آخرین نظرات بازدیدکنندگان

RSS

آخرین فعالیت های جامعه مجازی

  • . چه برخاد عبدي كه اولين كارش بود . چه تام هنكس كه با كوله بار تجربه يك نقش آفريني عالي توي اين فيلم داشت و خاطره ي بازي هاي خوبش رو زنده ميكند . تام هنكس توي اين فيلم هم خيلي خوب تماشاگر رو با خودش همراه ميكند و تا‌ آخر فيلم ميكشاند وجايي كه فرياد ميزند بس است وتمامش كنيد حرف دل تماشاگر را مي زند و وقتي هم كه در پايان فيلم اشك ميريزد و دچار لكنت مي شود ، تماشاگر هم با او همراه ميشود . مانند فيلم هاي دور افتاده وفيلم كمتر ديده شده ي ترمينال كه تماشاگر آن جا هم با او ميخندد و گريه ميكند .
    بله ، كاپيتان فيليپس فيلم خوبي است و هيچ كس از ديدن آن ضرر نخواهد كرد . و امتياز من هم به فيلم 8 از 10 است
    photos 2 ساعت پیش
  • موارد زيادي هستند كه آدم رو مجاب به ديدن يك فيلم مي كنند مثل پوستر و تريلر و توصيه هاي دوستان و ... . پوستر دو فيلم هم سال قبل من رو مجبور به ديدن آن ها فارغ از نام هاي پشتشان كردند . يكي فيلم خوب جاذبه بود و ديگري هم كاپيتان فيليپس كه اين مورد هم فيلم خوبي است و من كه از ديدن هيچكدام ناراضي نيستم .
    كاپيتان فيليپس فيلم خوبي است چون كارگردان خوب و كار بلدي دارد . اصولا فيلمي كه دزد دريايي اونم از نوع سوماليايي دارد نياز به يك اكشن خوب دارد و كسي هست كه اكشن سه گانه بورن رو نپسندد . شايد دوربين رو دست فيلم اذيت كند ولي اين دليل نمي شود كه كل كار را زير سوال ببريم .
    كاپيتان فيليپس فيلم خوبي است چون فيلمنامه خوبي دارد . فيلمنامه خوبي كه به خوبي از روي يك كتاب خوب اقتباس شده و به خوبي به تصوير كشيده شده . البته در اواسط فيلم ، داستان كمي از ريتم ميفتد ولي اين هم دليل نمي شود كل فيلمنامه را زير سوال ببريم .
    كاپيتان فيليپس فيلم خوبي است چون كارگردان خوبي دارد ، چون فيلمنامه ي خوبي دارد و در خوب جايي اتفاق ميفتد ( كشتي ) .اما قطعا برگ برنده ي فيلم بازيگران خوبش بودند .
    groups.wall 2 ساعت پیش
  • هژبر جان نفر بعدی کیه که باید انتخاب کنه فیلم رو؟
    groups.wall 3 ساعت پیش
  • اسم کاپتان فیلیپس که عنوان فیلمه شاید تو ذهن من ـ مخاطب این فکر رو رسوند که فیلمی میبینم با یک قهرمان... که با تیزهوشیش تونست کشتی رو از دست دزدان دریایی نجات بده... اما این طور نبود... کاپتان فیلیپس قهرمان نیست... یک انسان معمولی و به شدت احساساتیه... هرچند بر اساس داستان واقعی ساخته شده بود اما نتونست از نظر سینمایی من مخاطب رو راضی کنه... فیلم متوسطی بود به نظرم که داستانشو تعریف میکنه... همین.... و تنها قوت فیلم همون بازی تام هنکس و سکانس پایانیه.
    امتیاز من به فیلم : 6
    groups.wall 3 ساعت پیش
  • خوب منم دیدم این فیلم رو و لذت بردم ازش ، راستش اولش به نظرم فیلم معمولی با روال کند و خیلی تجاری به نظرم اومد و حتی عجیب از این نظر که چرا تام هنکس بازی توی این فیلم رو قبول کرده اما وقتی صحنه اخرش یعنی گریه در حال مداوا رو دیدم فهمیدم هیچ کسی نمیتونست به خوبی هنکس اونو ایفا کنه در پایان باید بگم من به فیلم نه بلکه به تام هنکس امتیاز 8 از 10 میدم راستی بازی موسی هم عالی بود
    groups.wall 4 ساعت پیش
 

نقد و بررسی فیلم هفت روانی ( Seven Psychopaths )

( 18 رأی )
4.3

مارتین مک دونا کارگردان با سابقه ای در سینما به حساب نمی آید و تاکنون تنها موفق به ساخت یک فیلم شده است. تنها ساخته سینمایی وی فیلم1 « در بروژ / In Bruges » می باشد که در سال 2008 اکران شد و یکی از موفق ترین فیلمهای سال به شمار می رفت که فیلمنامه قرص و محکم اش کماکان یکی از بهترین های سینما در دهه ی اول قرن بیست و یکم به حساب می آید. « در بروژ » موفقیت های زیادی را نصیب مک دونا کرد و وی موفق شد تا بخاطر نگارش فیلمنامه « در بروژ» در آن سال از طرف آکادمی اسکار در رشته بهترین فیلمنامه کاندید دریافت اسکار شود اما موفق به دریافت آن نشد. حال مک دونا پس از 4 سال با فیلم « هفت روانی/ Seven Psychopaths » که اینبار هم خودش به تنهایی نگارش فیلمنامه و کارگردانی آن را بر عهده داشته به سینما بازگشته است و انتظار می رود که فیلم جدیدش در پایان سال به عنوان یکی از بهترین کمدی های سال برگزیده شود. داستان « هفت روانی » بدین شرح است :

مارتی ( کالین فارل ) نویسنده ای الکلی است که به تازگی قصد نوشتن فیلمنامه ای جدید در سبک تریلر را دارد . نامی که او برای فیلمنامه اش برگزیده، « هفت روانی » است اما خودِ مارتی هم دقیقاً نمی داند که چطور باید این هفت شخصیت را خلق کند یا اصلاً آنها به چه دلیل روانی هستند! از اینرو، دوست عجیب و غریبِ مارتی به نام بیلی ( سام راکول ) تصمیم می گیرد تا به مارتی در راه یافتن سوژه هایش کمک کند. شغل بیلی و همکارش هانس ( کریستوفر والکن ) این هست که سگهای مردم که خیلی برایشان عزیز است را بدزدند و بعد از چند روز که صاحبان آنها برای یافتن سگهایشان جایزه تعیین می کنند، آنها را نزد صاحبانشان بازگردانند و جایزه نقدی را دریافت کنند! اما در یکی از این " سگ دزدی ها " ، آنها سگِ متعلق به یک گنگستر بسیار خطرناک به نام چارلی ( وودی هارلسون ) را می دزدند که یک دیوانگی محض به حساب می آید. چارلی دیوانه وار عاشق سگ خودش هست و حتی به نظر می رسد آن را از جان خودش بیشتر دوست دارد و مصمم هست تا هرکس را هم که باعث بوجود آمدن این وضعیت شده از بین ببرد.

در عین حال بیلی به منظور پیدا کردن سوژه2 های مارتی برای خلق شخصیت های داستانش، یک آگهی در روزنامه ای محلی با این مضمون به چاپ می رساند که وی به دنبال چند آدم " روانی " می گردد! و...

مارتین مک دونا در ساخته قبلی اش یعنی « در بروژ » موفق به خلق فیلمنامه ای به شدت جذاب و محکم شده بود که تحسین بی چون و چرای تمامی منتقدین را به همراه داشت. « هفت روانی » را می توان از لحاظ فرمول ساخت تا حدودی پیرو « در بروژ » دانست. مک دونا در « هفت روانی » بار دیگر به سراغ سوژه محبوب خودش یعنی دنیای گنگسترها رفته و بار دیگر موفق شده تا داستان خشن و پر التهاب گنگستری اش را در فضای کمدی سیاه به تصویر بکشد. البته خوشبختانه مک دونا اجازه نداده تا سوژه جذابش با توسل به موقعیت های کمدی نازل تبدیل به اثری سطی و کم عمق شود. سوژه ای که مک دونا اینبار برای روایت داستان گنگستری اش برگزیده است، به مراتب بارِ کمدی بیشتری به نسبت ساخته پیشین اش دارد. اینبار بر خلاف « در بروژ » ما تنها به داستان گنگسترها و دنیای متفاوتشان از مردم عادی مواجه نیستیم، در این فیلم ما با نویسنده ای روبرو می شویم که اصلاً و ابداً قرار نیست یک گنگستر باشد و قرار گرفتنش در موقعیت های خطرناک فقط بر حسب اتفاق و سهل انگاری دوست نزدیکش یعنی بیلی شکل گرفته است. مک دونا در « هفت روانی » تمام فاکتورهای مثبت کارگردانی اش را که پیش از این در « در بروژ » مشاهده کردیم بودیم را بکار گرفته است؛ او در خلق شخصیت گنگستری داستانش به نام چارلی ( که همیشه برای شخص خودش بسیار جذاب بوده ) جزییات زیادی را بکار گرفته و موفق شده تا این گنگستر بی رحم را به یکی از جذاب ترین شخصیت های فیلمش مبدل کند؛ او دیوانه است، با کسی شوخی ندارد و به اندازه کافی به خاطر دزدیده شدن سگش عصبانی هست که بخواهد همه را نابود کند! مک دونا تخصص بسیار خوبی در پرورش شخصیت های گنگستری دارد و در « هفت روانی » هم به خوبی موفق به پرورش شخصیت چارلی شده است.

البته « هفت روانی » به جز شخصیت چارلی که در واقع نقش مکمل به حساب می آید، به طور کامل به 3 شخصیت اصلی داستانش نیز بها داده است. مارتی به عنوان نقش اصلی فیلم به خوبی در موقعیت های عجیب و غریب قرار می گیرد و کالین فارل هم به خوبی از پس اجرای نقشش برآمده است. اما لطف تماشای فیلم3 « هفت روانی » به دو شخصیت بیلی و هانس می باشد که یک کمدی دو نفره قدرتمند را تشکیل داده اند. مارتین مک دونا با زیرکی و هوشمندی، دیالوگ های طنز و کنایه آمیز اجتماعی و سیاسی فراوانی را توسط این شخصیت ها در موقعیت های خاص بازگو می کند که به جذابیت های فیلم به شدت افزوده است. اما اینها، تمام نکات مثبت فیلم « هفت روانی » به حساب نمی آید چراکه بزودی سر و کله افراد به معنای واقعی کلمه " روانی " در فیلم پیدا می شود که جالبترین آنها " زاخاریا " نام دارد ( با بازی تام ویتس مشهور که احتمالاً طرفداران موسیقی و فیلمهای جیم جارموش به خوبی با وی آشنا هستند ).

خوشبختانه مک دونا کارگردان بسیار باهوش و نکته سنجی هست. وی با اینکه در اواسط فیلم شخصیت های جدید و عجیب و غریبی را وارد داستان می کند ( شخصیت های زن داستان و مخصوصاً دوست دختر مارتی را کنار بگذارید چراکه به اندازه کافی به خانمها در فیلم بها داده نمی شود اما در هر حال آنها هم جزو " روانی ها " هستند! ) اما با اینحال به اندازه کافی به همه آنها پرداخته است تا تماشاگر با حضور این افراد در صحنه مشکل پیدا نکند. در واقع شما در مواجه با این کرکترهای جدید احساس نخواهید کرد که هیچکدام از آنها اضافه هستند یا آرزو می کردید که ای کاش این شخصیت در این داستان وجود نداشت تا به ریتم منظم فیلم ضربه بزند. خوشبختانه مک دونا تمامی " روانی های " فیلم « هفت روانی » را به خوبی پرورش داده و هیچکدام از آنها را بی استفاده به حال خود رها نکرده تا پس زمینه صحنه ها را پُر کنند؛ البته در بعضی از صحنه ها ما شاهد حضور پر تعداد بازیگران در صحنه هستیم که بی آنکه نقشی در آن سکانس داشته باشند، بی دلیل در پس زمینه قرار گرفته اند که در نوع خودش عجیب و جالب است!

بهترین بازی های فیلم بدون شک متعلق به سام راکول و کریستوفر والکن می باشد. این دو در تمامی صحنه های دو نفره شان یک تیم عالی و بی نقص را تشکیل داده اند. سام راکول که کمتر به خاطر دارم تا در چنین نقشهای4 تمام کمدی حضور یافته باشد، در « هفت روانی » بازی عالی و بی نقصی ارائه داده است. او یک همکار خوب و یک دوست خوب برای مارتی به حساب می آید که سعی دارد هر طور که شده به مارتی در پیدا کردن سوژه های روانی اش کمک کند اما منجر به خلق یک فاجعه می شود! کریستوفر والکن نیز بعد از مدتها در نقش هانس، یک بازی خوب و هنرمندانه را ارائه کرده است. والکن در نقش هانس، بیشتر بارِ کمدی فیلم را بر دوش کشیده و دیالوگ های تیز و نیش دار زیادی را هم بر زبان جاری می کند، به نظر می رسد والکن امسال سال خوبی را پشت سر خواهد گذاشت. کالین فارل نیز در نقش مارتی مانند همیشه قابل اعتماد ظاهر شده است. وی در ساخته قبلی مارتین مک دونا یعنی « در بروژ » نیز در نقش اصلی حضور داشت و مک دونا در « هفت روانی » بار دیگر ترجیح داد تا به بازیگر محبوبش اعتماد کند و فارل هم به خوبی این اعتماد را پاسخ گفت و می بینیم که در نقش مارتی به خوبی ظاهر شده است. یکی از نکات مثبت کالین فارل این هست که به همان راحتی که در یک فیلم جدی ظاهر می شود، می تواند در یک فیلم کمدی نیز بدرخشد و در « هفت روانی » هم او کاملا راحت و خونسرد به نظر می رسد. وودی هارلسون در « هفت روانی » در نقشی ظاهر شده که اینروزها هیچکس به جز خودِ او نمی تواند به این راحتی آن را ایفا کند. نقش یک گنگستر دیوانه و بسیار خطرناک، نقشی است که کسی مانند وودی هارلسون به راحتی از پس آن بر می آید و بازی وی در « هفت روانی » نیز گواه بر این ادعاست. در مورد خانم ابی کورنیش هم باید عرض کنم که بازی ایشان در نقش کایا قابل قبول و راضی کننده است اما شخصیت کایا که او ایفاگر آن در فیلم است، عمق و پرداخت کافی را ندارد و او همواره در حاشیه قرار دارد و در متن اصلی داستان جای مستحکمی ندارد به همین جهت بازی خوبش در مقابل بازی های عالی دیگر بازیگران گم شده است.

« هفت روانی » جذاب و دوست داشتنی است. به نظرم این فیلم یکی از بهترین کمدی های امسال است که در آن خبری از شوخی های سخیف و نخ نما شده وجود ندارد و هر آنچه که در این فیلم با آن مواجه خواهید شد، اورجینال و تازه است. مارتین مک دونا حالا با ساخت « هفت روانی » ثابت می کند که « در بروژ » یک اتفاق نبوده و تسلط او بر فیلمنامه و مقوله کارگردانی بیش از آن است که هالیوود تاکنون درباره آن می پنداشته است. مطمئنم در آینده مک دونا را با فیلمهای به مراتب بزرگتر ( از لحاظ بودجه و محبوبیت ) خواهیم دید و امیدوارم که استودیوها با فشارهای همیشگی شان باعث نشوند تا این استعداد خالص و خوش ذوق به مسیر نادرستی کشیده شود.

44

                                Photo Gallery                                             trailer icon

 

 منتقد : میثم کریمی

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگیرد قانونی می شود.

به جمع طرفداران مووی مگ در فیس بوک بپیوندید

 

5

هفت روانی : Seven Psychopaths

کارگردان : Martin McDonagh

نویسنده : Martin McDonagh

بازیگران :

Colin Farrell...Marty

Sam Rockwell...Billy

Christopher Walken...Hans

Abbie Cornish...Kaya

Woody Harrelson...Charlie

و..

ژانر : کمدی

درجه سنی : R( مناسب برای افراد بالای 17 سال)

زمان : 110 دقیقه

نظرات   

 
0 #13 حسام 1392-07-21 15:13
فیلم فوق العاده ای بود بدون نقص و عالی ;-)
بازگو کردن
 
 
0 #12 omidio 1392-02-19 01:44
عجب فیلمیه توصیه می کنم حتما ببینینش، حال کردم با کاراکترهاش اساسی
بازگو کردن
 
 
+4 #11 ss 1391-10-26 13:52
Y in aliiiiiii bud
بازگو کردن
 
 
0 #10 صادق 1391-08-07 12:20
نقل کردن امیر:
نقل کردن صادق:
نقل کردن امیر:
اینکه نقدهای منتقد های سرشناس رو میخونی بعد از مجموعشون نقد تهیه میکنی، کار قشنگی نیست.

من حدود دو سال هست که نقدهای ایشون رو دنبال می کنم و برام قابل احترامه
اما شما که میای اینو می گی آیا دلیلی هم برای اثبات گفته هات داری یا اینکه تنها به خاطر اینکه اسم ایشون ایرانی هست فکر می کنی اینطوریه؟
امیدوارم خداوند یه روز همه ما رو از شر این وضعیت نجات بده که به دیگران انگ می زنیم

آقای آگاه و فهمیده یه سر به سایت reelviews.net بزن و البته اگه غیر از زبان آگاهی یه خورده انگلیسی بلدی نقد براردینلی رو بخون.

خب؟! چه ربطی داره برادر من؟! شما حالت خوبه کلا؟؟؟؟ اون منتقده سرشناس هست و نقد می نویسه و اون نقدش هم هیچ ربطی به این بنده خدا نداره! شما هم اگه خوشت نمیاد اصلا نخوان!
الان دلیل شما برای اینکه منتقد فیلمو ندیده همینه ؟!!
بازگو کردن
 
 
0 #9 امیر 1391-08-06 23:43
نقل کردن صادق:
نقل کردن امیر:
اینکه نقدهای منتقد های سرشناس رو میخونی بعد از مجموعشون نقد تهیه میکنی، کار قشنگی نیست.

من حدود دو سال هست که نقدهای ایشون رو دنبال می کنم و برام قابل احترامه
اما شما که میای اینو می گی آیا دلیلی هم برای اثبات گفته هات داری یا اینکه تنها به خاطر اینکه اسم ایشون ایرانی هست فکر می کنی اینطوریه؟
امیدوارم خداوند یه روز همه ما رو از شر این وضعیت نجات بده که به دیگران انگ می زنیم

آقای آگاه و فهمیده یه سر به سایت reelviews.net بزن و البته اگه غیر از زبان آگاهی یه خورده انگلیسی بلدی نقد براردینلی رو بخون.
بازگو کردن
 
 
+3 #8 صادق 1391-08-06 18:53
نقل کردن امیر:
اینکه نقدهای منتقد های سرشناس رو میخونی بعد از مجموعشون نقد تهیه میکنی، کار قشنگی نیست.

من حدود دو سال هست که نقدهای ایشون رو دنبال می کنم و برام قابل احترامه
اما شما که میای اینو می گی آیا دلیلی هم برای اثبات گفته هات داری یا اینکه تنها به خاطر اینکه اسم ایشون ایرانی هست فکر می کنی اینطوریه؟
امیدوارم خداوند یه روز همه ما رو از شر این وضعیت نجات بده که به دیگران انگ می زنیم
بازگو کردن
 
 
-4 #7 امیر 1391-08-06 16:21
اینکه نقدهای منتقد های سرشناس رو میخونی بعد از مجموعشون نقد تهیه میکنی، کار قشنگی نیست.
بازگو کردن
 
 
0 #6 رضا 1391-08-04 05:19
مرسی از نقد خوبتون . من عاشق بروژ هستم و خیلی منتظر این فیلم بودم
مثل اینکه خیلی خوب از کار در اومده
بازگو کردن
 
 
0 #5 حمید 1391-07-29 14:36
سلام.ممنون
ولی نقدتون زیادواضح نبودهمش ستایش بودکه..نه فیلمنامه روبازکردین نه درموردپایان پرسروصداش چیزی گفتین.!!
براردینلی بهش63امتیازداده وایبرت88امتیاز. ریدریکس اعجوبه هم بهش0امتیازداده. .وانومثل اره بی تیغه دونسته
بازگو کردن
 
 
0 #4 حامد 1391-07-29 13:43
دمت گرم، بد جوری منتظره این فیلمم.
کالین فارل و سم راک ول حرف ندارن
بازگو کردن
 
 
0 #3 aslan 1391-07-28 17:22
ممنونم از نقد خوبتون.
بازگو کردن
 
 
+1 #2 علیرضا 1391-07-28 15:00
مرسی از این نقد خوب و جذابی که نوشتید. من همیشه کارای کالین فارل رو دنبال می کنمو و خیلی دوستش دارم.
بازگو کردن
 
 
0 #1 fragile 1391-07-28 12:21
مرسی از منتقد محبوب سایت.
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه کردن

مطالب مرتبطآخرین مطالب
Google+