مووی مگ

اطلاعاتی جدید از سریال 13 قسمتی استیون اسپیلبرگ به نام « زیر گنبد » منتشر شد

چهارشنبه ، 22 خرداد 1392 ، 17:48
( 4 رأی )
9.3

IMG13023562

استیون اسپیلبرگ در استودیوی فیلمسازیش رمان "زیر گنبد" استفن کینگ را تبدیل به سریالی 13 اپیزودی کرده‌ که این مینی‌سریال تابستان امسال در شبکه سی.بی.اس به نمایش درمی‌آید.

این مجموعه تلویزیونی تابستانی ساخته استیون اسپیلبرگ توجه زیادی را به خود جلب کرده است.

اولین قسمت این سریال که از روی کتاب پرفروش استفن کینگ به همین نام ساخته شده است، روز 24 ژوئن در شبکه سی.بی.اس پخش می شود و داستان آن از این قرار است که در یک روز معمولی در شهر خیالی "چستر میل" همه در حال انجام کارهای روزانه و معمولی خودشان هستند و اتفاق خاصی نمی‌افتد، به غیر از آنکه مردی در حال کندن یک قبر در جنگل برای دفن یک جنازه است. اما در ادامه داستان، این شهر کوچک روستایی توسط چیزی که به نظر می رسد یک گنبد غول آسا باشد احاطه می‌شود.

این گنبد نامریی که به نظر می‌رسد به طور اتفاقی از آسمان پایین افتاده باشد، خانه‌ها را نصف می‌کند، خط های برق شهر را قطع می‌کند، ماشین ها را نصف می کند و به طرز وحشتناکی هم یک گاو را کاملا از وسط به دو نیم می‌کند.

اگر بخواهید دستتان را دراز کنید و به این گنبد نامریی دست بزنید، در اولین بار فقط یک شوک کوچک حس می‌کنید که برای اخطار دادن کافی است و شما را نمی کشد.

سریال "زیر گنبد" وقت زیادی را صرف ساخت پایه و اساس داستان نمی‌کند و سعی هم نمی‌کند همه این ماجرا را به عنوان یک پیچش داستانی معرفی کند چون با وجود عنوان فیلم، این کار کمی سخت خواهد بود. نیلز آردن اوپلوو کارگردان سریال به عوارض ایجاد چنین گنبدی توجه می‌کند و از سوال‌های پیش آمده درباره این گنبد از جمله برخورد یک هواپیما از درون و برخورد یک ماشین حمل شیر از بیرون به آن، می‌پردازد.

در قسمت اول کسی که در حال کندن آن قبر بوده، "باربی" باربارا (با بازی مایک ووگل) است که زمانی که گنبد بسته می‌شود نمی‌تواند از جرمی که مرتکب شده فرار کند. کلانتر شهر (جف فاهی) و همکارش (ناتالی مارتینز) به نظر نمی رسد لازم باشد تلاش زیادی برای شغلشان حفظ کنند. یکی دیگر از شخصیت‌های این قسمت سردبیر روزنامه شهر یعنی جولیا (راشل لفور) است.

مشکلاتی که پیش می آیند مشخص هستند. اگر یک ژنراتور پشتیبان نداشته باشند، برق نخواهند داشت. هیچ سیگنال رادیویی نمی‌تواند وارد شود. ساکنان شهر نمی توانند صدای افرادی که دقیقا جلویشان در آن طرف گنبد ایستاده‌اند بشنوند. به تدریج و به آرامی مردم شروع می‌کنند به فکر کردن درباره مدت زمانی که این گنبد وجود خواهد داشت، چون مشکل آب و غذا را پیش می‌آورد. ماموران دولتی هم در آن سمت گنبد حلقه زدند و برای بدترین شرایط ممکن آماده می شوند.

با وجود اینکه خونریزی های زیادی به خاطر پایین آمدن گنبد به وجود می آید و حتی چند قسمت بریده شده بدن هم نمایش داده می‌شود، اما شخصیت های داستان بیشتر از اینکه نگران به نظر برسند حیرت‌زده هستند. با این حال انتظار می‌رود ترس آنها به زودی شروع شود چون کینگ در تمام کتاب‌هایش دوست دارد ترس‌ها و رازهای نهفته درون مردم را آشکار کند.

به طور معمول شبکه های تلویزیونی نمی‌توانند به خوبی سریال های تابستانیشان را به فروش برسانند چون بیننده‌های باهوش می دانند که آنها سریال‌هایی هستند که برای نمایش در فصل های معمولی سال به اندازه کافی خوب نبوده‌اند و روی دست تهیه کنندگان مانده‌اند اما سریال "زیر گنبد" از اول هم برای تابستان برنامه ریزی شده بود و یک مینی سریال تماشایی است.

اسپیلبرگ به همراه جاستین فالوی و داریل فرانک، دو تن از سران دریم ورکس تی‌وی دو سال است روی این پروژه کار می‌کنند.

اسپیلبرگ و کینگ پیشتر نیز با هم همکاری کرده بودند. این دو سال 1984 روی اقتباسی از "تالیسمن" نوشته کینگ کار کردند و 20 سالی می‌شود که اسپیلبرگ قصد ساخت آن را دارد.

 

مهر

 

ازدحام جمعیت باعث خسارت 30 الی 40 میلیون تومانی سینمادار مشهدی شد!

جمعه ، 11 بهمن 1392 ، 03:15
( 2 رأی )
8.5

2-1-2014130225319

برخی سینماداران مشهد از ازدحام مردم در مقابل سینماها در روز «سلام سینما» ابراز نارضایتی کردند.

مدیر سینما آفریقا مشهد به واحد مرکزی خبر گفت : مردم از ساعت 7 صبح در صفهای ورود به سینما ایستادند و از صبح تا ظهر چهار مرتبه درگاه این سینما به علت ازدحام جمعیت دچار نقص فنی شد .

مهدی تجویدی با بیان اینکه این روز را به عنوان « روز سینمای رایگان » اصلاً قبول ندارم افزود : چرا بایست این طرح در یک روز اجرا می ‌شد و چرا در طول هفته و در سانس‌هایی مشخص اجرا نشد تا شاهد این ازدحام نباشیم ؟

او با اعلام 30 تا 40 میلیون تومان خسارت به سینما آفریقا مشهد گفت : سینما آسیب زیادی دیده و بسیاری از صندلی‌ها نیاز به تعمیر دارند .

تجویدی وضعیت اقتصادی را علت استقبال زایدالوصف مردم از تماشای رایگان فیلم در سینماها دانست و گفت : بیشتر کسانی که از صبح مقابل سینما صف کشیده بودند از قشرهای متوسط رو به پایین‌ جامعه بودند .

او با بیان اینکه اگر دولت یارانه دهد ، می‌توان قیمت بلیت‌ها را کاهش داد افزود : فرهنگ و ارشاد همواره از سینما مایه گذاشته است اما زمان آن رسیده است که از آن حمایت کند .

مدیر سینما سیمرغ مشهد هم گفت : اجرای طرح سلام سینما کار اشتباهی بود به ویژه برای سینماهای خصوصی.

امیرحسین دبیرزاده افزود : تماشای فیلم در سینما از سبد خانواده‌ها خارج شده با این حال با توجه به هزینه‌های زیاد سرگرمی‌های دیگر ، تقریبا می‌توان گفت مردم غیر از سینما جایی ندارند که بروند .

دبیرزاده با بیان اینکه اگر دولت به سینماها یارانه بدهد ، می‌توان قیمت بلیت‌ها را کاهش داد افزود : وضعیت سینمای خصوصی دچار رکود است و انواع و اقسام خرج‌ها و هزینه‌ها هر ماه روی دست ما می‌ماند و جز حمایت دولت و دادن یارانه نمی‌توان به کاهش قیمت بلیت‌ها فکر کرد.

طرح «سلام سینما» امروز همزمان با کشور در سینماهای مشهد ( پنج سینما با 12 سالن ) ، نیشابور ، سبزوار و گناباد اجرا و از همان نخستین سانس ، با استقبال گسترده مردم برای تماشای فیلم ها مواجه شد

.

ذره بین : با این وضع دیگه چه سلامی، چه علیکی!

 

نقد و بررسی فیلم Young Adult

دوشنبه ، 21 آذر 1390 ، 12:50
( 3 رأی )
4

« جوان بالغ » از آن دست سوژه هایی به همراه دارد که فقط از ذهن نویسنده ایی که هیچ دوره فیلمنامه نویسی را طی نکرده و به قول معروف، 1هیچ اطلاعی از باید و نباید ها درباره فیلمنامه نویسی ندارد بیرون می آید!. « دیابلو کدی » فیلمنامه نویسی است که گذشته عجیب و غریبی را در زندگی شخصی اش تجربه کرده. عجیب ترین نکته درباره او این است که وی پیش از اینکه فیلمنامه نویس شود، یک رقاص برهنه(!) بوده اما به لطف سینما ، توانسته استعداد اصلی خود که داستان سرایی بوده را به خوبی پرورش دهد. « جوان بالغ » تازه ترین داستان اوست که با روایتی متفاوت از آنچه که تا به امروز در فیلمهای کمدی سراغ داشتیم به سینماها آمده و باعث حیرت همگان شده است. « جوان بالغ » از معدود فیلمهایی است که در آن شخصیت اصلی از ابتدا تا انتهای فیلم، نفرت انگیز است و کسی از او خوشش نخواهد آمد!.

ماویس گری ( چارلیز ترون ) نویسنده ای نسبتاً موفق است که در آپارتمانی در شهر میناپولیس زندگی می کند. همه دوستان و آشنایانِ ماویس با توجه به موفقیت های نسبی ایی که او در کار نویسندگی بدست آورده، گمان می کنند که وی در زندگی شخصی خود مسیر درستی را برگزیده و هر روز هم بیشتر از دیروز در کار خود پیشرفت می کند. اما حقیقت این است که ماویس یک نویسنده کاملاً شلخه و درب و داغان است که تماشای وضعیت خانه مسکونی اش به تنهایی می تواند حال هر انسانی را بد کند!. اما داستان از آنجا شروع می شود که ماویس در یک روز متوجه می شود که ایمیلی از طرف دوست پسر دوران دبیرستانش به نام بادی اسلید ( پاتریک ویلسون ) برای او ارسال شده که در آن تصویری از کودک تازه به دنیا آمده اش به چشم می خورد. ماویس با دیدن این عکس به این فکر می افتد که این نوزاد زیبا در اصل می بایستی متعلق به او می بود چراکه بادی در دوران دبیرستان عاشق او بوده!. به همین جهت تصمیم می گیرد تا چمدانش را ببندد و به سمت شهر مرکوری ( در ایالت مینوستا ) برود تا دوباره با دوست پسر دوران دبیرستانش رابطه ایی را آغاز کند!!

حتی لحظه ایی هم2 به این موضوع فکر نکنید که قرار است ماویس به مرکوری برود تا در آنجا کمی شیطانی کند و سپس به رستگاری برسد، چراکه در این فیلم خبری از صحنه های از پیش تعیین شده و اتفاقات کلیشه ایی نیست!. « دیابلو کدی » در فیلمنامه ی عجیب و غریب اش ، شخصیتی را به تماشاگران ارائه داده که هیچگونه بویی از اخلاق و ادب نبرده و حتی با پیشرفت داستان نیز او نه تنها تغییر نمی کند، بلکه در مواردی بسیار گستاخ تر از گذشته رفتار می کند!. به جراٌت می توانم بگویم که ماویس گری ، متفاوت ترین شخصیتی است که تابحال در یک فیلم سینمایی شاهد بوده ام و دلیل آن هم پایبند نبودن فیلمنامه به شخصیت پردازی های رایج فیلمهای کمدی است.

به نظرم « دیابلو کدی » با ترسیم شخصیت ماویس گری به نوعی به دیگر فیلمنامه نویسان سینما این نکته را یادآوری کرده که حتماً نمی بایستی در مسیر پیشفرض قدم بردارند و تنها جزییات داستان را تغییر دهند، بلکه می توان به کل این مسیر  پیشفرض را به شکلی متفاوت تبدیل کرده و آن را به مخاطب ارائه داد . این رویه خانم « دیابلو » ( حتی اسمش هم به مانند خودش عجیب و غریب است. ) سبب شده تا نتوانیم حتی لحظه ایی از رفتارهای بعدی شخصیت ها را حدس بزنیم و در عوض هر دفعه فیلم ما را با یک غافلگیری بزرگ مواجه می کند. به عنوان مثال زمانی که در فیلم عنوان می شود، بادی به 3همراه همسر و فرزند تازه متولد شده اش زندگی بسیار خوب و خوشی در کنار یکدیگر دارند، انتظار می رود که ماویس هم به مرور این قضیه را بپذیرد و به دنبال زندگی خوب برود اما برخلاف انتظار، شنیدن اینگونه حرفها هیچ دردی در ماویس دوا نمی کند و او کماکان مشتاق است تا بادی را شیفته خود کند حتی به قیمت از دست دادن فرزند و همسر بادی!.

یکی از دلائلی که باعث شده تا ماویس گری تا بدین حد جذاب و خاص باشد، بازی بی نقص « چارلیز ترون » است. اگر از من می پرسیدید که آیا « چارلیز ترون » را برای ایفای نقش ماویس گری مناسب می دانم یا خیر، مطمئناً به شما می گفتم خیر!. چراکه روند بازیگری « ترون » نشان می دهد که او معمولا بیشتر در نقش های جدی ( البته با گریم سنگین! ) ظاهر می شود تا اثار کمدی و اتفاقاً در نقش های جدی هم بیشتر تحویل گرفته می شود. اما اینبار « چارلیز ترون » در یک نقش کمدی چنان موفق عمل می کند که شاید حتی بتوانیم نامش را در میان کاندیداهای اسکار هم ببینیم. او به مانند همیشه زیباست و البته در پس ظاهر زیبای خود، شیطانی را با خود حمل می کند که همه از آن فراری هستند!. « پاتریک ویلسون » هم برخلاف رویه معمول اش که بازی در فیلمهای جدی بوده، در این فیلم نقش پدری فداکار و همسری دوست داشتنی را ایفا می کند که دل هر تماشاگری را به درد می آورد! تماشای اینکه او زندگی خوب و آرامی دارد و به واسطه حضور بی وقت ماویس گری قرار است این حضور تبدیل به یک جهنم برای خانواده اش شود، واقعاً دردآور است!. اما فیلم یک برگ برنده دیگر هم دارد و آن شخصیتی مکمل به ن4ام مت است که « پاتون اسوالت » آن را ایفا می کند. مت یکی از انسانهایی است که در ایران خودمان هم به وفور یافت می شود!، او در زندگی شخصی خود دچار روزمرگی شده و به نوعی تبدیل به یک انسان متفکر شده است که اشتباه دیگران را برایشان توضیح می دهد اما خودش را که سرشار از مشکل است نمی بیند!. مت که هم مدرسه ایی سابق ماویس بوده ، در فیلم سعی می کند که هرطور که شده این نکته را به ماویس یادآوری کند که بادی در حال حاضر خوشبخت است و این مهم است، اما ماویس زبان نفهم تر از این حرفهاست!. ارتباط بین متِ واقع بین و ماویسِ توهمی ، و دیالوگ های جالبی که بین این دو رد و بدل می شود، یکی از بهترین دلائل تماشای این فیلم است.

« جوان بالغ » دومین همکاری « جیسون ریتمن » و « دیابلو کدی » بعد از فیلم موفق « جونو » به حساب می آید. « جونو » فیلم خوبی بود که مشکلات یک دختر نوجوان به نام جونو را که باردار شده بود ، درقالب طنز به تصویر می کشید. اما تفاوت شخصیت ماویس با جونو در این است که هرچقدر که جونو دوست داشتنی بود، به همان اندازه ماویس نفرت انگیز است!. اگر بخواهم خلاصه کنم باید بگویم که « جوان بالغ » به نوعی نسخه منفی فیلم « جونو » به حساب می آید که با همان جسارت و شیرینی ساخته شده است. اگر می خواهید یک درام - کمدی متفاوت با بازی های فوق العاده و مهمتر از همه فیلمنامه غیرقراردادی ببینید، « جوان بالغ » بهترین انتخاب برای شماست.5_star


منتقد : میثم کریمی5

کپی برداری از مطالب سایت تنها با ذکر دقیق لینک سایت MovieMag.IR و نویسنده مطلب مجاز است.

به جمع طرفداران مووی مگ در فیس بوک بپیوندید


جوان بالغ : Young Adult

کارگردان : Jason Reitman

نویسنده : Diablo Cody

بازیگران :

Charlize Theron ...Mavis Gary

Patton Oswalt...Matt Freehauf

Patrick Wilson ...Buddy Slade

Elizabeth Reaser...Beth Slade

و...............

ژانر : کمدی - درام

درجه سنی : R ( مناسب برای افراد بالای 17 سال )

زمان : 94 دقیقه

 

آنچه باید از اسکار بهترین فیلم خارجی بدانیم!

جمعه ، 9 اسفند 1392 ، 04:30

2-1-2013825114847

سینمای ایتالیا در حالی با کسب 13 جایزه در بخش بهترین فیلم خارجی اسکار همچنان پیشتاز تمام دوره‌های این رویداد سینمایی است که امسال نیز شانس اول کسب این جایزه محسوب می‌شود و می‌تواند فاصله خود را با 12 جایزه سینمای فرانسه در این بخش افزایش دهد.

به گزارش مووی مگ به نقل از ایسنا،‌ شصت و ششمین دوره جوایز سینمایی اسکار در حالی بامداد دوشنبه (12 اسفند) در دالبی تئاتر لس‌آنجلس برگزار می‌شود که از میان 76 کشوری که فیلمهای خود را برای حضور در بخش بهترین فیلم خارجی به آکادمی داده‌اند در نهایت فیلمهای «زیبایی بزرگ» (ایتالیا)، «سقوط دایره شکسته» (بلژیک)،« شکار» (دانمارک)، «تصویر گمشده» (کامبوج) و «عمر» (فلسطین) برای اسکار خارجی رقابت می‌کنند. از آنچه از نتایج سایر جوایز سینمایی و پیش‌بینی منتقدین برمی‌آید امسال نیز سینمای ایتالیا با «زیبایی بزرگ» ساخته «پائولو سورنتینو» بخت اصلی کسب اسکار این رشته از جوایز آکادمی است.

«زیبایی بزرگ» که جایزه بهترین فیلم خارجی جوایز گلدن گلوب و بفتا را نیز به‌دست آورده است، در جوایز آکادمی اروپا مهمترین جوایز از جمله بهترین فیلم، کارگردانی و بازیگر نقش اصلی مرد را به‌دست آورده است و از سوی جشنواره فیلم هالیوود و همچنین انجمن منتقدین فیلم بوستون به عنوان بهترین فیلم خارجی سال 2013 معرفی شده است.

داستان فیلم «زیبایی بزرگ» که در واقع نسخه به‌روزشده فیلم «زندگی شیرین» ساخته «فدریکو فلینی» است، درباره‌ی نویسنده‌ای سالخورده‌ای است که به لطف رمان معروفی که 40 سال پیش نوشته همیشه مطرح بوده و اکنون در 65 سالگی زندگی یکنواختی دارد. در همان حال که وی به این فکر می‌کند که نوشتن را از نو آغاز کند، شیوه زندگی لذت‌جویانه و ثروت‌اندوزی خود را زیر سئوال می‌برد.

فیلم «شکار» ساخته «توماس وینتربرگ» از دانمارک دیگر نامزد این بخش است که در سال 2012 در جشنواره کن نامزد نخل طلای این رویداد سینمایی بود و در نهایت سه جایزه از جمله بهترین بازیگر مرد و بهترین فیلم معنوی را از آن خود کرد و «وینتربرگ» به همراه «لیندهولم» جایزه بهترین فیلمنامه را نیز از جوایز فیلم اروپا به‌دست آوردند. «شکار» روایتگر داستان معلمی است که پس از اتهام سوءاستفاده از کودکان، در پی اثبات بی‌گناهی و حفظ آبرویش است.

فیلم «عمر» به نمایندگی از سینمای فلسطین پنجمین اثر بلند داستانی «ابو اسعد» و دومین فیلمی است که در میان آثار سینمایی وی، پس از «بهشت همین‌ حالا» در سال 2005، به لیست نامزدهای نهایی جوایز اسکار راه یافته است. داستان فیلم به صورت کلی درباره یک کارگر نانوایی به اسم «عمر» است که هر روز خود را در تیررأس سربازان اسرائیلی قرار می‌دهد و از دیوار امنیتی اسرائیل بالا می‌رود تا زن مورد علاقه‌اش «نادیه» را ملاقات کند. ازدواج عمر و نادیه پس از اینکه عمر توسط سربازان اسرائیلی در یک درگیری بازداشت می‌شود، به هم می‌خورد و عمر در بازداشتگاه رژیم اشغالگر زیر شکنجه‌های شدیدی قرار می‌گیرد.

فیلم «سقوط دایره شکسته» ساخته «فلیکس فن گرونینگن» برنده جایزه بهرین فیلم جوایز لوکس پارلمان اروپا و همچنین برنده جایزه منتخب تماشاگران از جشنواره برلین یکی دیگر از نامزدهای اسکار فیلم غیرانگلیسی امسال است که توصیف‌کننده یک داستان عاشقانه و زندگی خوشبخت است که ناگهان به یک تراژدی مبدل می‌شود. «فن گرونینگن» به زیبایی رابطه میان پدر و مادر و دخترشان را در فیلم به تصویر می‌کشد و همچنین نحوه فیلمبرداری و ساختار غیرخطی فیلم از دیگر مشخصات قابل ملاحظه این نماینده سینمای بلژیک در میان نامزدهای نهایی اسکار در شاخه بهترین فیلم خارجی است.

فیلم «تصویر گمشده» ساخته «ریتی پان» از کامبوج برنده جایزه بخش نوعی نگاه جشنواره فیلم کن پنجمین فیلم نامزد در بخش بهترین فیلم خارجی است. این فیلم نیمه‌مستند درباره «خِمِرهای سُرخ»، گروهی با تفکرات و ایدئولوژی مائویستی، است که از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ میلادی بر کشور کامبوج حکومت می‌کردند. این حکومت برآمده از حزب کمونیست کامبوج بود و روش حکومتی آنها به گونه‌ای بود که منجر به نسل‌کشی و قتل‌ عام میلیونها نفر شد.

مروری بر تاریخچه بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی

بخش غیرانگلیسی جوایز اسکار یکی از جذاب‌ترین شاخه‌های جوایز اسکار است و فیلم‌های بلندی که خارج از آمریکا تولید شده باشند و دیالوگ‌های به کار رفته در آن‌ها عمدتا غیرانگلیسی باشند، مجاز به رقابت در آن هستند.

زمانیکه اولین مراسم اعطای جوایز اسکار در 16 می 1929 برای تقدیر از بهترین فیلم‌های سال 1927 برگزار شد، بخش جداگانه‌ای برای فیلم‌های غیرانگلیسی تعریف نشده بود. اگرچه آکادمی اسکار بین سال‌های 1947 تا 1955 جوایز افتخاری به بهترین فیلم‌های غیرانگلیسی ساخته‌شده در خارج از آمریکا اعطا می‌کرد،‌ اما این جوایز مبنای قابل قبولی نداشتند.

در سال‌های برگزاری این جایزه، فیلم‌های محصول کشورهای اروپایی یکه‌تاز بی‌رقیب این عرصه بوده‌اند؛ به طوری ‌که از 63 جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی اسکار تا به امروز، 51 جایزه نصیب فیلم‌های اروپایی شده است و سهم کشورهای آسیایی تنها شش جایزه، کشورهای آفریقایی سه جایزه و کشورهای قاره آمریکا نیز سه جایزه اسکار بوده است.

یکی از انتقاداتی که همیشه به آکادمی اسکار در برگزاری این بخش وارد می‌شود، محدود بودن کشورها در معرفی تنها یک فیلم است. قانون آکادمی اسکار می‌گوید «هر کشور، یک فیلم» و این قانون اگرچه فرصت برابری برای همه کشورها در این رقابت ایجاد می‌کند، اما ازسوی دیگر موجب می‌شود تا کشورهایی چون ایتالیا، آلمان یا فرانسه که از سینمای پویا و قدرتمندی بهره می‌برند، مجبور به نادیده گرفتن برخی فیلم‌های مطرح خود شوند.

دیگر محدودیتی که قانون این بخش ایجاد می‌کند، گریبان کمپانی‌های سازنده آن را می‌گیرد. در برخی موارد چندین کشور مشترکا اقدام به ساخت یک فیلم می‌کنند و از آنجایی که هیچ‌ یک نمی‌توانند منحصرا آن را متعلق به خود بدانند، در نتیجه آن فیلم به رغم شایستگی از حضور در رقابت اسکار بازمی‌ماند؛ نمونه بارز آن «خاطرات دوچرخه» (2004) محصول مشترک چند کشور بود که نتوانست از سوی هیچ یک از سازندگان به اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی معرفی شود. هرچند این فیلم جایزه اسکار بهترین موسیقی را کسب کرد و در جشنواره‌های متعدد تحسین شد.

در تمام دوره‌های برگزاری بخش غیرانگلیسی جوایز اسکار، فیلم‌های ایتالیایی مجموعا 13بار موفق به کسب جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی شده و در مجموع 27 بار نامزد این جایزه بوده‌اند.

زمانی که بحث به کارگردانان رکورددار کسب اسکار خارجی می‌رسد، تنها حرف از سینمای ایتالیا به میان می‌آید و به نظر نمی‌رسد فیلم‌سازان فرانسوی تا سال‌ها بتوانند به این رکورد نزدیک شوند. «فدریکو فلینی» و «ویتوریو دسیکا» در مقام کارگردان هریک توانسته‌اند چهار بار این جایزه معتبر را کسب کنند و از این حیث همچنان رکورددار تاریخ محسوب می‌شوند.

فلینی در سال‌های 1956 برای «جاده»، 1957 برای «شب‌های کابیریا»، 1963 برای «هشت‌ونیم» و در سال 1974 برای «آمارکورد» چهار اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی را برای سینمای ایتالیا به‌ همراه آورد.

«دسیکا» هم با فیلم‌های «واکسی»، «دزد دوچرخه»، «دیروز، امروز، فردا» و «باغ خانواده فینتسی کونتینی» توانست چهار جایزه اسکار خارجی را برای سینمای کشورش به دست آورد.

در زیر نگاهی به برندگان دوره‌های گذشته جایزه‌ بهترین فیلم غیرانگلیسی اسکار می‌اندازیم:

«عشق» اتریش (2013)؛ «جدایی نادر از سیمین» ایران (2012)؛ «در دنیای بهتر» دانمارک (2011)؛ «راز چشم‌هایش» آرژانتین (2010)؛ «عزیمت» ژاپن (2009)؛ «خائنین» اتریش (2008)؛ «زندگی‌های دیگران» آلمان (2007)؛ «توتسی» آفریقای‌ جنوبی (2006)؛ «دریای درون» اسپانیا (2005)؛ «تهاجم بربرها» کانادا (2004)؛ «هیچ‌جا در آفریقا» آلمان (2003)؛ «سرزمین هیچ‌کس» بوسنی (2002)؛ «ببر خیزان، اژدهای پنهان» تایوان (2001)؛ «همه‌چیز درباره مادرم» اسپانیا (2000)؛ «زندگی زیباست» ایتالیا (1999)؛ «کاراکتر» هلند (1998)؛ «کولیا» جمهوری‌ چک (1997)؛ «خط آنتونیا» هلند (1996)؛ «آفتاب سوخته» روسیه (1995)؛ «بل اپوک» اسپانیا (1994)؛ «ایندوچین» فرانسه (1993)؛ «مدیترانه» ایتالیا (1992)؛ «سفر امید» سوییس (1991)؛ «سینما پارادیزو» ایتالیا (1990)؛ «پله فاتح» دانمارک (1989)؛‌ «ضیافت بابت» دانمارک (1988)؛ «حمله» هلند (1987)؛‌ «گزارش رسمی» آرژانتین (1986)؛ «حرکات خطرناک» سوئیس (1985)؛ «فانی و الکساندر» سوئد (1984)؛ «آغاز دوباره» اسپانیا (1983)؛ «مفیستو» مجارستان (1982)؛ «مسکو اعتقادی به گریه ندارد» روسیه (1981)؛ «طبل حلبی» آلمان‌ غربی (1980)؛ «دستمالتو در بیار» فرانسه (1979)؛ «مادام روزا» فرانسه (1978)؛ «سیاه و سفید رنگی» ساحل‌ عاج (1977)؛ «درسو اوزالا» روسیه (1976)؛ «آمارکورد» ایتالیا (1975)؛ «روز برای شب» فرانسه (1974)؛ «جذابیت پنهان بورژوازی» فرانسه (1973)؛ «باغ خانواده فینتسی کونتینی» (1972)؛ «بازپرسی درباره یک شهروند دور از سوءظن» ایتالیا (1971)؛ «Z» الجزایر (1970)؛‌ «جنگ و صلح» شوروی سابق (1969)؛ «قطارهای تحت مراقبت» چک‌واسکواکی (1968)؛ «یک مرد و یک زن» فرانسه (1967)؛ «مغازه در خیابان اصلی» چک‌واسلواکی (1966)؛ «دیروز، امروز، فردا» ایتالیا (1965)؛‌ «هشت‌ونیم» ایتالیا (1964)؛ «یکشنبه‌ها و سیبل» فرانسه (1963)؛ «در یک آینه» سوئد (1962)؛ «چشمه باکرگی» سوئد (1961)؛ «اورفئو سیاه» فرانسه (1960)؛

«عموی من» فرانسه (1959)؛‌ «شب‌های کابیریبا» ایتالیا (1958)؛ «استرادا» ایتالیا (1957)؛ «سامورایی، افسانه موساشی» ژاپن (1956)؛‌ «دروازه جهنم» ژاپن (1955)؛ «بازی‌های ممنوعه» فرانسه (1953)؛‌ «راشامون» ژاپن (1952)؛ «دیوارهای مالاپاگا» فرانسه (1951)؛ «دزد دوچرخه» ایتالیا (1950)؛ «موسیو ونسان» فرانسه (1948)؛ «واکسی» ایتالیا (1947).

 

کیفر ( بعد سوم )

جمعه ، 15 دی 1391 ، 12:22
( 2 رأی )
7.5

463523

اگه یه روز تو خیابون از کنار یه گنجشک رد شدی و نپرید ، فکر نکن که ازت نترسیده ، بدون که اون هم آدم حسابت نکرده...

 


صفحه 376 از 1498
Google+