مووی مگ

سینمای کلاسیک : وحشی ( The Wild One )

چهارشنبه ، 15 آذر 1391 ، 16:15
( 7 رأی )
4.1

داستان فیلم : 1

دارودسته ای از موتورسواران جوان به نام « یاغیان سیاه پوش» پس از محروم شدن در یک مسابقه موتورسواری ، به شهر کوچکی می روند و با تردد در خیابان اصلی شهر ، اهالی شهر را به وحشت می اندازند . سردسته ی آنها به نام جانی دل به دختر رئیس پلیس شهر می بازد اما...

کارگردان :

لازلو بندک در 5 مارچ سال 1905 در بوداپست مجارستان چشم بر جهان گشود. او تا زمان وقوع جنگ جهانی دوم در مجارستان به عنوان تدوین گر و نویسنده فعالیت می کرد اما پس از وقوع جنگ ، وی که یک یهودی بود و به شدت از طرف نازی ها تهدید می شد، با مشکلات فراوان موفق شد به آمریکا وارد شود و حرفه اش را در این کشور پیگیری کند. بندک پس از ساخت چند فیلم در آمریکا ، در سال 1951 فیلم « مرگ یک فروشنده » را کارگردانی کرد که مورد استقبال خوبی قرار گرفت و افتخارات ریز و درشت فراوانی رو برای وی به ارمغان آورد.

بندک همچنین به دلیل تسلط به چند زبان مختلف، فیلمها و سریالهای مختلفی در کشورهایی نظیر آلمان و فرانسه ساخت که آثار شاخصی به حساب نمی آیند.

لازلو بندک در 11 مارس سال 1992 در نیویورک درگذشت.

بازیگران :2

مارلون براندو : مارلون براندو ۳ آوریل سال ۱۹۲۴در ایالت نبراسکا آمریکا به دنیا آمد.

 براندومدتی به مدرسه نظامی رفت و بعد به کارهای مختلفی مشغول شد و نهایتا برایشرکت در کلاس‌های بازیگری راهی نیویورک شد و نزد استادش؛ استلا آدلر، متداستانیسلاوسکی را آموخت.

 مدتیبعد براندو به مدرسه بازیگری اکتورز استودیو که الیا کازان آن را اداره میکرد، راه پیدا کرد و در آنجا زیر نظر لی استراسبرگ متد اکتینگ(روشی کهبازیگر برای اجرای نقش باید مدتی آن نقش را زندگی کند) را تکمیل کرد.نخستینحضور براندو بر پرده سینما بازی در فیلم مردان ساخته فرد زینه مان در سال 1985 بود. او برای آماده کردن نقشش در این فیلم بیش از یک ماه خود را دربیمارستان بستری کرد. کاری که از دید بسیاری از بازیگران مجرب آن دورانمانند لارنس الیویه یا کلارک گیبل حماقت محض محسوب می‌شد.

 اویکی از تاثیرگذارترین بازیگران تاریچ سینما است. از فیلم‌های مشهوری که ویدر آنها ایفای نقش کرده‌است می‌توان به اتوبوسی به نام هوس در نقش استنلیکووالسکی، در بارانداز در نقش تری مالوی هر دو به کارگردانی الیا کازان وپدرخوانده در نقش دون ویتو کورلئونه اشاره کرد. بسیاری بهترین نقش او راپدر خوانده می‌دانند.

 اینبازیگر آمریکایی در بین بسیاری از علاقمندان به سینما و منتقدان به عنوانبهترین بازیگر تاریخ سینما شناخته می‌شود.وی در نقش‌های متفاوتی بازی کردهاست؛ از شکسپیر تا موزیکال، از درام تا کمدی. در  مردها و عروسک‌ها در نقشاسکای مسترسون همه را مجذوب کرد. در شورش در کشتی بونتی نقش فلچرکریسچنضعیف النفس را داشت.ساخت  بونتی  مصادف بود با قطع پیوند براندو با صاحبانهالیوود. در سال 1960  سربازهای یک چشم را کارگردانی کرد و در  تعقیب و  انعکاس در چشمان طلایی بازی کرد  و سپس در سال 1972 در نقش دون کورلئونهدر  پدرخوانده ظاهر شد.

 هنگامیکه آکادمی اسکار او را به عنوان برنده برگزید، وی زن سرخپوستی را برایگرفتن جایزه، از جانب خود مامور کرد تا به این وسیله توجه عموم را به وضعرقت‌بار سرخپوستان آمریکا جلب کند. وی روز به روز بیشتر معطوف مسائل ومشکلات بشری شد و فیلم‌های آخر او نشانگر این گونه تمایلات سیاسی و اجتماعیاوست.

 براندوپیشکسوت سبکی معروف به نام متدی بود که بلافاصله پس از او بازیگرانی مانندجیمز دین و مونتگومری کلیفت و سال‌ها بعد پل نیومن، داستین هافمن و رابرتدنیرو با درخشش خود این سبک را در سینمای آمریکا تثبیت کردند.چاقی مفرط درسال‌های پایانی برای براندو بسیار دردسر آفرین بود. فرانسیس فورد کاپولاکارگردان پدرخوانده برای متقاعد کردن تهیه‌کنندگان فیلم برای انتخاب براندوتلاش زیادی کرد. چرا که عقیده داشتند زمان این بازیگر دیگر گذشته است.پساز پدرخوانده دوباره نام براندو در جهان سینما مطرح شد. پس از این بود کهبراندو در فیلم‌های مطرحی مانند آخرین تانگو در پاریس، اینک آخر الزمان وآبگیرهای میسوری بازی کرد. نقش کوتاه او در انتهای فیلم اینک آخرالزمان نیزاز به یاد ماندنی‌ترین نقش‌های تاریخ سینماست3.

مارلون براندو ستاره افسانه‌ای سینما روز جمعه 2 ژوئیه سال 2004 در سن 80 سالگی پس از مدت‌ها بیماری در بیمارستانی در لس آنجلس درگذشت.

منبع : همشهری آنلاین      

لی ماروین: متولد نوزدهم فوریه 1924 در نیویورک، مرگ در بیست و نهم 1987 در شهر توسکان ایالت آریزونا. لی ماروین یکی از ستاره‌های موفق و محبوب سینمای آمریکاست که همواره بخاطر صدای خشن و مردانه‌اش به یاد آورده می‌شود.

ماروین ابتدا در نقش‌های مکمل و درجه چندم بازی می‌کرد که در اغلب آنها نقش او، شخصیت منفی فیلم، سرباز و یا دیگر شخصیت‌های بی‌احساس و البته نه‌چندان مهم بود ولی پس از دریافت جایزه اسکار بخاطر فیلم «کت بالو» نقش‌های قهرمانانه و احساسی‌تری را هم بازی کرد.

لی ماروین پسر لامونت والتمن ماروین بود که شغلش مدیر تبلیغاتی در یکی از شرکت‌های نیویورک بوده و مادرش کورِنتی واشینگتون هم به مشاوره امور زیبایی و نوشتن مقالات در مجلات مد اشتغال داشت. پدرش از نوادگان ماتیو ماروین بوده که یکی از مهاجران انگلیسی‌تبار آمریکاست که در سال1635 به آمریکا آمده و در تاسیس شهر هارتفورد ایالت کونکتیکوت او را سهیم می‌دانند. مادرش هم از نوادگان آگوستین واشینگتون است که برادر جورج واشینگتون رئیس‌جمهور اسبق آمریکاست.

ماروین پس از اینکه از چندین مدرسه به علت سوء رفتار اخراج شد، در یک کالج غیرانتفاعی به ادامه تحصیل پرداخت. او سپس ترک تحصیل کرده و به نیروی دریایی آمریکا پیوست و در آنجا به عنوان یک تک‌تیرانداز مشغول به خدمت شد. او در جنگ جهانی دوم در خلال نبرد سایپان (8 ماه پبش از نبرد «ایوجیما») زخمی شد و بسیاری از دوستان و هم‌قطارهای او که با ماروین در یک جوخه خدمت می‌کردند، در این نبرد کشته شدند. این حوادث تاثیر عمیقی بر ادامه زندگی ماروین گذاشت. به پاس خدماتش از سوی ارتش آمریکا به او مدال «قلب ارغوانی» اهدا شد و سپس به دلایل پزشکی او را از ادامه خدمت معاف کردند.

در روزهایی که در نیویورک به عنوان یک شاگرد لوله‌کش کار می‌کرد، زمانی‌که برای تعمیر توالت یک سالن تئاتر محلی رفته بود، از او خواستند تا به جای یکی از بازیگران که به دلیل کسالت موفق نشده بود در تمرین‌ها شرکت کند؛ به ایفای نقش بپردازد. از اینجا بود که لی ماروین به عنوان یک بازیگر تئاتر خارج از برادوی بازیگری را شروع کرد. در 1950 ماروین به هالیوود رفت. او خیلی زود و به سرعت توانست نقش‌های کوتاه و حتی مکمل را به دست آورد و در فیلم‌های وسترن، فیلم‌های مربوط به جنگ جهانی دوم و جنگ با کره بازی کند. همچنین به علت تجاربش در جنگ‌های واقعی از او به عنوان یک تعلیم‌دهنده و مربی استفاده می‌کردند و بازی طبیعی او آنقدر قانع‌کننده بود که کارگردان‌ها و دیگر بازیگران فیلم‌ها برای طبیعی‌تر کردن نقش‌ها و صحنه‌ها از او کمک می‌گرفتند. او حتی در طراحی لباس‌ها، نحوه حرکات پیاده نظام و تهیه و آماده‌سازی مواد منفجره نیز شرکت می‌کرد.

نخستین فیلم او «حالا در نیروی دریایی هستید» (1951) بود و در 1952 در تعداد زیادی فیلم بازی کرد از جمله مهم‌ترین آنها «جدال در سیلورکریک» به کارگردانی دان سیگل، «گره هانگمن» و «هشت مرد آهنین». در 1953 او نقش معشوق بدطینت گلوریا گراهام را در فیلم «ضربه بزرگ» به کارگردانی فریتس لانگ را بازی کرد. همچنین در همین سال نقشی کوتاه ولی به یادماندنی را در فیلم «وحشی» در برابر مارلون براندو ایفا کرد که اسم دار و دسته ماروین در آن فیلم "بیتلز" است.4 در همین سال در دو فیلم دیگر به اسم «سمینول» (باد بوتیچر) و «جنون اسلحه» بازی کرد. در 1955 منتقدان او را بخاطر نقش «هکتور» خلافکار شهر در فیلم «روز بد در بلک راک» و ایفای نقش در برابر اسپنسر تریسی ستودند.

در اواسط دهه پنجاه ماروین نقش‌های بزرگتر و مهم‌تری را به عهده گرفت. در 1956 در فیلم «حمله» و در 1958 در «مسافر میسوری» بازی کرد و از سال 1957 تا 1960 در چیزی در حدود صد قسمت از یک سریال تلویزیونی موفق و پربیننده به نام «پلیس شیکاگو» در نقش فرانک بالینگز به ایفای نقش پرداخت. یکی از منتقدان در مورد این سریال نوشت: "یک سریال پرهیجان و خشن با حضور ماروین کله‌خراب در نقش یک افسر پلیس." در هر صورت ماروین با بازی در این سریال توانست نام خود را به جامعه آمریکا معرفی کند و او دیگر از ابتدای دهه 60 یک هنرپیشه کاملا شناخته شده بود.

در دهه 60 ماروین در فیلم‌هایی چون «کومانچروها» (1961)، «مردی که لیبرتی والانس را کشت» (1963) -که ماروین نقش لیبرتی والانس را بازی کرد-، «صخره دریایی دوناوان» (1963) نقش دوم مرد را بازی کرد که در تمام این فیلم‌ها جان وینِ اسطوره‌ای نقش اول و مقابل او را ایفا می‌کرد. همچنین در «مبارزه»، «مقبره» (1963) که در این فیلم نقش یک هفت‌تیرکش بی‌پروا را بازی کرد که به سراغ مقبره طلسم شده مردی می‌رود که قسم خورده او را بکشد و قسمتِ 122 سریال «استیل» (1963) که در آن نقش یک بوکسور بازنشسته را بازی می‌کند که ناچار می‌شود با یک روبات وارد رینگ بوکس شود. در 1964 ماروین در اثر به‌یادماندنی دان سیگل فیلم «قاتلین» در نقش یک آدمکش حرفه‌ای ولی باشخصیت و خوش‌پوش بازی کرد که این شخصیت را در سال 94 ساموئل ال.جکسون در فیلم «قصه عامه‌پسند» تارانتینو تا حد زیادی کپی‌برداری و تقلید کرد. ماروین در این فیلم بیشترین دستمزد خود را گرفت و این فیلم تنها فیلمی ست که در آن رونالد ریگان نقش یک شخصیت منفی را بازی می‌کند. در سال 1965 ماروین اسکار نقش اول مرد را بخاطر بازی در فیلم وسترن «کت بالو» دریافت کرد که جین فوندا نقش مقابل او را بازی می‌کرد. با ادامه موفقیت‌ها در دو فیلم بعدی یعنی «حرفه‌ای‌ها» (ریچارد بروکس-1966) و فیلم بسیار موفق «دوازده مرد خبیث» (1967) به ماروین در مورد فیلم بعدی‌اش اختیار تام داده شد.

در فیلم «نقطه پوچ»، فیلم موفق و تاثیرگذار جان بورمن، او نقش یک جانی و آدمکش لجوج و سمج را به نمایش می‌گذارد که قصد انتقام‌گیری دارد. در این فیلم که خود ماروین، جان بورمن را به عنوان کارگردان انتخاب کرد، ماروین نقش محوری در پیدایش و شکل‌گیری فیلم از طراحی داستان تا چینش صحنه‌ها را به عهده داشت. در 1968 ماروین بار دیگر در فیلمی از بورمن بازی کرد که هرچند مورد استقبال تماشاگران قرار نگرفت اما از سوی منتقدان مورد ستایش قرار گرفت. در این فیلم توشیرو میفونه بازیگر ژاپنی و معروف فیلم‌های کوراساوا هم حضور دارد.

در دهه 70 و 80 ماروین نقش‌های متنوع‌تری را بازی کرد و نقش‌های منفی کمتری را نسبت به دوران جوانی‌اش ایفا کرد. جالب است بدانید که نقش کوئینت در فیلم «آرواره‌ها»ی اسپیلبرگ (1975) نیز ابتدا به او پیشنهاد شد که نپذیرفت. بعدها خود او اعتراف کرد که از این کارش سخت پشیمان است. آخرین نقش بزرگ و مهم ماروین در فیلم «قرمز بزرگ» (1980) به کارگردانی ساموئل فولر بود.

ماروین از دو ازدواج (بتی ابلینگ- از1951تا1967- و پامِلا فیلی از1970 تا زمان مرگ ماروین) خود چهار فرزند داشت. در ضمن ماروین معشوقه‌ای به نام میشله تریولا داشت که پس از یک رابطه طولانی مدت از یکدیگر جدا شدند و تریولا از ماروین شکایت کرد، بر اساس این ادعا که سهمی از درآمدهای ماروین که در زمان رابطه این دو بوده متعلق به اوست. پس از یک جدال قضایی طولانی دادگاه هیچ حقی به تریولا نداد و او کاملا از زندگی ماروین خارج شد. ماروین از علاقه‌مندان سینمای بروس لی نیز بوده و حتی در سال 1981 در کلاس‌های "سشین دو کمپو" یک مربی آمریکایی به نام فرانک لاندرز هم شرکت کرد. گفته می‌شود که ماروین در یک برنامه زنده تلویزیونی به جانی کارسون می‌گوید که در نبرد ایوجیما در کنار باب کیشان (معروف به کاپیتان کانگورو) جنگیده است که با توجه به حقایق (اینکه او به علت پزشکی از از ادامه خدمت معاف شده بود) این عمل ماروین یک دروغگویی عجیب بوده است. سرانجام ماروین در اثر یک حمله قلبی درگذشت و او را در گورستان ملی آرلینگتون به خاک سپردند.

منبع : سینمای ما6

نکاتی که درباره « وحشی » نمی دانید :

فیلم تا سال 1968 یعنی 15 سال پس از ساخته شدن ، در بریتانیا اجازه نمایش پیدا نکرد.

موتورسیکلتی که براندو در این فیلم آن را می راند، متعلق به خودش بود.

اولین فیلمی بود که آرم کمپانی سازنده در جلوی موتورسیکلت پاک نشده بود و شما می توانستید نام کمپانی را در جلوی موتورسیکلت ببینید.

لی ماروین در ابتدا قادر به راندن موتورسیکلت نبود اما بزودی نحوه راندن آن را آموخت و تبدیل به یک حرفه ای شد.

عکس معروفی از مارلون براندو که بر روی موتور تکیه زده ، متعلق به این فیلم است و شهرت بسیار زیادی را برای فیلم به ارمغان آورد.

عکس معروف مارلون براندو در این فیلم ، در یکی از کاورهای آلبوم گروه معروف « بیتلز » قرار گرفت.

دیالوگ های ماندگار :

کاترین بلیکر : چرا همیشه سعی می کنی که خشن باشی ؟

جانی : از پلیس ها خوشم نمیاد !

 

دُرسا کیانفر

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگیرد قانونی می شود.

به جمع طرفداران مووی مگ در فیس بوک بپیوندید

 7

وحشی : The Wild One

کارگردان :لاسلو بندک 

نویسنده : John Paxton ، Frank Rooney

بازیگران :

مارلون براندو / جانی استرابلر

ماری مورفی / کتی بلیکر

رابرت کیت / کلانتر هری بلیکر

لی ماروین / چینو

زمان : 79 دقیقه

محصول : 1953

مهمترین افتخارات : -

 

 

موسیقی فیلم « گتسبی بزرگ / The Great Gatsby »

شنبه ، 20 مهر 1392 ، 20:50
( 3 رأی )
9

great gatsby

« گتسبی بزرگ / The Great Gatsby » یکی از آثار شاخص اکران شده در سال 2013 محسوب می شود که علی رغم جلوه های بصری سه بعدی زیبا و بازی خیره کننده دیکاپریو ، موسیقی متن بسیار زیبایی هم داشت.

اینبار در سایت مووی مگ تصمیم گرفتیم تا یکی از قطعات زیبای این فیلم که سازنده آن « کریگ آرمسترانگ / Craig Armstrong » می باشد را برای دریافت شما عزیزان قرار دهیم.

شما هم اینک می توانید موسیقی فوق العاده زیبای فیلم « گتسبی بزرگ / The Great Gatsby » را به راحتی از لینک زیر دریافت نمائید.

 

دانلود موسیقی فیلم « گتسبی بزرگ / The Great Gatsby»

 

مصاحبه اختصاصی سایت مووی مگ با رُز بیرن ( Rose Byrne )

يكشنبه ، 24 شهریور 1392 ، 16:36
( 1 رأی )
10

 

رُز بیرن یکی از آرام ترین و در عین حال حرفه ای ترین بازیگران استرالیایی شاغل در هالیوود است که سالهاست در این صنعت فعالیت دارد. بیرن، بازیگری را در کشور زادگاهش یعنی استرالیا از 14 سالگی آغاز کرد . حضور در فیلم « الهه 1967 / The Goddess of 1967 » اتفاق ویژه ای بود که برای بیرن در سال 2000 رخ داد و وی با حضور در نقش اصلی این فیلم توانست جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره فیلم ونیز را از آن خود کند و به این ترتیب کلید ورودش به هالیوود را بدست آورد.

از بیرن به تازگی فیلم « توطئه آمیز 2 : قسمت دوم » به اکران در آمده و به همین جهت سعی کردیم تا به این بهانه مصاحبه ای با این بازیگر آرام و البته خوش روی استرالیایی داشته باشیم که خوشبختانه با استقبال گرم ایشان مواجه شد. شما می توانید در ادامه مصاحبه اختصاصی میثم کریمی با خانم رز بین که بصورت اختصاصی برای سایت مووی مگ تهیه شده را بخوانید :

Rose-Byrne-rose-byrne-


میثم کریمی : سلام خانم بیرن! بسیار خوشحالیم از اینکه در حال مصاحبه با شما هستیم. می خواهیم پیش از هر چیز یک بیوگرافی کوتاه از خودتان برای خوانندگان ایرانی « مجله مووی مگ » ارائه نمائید.

رُز بیرن : سلام و من هم خوشحال هستم که با شما و مجله مووی مگ آشنا می شوم. من رُز بیرن هستم و یک بازیگر هستم ، اینم از بیوگرافی کوتاه من ( خنده ) !

میثم کریمی : خب فکر میکنی کوتاه تر از این امکان داشت ؟!

رُز بیرن : ( خنده ) نه، بزار یکم طولانی ترش کنم! من رُز بیرن هستم و کارم رو در استرالیا وبازی در سریال « عروسک دالاس/ Dallas Doll » آغاز کردم و بعد از چند سال بازی در سریال و فیلمهای مختلف ، با فیلم « جنگ ستارگان : اپیزود دوم – حمله کلون ها / Star Wars: Episode II - Attack of the Clones » از استرالیا به هالیوود اومدم و بقیه اش را هم که خودت می دونی!

میثم کریمی : رُز ، تو یکی از بازیگرانی هستی که مراحل ترقی رو پله پله طی کردی و هرگز هم به جز خودت، کسی پشتیبان ات در این حیطه نبوده. مطمئنم سخت بوده که یک بازیگر استرالیایی بخواهد براساس توانایی هایش به هالیوود بیاید و در آنجا پیشرفت کند ؟

رُز بیرن : ما استرالیایی ها یک باور قدیمی داریم که می گه : « هروقت صبح از خواب بلند شدی و خورشید رو دیدی که طلوع می کنه، مطمئن باش که فرصت های جدیدی به سراغت خواهد آمد ». من زمانی که بازیگری رو آغاز کردم همیشه سعی کردم که توانایی ها و دانش ام رو افزایش بدم و امیدوار باشم که یک روز توانایی های من دیده بشه. در آغاز راه مسیر بسیار سختی رو طی کردم تا بتونم در این صنعت باقی بمانم ولی تلاش کردم و باقی ماندم و الان هم به هالیوود اومدم و خیلی هم اینجا رو دوست دارم. البته همیشه دلم برای منطقه زادگاهم بالمین تنگ میشه و هر زمانی که وقت کنم حتما می رم اونجا! 

Rose Byrne - balay

میثم کریمی : خیلی از بازیگران استرالیایی برای ادامه فعالیتشان هالیوود رو انتخاب کردن ، مثل « راسل کراو » ، « هیث لیجر » ، « هیو جکمن » و خیلی های دیگه. فکر میکنی دلیل این مهاجرت چی می تونه باشه و چرا هالیوود اینقدر با روی خوش از بازیگران استرالیایی استقبال میکنه در حالی که نسبت به دیگر نقاط جهان، اینقدر انعطاف مشاهده نمی شه ؟

رُز بیرن : خب همانطور که خودت می دونی ، هالیوود قدرتمند ترین صنعت فیلمسازی جهان هست و هر بازیگری دوست داره که روزی بتونه در اونجا فیلم بازی کنه. شما نمی تونید هیچ بازیگری رو پیدا کنید که بگه من از بازی در سینمای هالیوود بیزارم! به همین خاطر همه بازیگران تلاش می کنند تا بتوانند روزی به هالیوود راه پیدا کنند و خیلی ها موفق می شوند و خیلی هم پشیمان.

درباره زیاد بودن بازیگران استرالیایی در هالیوود فکر میکنم این بخاطر سابقه خیلی خوب هنرپیشه های استرالیایی در هالیوود هست که باعث شده توجه هالیوود به استرالیا و استعدادهای جدیدش جلب بشه. مثلاً راسل کراو در حال حاضر یکی از بهترین های هالیوود هست و هیو جکمن هم به همین ترتیب. من خودم افتخار این رو داشتم که با هیث لیجر فقید در فیلم « دو دست / Two Hands » همکاری کنم و میدونی که اونم تبدیل به یکی از بهترین بازیگران هالیوود شد. در کل فکر میکنم بازیگران استرالیایی سابقه خیلی خوبی در هالیوود دارند به همین خاطر کمپانی ها همیشه به دنبال جذب استعدادهای نو در استرالیا هستند.

میثم کریمی : برگردیم به هالیوود. رُز! این هفته در سینماهای جهان فیلم ترسناک « توطئه آمیز : قسمت دوم » با بازی تو به نمایش در اومده. قسمت اول این فیلم به اندازه کافی همه مخاطبینش را در سرتاسر جهان ترساند، نظرت درباره قسمت دوم چیه و فکر میکنی که این قسمت بتونه باز هم مخاطبینش را غافلگیر کنه ؟

رُز بیرن : بله مسلما، زمانی که فیلمنامه قسمت دوم فیلم « توطئه آمیز » بدستم رسید با خودم گفتم : « اوه خدای من یعنی قراره دوباره طرفدارامون رو بترسونیم؟ مگه میشه!؟ » ، بعد نشستم فیلمنامه رو خواندم و چندبار هم با جیمز وان ( کارگردان فیلم ) صحبت کردم و متوجه شدم که اون چیزهای خیلی جدیدی تو ذهنش هست که واقعاً ترسناک بود! به همین خاطر بعد از اینکه مطمئن شدم قسمت دوم « توطئه آمیز » حتی بهتر از قسمت اول می تونه باشه، بازی در این فیلم رو قبول کردم و خیلی هم خوشحالم از این اتفاق و به همه کسانی که عاشق ژانر ترسناک هستند پیشنهاد می کنم که این فیلم رو ببینند.

بزار یک خاطره برات تعریف کنم، یکبار در هنگام فیلمبرداری هنگامی که باید از ترس می دویدم و کنار پاتریک ویلسون می اومدم، سرم خیلی محکم به دماغش برخورد کرد و از دماغش خون جاری شد! ( خنده ) ، از اون به بعد فکر میکنم پاتریک خیلی مواظب بود که من زیاد بهش نزدیک نشم ( خنده ) 

url2323111

میثم کریمی : به نظر می رسه که اومدنت به هالیوود باعث شده تا بتونی استعداد خوبی هم در بازی « راگبی » پیدا کنی درسته !؟

رُز بیرن : ( خنده ) نمی دونم ولی باید یکی یه کلاه چرمی بهم بده و من رو در نوک حمله در یک مسابقه قرار بده تا بتونم با قاطعیت در موردش بهت بگم ( خنده ) !

میثم کریمی : رُز ، می دونی که این مصاحبه قراره برای طرفداران ایرانی ات و در کل ، ایرانی های علاقه مند به سینما منتشر بشه. سوالم این هست که آیا در طول زمانی که در هالیوود بودی با سینماگران ایرانی آشنا شدی یا فیلمی از سینمای ایران رو مشاهده کردی ؟

رُز بیرن : متاسفانه اطلاعات زیادی در مورد سینمای ایران ندارم به جز اینکه فیلم « جدایی » تونست اسکار بهترین فیلم خارجی رو بگیره و واکنش های خیلی مثبتی هم از طرف مردم و رسانه داشت. باید بیشتر در مورد سینمای ایران اطلاعات بدست بیارم منو ببخش که هیچ چیز در مورد سینمای ایران نمی دونم !

میثم کریمی : مشکلی نداره ، فقط قول بده که بیشتر در زمینه سینمای ایران اطلاعات بدست بیاری!

رُز بیرن : حتما اینکارو میکنم! خیالت راحت باشه که دفعه بعد که باهات ارتباط برقرار کنم ، فارسی صحبت میکنم ( خنده ) 

url5835835355

میثم کریمی : از کارهای جدیدت چه خبر ؟ به نظر می رسه در سال 2014 بدجوری سرت شلوغ باشه و کلی فیلم برای اکران داشته باشی؟

رُز بین : آره در سال جدید میلادی فیلمهای خوبی دارم مثل « اینجا جایی هست که ترکت می کنم / This Is Where I Leave You » که اثر شاون لوی هست و در اون با جیسون باترمن بازی کردم و الانم در حال فیلمبرداری فیلم جدیدم به اسم « همسایه ها » هستم.

میثم کریمی : قرار هست در فیلم موزیکال « آنی » هم در کنار کامرون دیاز و جیمی فاکس بازی کنی. می دونم که قبلاً تجربه آوازخوانی داشتی اما آیا فکر میکنی سینما دوستان قرار هست تو را اینبار در یک اثر کاملاً موزیکال ببینند؟

رُز بیرن : در حال حاضر چون « آنی » وارد مرحله تولید نشده و ما همه فقط فیلمنامه کار رو خواندیم، نمی توانم اطلاعات دقیقی از اون رو فاش کنم اما بهت این اطمینان رو می دم که « آنی » یکی از بهترین فیلمهای سال 2014 خواهد بود.

میثم کریمی : ممنون از تو رُز بیرن که به سوالاتم پاسخ دادی و وقت کافی برای خوانندگان ایرانی این مصاحبه گذاشتی. در پایان دوست دارم اگر صحبتی با خوانندگان ایرانی مجله مووی مگ داری ، اون رو بیان کنی .

رُز بیرن: خواهش میکنم! منم می خوام از تو میثم عزیز تشکر کنم بابت این مصاحبه و به سینما دوستان ایرانی ام بگم که از صمیم قلب دوستشون دارم و بهشون بگم اگر خورشیدی برای ما استرالیایی ها هر روز طلوع میکنه، مطمئنم که برای شما هم طلوع گرمتری داره پس هرگز ناامید نشوید و فرصت ها را هم از دست ندهید.

 

0023421223
میثم کریمی : منم از تو تشکر میکنم. راستی گفتی طلوع گرم، می دونستی گرمترین نقطه کره زمین در کویر لوت ایران هست !؟

رُز بیرن : در این مورد ما استرالیایی ها و شما ایرانی ها سالهاست که اختلاف داریم چون گرمترین نقطه زمین متعلق به صحرای کوئینزلند استرالیا هست ( خنده ) ولی خب چه فرقی می کنه؟ ما هر دو ملت، خورشید گرمی رو تجربه میکنیم پس فرصت های زیادی برای پیشرفت خواهیم داشت!

میثم کریمی : قطعا همینطوره ! برات آرزوی موفقیت می کنم رُز

رُز بیرن : منم همینطور برای تو و تمام ایرانی های عزیز.



این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگیرد قانونی می شود.

به جمع طرفداران مووی مگ در فیس بوک بپیوندید

                                                                                                                                          

 

5 فیلم پر هزینه تاریخ سینمای ایران

يكشنبه ، 21 مهر 1392 ، 13:58
( 10 رأی )
6.8

 

به تازگی موج اظهار نظرهای مختلف درباره فیلم پرهزینه « لاله » در سینمای ایران به راه افتاده که از مخالفت ها با این پروژه حکایت دارد. به همین جهت اینبار در « پنج برتر » به سراغ معرفی 5 فیلم پر هزینه تاریخ سینما ایران رفته ایم که امیدواریم مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد. البته به دلیل اینکه در سینمای ایران هرگز هزینه ساخت بطور رسمی اعلام نمی شود،بنابراین به استحضار شما می رسانیم که آمار و ارقام اعلام شده در این مطلب بصورت تقریبی و با استناد به صحبت های مسئولین مرتبط به فیلمها ، تهیه و تنظیم شده است.

sd22223 2120

5- دوئل :این فیلم محصول سال 1382 به کارگردانی احمدرضا درویش و تهیه کنندگی حسن رجبعلی‌بنا می باشد. « دوئل » پر هزینه ترین فیلم تاریخ سینمای ایران در سال 1382 محسوب می شد. فیلمی که برای اولین بار از سیستم صدای دالبی استفاده کرده بود و جلوه های ویژه کامپیوتری اش یک سر و گردن از دیگر فیلمهای هم دوره اش بالاتر بود. اما « دوئل » در نهایت در گیشه با فروشی نزدیک به 700 میلیون تومان به کار خود پایان داد. این در حالی است که بودجه ساخت این فیلم حدود یک میلیارد و پانصد میلیون تومان عنوان شده است که در آن زمان واقعا رقم قابل توجهی بود!

molk2323232

4- ملک سلیمان : این فیلم محصول سال 1387 به کارگردانی شهریار بحرانی و تهیه کنندگی مجتبی فرآورده است. « ملک سلیمان » داستان مقطعی از زندگی حضرت سلیمان ( ع ) را روایت می کند و تا به امروز تنها اولین قسمت از سه گانه آن بر پرده سینماها رفته است. ملک سلیمان با بودجه پنج میلیارد و 100 میلیون تومان ساخته شد اما در اکران عمومی در سال 1389 ، با فروشی تقریبی یک میلیارد و پانصد میلیون تومان به کار خود پایان داد. تکثیر غیرقانونی این فیلم پیش از اکران عمومی ، یکی از دلایلی است که سازندگان « ملک سلیمان » برای فروش کم این فیلم عنوان کرده اند.

abrisham34234234234

3- راه ابریشم آبی : این فیلم محصول سال 1388 به کارگردانی محمدرضا بزرگ نیا و تهیه کنندگی حسن بشکوفه ( بنیاد فارابی سرمایه گذار بوده ) می باشد. « راه ابریشم آبی » می توانست یکی از بهترین آثار تاریخی سینمای ایران باشد اما این فیلم هم از لحاظ محتوایی دچار لغزش های فراوانی بود و در نهایت هم بی سر و صدا به سینما آمد و بی سر و صدا هم اکران خود را پایان داد. نکته تاسف برانگیز درباره « راه ابریشم آبی » این است که این فیلم با بودجه ای نزدیک به 6 میلیون دلار یعنی تقریبا 6 میلیارد تومان ( در آن دوران قیمت دلار دچار افزایش عجیب و غریبش نشده بود ) ساخته شده بود اما در گیشه به فروش تقریبی 293 میلیون تومان دست یافت!

laleh293923823244

2- لاله : « لاله » علاوه بر اینکه یکی از پرهزینه ترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران است که هنوز اکران نشده، بلکه یکی از پر حاشیه ترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران هم محسوب می شود. فیلمی که ظاهراً دلیل ساختش ، سفر دکتر احمدی نژاد به نیویورک و استفاده اسعدالله نیک نژاد ( کارگردان ) از این موقعیت بود که در نهایت توانست موافقت دولت را برای ساخت چنین فیلمی درباره شخصیت لاله صدیق بدست بیاورد.

جنجال بر سر ساخت « لاله » زمانی آغاز شد که بودجه این فیلم مبلغی در حدود دو میلیارد و پانصد میلیون تومان عنوان شد و معلوم شد که سرمایه گذار آن « مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی » بوده است؛ سازمانی که کسی به خاطر ندارد هرگز تا بدین حد دست و دلباز بوده باشد! با اینحال رقم تولید فیلم « لاله » در ماه های بعد ثابت باقی نماند و تا زمانی که این مطلب در حال نگارش است، بودجه این فیلم به رقم بی سابقه 17 میلیارد تومان رسیده است که اعتراضات بسیاری را سبب شده است. حال پس از جنجالهای فراوان باید دید که آیا فیلم « لاله » به کارگردانی اسدالله نیک‌نژاد می تواند در زمان اکران با واکنش مناسب مخاطبینش مواجه شود و اکران موفقی را پشت سر بگذارد یا خیر.

* پی نوشت : گفته شده که آنجلینا جولی و جسیکا آلبا کاندید ایفای نقش اصلی این فیلم بوده اند اما در نهایت نقش به سارا امیری رسید!

2351462531423351432534153222230

1- محمد (ص) : تازه ترین فیلم مجید مجیدی یکی دو سالی است که بحث محافل مختلف جامعه ایران است. فیلمی که در سکوت کامل خبری در حال ساخته شدن است و فقط هر از چندگاهی خبری از به کارگیری یکی از اسکار گرفته های جهان در ساخت این فیلم ، منتشر می شود!

رسانه های داخل ایران و سازندگان فیلم « محمد ( ص ) » تا به امروز خبر موثقی از بودجه ساخت این اثر منتشر نکرده اند اما هالیوود ریپورتر در یک گزارش مدعی شده بود که مجید مجیدی فیلم « محمد (ص) » را با بودجه ای در حدود 30 میلیون دلار ساخته است که با توجه به تیم حرفه ای سازنده این فیلم ، این رقم چندان دور از انتظار نیست. چنانچه رقمی که هالیوود ریپورتر در گزارشش به آن اشاره کرده درست از آب در آید، باید « محمد ( ص ) » را پر هزینه ترین فیلم تاریخ سینمای ایران بدانیم و البته این سوال را هم مطرح کنیم که آیا این فیلم پر هزینه هم قرار است به سرنوشت همتایان پر هزینه اش دچار شود یا خیر؟

 

میثم کریمی

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگیرد قانونی می شود.

به جمع طرفداران مووی مگ در فیس بوک بپیوندید

 

نقد و بررسی فیلم دربند

يكشنبه ، 28 مهر 1392 ، 19:16
( 15 رأی )
7.7

 

داستان فیلم1 :

نازنین ( نازنین بیاتی ) دختر دانشجویی هست که در یکی از دانشگاه های تهران پذیرفته شده اما برای اخذ مجوز حضور در خوابگاه دچار مشکل می شود و مجبور به همخانه شدن با دختری به نام سحر ( پگاه آهنگرانی ) می شود. سحر بر خلاف نازنین که از دوستی با پسران پرهیز می کند و در مجموع شخصیت خودداری است، دوستان پسر زیادی دارد و شخصیتی به شدت شکننده هست که مشکلات خاص خودش را دارد اما در ادامه مشکلاتی برای سحر بوجود می آید که ...

کارگردان :

پرویز شهبازی : متولد سال 1341 در تهران و لیسانس کارگردانی از دانشگاه صدا و سیما می باشد. شهبازی فعالیت خود را با ساخت فیلم کوتاه آغاز کرد و در سال 1373 اولین فعالیت سینمایی خودش را با دستیار کارگردانی و نویسندگی فیلم « بادکنک سفید » به کارگردانی جعفر پناهی آغاز کرد. آخرین فیلمِ پرویز شهبازی تا پیش از اکران « دربند »، « عیار 14 » نام داشت که فیلم خوبی بود.

درباره فیلم2 :

« دربند » فیلمنامه هوشمندی دارد. از آن دست فیلمنامه هایی که تمام اجزای تصویر را به کار میگیرد تا تماشاگر همراه شخصیت های داستان شود و سرنوشت آنها برایش مهم باشد. فیلمنامه پرویز شهبازی به خوبی توانسته این ویژگی ارزشمند را بکار بگیرد و تماشاگر هم با گذشت 15 دقیقه از فیلم، به راحتی می تواند به محیط کلی داستان مسلط شود.

شهبازی در « دربند » به خوبی موفق شده تا محیط کلان شهر شلوغی مانند تهران که در آن انواع و اقسام اتفاقات " زشت " رخ می دهد را به تصویر بکشد. نازنین به عنوان قهرمان داستان ، دختری است که از شهرستان به تهران آمده و مبادی آداب یک دختر ایرانی سنتی ( عدم ارتباط با پسران و ... ) می باشد و حالا خودش را در شهری می بیند که بی بند و باری اخلاقی تبدیل به یکی از معضلات مهم آن شده است. تقابل نازنین سنتی با جامعه ناملایم پیرامونش ، مهمترین هدفی بوده که پرویز شهبازی قصد داشته آن را در « دربند » مطرح کندو باید گفت که تا حد زیادی در انجام آن هم موفق بوده است. 

یکی دیگر از نکات مثبت « دربند » در این است که به راحتی می توان مابه ازای بیرونی وقایعی که در فیلم رخ می دهد را مشاهده کرد. « دربند » یکی از واقع گرایانه ترین فیلمهایی است که در چند سال گذشته در ایران ساخته شده است. 3

« دربند » همچنین از ریتم بسیار آرامی برخوردار است که اجازه می دهد داستان به خوبی بستر مناسب برای رخداد اتفاقات فیلم را مهیا کند. خوشبختانه « دربند » عجله ای برای روایت داستان ندارد و همین خونسردی در روایت باعث می شود تا تماشاگر هم با خیال راحت تمام لحظات فیلم را درک کند.

اما « دربند » عاری از مشکلات رایج آثار سینمای ایران نیست. « دربند » کیفیت فیلمنامه بالایی دارد و به نظر می رسد که شخصِ پرویز شهبازی زمان بسیار زیادی برای رئال کردن فضای داستان اختصاص داده باشد اما پرداخت شخصیت ها در فیلم « دربند » یکی از چند مشکل بزرگ فیلم هست که به راحتی نمی توان بی اهمیت از کنار آن گذشت.

به عنوان مثال می توان به شخصیت « نازنین » اشاره کرد که اطلاعات درستی از وی به مخاطب ارائه نمی شود. اینکه خانواده وی کجاست و چرا هرگز ما آنها را نمی بینیم، یکی از سوالات رایج در ارتباط با این شخصیت هست. شهبازی از ارائه هرگونه اطلاعات درباره خانواده نازنین به مخاطبش خودداری کرده و اوضاع زمانی بدتر می شود که بدانیم ظاهراً نازنین از خانواده ای که پایبند به فرهنگ سنتی ایرانی هست و بهرحال دختران در آن محدودیت های خاص خودشان را دارند، به تنهایی به تهران آمده و در حال ثبت نام و یافتن خوابگاه می باشد.4

در طرف مقابل شخصیت سحر با بازی خوب پگاه آهنگرانی قرار دارد که وضعیت وی هم مشابه نازنین است. « دربند » متاسفانه کمترین اطلاعات ممکن را درباره سحر و خانواده اش در اختیار تماشاگران قرار نمی دهد. سوالاتی نظیر اینکه سحر کیست و از کجا آمده و چرا تا این حد بی بند وبار هست، در تمام مدت زمان فیلم در ذهن تماشاگر می گذرد و در نهایت هم دلیلی به مخاطب ارائه داده نمی شود و ما هم فقط این حدس را می زنیم که او کلا خانواده ای ندارد یا طرد شده! 

از طرف دیگر عدم ثبات رفتار دو شخصیت اصلی داستان هم توی ذوق میزند که مخصوصاً در ارتباط با نازنین، رنگ بیشتری به خود گرفته است. اینکه نازنین به قدری بسته فکر میکند که حتی از آموزش به پسران هم خودداری میکند، نشان از سنتی بودن محیط خانوادگی که نازنین در آن بزرگ شده دارد و در ادامه نوع رفتار وی با همخانه های سحر که پسر هستند، نشان از این دارد که وی کلاً با این مقوله دچار مشکل است. اما در ادامه داستان او منطق و اعتقادات خودش را فراموش می کند و ناگهان ما شاهد تصمیماتی غیرمنطقی از وی هستیم که به هیچ دلیل خاصی، نشان از تحول کلیشه ای او دارد. متاسفانه عدم ثبات شخصیت نازنین را می بایست یکی از ضعف های آشکار « دربند » در نظر بگیریم که بازی بسیار خوب نازنین بیاتی هم باعث نشده تا ضعف این شخصیت به چشم نیاید.

متاسفانه اشاره به تجمع های دانشجویی، آن هم به فرم و شکلی که در « دربند » به چشم می خورد، بی ارتباط به داستان است. در فیلم اجتماع6ی « دربند » که درش همه جور اتفاقاتی نظیر امضاء کردن سفته و بی اخلاقی به چشم می خورد، دیگر نمی دانم اجتماعات سیاسی دانشگاه در این میان چکار دارد! ظاهرا اینروزها در سینمای ایران باب شده که در هر فیلمی به نوعی یک تجمع دانشجویی به راه افتاده شود و یا حداقل داستان را به نحوی به آن مرتبط سازند! 

متاسفانه داستان های فرعی فیلم هم به درستی شکل نگرفته و به دلیل عدم پرداخت مناسب ، نصفه و نیمه به حال خود رها می شوند. رابطه گنگ زارعی با سحر هرگز به مرحله تکامل نمی رسد و به حدی رمز آلود است که حتی در نهایت خود شهبازی هم موفق نمی شود گره از این راز بگشاید! از طرف دیگر سیاه و سفید کردن شخصیت های مکمل یعنی دوستان سحر که در هنگام زندانی شدن وی، کاملاً وی را رها می کنند و زندگی خودشان را پی میگیرند، یکی دیگر از ضعف های فیلم به حساب می آید. پرویز شهبازی قصد داشته تا عمق روابط زودگذر ( دور هم جمع شدن و قلیان کشیدن و ... ) را به تصویر بکشد و پوچی آن را به رخ مخاطب بکشد. اما سیاه و سفید شدن مطلق این شخصیت ها، به نظر نمی رسد که تصمیم درستی بوده باشد.

با اینحال حیف هست که از « دربند » صحبت به میان آید و از طراحی صحنه ، فیلمبرداری و تدوین بسیار عالی آن سخنی به میان نیاید. « دربند » علی رغم ضعف هایی که در پرداخت شخصیت و موقعیت شناسی آنان دارد، اما از طراحی صحنه عالی برخوردار است که این ویژگی را می توان در آثار گذشته پرویز شهبازی نظیر « عیار 14 » و مخصوصاً فیلم تحسین شده « نفس عمیق » نیز مشاهده کرد. کار کیوان مقدم ارزشمند است.

« دربند » اثری ارزشمند به حساب می آید که چنانچه مشکلات پرداخت شخصیت و رها کردن خرده داستانهای فیلم نبود، می توانست به راحتی ت9بدیل به بهترین فیلم سال شود. « دربند » هنوز هم در مقایسه با بسیاری از آثاری که هم اکنون اکران شده اند، در مرحله بالاتری قرار میگیرد اما ای کاش کارگردانی قابل تقدیر پرویز شهبازی، فیلمنامه کم نقص تری می داشت.

حاشیه :

« دربند » و « گذشته » دو کاندید نهایی سینمای ایران برای معرفی به اسکار 2014 بودند که در نهایت « گذشته » انتخاب شد.

امیر سماواتی تهیه کننده « دربند » پس از انتخاب « گذشته » به عنوان نماینده سینمای ایران در اسکار 2014، به شدت از این انتخاب انتقاد کرد.

کارگردان فیلم « دربند » در جریان کنفرانس مطبوعاتی این فیلم گفته بود که : من هیچ وقت فیلمنامه را به بازیگر نمی دهم زیرا بعضی اوقات می خواهند ایده الکی بدهند به همین دلیل سناریو را به بازیگر نمی دهم!

6                                     Photo Gallery                                            trailer icon

منتقد : میثم کریمی

اینمطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آنجز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگیردقانونی می شود.

به جمع طرفداران مووی مگ در فیس بوک بپیوندید000000000022122

 

نام فیلم : دربند

کارگردان : پرویز شهبازی

فیلمنامه: پرویز شهبازی

تهیه کننده: امير سمواتي

بازیگران : نازنين بياتي، احمد مهرانفر، پگاه آهنگراني، بهرنگ علوي، فريد سمواتي

مدیر فیلمبرداری: هومن بهمنش

 


صفحه 77 از 1713
Google+