مووی مگ

سریال « بازی تاج و تخت » در بریتانیا رکورد زد

چهارشنبه ، 7 اسفند 1392 ، 05:01
( 1 رأی )
10

14-1-10-12595614

مجموعه دی‌وی‌دی و بلو-ری فصل سوم سریال «بازی تاج و تخت» در بریتانیا رکورد فروش یک دهه گذشته را شکست.

به گزارش مووی مگ به نقل از خبرآنلاین، مجموعه دی‌وی‌دی و بلو-ری فصل سوم سریال «بازی تاج و تخت» به سریع‌ترین سریالی بدل شد که در دهه گذشته عرضه آن بر روی دی‌وی‌دی یا بلو-ری در بریتانیا به فروش رفته است.

فصل سوم این مجموعه 17 فوریه 2014 منتشر شد و در یک هفته 190 هزار نسخه از آن (دی‌وی‌دی یا بلو-ری) به فروش رفت و مبلغ 5.4 میلیون پوند به جیب شبکه اچ‌بی‌او سرازیر کرد.

پخش فصل سوم «بازی تاج و تخت» ماه ژوئن سال 2013 با رکورد 5.4 میلیون بیننده به خاتمه رسید و سازندگان امیدوارند این رکورد در فصل چهارم بهبود یابد.

این فالرتون مدیر بازاریابی شبکه خانگی اچ‌بی‌او گفت: «ما در شبکه از این اتفاق بسیار خوشحال هستیم. می‌دانستیم که پخش خانگی فصل سوم سریال بسیار موفق خواهد بود، و حالا هم خوشحال هستیم که بازار در دست ماست.»

به نظر می‌رسد دلیل موفقیت فصل سوم در بازار محصولات دی‌وی‌دی یا بلو-ری به دلیل اپیزود خونین نهم سریال باشد، که در آن چند شخصیت اصلی به قتل می‌رسند و سرنوشت چند شخصیت نیز تغییر اساسی می‌کند.

فصل چهارم سریال «بازی تاج و تخت» ششم آوریل (17 فروردین 1393) روی آنتن می‌رود. این فصل از همان جایی شروع می‌شود که فصل سوم سریال خاتمه یافت.

این سریال اقتباسی از مجموعه رمان‌های جرج آر. آر. مارتین است که قرار است با انتشار جلد هفتم به خاتمه برسد. با پایان فصل چهارم سریال، اقتباس از سه رمان اول به پایان می‌رسد. اتفاق‌های فصل چهارم «بازی تاج و تخت» اقتباسی از رمان «توفان شمشیرها» است.

 

108 فیلم در جشن سینمای ایران به رقابت می پردازند

دوشنبه ، 23 تیر 1393 ، 10:49
( 1 رأی )
10

IMG12303965

شانزدهمین جشن سینمای ایران میزبان رقابت 108 فیلم سینمایی می‌شود.

به گزارش مووی مگ به نقل از مهر ، مازیار میری دبیر اجرایی جشن سینمای ایران اعلام کرد 108 فیلم متقاضی شرکت جشن سینمای ایران شده‌اند که از این میان در هفته اول 21 فیلم برای داوران شانزدهمین جشن سینمای ایران به نمایش درآمدند که اسامی آن‌ها به شرح ذیل است:

«پنجاه قدم آخر» به کارگردانی کیومرث پوراحمد، «صبح خاکستر» به کارگردانی حسن ناظر، «یکی از ما دو نفر» به کارگردانی تهمینه میلانی، «بی خداحافظی» به کارگردانی احمد امینی، «پیمان» به کارگردانی  قاسم فهیم خواه، «زندگی با چشمان بسته» به کارگردانی رسول صدرعاملی، «نارنجی پوش» به کارگردانی داریوش مهرجویی، «کنسرت روی آب» به کارگردانی جهانگیر جهانگیری، «بغض» به کارگردانی رضا درمیشیان، «پل چوبی» به کارگردانی مهدی کرم پور، «فیتیله و ماه پیشونی» به کارگردانی آرش معیریان، «چک» به کارگردانی کاظم راست گفتار، «زندگی خصوصی آقای و خانم میم» به کارگردانی روح اله حجازی، «من مادر هستم» به کارگردانی فریدون جیرانی، «من و زیبا» به کارگردانی فریدون حسن پور، «آدم آهنی» به کارگردانی رحیم بهبودی فر، «تهران 1500» به کارگردانی بهرام عظیمی، «یکی میخواد باهات حرف بزنه» به کارگردانی منوچهر هادی، «پیتزا مخلوط» به کارگردانی حسین قاسمی جامی، « ساعت شلوغی» به کارگردانی آرش معیریان، «پذیرایی ساده» به کارگردانی مانی حقیقی.

 

نقد و بررسی فیلم پایان شیفت ( End of Watch )

دوشنبه ، 3 مهر 1391 ، 19:54
( 14 رأی )
4.2

محله جنوب مرکزی واقع شهر لس آنجلس، همیشه یکی از خطرناک ترین محلات برای پلیس های این شهر بوده است. این محل را به نوعی 1می توان بهشت کارتل های بزرگ مواد مخدر به حساب آورد که ترجیح می دهند برای انجام معاملاتشان در این محل رفت و آمد کنند. البته لازم به ذکر هست که به گفته اهالی این منطقه، پلیس هایی که در این محل انجام وظیفه می کنند، اکثر رشوه گیر هستند و به همین جهت خیال کارتل های مواد مخدر تا حدود زیادی از بابت انجام بی دردسر معاملاتشان در این منطقه راحت است! « پایان شیفت » نام فیلم جدیدی از دیوی آیر می باشد که به بررسی زندگی دو افسر پلیس می پردازد که در این منطقه انجام وظیفه می کنند.

در ابتدای فیلم با شخصی به نام برایان تیلور ( جک جیلنهال ) آشنا می شویم. جک یک سرباز سابق نیروی دریایی است که اکنون به عنوان یک افسر پلیس در حال انجام وظیفه می باشد. او به تازگی تصمیم گرفته تا فیلم مستندی درباره فعالیت های پلیس و در واقع کارهای روزمره خودش تهیه کند ، به همین جهت ما داستان را بیشتر از درون دوربین او شاهد هستیم. برایان تقریباً هر روز ، با همکار و دوست صمیمی اش به نام مایک ( مایکل پنا ) سوار بر خودروی پلیس می شوند و در محله جنوب مرکزی شهر لس آنجلس به دنبال ایجاد امنیت هستند. آنها فارغ از اینکه همکار یکدیگر باشند، دو دوست بسیار صمیمی برای یکدیگر به حساب می آیند و همواره مشکلات زندگی شان را برای یکدیگر مطرح می کنند. اما دردسر تازه این دو زمانی آغاز می شود که آنها در راستای انجام وظیفه شان ، وارد خانه ای می شوند که متعلق به یک گروه بزرگ کارتل مکزیکی است. این گروه بسیار خطرناک تر از آن هستند که این دو نفر به تنهایی بتوانند از پس آنها برآیند و آن گروه کارتل هم برای از میان برداشتن این دو افسر وظیفه شناس پلیس افرادی را به کار می گیرد که...

« پایان شیفت » ساختاری متفاوت2 از ژانر آشنای پلیسی دارد. این فیلم نه شباهتی به کمدی های پلیسی دو نفره نظیر « پلیس های بورلی هیلز » دارد و نه شباهتی به درام تیره و تار « رمپارت ». در « پایان شیفت » بر خلاف آنچه که معمولاً در سینما مشاهده می کنیم، نیروهای پلیس شخصیت های مثبت و وظیفه شناسی هستند که رگه های انسانی در آنها به اندازه کافی یافت می شود. رابطه میان برایان و مایک در فیلم « پایان شیفت » بسیار صمیمی و عمیق هست و به راحتی می توان در اوایل فیلم آنها را به عنوان دو دوست صمیمی پذیرفت. دیوید آیر، کارگردان این فیلم که در سابقه اش نویسندگی فیلمنامه های پلیسی متعددی به چشم می خورد، « پایان شیفت » را متفاوت از آنچه که تابحال از او شاهد بوده ایم به تماشاگر ارائه کرده است. او در « روز تمرین / Training Day » موفق شده بود به خوبی تصویر یک افسر ارشد پلیس آلوده را به تصویر بکشد که برای در امان ماندن از دست مافیای روس، هر اقدامی را انجام می داد.اما تصویری که او از نیروی پلیس در فیلم « پایان شیفت » ترسیم کرده، بسیار متفاوت و غافل گیر کننده است.

در اینجا ما دو افسر پلیس وظیفه شناس را داریم که مشکلات خاص روزمره شان را دارند. آنها قهرمان یا فاسد نیستند، آنها تنها دو انسان معمولی هستند که شغلشان ایجاد امنیت شهر می باشد و بالبطع برای انجام این وظیفه دشوار و خطرناک آموزش های لازم را دیده اند. ما در جریان فیلم با استفاده از دوربینی که توسط برایان برای تهیه مستند مورد نظرش تعبیه شده، صحبت های این دو را می شنویم و پی به دغدغه های روزمره آنان می بریم. یکی از نکات جالبی که آیر در « پایان شیفت » بر روی آن تاکید کرده این هست که این دو افسر پلیس برخلاف رویه معمول هالیوود، به خانمهای زندگی شان بسیار اهمیت می دهند و در زندگی شخصی شان بیشترین سعی را برای راحتی آن دو انجام می دهند. مایک که به تازگی پدر شده ، همسرش را بسیار دوست دارد و حاضر هست هر کاری برای او انجام دهد و برایان هم بعد از مدتها دوستی با دختری به نام جَنت ( با بازی آنا کندریک ) ، در نهایت تصمیم گرفته با او ازدواج کند. طرح این نوع مسائل احساسی در یک اثر درام پلیسی با فضای تیره که متمرکز بر جرم و جنایت است، یکی از نکاتی هست که فیلمسازان همواره از آن خودداری می کنند چراکه اعتقاد دارند حواس تماشاگر را تحت تاثیر 3قرار می دهد و باعث گیجی آنها خواهد شد! اما خوشبختانه در « پایان شیفت » این قاعده بطور کلی تغییر کرده و ما شاهد هستیم که در یک اثر پلیسی جذاب و تماشایی، روابط احساسی میان زن و مرد هم می تواند خودش را به درستی در فیلمنامه دخیل کند و دیوید آیر با ساخت « پایان شیفت » این پیام را به زیبایی به دیگر فیلمسازان ارائه کرده است.

اما نکته ای هم در مورد « پایان شیفت » وجود دارد که شاید مخالفین و موافقین فراوانی را پیدا کند. این فیلم همانطور که در بالا اشاره کردم، براساس فرمول رایج « دوربین بر روی دست » ساخته شده است که بدون شک باعث خواهد شد تا احساس نزدیک تری به ماموریت های روزمره دو افسر پلیس داشته باشیم. اما متاسفانه این دوربین بعضاً جای خود را به نماهای سینمایی و ثابت می دهد که در نقطه مقابل نمای قبلی می باشد. به این صورت که ما در زمانی که شخصیت های داستان خارج از محدوده دوربین برایان قرار دارند، دوربین ثابت سینمایی جایگزین دوربین اچ دی برایان می شود. این تغییرات باعث شده تا « پایان شیفت » مخالفان و موافقان زیادی داشته باشد؛ مخالفین معتقدند که این تغییر دوربین باعث سردرگمی تماشاگر می شود و موفقیت اذعان داشته اند که این تغییرات لازمه این فیلم بوده و اصلاً نمی توان از دوربین فیلمبرداری در همه جا استفاده کرد ( چیزی شبیه به فیلم « فعالیت های ماوراء طبیعی / Paranormal Activity » ). با در نظر گرفتن تمام این اختلافات، باید عرض کنم که تماشای « پایان شیفت » به هیچ وجه تبدیل به یک تجربه آزار دهنده برای شما نخواهد شد و شاید تنها کمی استفاده از این فرمول برای چشم شما تازگی داشته باشد که به آن هم به زودی عادت خواهید کرد و مشکلی برای دنبال کردن فیلم نخواهید داشت.

« پایان شیفت » اگرچه فیلمنامه ای پر از تعلیق و کشمکش های دراماتیک در خود دارد که آن را تبدیل به یکی از جذاب ترین فیلمنامه های پلیسی چند سال اخیر کرده است، اما نباید از شیمی عالی 4و کم نظیر میان مایکل پنا و جک جیلنهال به راحتی گذشت. جیلنهال و پنا در « پایان شیفت » یک تیم دو نفره عالی را تشکیل داده اند و نحوه ادا کردن دیالوگ توسط این دو به بهترین نحو ممکن انجام گرفته است. برخلاف روند همیشگی فیلمهای دو نفره، در « پایان شیفت » دو بازیگر اصلی داستان کاملاً در نقش خود غرق شده اند و رابطه آنها چنان باورپذیر است که در مواقعی به این اشتباه می افتیم که شاید آنها واقعاً افسر پلیس هستند! جک جیلنهال اخیراً در یک مصاحبه عنوان کرده بود که برای بازی در نقش برایان، مدتها به یک باشگاه می رفت و در آنجا از نوجوانان کتک می خورد تا بتواند به خوبی حس نقشی را که قرار بوده در آن بازی کند ، با تمام وجود درک کند! به نظرم نتیجه کتک خوردن های مداوم جک جیلنهال نتیجه خودش را در « پایان شیفت » نشان داده است.

در مجموع توصیه می کنم که « پایان شیفت »را از دست ندهید. این فیلم متفاوت با ساخته های پلیسی رایج هالیوود هست که تقریباً در همگی آنها پیش بینی پایان فیلم امکان پذیر است. دیوید آیر در « پایان شیف » فیلمنامه پرکششی را خلق کرده و به حدی آن را خوب روایت کرده که تماشاگر به سرعت مجذوب آن خواهد شد. خوشبختانه این فیلمنامه، پایان بندی موثری هم دارد که خارج از پایان بندی های قراردادی هالیوودی می باشد. از اینرو می توان « پایان شیفت » را یک اثر کاملاً برجسته و یکدست دانست.4 star

منتقد : میثم کریمی           

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگیرد قانونی می شود.

به جمع طرفداران مووی مگ در فیس بوک بپیوندید5

 

پایان شیفت: End of Watch

کارگردان : David Ayer

نویسنده : David Ayer

بازیگران :

Jake Gyllenhaal...Brian Taylor

Michael Peña...Mike Zavala

Natalie Martinez ...Gabby

Anna Kendrick...Janet

و...

ژانر : جنایی

رده سنی : R( مناسب برای افراد بالای 17 سال)

زمان : 109دقیقه

 

دواین جانسون سرانجام در مورد فیلم اَبَرقهرمانی « شزم » صحبت کرد

شنبه ، 1 شهریور 1393 ، 11:21
( 2 رأی )
10

IMG10432669

دوین جانسون سرانجام به فیلم «شزم» پیوست با این حال هنوز مشخص نیست که او چه نقشی در این فیلم بازی خواهد کرد.

به گزارش مووی مگ به نقل از مهر ، به نظر می‌رسد که بالاخره دوین جانسون مقلب به راک علاقه‌اش برای پیوستن به خانواده مارول (نه استودیوی مارول) را بیان کرده است؛ اما علاقه‌ای که شامل خرگوش‌های ابرقهرمان و عمویی مهربان و جادوگری می‌شود که از کلمه جادویی شزم خیلی خوشش می‌آید.

دوین جانسون با حضورش در مکزیکو سیتی برای تبلیغ فیلم جدید «هرکول» رسما تایید کرد که قرار است نقشی در اقتباس جدید کمپانی برادران وارنر از داستان «شزم» کمپانی دی‌سی انتریتنمنت داشته باشد. او در حضور قبلی‌اش برای یکی دیگر از مراسم تبلیغاتی فیلم «هرکول» در اوایل تابستان هم اشاره‌های بسیار جزیی به این مورد کرده بود.

جانسون گفته هنوز مطمئن نیست که می‌خواهد نقش شزم را بازی کند یا دشمن او که آدام سیاه نام دارد. او گفته همیشه طرفدار ضد قهرمانان بوده و آدام سیاه که نسخه اولیه شزم از مصر باستان است و در سال‌های اخیر تبدیل به ضد قهرمان شده، همیشه یکی از شخصیت‌های محبوب او در دنیای شخصیت‌های کمپانی دی‌سی بوده است.

با این حال او اعلام کرده که بدون توجه به اینکه در انتها چه نقشی به او برسد، با تمام وجود آن را بازی خواهد کرد. هنوز ساخت پروژه «شزم» به طور رسمی توسط کمپانی برادران وارنر اعلام نشده، با این حال کمپانی دی‌سی اینترتینمنت چندی پیش اعلام کرده بود که قرار است بین سال‌های 2016 تا 2020 نه فیلم سینمایی از ابرقهرمان‌های دنیای خود اکران کند که خیلی ها منتظرند «شزم» هم یکی از آنها باشد.

دوین جانسون ملقب به راک کشتی‌گیر حرفه‌ای و قهرمان ۸ دوره جهان است او به عنوان یک بازیگر هم کاملا شناخته شده و از سال 1999 وارد دنیای سینما شده است. 

 

خوب ، بد ، زشت ( دیالوگ های ماندگار )

جمعه ، 31 خرداد 1392 ، 18:01
( 5 رأی )
9

10658 443678699064880 514708436 n

تو این دیار بُرد با اوناییه که از مُخشون کار میکشن ؛ بخوای از دلت مایه بذاری سوختی ...

 


صفحه 376 از 1702
Google+