بیلی فکر تازه ایی در سر پرورانده است، او قصد دارد تا بجای بازیکنان حرفه ایی لیگ، جمعی از بازیکنان آماتور را به عضویت تیمش درآورد و با آنها در لیگ بیسبال شرکت کند!. با شنیده شدن این خبر توسط تیمهای دیگر ، همه مربیان و مدیران اعلام می کنند که بیلی بین دچار نوعی جنون شده و بهتر است که خود را به دکتر نشان دهد!. هیچکس نمی داند که هدف بین از جذب این بازیکنان آماتور چیست اما بزودی پی می بریم که او با کمک فردی به نام پیتر براند ( جوناه هیل ) با ترسیم آمار و ارقام دقیق ریاضی و کاربرد آن در نوع بازی بازیکنان ، قصد دارد تا طوفانی در لیگ بپا کند و...

 

« مانیبال » درباره تمام اتفاقات پشت2 صحنه باشگاه اوکلانداز در اواخر دهه ی 90 است. این فیلم با وسواسی مثال زدنی موفق شده تا تمام اتفاقاتی را که در آن سال رویایی برای تیم اوکلانداز رخ داد را به تصویر بکشد. « مانیبال » ابتدا به گذشته بیلی بین می پردازد و به نوعی گذشته او را برای تماشاگر روشن می کند ، سپس به زمان حال برمی گردیم و او را در موقعیتی نامناسب از لحاظ کاری می بینیم و اینجاست که قصه اصلی فیلم آغاز می شود. خودم می دانم که نباید از جزییات ورزش بیسبال برای شما خوانندگان ایران بنویسم چون علاقه ایی به این ورزش خواب آور ندارید! بنابراین به دیگر ابعاد این فیلم می پردازم. ابتدا اجازه دهید مختصری درباره نحوه مطرح شدن بیلی بین بگویم :

 

بیلی بین سابقاً خود بازیکن بیسبال بود اما بعداً ترجیح داد تا به عنوان مدیر در این ورزش حضور داشته باشد. او در اواخر دهه ی 90 با تیم اوکلانداز کاری را انجام داد که در اصطلاح فارسی آن را کار شاق انجام دادن می گویند. او با استفاده از سیستمی که به آن Sabermetrics می گویند ( معادل درست و حسابی در فارسی ندارد ) توانست در اوج بحران مالی تیمش ، تمام قدرتمندان لیگ بیسبال را از میان بردارد و نام خود را در این باشگاه جاودانه کند. فیلم « مانیبال » اما کاری با نحوه بازی بازیکنان تیم ندارد و کاری هم ندارد که کدام ستاره باعث موفقیت اوکلانداز شد، بلکه تمام تاکید فیلم بر زندگی شخصی بیلی و و روابطی  کاری اوست که او در آن سالها به واسطه آن توانست به موفقیتی عظیم دست پیدا کند. زندگی بیلی بین در فیلم « مانیبال » به 2 بخش تقسیم می شود، بخش اول زندگی خانوادگی اش  و بخش دوم زندگی کاری اش. در بحث خانه و خانواده « مانیبال » چندان درخشان نیست. به نظرم به دلیل آنکه خود بین چندان مایل نبوده تا جزییات زندگی شخصی3 اش به فیلم آورده شود این بخش دچار ضعف های فراوانی شده. اما در بحث زندگی کاری ، « مانیبال » قدرت روایت فوق العاده ایی دارد. در این بخش تمام رفتارهای حرفه ایی بیلی بین زیر ذره بین رفته و شما می توانید با تماشای « مانیبال » به راحتی به تمام ابعاد زندگی حرفه ایی وی پی ببرید. مطمئنا به تصویر کشیده شدن رابطه آنالیزور تیم به نام پیتر براند ( البته این شخصیت واقعی پاول دیپودستا نام داشت اما او به دلائل شخصی حاضر نشد تا از نامش در این فیلم استفاده شود ) که نقش او در پیروزهای تیم انکار ناپذیر است، با بیلی و  دیالوگ هایی که بین این 2 رد و بدل می شود، اصلی ترین دلیل برای تماشای فیلم است. حضور آلن سورکین به عنوان فیلمنامه نویس در این فیلم سبب شده تا دیالوگ های تیز و نیش داری بین شخصیت های فیلم رد و بدل شود و به خودی خود یک کلاس فیلمنامه نویسی برای علاقه مندان باشد. البته باید بگویم که درک کامل صحبت های این 2 مستلزم داشتن اطلاعات لازم در ارتباط با دنیای بیسبال است. مدیر تیم اوکلانداز که فیلیپ سیمور هافمن نقش آن را ایفا می کند یکی دیگر از شخصیت های جذابی است که البته مدت زمان بسیار کوتاهی در فیلم حضور دارد. به نظرم می شد مدت زمان حضور این شخصیت دمدمی مزاج در فیلم بیشتر باشد چراکه وجود او باعث می شد تا ذهن تماشاگر کمتر به سمت بازی بیسبال برود.

 

« مانیبال » جشنواره ایی از بهترین بازیگری هاست. براد پیت در نقش بیلی بین در این فیلم فوق العاده است. من به راحتی می توانم این را بگویم که پیت با این حضور مقتدرانه می تواند یکی از گزینه های اصلی برای کسب اسکار 84 باشد. پیت چنان بازی درخشانی در نقش بیلی بین مصمم ایفا کرده که همه طرفدارانش بازی خوب او در فیلم « درخت زندگی » را فراموش کرده اند. دیگر بازیگر درخشان فیلم جوناه هیل است. جوناه هیل را سالهاست که در فیلمهای تینیجری می بینیم و می توانم بگویم کمتر طرفدار فیلمهای تینیجری هست که او را نشناسد!، جوناه هیل در این فیلم برخلاف رویه گذشته اش در نق4شی جدی و چالش برانگیز حضور پیدا کرده و اتفاقاً بسیار هم در این نقش قابل قبول است. البته جوناه در این فیلم با یک مشکل بزرگ روبرو بوده و آن اینکه وی در اغلب سکانس ها با براد پیت همبازی بوده و زمانی که هم پیت در صحنه حضور داشته، تمرکز دوربین بر روی وی بوده و بازی هیل کمتر به چشم آمده است، با اینحال او بهترین بازی خودش در چند سال اخیر را ارائه داده. فیلیپ سیمور هافمن هم به مانند همیشه درخشان و سرحال است. هافمن اگرچه مدت زمان بسیار کوتاهی در فیلم حضور دارد اما در همین مدت زمان کوتاه، با قدرت در صحنه حاضر می شود. اما رابین رایت نتوانسته چندان در این فیلم کاری از پیش ببرد. او در این فیلم نقش همسر سابق بین را ایفا می کند اما با توجه به آنکه فیلم بیشتر بر روی زندگی کاری بیلی بین تمرکز کرده، این بخش از فیلم با حضور رایت ضعف های پرداختی زیادی دارد. در بخش زندگی خصوصی بین ( منظورم همان زن و بچه است! ) تنها رابطه بین با دخترش است که تماشاگر را از خود نمی راند.

 

« مانیبال » فیلم بسیار خوبی است اما به شرط آنکه بازی بیسبال و تاریخچه و اتفاقات آن را به خوبی بشناسید. این فیلم اگرچه حول محور زندگی شخصی بیلی بین در جریان است اما بهرحال تمام دوران زندگی وی ( گذشته و حال ) در بازی بیسبال و اتفاقات پیرامون آن گذشته که این قضیه ممکن است برای تماشاگر بی تفاوت به ورزش بیسبال خسته کننده باشد. اما اگر بحث ورزش را از این فیلم جدا کنیم و تنها به زندگی شخصی بیلی بین و روابط وی با آدمهای اطرافش دقت کنیم ، « مانیبال »  می تواند حرف های زیادی برای گفتن داشته باشد.4_star

 


 

منتقد : میثم کریمی 5

کپی برداری از مطالب سایت تنها با ذکر دقیق لینک سایت MovieMag.IR و نویسنده مطلب مجاز است.

به جمع طرفداران مووی مگ در فیس بوک بپیوندید

 

 

مانیبال - Moneyball

کارگردان : Bennett Miller

نویسنده : Steven Zaillian ، Aaron Sorkin

بازیگران :

Brad Pitt ... Billy Beane

Jonah Hill...Peter Brand

Philip Seymour..Art Howe

Robin Wright ...Sharon

و...............

ژانر : بیوگرافی - درام

درجه سنی :   PG-13 ( مناسب برای افراد بالای 13 سال)

زمان : 133دقیقه

نظرات   

 
+2 #5 A.M.M.H 1390-10-21 17:34
راستي براد پيت تهيه كننده ي فيلم بود اينو مي دو نستيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟ :eek: :eek: :eek: :eek: :eek: :eek: :eek:
بازگو کردن
 
 
0 #4 عالم 1390-07-09 12:05
رامین جان آرت ها آدمه نه باشگاه :lol:
بازگو کردن
 
 
0 #3 تیپا 1390-07-09 09:17
الیته اقا مربی هم می گن توی ورزش بیسبال! اگه 4 تا بازی بیسبال دیده باشید متوجه می شید شکل مربی و مدیر توی این بیسبال چجوریه. البته کلمه مربی درست تریه
بازگو کردن
 
 
0 #2 ramin 1390-07-08 22:30
فیلیپ سیمور هفمن مدیر باشگاه آرت ها است !:))))))))چقدر سوتی ترجمه دارید شماها
.........................
مووی مگ : از توجه شما سپاسگزاریم. متاسفانه این مشکل به دلیل اشتباه یکی از اعضای بخش پشتیبانی به وجود آمد. در متن آقای کریمی اشاره شده بود که سیمور هافمن « مدیر باشگاه ورزشی اوکلاند آتلتیک است » اما در تصحیح متن متاسفانه از کلمه " مربی " به جای " مدیر" استفاده شد که در همینجا از شما و آقای کریمی پوزش می خواهیم.
لازم به ذکر است که متن های قرار گرفته در سایت به هیچ عنوان ترجمه نیستند.
ممنون از دقت شما ( جناب رامین ) در بررسی متن. امیدواریم این عدم هماهنگی ها در ادامه راه به کمترین میزان ممکن برسد.
بازگو کردن
 
 
-3 #1 ali123 1390-07-06 13:34
سلام.اول بگم که خسته نباشید.دوم اینکه درجه این فیلم pg-13 است.سوم اینکه نوشتید ٌمنتقدٌ که بعید میدونم کلمه مناسبی برای شما باشه٬گرداورنده یا مترجم بنظرم مناسب تره.
....................
مووی مگ : با تشکر از شما دوست عزیز.درجه بندی سنی اصلاح شد!
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه کردن

آخرین مطالب
Google+