مووی مگ

سیلوستر استالونه ، آرنولد شوارتزنگر را مسبب بازی در نقشهای ضعیفش معرفی کرد!

چهارشنبه ، 29 مرداد 1393 ، 12:42
( 3 رأی )
7

IMG12375273

سیلوستر استالونه گفت بهای چشم و هم چشمی با آرنولد شوراتزنگر این بود که در فیلم‌های ضعیف بازی کرد. 

به گزارش مووی مگ به نقل از مهر ، قبل از اینکه سیلوستر استالونه و آرنولد شوارتزنگر در مجموعه فیلم‌های «یک بار مصرف‌ها» هم‌بازی شوند در جنگ عضله فیلم‌های اکشن دهه 1980 رقیب‌های سرسختی بودند.

استالونه که در مصاحبه‌ای با جیمی فالون در یک شبکه تلویزیونی شرکت کرده بود، گفت که همین رقابت و چشم و هم چشمی باعث شد تا او بعضی از تاسف‌بارترین و شرم‌آورترین نقش‌هایش را ایفا کند. او به هیچ فیلم و نقش خاصی به طور مشخص اشاره نکرد، اما این موضوع را بیان کرد که همیشه مدیر برنامه‌ها یا مسئولان اجرایی استودیوها به او می‌گفتند که اگر این نقش را قبول نکنی، آرنولد آن را از تو خواهد گرفت و نام او بر سر زبان‌ها می‌افتد.

استالونه گفت: اینطور بود که به من می‌گفتند ببین، اگر این نقش را همین الان قبول نکنی آرنولد آن را می‌گیرد.

استالونه و آرنولد که در این مجموعه بسیار صمیمانه در کنار هم ظاهر شده اند، 68 و 67 ساله هستند. استالونه در نشست خبری جشنواره کن امسال برای معرفی همین فیلم با اشتیاق درباره آرنولد صحبت کرده و و گفته بود: با وجود اینکه او بازوهایی بزرگ دارد، مغزی بسیار بزرگتر دارد. ما شباهت های بسیاری به هم داریم. در رقابتمان مانند علی و فریزیر می‌مانیم. هر چه پیرتر می شویم سخت تر کار می کنیم.

شوارتزنگر هم گفته بود با وجود اینکه او و استالونه همیشه رقیب بوده‌اند، او الهام بخش بزرگی برایش بوده و آن ها در فیلم هایشان با هم رقابت می کردند که ببینند چه کسی می تواند آدم بدهای بیشتری بکشد و چه کسی تاثیرگذارتر آدم می کشد.

از دیگر بازیگران مطرح «یک بار مصرف‌های 3» می‌توان به وسلی اسنایپس، مل گیبسون، آنتونیو باندراس، هریسون فورد، جیسون استاتهام، جت لی و کلسی گرمر اشاره کرد.

این فیلم توسط پاتریک هیوز کارگردانی شده و انتظار می‌رود و اولین آخر هفته فروشش را دیروز پشت سر گذاشت. 

 

نقد و بررسی فیلم پایان شیفت ( End of Watch )

دوشنبه ، 3 مهر 1391 ، 19:54
( 14 رأی )
4.2

محله جنوب مرکزی واقع شهر لس آنجلس، همیشه یکی از خطرناک ترین محلات برای پلیس های این شهر بوده است. این محل را به نوعی 1می توان بهشت کارتل های بزرگ مواد مخدر به حساب آورد که ترجیح می دهند برای انجام معاملاتشان در این محل رفت و آمد کنند. البته لازم به ذکر هست که به گفته اهالی این منطقه، پلیس هایی که در این محل انجام وظیفه می کنند، اکثر رشوه گیر هستند و به همین جهت خیال کارتل های مواد مخدر تا حدود زیادی از بابت انجام بی دردسر معاملاتشان در این منطقه راحت است! « پایان شیفت » نام فیلم جدیدی از دیوی آیر می باشد که به بررسی زندگی دو افسر پلیس می پردازد که در این منطقه انجام وظیفه می کنند.

در ابتدای فیلم با شخصی به نام برایان تیلور ( جک جیلنهال ) آشنا می شویم. جک یک سرباز سابق نیروی دریایی است که اکنون به عنوان یک افسر پلیس در حال انجام وظیفه می باشد. او به تازگی تصمیم گرفته تا فیلم مستندی درباره فعالیت های پلیس و در واقع کارهای روزمره خودش تهیه کند ، به همین جهت ما داستان را بیشتر از درون دوربین او شاهد هستیم. برایان تقریباً هر روز ، با همکار و دوست صمیمی اش به نام مایک ( مایکل پنا ) سوار بر خودروی پلیس می شوند و در محله جنوب مرکزی شهر لس آنجلس به دنبال ایجاد امنیت هستند. آنها فارغ از اینکه همکار یکدیگر باشند، دو دوست بسیار صمیمی برای یکدیگر به حساب می آیند و همواره مشکلات زندگی شان را برای یکدیگر مطرح می کنند. اما دردسر تازه این دو زمانی آغاز می شود که آنها در راستای انجام وظیفه شان ، وارد خانه ای می شوند که متعلق به یک گروه بزرگ کارتل مکزیکی است. این گروه بسیار خطرناک تر از آن هستند که این دو نفر به تنهایی بتوانند از پس آنها برآیند و آن گروه کارتل هم برای از میان برداشتن این دو افسر وظیفه شناس پلیس افرادی را به کار می گیرد که...

« پایان شیفت » ساختاری متفاوت2 از ژانر آشنای پلیسی دارد. این فیلم نه شباهتی به کمدی های پلیسی دو نفره نظیر « پلیس های بورلی هیلز » دارد و نه شباهتی به درام تیره و تار « رمپارت ». در « پایان شیفت » بر خلاف آنچه که معمولاً در سینما مشاهده می کنیم، نیروهای پلیس شخصیت های مثبت و وظیفه شناسی هستند که رگه های انسانی در آنها به اندازه کافی یافت می شود. رابطه میان برایان و مایک در فیلم « پایان شیفت » بسیار صمیمی و عمیق هست و به راحتی می توان در اوایل فیلم آنها را به عنوان دو دوست صمیمی پذیرفت. دیوید آیر، کارگردان این فیلم که در سابقه اش نویسندگی فیلمنامه های پلیسی متعددی به چشم می خورد، « پایان شیفت » را متفاوت از آنچه که تابحال از او شاهد بوده ایم به تماشاگر ارائه کرده است. او در « روز تمرین / Training Day » موفق شده بود به خوبی تصویر یک افسر ارشد پلیس آلوده را به تصویر بکشد که برای در امان ماندن از دست مافیای روس، هر اقدامی را انجام می داد.اما تصویری که او از نیروی پلیس در فیلم « پایان شیفت » ترسیم کرده، بسیار متفاوت و غافل گیر کننده است.

در اینجا ما دو افسر پلیس وظیفه شناس را داریم که مشکلات خاص روزمره شان را دارند. آنها قهرمان یا فاسد نیستند، آنها تنها دو انسان معمولی هستند که شغلشان ایجاد امنیت شهر می باشد و بالبطع برای انجام این وظیفه دشوار و خطرناک آموزش های لازم را دیده اند. ما در جریان فیلم با استفاده از دوربینی که توسط برایان برای تهیه مستند مورد نظرش تعبیه شده، صحبت های این دو را می شنویم و پی به دغدغه های روزمره آنان می بریم. یکی از نکات جالبی که آیر در « پایان شیفت » بر روی آن تاکید کرده این هست که این دو افسر پلیس برخلاف رویه معمول هالیوود، به خانمهای زندگی شان بسیار اهمیت می دهند و در زندگی شخصی شان بیشترین سعی را برای راحتی آن دو انجام می دهند. مایک که به تازگی پدر شده ، همسرش را بسیار دوست دارد و حاضر هست هر کاری برای او انجام دهد و برایان هم بعد از مدتها دوستی با دختری به نام جَنت ( با بازی آنا کندریک ) ، در نهایت تصمیم گرفته با او ازدواج کند. طرح این نوع مسائل احساسی در یک اثر درام پلیسی با فضای تیره که متمرکز بر جرم و جنایت است، یکی از نکاتی هست که فیلمسازان همواره از آن خودداری می کنند چراکه اعتقاد دارند حواس تماشاگر را تحت تاثیر 3قرار می دهد و باعث گیجی آنها خواهد شد! اما خوشبختانه در « پایان شیفت » این قاعده بطور کلی تغییر کرده و ما شاهد هستیم که در یک اثر پلیسی جذاب و تماشایی، روابط احساسی میان زن و مرد هم می تواند خودش را به درستی در فیلمنامه دخیل کند و دیوید آیر با ساخت « پایان شیفت » این پیام را به زیبایی به دیگر فیلمسازان ارائه کرده است.

اما نکته ای هم در مورد « پایان شیفت » وجود دارد که شاید مخالفین و موافقین فراوانی را پیدا کند. این فیلم همانطور که در بالا اشاره کردم، براساس فرمول رایج « دوربین بر روی دست » ساخته شده است که بدون شک باعث خواهد شد تا احساس نزدیک تری به ماموریت های روزمره دو افسر پلیس داشته باشیم. اما متاسفانه این دوربین بعضاً جای خود را به نماهای سینمایی و ثابت می دهد که در نقطه مقابل نمای قبلی می باشد. به این صورت که ما در زمانی که شخصیت های داستان خارج از محدوده دوربین برایان قرار دارند، دوربین ثابت سینمایی جایگزین دوربین اچ دی برایان می شود. این تغییرات باعث شده تا « پایان شیفت » مخالفان و موافقان زیادی داشته باشد؛ مخالفین معتقدند که این تغییر دوربین باعث سردرگمی تماشاگر می شود و موفقیت اذعان داشته اند که این تغییرات لازمه این فیلم بوده و اصلاً نمی توان از دوربین فیلمبرداری در همه جا استفاده کرد ( چیزی شبیه به فیلم « فعالیت های ماوراء طبیعی / Paranormal Activity » ). با در نظر گرفتن تمام این اختلافات، باید عرض کنم که تماشای « پایان شیفت » به هیچ وجه تبدیل به یک تجربه آزار دهنده برای شما نخواهد شد و شاید تنها کمی استفاده از این فرمول برای چشم شما تازگی داشته باشد که به آن هم به زودی عادت خواهید کرد و مشکلی برای دنبال کردن فیلم نخواهید داشت.

« پایان شیفت » اگرچه فیلمنامه ای پر از تعلیق و کشمکش های دراماتیک در خود دارد که آن را تبدیل به یکی از جذاب ترین فیلمنامه های پلیسی چند سال اخیر کرده است، اما نباید از شیمی عالی 4و کم نظیر میان مایکل پنا و جک جیلنهال به راحتی گذشت. جیلنهال و پنا در « پایان شیفت » یک تیم دو نفره عالی را تشکیل داده اند و نحوه ادا کردن دیالوگ توسط این دو به بهترین نحو ممکن انجام گرفته است. برخلاف روند همیشگی فیلمهای دو نفره، در « پایان شیفت » دو بازیگر اصلی داستان کاملاً در نقش خود غرق شده اند و رابطه آنها چنان باورپذیر است که در مواقعی به این اشتباه می افتیم که شاید آنها واقعاً افسر پلیس هستند! جک جیلنهال اخیراً در یک مصاحبه عنوان کرده بود که برای بازی در نقش برایان، مدتها به یک باشگاه می رفت و در آنجا از نوجوانان کتک می خورد تا بتواند به خوبی حس نقشی را که قرار بوده در آن بازی کند ، با تمام وجود درک کند! به نظرم نتیجه کتک خوردن های مداوم جک جیلنهال نتیجه خودش را در « پایان شیفت » نشان داده است.

در مجموع توصیه می کنم که « پایان شیفت »را از دست ندهید. این فیلم متفاوت با ساخته های پلیسی رایج هالیوود هست که تقریباً در همگی آنها پیش بینی پایان فیلم امکان پذیر است. دیوید آیر در « پایان شیف » فیلمنامه پرکششی را خلق کرده و به حدی آن را خوب روایت کرده که تماشاگر به سرعت مجذوب آن خواهد شد. خوشبختانه این فیلمنامه، پایان بندی موثری هم دارد که خارج از پایان بندی های قراردادی هالیوودی می باشد. از اینرو می توان « پایان شیفت » را یک اثر کاملاً برجسته و یکدست دانست.4 star

منتقد : میثم کریمی           

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگیرد قانونی می شود.

به جمع طرفداران مووی مگ در فیس بوک بپیوندید5

 

پایان شیفت: End of Watch

کارگردان : David Ayer

نویسنده : David Ayer

بازیگران :

Jake Gyllenhaal...Brian Taylor

Michael Peña...Mike Zavala

Natalie Martinez ...Gabby

Anna Kendrick...Janet

و...

ژانر : جنایی

رده سنی : R( مناسب برای افراد بالای 17 سال)

زمان : 109دقیقه

 

معرفی فیلم بازمانده تنها - Lone Survivor

چهارشنبه ، 4 دی 1392 ، 02:35
MV23111112312
( 54 رأی )
7.5

خلاصه داستان :پس از شکست ماموریت « Operation Red Wings » در سال 2005 ، 4 عضو نیروهای ویژه وظیفه پیدا می کنند تا در یک ماموریت خطرناک و حساس ، تروریست معروف طالبان به نام احمد شاهد را پیدا کرده و از بین ببرند.

نام فیلم: بازمانده تنها (Lone Survivor)

کارگردانPeter Berg

فیلمنامه :Peter Berg، Marcus Luttrell

ژانر :اکشن            

درجه بندی سنی : R (مناسب برای افراد بالای 17 سال)

مدت زمان فیلم : 121 دقیقه

کشور : آمریکا

زبان : انگلیسی

تاریخ اکران فیلم : 27 دسامبر 2013

بازیگران:

  Mark Wahlberg    Emile Hirsch     Ben Foster     Eric Bana
 

خوب ، بد ، زشت ( دیالوگ های ماندگار )

جمعه ، 31 خرداد 1392 ، 18:01
( 5 رأی )
9

10658 443678699064880 514708436 n

تو این دیار بُرد با اوناییه که از مُخشون کار میکشن ؛ بخوای از دلت مایه بذاری سوختی ...

 

تذکر ضرغامی به معاونش درباره سریال «سرزمین کهن»

دوشنبه ، 28 بهمن 1392 ، 12:09
( 1 رأی )
9

IMG13030215

در پی ارسال گزارش توضیحی کارگردان، تهیه‌کننده، مدیرگروه فیلم و سریال شبکه سوم سیما و ناظران مجموعه تلویزیونی «سرزمین کهن» به معاونت سیما درباره برخی ابهامات پیش‌آمده در زمینه این سریال، رئیس رسانه ملی طی نامه‌ای، تذکراتی را خطاب به معاونت سیما ابلاغ کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، نامه عزت‌الله ضرغامی به دارابی به شرح زیر است:

«جناب آقای دارابی

معاون محترم سیما

با سلام

توضیحات ارائه‌شده توسط جنابعالی ملاحظه شد. ‌همانگونه که گفته شده و انتظار داریم، سریال تاریخی «سرزمین کهن» مجموعه‌ای تاثیرگذار برای روشنگری و به تصویر کشیدن تاریخ انقلاب اسلامی است که حقانیت و اصالت انقلاب و ارزش‌های آن به‌ویژه مبارزات حق‌طلبانه و شجاعانه مردم و اقوام مختلف ایرانی در آن روایت می‌شود.

به رغم شروع مناسب این مجموعه، با حمله هواپیماهای انگلیسی و شهادت ملارضای بختیاری که به روستا مهاجرت کرده است و تولد «قهرمان فیلم»، متاسفانه برابر دانستن نام خانوادگی بختیاری با قوم بختیاری در بعضی دیالوگ‌ها، ظرفیت برداشت‌های متفاوت از این نام خاص را به وجود آورده و موجب نگرانی و انتقاد هموطنان عزیز بختیاری ما شده است.

توجه به این نگرانی امری ضروری است. باید اطلاع‌رسانی تصویری در مورد حوادث قسمت‌های آینده سریال درباره شخصیت قهرمان سریال که یک بختیاری اصیل است در دستور کار شبکه قرار گیرد.

ضمنا در برنامه‌های تحلیل هفتگی این سریال، با دعوت از کارشناسان ذی‌ربط به‌ویژه در حوزه تاریخ پرافتخار قوم بختیاری، مردم کشورمان را با فداکاری و سلحشوری‌های آنان بیشتر آشنا کنید.

مردم شریف بختیاری، انقلابی و شهید داده‌اند و در طول تاریخ به‌ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هرگز دشمنان ملت به‌ویژه انگلیسی‌های تفرقه‌افکن نتوانسته‌اند کوچک‌ترین واگرایی بین آنان و اسلام و ایران عزیز ایجاد کنند.

ایجاد کوچک‌ترین بدبینی و بی‌اعتمادی این عزیزان نسبت به فرزندان پرتلاش و خدمتگزارشان در رسانه ملی قابل تحمل نیست و باید از این رنجش خاطر به خداوند بزرگ پناه برد.

سید عزت‌الله ضرغامی»

بر اساس این گزارش، در نامه مشترک کارگردان، تهیه‌کننده، مشاور سریال سرزمین کهن و همچنین مدیر گروه فیلم و سریال شبکه سه سیما به معاون سیمای رسانه ملی نیز آمده است:

«برادر گرامی جناب آقای دارابی

معاون محترم سیما

سلام علیکم

با احترام؛ پیرو مسائل پیش‌آمده در خصوص قسمت‌های پخش‌شده از مجموعه سرزمین کهن توضیحات ذیل را به استحضار می‌رساند:

مجموعه سرزمین کهن روایتگر وقایع سیاسی اجتماعی و مذهبی تاریخ معاصر کشور است که در بستر قصه‌ای خانوادگی و درام نمایشی، تاریخ تحولات کشور را از شهریور 1320 تا بهمن 1357 به تصویر می‌کشد. کارگردان، نویسنده و عوامل این سریال با احترام کامل به نقش همه اقوام و مردم نواحی کشور در مبارزات تاریخی ملت ایران، حوادث این برهه از تاریخ کشور را از زاویه دید کودکی به نام «رهی» به تصویر کشیده‌اند که در خانواده‌ای بااصالت و از پدری متدین (حمیدرضا بختیاری) که در روستا به ملارضا و آقاملا مشهور است متولد می‌شود و در بدو طفولیت در بمباران‌های نیروهای اشغالگر انگلیسی، پدرش به شهادت می‌رسد. از آن پس رهی در کشاکش حوادث تلخ و شیرین روزگار در جستجوی هویت واقعی خویش است و در مسیر این داستان، این فرزند راستین ملت ایران، فریب جریانات سیاسی حاکم در آن مقطع تاریخ را نخورده و اصالت و هویت خود را در تاریخ معاصر کشور حفظ می‌کند.

دیالوگ‌های شخصیت‌های این داستان در نقش اردکانی و بختیاری بیانگر مجادله و کشمکش‌ها در حوادث دهه 20 شمسی است و در این سریال تنها اسامی رجال سیاسی آن برهه نظیر آیت‌الله کاشانی، دکتر مصدق، دکتر فاطمی و شهید نواب صفوی از اسامی واقعی آنان اقتباس شده است.

در واقع رهی بختیاری نماد جوان غیور، غیرتمند و تیزهوش ایرانی است. او فرزند راستین ملاحمیدرضا بختیاری است که از سویی اعتقاد راسخ دینی را از پدرش به ارث برده است و از سوی دیگر عشق به ایران را در دل می‌پرورد و در آخر در خانواده‌ای متدین مجذوب سلوک و منش امام خمینی (ره) شده و به نهضت او می‌گراید و در قالب قهرمان اصلی داستان، در نهضت انقلاب اسلامی نقش‌آفرینی می‌کند.

بدیهی است احترام به همه اقوام شریف و متدین کشور از جمله مردمان متدین و نجیب و اصیل ایل بختیاری از اصول انکارناپذیر است و روند حرکت سریال بر همین مدار است.

بی‌تردید دست‌اندرکاران این سریال به هیچ‌وجه حتی در تصورات ذهنی خویش قصد کوچک‌ترین بی‌احترامی به ساحت مردم شریف و پرافتخار بختیاری را نداشته‌اند. مشاهده قسمت‌های آتی این مجموعه تلویزیونی موید این واقعیت خواهد بود. با این وجود چنانچه پخش قسمت‌های اولیه این مجموعه موجب رنجش خاطر هموطنان عزیز بختیاری شده است،‌ مراتب عذرخواهی خود را اعلام می‌کنیم.

توفیقات روزافزونتان را از خداوند منان خواستاریم.

محمودرضا تخشید مدیر گروه فیلم و سریال شبکه سه، محمد مسعود تهیه‌کننده سریال، کمال تبریزی کارگردان سریال و عباس سلیمی نمین مشاور تاریخی پروژه.»

 


صفحه 376 از 1699
Google+