مووی مگ

شبی با اهالی خانه فرهنگ گیلان به مناسبت نمایش مستند « رئیس بود » + گزارش تصویری این مراسم

شنبه ، 5 مرداد 1392 ، 22:22
( 1 رأی )
10

 

دو هفته قبل بود که هماهنگ کردم برای تهیه گزارشی از جلسه نمایش فیلم « رئیس بود » به کارگردانی یاسمن عشقی، به خانه فرهنگ گیلان بروم و بالاخره پس از دو هفته موعد مقرر فرا رسید و من خودم را برای تهیه گزارش از این رویداد فرهنگی آماده کرده و در یک روز کاملاً ابری که هر لحظه امکان بارش باران وجود داشت ، به محل خانه فرهنگ گیلان واقع در محله ساغریسازانِ شهر رشت رفتم.

نمایش فیلم را در بروشور ساعت 20 معین کرده بودند اما من برای تسلط بر گزارشم و اینکه قصد داشتم از ابتدا نحوه آماده شدن محل و ... را مشاهده کنم، حدود یک ساعت و نیم زودتر یعنی ساعت 18:30 به محل نمایش فیلم رفتم که مطابق انتظارم با محوطه ای کاملاً خالی مواجه شدم که به جز افرادی که در حال مهیا کردن مقدمات ( صندلی ها و پرده نمایش و.. ) بودند، کسی را آنجا نیافتم. البته خالی بودن محوطه این فرصت را در اختیارم قرار داد تا بیشتر به زیبایی های عمارت « خانه فرهنگ گیلان » و معماری سنتی اش پی ببرم. عمارتی که قدمتی بیش از 100 سال دارد و به هر بخشی از آن که می نگرید، می توانید فرهنگ و سُنت گیلان را نظاره گر باشید و از این حیث می توان گفت که با حضور در این مکان می توان با یک تیر دو نشان زد؛ اول اینکه معماری سنتی زیبایی دارد و برای مورخان و عاشقان سنت و تاریخ می تواند جالب باشد و هم اینکه محل برگزاری رویدادهای فرهنگی گیلان است و می توان اغلب برنامه های فرهنگی گیلان را در این محل شاهد بود. خدا رو شکر میکنم که در گیلان چنین عمارت ارزشمند و زیبایی، میزبان برگزاری اتفاقات فرهنگی این استان است.
 
1

پس از دقایقی بررسی عمارت خانه فرهنگ گیلان و کنجکاوی های همیشگی ام، بالاخره در ساعت 19:20 تصمیم گرفته شد تا صندلی ها چیده شود و برای اینکار افراد معدودی که در این محوطه حضور داشتند، همگی دست به دست هم داده و با کمک یکدیگر صندلی ها را در کنار یکدیگر مرتب کردند. نکته جالب این بود که افراد مُسن نیز برای کمک به تدارکات پیش دستی می کردند و خودشان داوطلبانه صندلی ها را آورده و مرتب می کردند؛ خیلی اتفاق نمی افتد که در جشنواره های فرهنگی ایران چنین اتفاقی رخ دهد!

بعد از اتمام چینش صندلی ها ( که متاسفانه رنگارنگ بوده و یکدست نبودند ) ، نوبت به نصب پرده و راه اندازی ویدئو پروژکتور رسید که این بخش هم مشکلات داشت. از جمله این مشکلات اندازه پرده بود که به نظر می رسید ابعادش به نسبت محل نمایش فیلم، کوچکتر باشد. از طرف دیگر نصب این پرده به خوبی انجام نشده بود و چروک هایی را می شد بر روی پرده در حین نمایش فیلم مشاهده کرد که امیدوارم در آینده اینگونه مشکلات جزئی در حین نمایش فیلم برطرف شود.

پس از آماده کردن مقدمات نمایش فیلم، در ساعت 19:35 رفته رفته هنر دوستان وارد خانه فرهنگ گیلان شدند و خیلی زود تعداد مهمانان افزایش یافت. در میان هنر دوستان گیلانی می شد چهره های آشنایی را هم دید. از جمله این افراد فرهاد مهرانفر ، فیلمساز خوش نام گیلانی هست که فیلمهای موفقی از جمله « قطعه زمستانی » و « چریکه هورام » را کارگردانی کرده است. مهمان دیگر برنامه مهدی مددکار است که بیش از آنکه چهره اش برای افراد آشنا باشد، صدای گرم و آشنایش است که سالهاست در رادیو شنیده می شود و خستگی را از تن آدمی خارج می کند.

         3     2                                                                                                                                                                         
در میان هنرمندانی که رفته رفته با نزدیک شدن به زمان نمایش فیلم به خانه فرهنگ گیلان می آمدند، بالاخره کارگردان و نویسنده مستند « رئیس بود » به همراه سوژه مستند یعنی استاد محمد رئیس زاده نیز به خانه فرهنگ وارد شدند. کارگردان « رئیس بود » خانم یاسمن عشقی و نویسنده این مستند ، پدر ایشان یعنی آقای بهزاد عشقی هستند که سالهاست در حیطه نقد و نوشتن مقالات فرهنگی فعالیت می کند و یکی از شناخته شده ترین نویسندگان گیلانی به شمار می رود.

4
اما خودِ یاسمن عشقی مدت زمان زیادی نیست که به فیلمسازی روی آورده است و پیش از این بیشتر به عنوان دستیار کارگردان و منشی صحنه و همچنین مترجم شناخته می شده. با اینحال به نظر می رسد که سالها کسب تجربه و حضور در رویدادهای متعدد هنری، فرصت کم نظیری در اختیار او قرار داده تا تبدیل به فیلمسازی شود که به نظر می رسد دغدغه اصلی اش، هنر گیلان و گیلانی ها باشد.

با او که ملاقات می کنم خوش برخورد است. نشانی از غرور و تکبر آشنای فیلمسازان جوان و " عصا قورت داده " که در ادعاهایشان پر از اصطلاحات " ایسم دار " به کار می رود، پیدا نبود.صمیمی و گرم پاسخ می داد و تا جایی که امکان داشت، سعی می کرد لبخند از صورتش محو نشود. یاد جشنواره فیلم فجر می افتم که خوش رویی ها ظاهراً خریدنی است و باید قیمتش را داشته باشید تا آن را مشاهده کنید!

5
پس از احوالپرسی های رایج میان هنرمندان و اهالی فرهنگ گیلان، بالاخره مراسم در ساعت 20:15 آغاز شد و در ابتدای مراسم از محمد ( منوچهر ) رئیس زاده خواسته شد تا به روی صحنه برود و به پاس سالها زحمت برای هنر گیلان، تقدیری از وی بعمل آید.

محمد رئیس زاده هم متعاقباً به همراه بهزاد عشقی به روی صحنه رفت و پس از یک سخنرانی کوتاه که به دلیل مشکلات فنی صدابرداری، کمتر کسی می توانست صحبت های ایشان را بشنود! هدیه خود را دریافت کرده و مورد تشویق حضار قرار گرفت. البته به نظر می رسید که بهتر باشد حضار برای این لحظه که به نوعی، تقدیر از یک عمر فعالیت هنری یکی از هنرمندان ارزشمند تئاتر گیلان به حساب می آید، دقایقی ایستاده و بصورت ممتد به تشویق استاد بپردازند اما بهرحال این اتفاق نیفتاد.

6
پس از استاد رئیس زاده، از یاسمن عشقی خواسته شد تا به روی صحنه برود تا سلامی به مهمانان کرده باشد و کمی هم درباره مستند « رئیس بود » صحبت کند. ظاهراً خودِ یاسمن عشقی به هیچوجه پیشبینی نمی کرد که به روی صحنه برود و بخواهد به تنهایی توضیحاتی درباره اثرش به تماشاگران بدهد چراکه حضور او به روی صحنه با بی برنامه گی کامل همراه بود. وی پس از اینکه روی صحنه رفت اعلام کرد : « از اینکه ناگهان از وی خواسته شده تا به روی صحنه برود ، غافلگیر شده است! » و جملات پی آیند وی هم به خوبی ثابت کرد که انتظار این دعوت را نداشته. وی اطلاعاتی در مورد خودش و سابقه کاری اش به بدترین شکل ممکن ارائه داد و پس از این توضیحات کوتاه، فیلم « رئیس بود » در ساعت 20:31 رسماً به نمایش در آمد.

9
مستند « رئیس بود » همانطور که اشاره شد، درباره هنرمند پیشکسوت گیلانی در عرصه تئاتر یعنی محمد رئیس زاده بود و به فعالیت های سابق ایشان در عرصه تئاتر اشاره می کرد و به نوعی قصد داشت تا این هنرمند را بطور کامل به مخاطب معرفی نماید .

مستند را دوست نداشتم، ساده و به دور از تکنیک های مدرن مستند سازی ساخته شده بود. دوربین در اغلب موارد ثابت بود و در منعطف ترین بخش ،فقط 180 درجه می چرخید! به همه این موارد باید شات های ضعیف و موقعیت های کلیشه ای در باب معرفی استاد را هم اضافه کنم که روی هم رفته ضعف بسیاری را به خود می دید. البته در اواسط مستند، وضعیت بهتر شد و با به نمایش در آمدن تصاویر قدیمی استاد و صحبت همکاران و شاگردان ایشان ( از جمله بهروز بقایی ) درباره کار کردن با استاد، « رویس بود » به مسیر هموارتری قدم گذاشت. اما در نهایت پایان بندی فعالیت حرفه ای زندگی رئیس زاده با ذکر جمله : « استاد از یک روز خاص به بعد دیگر کار نکرد! » آن هم بدون ذکر دلیلی، خاتمه یافت. در اینکه رئیس زاده، رئیس بود شکی نیست، اما در اینکه « رئیس بود » توانسته باشد حق رئیس را ادا کرده باشد ، جای تردید بسیار وجود دارد.

10
پس از پایان نمایش مستند « رئیس بود » و تا فاصله جلسه نقد و بررسی این مستند، از مهمانان خواسته شد تا روزه هایشان را افطار کنند و خانه فرهنگ هم به همین منظور، با چای و زولبیا و بامیه از مهمانان استقبال به عمل آورد. پذیرایی و تنفس کوتاه پس از نمایش مستند، فرصت مناسبی بود تا هنرمندان دور یکدیگر جمع شوند و در مورد خاطرات و مستند « رئیس بود » با یکدیگر به بحث و گفتگو بپردازند و البته عده ای هم با هنرمندان مورد علاقه شان خوش و بشی داشته باشند. فضا، فضایی صمیمی بود و حداقل خبری از رفتارهای عجیب و غریب و ژست های مختلفی که معمولاً در اینگونه محفل ها می بینم، نبود. نکته جالب اینکه در میان جمعیت ناصر وحدتی ، خواننده بسیار محبوب گیلان را هم مشاهده کردم که به خانه فرهنگ گیلان آمده بود و ظاهراً کمی دیرتر از سایرین به این مکان رسیده بود چراکه در میان مهمانان ابتدایی مراسم ، وی را مشاهده نکرده بودم.


 11         12          14 
                   
 13    4645    15

پس از دقایقی که مهمانان گلویی تازه کردند و روزه هایشان را افطار کردند، نوبت به جلسه نقد و بررسی مستند « رئیس بود » با حضور نویسنده، کارگردان و شخص محمد رئیس زاده رسید. شخصاً با توجه به تجربه هایی که از جلسات نقد و بررسی آثار داشتم، چندان خوشبین به برگزاری منظم و در خور توجه این جلسه نبودم و متاسفانه حدس من هم درست از آب درآمد.

معمولاً در جلسات نقد و بررسی آثار ، رسم بر این است که فیلمساز یا سوژه مورد نظر ( چنانچه یک اثر مستند باشد و سوژه مستند در آنجا حاضر باشد ) به اغلب سوالات پاسخ دهند اما در این نقد و بررسی ، نویسنده مستند یعنی بهزاد عشقی یکه تاز جلسه شد ! مجری مراسم هم که مشخص بود تسلط چندانی بر اداره جلسه ندارد، با طرح سوالات کلیشه ای ( که همه مخاطبین می توانستند جوابش را از قبل بدانند ) ، این جلسه را بیش از پیش به یک جلسه کسل کننده مبدل کرد. در ادامه، جلسه نقد و بررسی اثر به یک بحث خانوادگی مبدل شد و بحث به سمت چگونگی آشنایی استاد با همسرشان و توضیحات پی آیند همسر ایشان کشیده شد. در مجموع باید گفت که هنوز هم فرهنگ جلسات نقد و بررسی در سینمای ایران معنای واقعی خودش را نیافته و در جلسات نقد و بررسی فیلمها در جشنواره فیلم فجر که مشخصاً مهمترین رویداد سینمایی کشورمان است، هم همواره کم و کاستی های فراوانی را شاهد هستیم ( درگیری های فیزیکی را هم به خاطر بیاورید! ). امیدوارم در نهایت بتوانیم روزی به یک جمع بندی ساده و قابل قبول درباره نحوه برگزاری جلسات نقد و بررسی دست پیدا کنیم تا این جلسات باعث افزایش آگاهی مخاطبین شود.
 
16
پس از جلسه نقد و بررسی، مراسم نمایش فیلم « رئیس بود » راس ساعت 22:20 به پایان رسید و مجری مراسم از مهمانان به خاطر حضورشان تشکر کرده و از همگی خداحافظی کرد. من هم دوربینم را خاموش کرده و پس از خداحافظی با اعضای فعال در خانه فرهنگ گیلان، این مکان فرهنگی را ترک کردم. فارغ از اینکه « رئیس بود » شاید مستند خوش ساختی نبود اما اینکه فیلمسازان گیلانی این اتحاد و صمیمیت را دارند هر از گاهی در محلی به نام خانه فرهنگ گیلان جمع شده و آثارشان را برای نمایش عمومی حاضر کنند، اتفاق خوشایندی است که نوید روزهای بهتری را برای هنر گیلان به همراه خواهد داشت. خانه فرهنگ محفلی است تا فیلمسازان جوان و بی تجربه یا حتی حرفه ای ، بتوانند آثارشان را به راحتی در این مکان نمایش دهند.

در مسیر به این موضوع فکر میکردم که آیا می شود صمیمیت حاضر در این محفل را شاید روزی هم در جشنواره فجر یا رویدادهای فرهنگی بزرگ کشور دید؟ و هرچه که مسیر را طی می کردم و بیشتر فکر می کردم، کمتر به نتیجه ای می رسیدم!


در پایان لازم هست از جناب آقای پرویز فکرآزاد و محمدرضا یکرنگ صفاکار تشکر ویژه ای داشته باشم که با حوصله و تدبیر، مقدمات تهیه این گزارش را مهیا نمودند و روند تهیه این گزارش را تسهیل بخشیدند. حضور این عزیزان دلسوز و کاملاً حرفه ای در امور اجرایی و هنر گیلان، بدون شک افتخاری عظیم برای هنر استان گیلان و البته خانه فرهنگ گیلان محسوب می شود.

                                  zz                   zzzz


تهیه و تنظیم گزارش : میثم کریمی

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگیرد قانونی می شود.

 

5 چهره شناخته شده ای که از دنیای کشتی کج به سینما آمدند!

دوشنبه ، 18 شهریور 1392 ، 15:09
( 66 رأی )
8.8
بازیگران زیادی در سه دهه اخیر از دنیای " کشتی کج " به سینما آمدند که بسیاری از آنها هرگز در حد و اندازه بازیگران متوسط هالیوود هم ظاهر نشدند! اینبار در « 5 برتر » تصمیم به معرفی 5 ورزشکاری گرفتیم که از دنیای " کشتی کج " به سینما آمدند و توانستند تا حدودی موفق باشند.
 
hulkhogan2332

5- هالک هوگان : یکی از تنومند ترین و پر افتخارترین کشتی کج کاران تاریخ این مسابقات که از محبوبیت بسیار بالایی نزد آمریکایی ها برخوردار هست و به واسطه همین محبوبیت هم پایش به سینما و تلویزیون کشیده شد. البته هالک هوگان موفقیت در خور توجهی در سینما و تلویزیون بدست نیاورد و در طی دوران بازیگری اش در انواع و اقسام آثار ضعیف و کمدی حضور پیدا کرد. با اینحال نام وی را می توان به عنوان یکی از کشتی کج کارانی که بیش از دیگران در دهه ی هشتاد و نود در تلویزیون حضور داشت، قرار داد.
 
john cena

4- جان سنا : یکی دیگر از محبوب های دنیای کشتی کج که همواره با سر و شکلی یکدست ( شلوارک و کلاه ) در دنیای کشتی کج مشاهده می شود و چند سالی هم هست که سر از دنیای سینما درآورده. سنا اگرچه در عالم سینما چندین فیلم کم ارزش پلیسی بازی کرده و در مجموع پرونده درخشانی ندارد اما با اینحال با توجه به آثاری نظیر « 12 راند » ، می توان امیدوار بود که در آینده وضعیت بهتری هم در سینما نصیبش شود.
 
rowdy-roddy-piper-21721621
 
3- رودی پایپر : یکی از محبوب ترین کشتی کج کاران دهه ی هشتاد میلادی که خیلی زود سر از سینما و تلویزیون درآورد. پایپر در عالم کشتی کج تقریباً به هر افتخاری که وجود داشت رسید ولی در هنر هفتم در آثار اکشن و سطحی ماندگار شد. پایپر یکی از پرکارترین بازیگرانی است که از دنیای کشتی کج به سینما آمده و البته هرگز تصویری ماندگار از خود در سینما بر جای نگذاشت.
 
Steve-Austin

2- استیو آستین ( Stone Cold ) : یکی از " کله خراب " ترین افراد حاضر در دنیای کشتی کج که هرگز حتی در رینگ هم اعصاب درست و حسابی نداشت و همین ویژگی را هم با خود به سینما آورد و موفق شد در مُشتی آثار سطحی و کم ارزش ایفای نقش کند. فیزیک و چهره آستین و مشخصاً فیگوری که از وی در دنیای کشتی کج در اذعان باقی مانده، باعث شده تا وی در عالم سینما هم همواره نقش فردی " گردن کلفت " یا خشن را ایفا کند و اَبدا انعطافی در نقشهایش مشاهده نشود. با اینحال به نظر می رسد که استیو آستین بتواند در آینده حرف های بیشتری برای گفتن داشته باشد به شرط اینکه هالیوود هم بتواند به این فرد تنومند و بی اعصاب اعتماد کند!
 
Dwayne-Johnson-sells-estate

1- دواین جانسون ( راک ) : بدون شک موفق ترین ورزشکاری که از دنیای کشتی کج به سینما وارد شده، دواین جانسون یا همان راک معروف است که یکی از محبوب ترین های تاریخ کشتی کج محسوب می شد. دواین جانسون سالها زیر سایه لقب راک یا همان « صخره » ، در سینما فعالیت کرد اما پس از مدتی تصمیم گرفت تا حضورش در سینما را جدی تر کرده و از نام و فامیل واقعی خودش در فیلمها استفاده کند. حقیقت این هست که کمتر کسی فکر میکرد دواین جانسون بتواند سرنوشتی فراتر از همقطاران کشتی کج کارش داشته باشد اما رفته رفته مشخص شد که جانسون دارای استعدادهای فراوانی در بازیگری هم هست و این استعداد در سالهای اخیر چنان پرورش یافت که امروز نام وی به عنوان یکی از گرانترین هنرپیشه های هالیوود در بخش اکشن مطرح می شود.



میثم کریمی

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگیرد قانونی می شود.

به جمع طرفداران مووی مگ در فیس بوک بپیوندید

 

نقد و بررسی فیلم پل چوبی

پنجشنبه ، 4 مهر 1392 ، 18:56
( 33 رأی )
7
 
داستان فیلم :
1
امیر ( بهرام رادان ) و شیرین ( مهناز افشار ) زوج جوانی هستند که در پی ایجاد یک زندگی بهتر ، قصد مهاجرت به خارج از کشور را دارند. امیر که یک معمار هست، با مشکلات عدیده ای مالی برای خروج از کشور مواجه هست به همین جهت به توصیه یکی از دوستان، تصمیم می گیرد تا شیرین را به همراه یک آدم پر نفوذ به نام صبوحی ( مهران مدیری ) به خارج از کشور بفرستد تا در آنجا مقدمات مهاجرت را فراهم کند.

اما پس از اینکه امیر ، شیرین را به خارج از کشور می فرستد، ناگهان سر و کله عشق قدیمی اش نازلی ( هدیه تهرانی ) پیدا می شود. نازلی هم اکنون به یک خبرنگار هلندی که در جریان اتفاقات سال 88 دستگیر شده و هم اکنون در زندان هست، ازدواج کرده و در پی آزادی اوست. در همین حین تلفنی به امیر زده می شود که حکایت از رابطه صبوحی با شیرین دارد و...

کارگردان :

مهدی کرم پور : کرم پور متولد شهر تهران است و کارش را با ساخت فیلم کوتاه داستانی و مستند آغاز کرد و پس از چند سال به ساخت فیلم بلند روی آورد. « جایی دیگر » ، « چه کسی امیر را کشت » و یک اپیزود از فیلم « طهران سیم آخر » تنها ساخته های سینمایی مهدی کرم پور محسوب می شوند. « پل » چوبی بطور رسمی سومین فیلم بند سینمایی مهدی کرم پور است.

درباره فیلم :
2
فیلمنامه « پل چوبی » به نوعی یک برداشت آزاد از « کازابلانکا » مایکل کورتیز محسوب می شود اما با اشکالات بزرگ که باعث شده فیلم در تمامی اجزای فیلمنامه دچار ضعف باشد.

« پل چوبی » با یک درام عاشقانه آغاز می شود. امیر و شیرین خوشحال از زندگی مشترکشان در پی خارج شدن از کشور هستند. این شروع خوب نوید یک درام جذاب و درگیر کننده را به تماشاگر می دهد اما متاسفانه فیلمنامه مهدی کرم پور و خسرو نقیبی به حدی آشفته و بی برنامه هست که اجازه نمی دهد تماشاگر بتواند این آغاز خوب را در ادامه هم شاهد باشد.

متاسفانه عدم توازن بین درام – رمانس بین شخصیت ها و تم سیاسی فیلم که در بکارگیری آن بسیار اغراق شده، باعث شده تا « پل چوبی » علناً اثری ضعیف در حوزه انتقادی باشد که نه موفق شده حرف های عاشقانه اش را به ثمر بنشاند و نه پیامهای سیاسی اش را به مخاطب ارائه کند. کرم پور هرگز از اینکه گفته شود فیلمش براساس « کازابلانکا » ساخته شده ، انتقادی نکرد و حالا اگر بخواهیم « پل چوبی » را با « کازابلانکا » در هر بخش مقایسه کنیم، ضعیف های بسیاری پیدا می کنیم که اغلب آنها در دو بخش خلاصه شده که یکی از آنها فیلمنامه و دیگری هم شخصیت پردازی است.

پرداخت شخصیت ها در « پل چوبی » متاسفانه اغراق آمیز و غیرقابل باور هست.از جمله این افراد ، صبوحی با بازی مهران مدیری هست که اصولا کمترین شباهتی به آدمهای جامعه ما دارد و در طول فیلم هم مدام در حال به زبان آوردن دیالوگ های قصار از جمله « رفتن دلیل نمی خواهد، ماندن دلیل می خواهد » است. متاسفانه مهدی کرم پور نتوانسته " صبوحی " را بیشتر از یک مونولوگ ( با رفتارهای عجیب و غریب ) به مخاطب معرفی کند و همین مورد هم در ادامه باعث عدم درک تماشاگر از وضعیت شیرین و صبوحی می شود.
4
از طرف دیگر ، شخصیت امیر با بازی بهرام رادان، وضعیت رفتاری مشخصی ندارد و هربار به سمتی سوق پیدا می کند! اینکه نازلی به یکباره وارد زندگی او شود و در ادامه یک تلفن کذایی به امیر زده شده تا از رابطه شیرین و صبوحی بگوید و وی هم با استناد به همین مسئله، رابطه اش را با نازلی جدی کند، اصلاً قابل قبول نیست. امیر سالهاست که با شیرین ازدواج کرده و رابطه عاشقانه آنها که در دقایق ابتدایی فیلم به تصویر کشیده می شود، حالا با یک تلنگر ساده ( که حتی درست بودنش هم معلوم نیست ) به یکباره فرو می پاشد و در ادامه هم این اتفاقات عجیب و غریب ادامه پیدا می کند.

در نقطه مقابل امیر، نازلی قرار دارد که مهدی کرم پور در پرداخت آن فستیوال موارد سیاسی راه انداخته و هرمورد حساسیت برانگیزی که پس از انقلاب اسلامی در ایران رخ داده را به او و سابقه اش مرتبط ساخته است! اینطور که کرم پور به تماشاگر اعلام می کند، رابطه نازلی و امیر براساس اتفاقات سال 1378 و خروج نازلی از ایران نیمه کاره ماند و حالا هم که نازلی دوباره پس از سالها بازگشته، شوهرش را در جریان اتفاقات سال 88 دستگیر کرده اند! این پرداخت شخصیت اغراق آمیز درباره نازلی ابداً برای مخاطب قابل قبول نیست و یک دوجین خاطره تعریف کردن امیر و نازلی هم کمکی به این وضعیت نمی کند. متاسفانه مثلث عشقی میان امیر ، شیرین و نازلی در « پل چوبی » به واسطه پرداخت بد هرکدام از این شخصیت ها ، هاج و واج مانده و مهدی کرم پور هم نتوانسته رابطه جذابی میان آنها برقرار کرده باشد.

در این میان یک داستان حاشیه ای هم روایت می شود که مربوط به خواهر امیر و دوستش مانی است که آن هم به سیاست گره خورده است و در نهایت هم هیچ ابتدا و انتهایی برایش در نظر گرفته نمی شود. متاسفانه کرم پور داستانهای فرعی زیادی در « پل چوبی » روایت کرده و به دلیل عدم تسلط بر اکثر آنها، این داستانها به حال خود رها شده و توفیقی بدست نمی آورند. ظاهرا کرم پور سعی داشته تا هرچه مورد سیاسی در ذهنش داشته را از طریق شخصیت های داستانش برای مخاطب به تصویر بکشد، بی آنکه اصلا ارتباطی میان این دیالوگ ها و شخصیت های داستان وجود داشته باشد.5

در « کازابلانکا » اصولاً تمامی شخصیت های داستان ویژگی سیاسی را از ابتدا با خود به همراه داشتند و اشارات سیاسی هم با هنرمندی کامل در بطن شخصیت ها قرار گرفته بود که در ادامه همه آنها به یکدیگر مرتبط می شدند. اما داستان شخصیت های فیلم « پل چوبی » هیچ ارتباط منطقی به سیاست و اتفاقات سالهای 78 و 88 ندارد و متاسفانه تاکید کرم پور به استفاده از تم سیاسی بصورت کاملاً پر رنگ، باعث شده تا « پل چوبی » نه یک درام قوی باشد و نه یک فیلم سیاسی قدرتمند.

در بخشی از فیلم گریزی به شاملو زده می شود و شخصیت حاضر هم که که نازلی نام دارد و انتقادات اجتماعی جناب شاملو با شعر " نازلی " هم که سر جایش قرار دارد! این مورد حداقل روی کاغذ می بایستی بسیار جذاب می بود اما در اجرا توفیقی بدست نمی آورد.

در فیلم متاسفانه یکی دوتایی هم اشتباه مشاهده می شود که وجودش در اثری در این سطح قابل قبول نیست. اینکه امیر ( احتمالاً برگرفته از ریک در « کازابلانکا » ) قهرمانانه سندی تهیه می کند تا خبرنگار هلندی آزاد شود، کمی خارج از منطق به نظر می رسد چراکه سفارت هلند پیش از هرکسی ، مسئله مربوط به شهروندانش را بررسی می کند و اصلاً نیازی به این کارها نیست! ما این احتمال را می دهیم که جناب کرم پور از این موضوع خبر نداشته!

یکی از مواردی هم که سالهاست در سینمای ایران به آن توجه می شود، عدم برخورد زن و مرد بصورت فیزیکی به یکدیگر است و فیلمسازان هم اغلب داستان را به نحوی پیش می برند که علناً چنین مواردی مطرح نباشد. اما مشکل اینجاست که مهدی کرم پور در بعضی از سکانس های فیلم تاکید داشته تا این برخورد ها هرچند بصورت عجیب و غریب به تصویر کشیده شوند. به عنوان مثل در صحنه خداحافظی میان امیر و شیرین در فرودگاه ، این دو یکدیگر را در آغوش گرفته تا خداحافظی شان را اعلام کنند و مهدی کرم پور هم برای دور زدن ممیزی ، سریعاً دوربینش را به پشت ستونی منتقل می کند تا بازیگران ما در پشت ستون کارشان را انجام دهند و ما هم نظاره گر ستونی باشیم که قرار هست زن و مردی در پس آن یکدیگر را در آغوش بکشند! به نظرم بهتر هست که چنین مواردی اصلا به تصویر کشیده نشوند6 تا اینکه بخواهد به این شکل به مخاطب ارائه شود.

با اینحال « پل چوبی » نکته مثبتی هم دارد که از جمله آنها می توان به موسیقی زیبای کارن همایونفر اشاره کرد که جذاب و شنیدنی است و یک سر و گردن از خود فیلم بالاتر است. این قطعات مخصوصاً در هنگامی که امیر در حال غر زدن است و دیالوگ های عاشقانه میان شخصیت های داستان رد و بدل می شود، کاربرد اساسی دارد و حس و حال خوبی به تماشاگر منتقل می کند.

درباره بازیگران فیلم هم باید گفت که هیچکدام از آنها در حد و اندازه های نامشان حاضر نشده اند. بهرام رادان یکی از بازی های بد خودش را در این فیلم انجام داده، مهناز افشار هم دست کمی از او ندارد، هدیه تهرانی حضور کوتاهی دارد اما دیالوگ های سیاسی اش سوهان اعصاب است و مهران مدیری هم که با مثال های عجیب و غریب اش در مورد " شیر " اصولاً توانایی ارتباط برقرار کردن با مخاطبش را ندارد. در این بین شاید تنها فرهاد اصلانی در نقش سرهنگ باشد که استاندارد و قابل قبول هست؛ هرچند که شخصیت پردازی او دقیقاً در نقطه مقابل بازی خوبش قرار دارد.

« پل چوبی » واقعا عبارت مناسبی برای این فیلم است. این « پل چوبی » به حدی لغزان و غیرقابل اعتماد هست که هرکسی توان گذشتن از آن را ندارد. اگر بخواهیم از این پل رد شویم احتمال سقوط بسیار فراوان است و اگر هم موفق به رد شدن از این پل با مشقت زیاد شدیم، در نهایت هم قسم می شویم که هرگز بار دیگر سراغ این « پل چوبی » نرویم!

حاشیه :

« پل چوبی » یکی از آن 6 فیلم معروف تحریمی حوزه هنری و البته آخرین آنها هم بود که در نهایت به اکران در آمد.   7

بحث سرقت فیلمنامه « پل چوبی » از فردی به نام کوروش رحتمی ، یکی از دنباله دارترین حاشیه ها در مورد « پل چوبی » بود که هنوز هم سرانجامی نرسیده.قضیه از این قرار هست که فردی به نام کوروش رحمتی مدعی شده که مهدی کرم پور و خسرو نقیبی ، فیلمنامه « پل چوبی » را براساس فیلمنامه ای که او سالها پیش به نگارش در آورده بود، ساخته اند و تنها جنسیت شخصیت ها و یکی دو تغییر کوچک در آن ایجاد کرده اند!

مهدی کرم پور در یک مصاحبه گفته بود : بارها با مردم فیلم پل چوبی را دیدم و 85 درصد از مخاطبان از این اثر رضایت دارند!

اخیراً عده ای اوباش ، مهدی کرم پور ، کارگردان « پل چوبی » را در خیابان مورد ضرب و شتم قرار دادند و متواری شدند. هنوز مشخص نیست این افراد چه کسانی بودند و دلایل اینکارشان چه بوده.
 
 

4                                     Photo Gallery                                            trailer icon

منتقد : میثم کریمی

اینمطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آنجز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگیردقانونی می شود.

به جمع طرفداران مووی مگ در فیس بوک بپیوندید
8



نام فیلم : پل چوبی

کارگردان : مهدی کرم پور

فیلمنامه: مهدی کرمپور- خسرو نقیبی

تهیه کننده: علی سرتیپی، مهدی داوری

بازیگران : بهرام رادان، هدیه تهرانی ، مهناز افشار، آتیلا پسیانی، فرهاد اصلانی، برزو ارجمند، امید روحانی و مهران مدیری

مدیر فیلمبرداری: تورج منصوری

 

موسیقی فیلم 8 مایل ( 8 Mile )

دوشنبه ، 1 مهر 1392 ، 12:32
( 8 رأی )
9.4

8mile1

موسیقی زیبای فیلم « 8 مایل / 8 Mile » به نام « خود باخته / Lose Yourself » تنها بخشی از این فیلم بود که در فستیوال اُسکار سال 2002 ، موفق به کسب جایزه اسکار بهترین موسیقی شد. این هفته در سایت مووی مگ تصمیم گرفتیم تا این موسیقی زیبا و تاثیرگذار را برای شما عزیزان آماده نمائیم.

شما هم اینک می توانید موسیقی فوق العاده زیبای فیلم « 8 مایل / 8 Mile » را به راحتی از لینک زیر دریافت نمائید.


دانلود موسیقی فیلم « 8 مایل / 8 Mile »



 

نقد و بررسی فیلم نجات آقای بنکس ( Saving Mr. Banks )

جمعه ، 13 دی 1392 ، 02:15
( 3 رأی )
6.7

 

کسی در فیلم حضور دارد که من بشناسم؟5543234

تام هنکس بازیگر نقش اصلی مرد در فیلم هست که نیازی به معرفی ندارد! در نقطه مقابل، اِما تامپسون پر تجربه حضور دارد که سالهاست در صنعت سینما فعال است و اغلب با فیلمهای « Howards End » و « Sense and Sensibility » شناخته می شود. کالین فارل مشهور هم که با فیلمهای « در بروژ » و « هفت روانی » معرف حضورتون هست، در فیلم دیده می شود. پُل جیاماتی هم دیگر بازیگر مشهور فیلم است که فیلمهای « مرد سیندرلایی » و « شعبده باز » از جمله نقش آفرینی های خوب وی در سینما محسوب می شود.

داستان فیلم درباره چیست ؟

جناب والت دیزنی ( تام هنکس ) مدتهاست که بر ساخت فیلمی از داستان مشهور " مری پاپینز " به نویسندگی پی.ال.تراورس ( اِما واتسون ) در حال رایزنی با تراورس است اما او ابداً راضی به ساخت فیلم براساس داستانش نیست. اما والت دیزنی بیکار نمی شیند و تراورس را به هالیوود می آورد تا بتواند او را با عوامل ساخت فیلم مواجه کند تا بلکه اجازه ساخت فیلم را از او بگیرد و...

کارگردان کیست ؟

جان لی هنکوک که معمولاً زمانی که یک فیلم می سازد، 4-5 سال استراحت می کند و بعد دوباره تصمیم به ساخت فیلمی دیگر می گیرد! آخرین فیلم هنکوک در مقام کارگردان ، « ناحیه کور » نام داشت که در کمال تعجب سندرا بولاک برای بازی در نقش اصلی این فیلم در سال 2009 توانست اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی زن را بدست بیاورد. هنکوک در سال 2004 یک فیلم درام تاریخی ضعیف هم به نام « آلامو » روانه سینماها کرد که علی رغم ظاهر پر زرق و برقش ، اثر ارزشمندی نبود.

خانواده ها در هنگام تماشای فیلم باید به چه نکاتی توجه کنند؟http://moviemag.ir/images/phocagallery/9018/Saving_Mr_Banks/thumbs/phoca_thumb_l_8.jpg

مطمئناً داستانی که درباره والت دیزنی و مری پاپینز باشد، نکته خاصی برای نگران شدن خانواده ها به همراه نخواهد داشت و شما می توانید با خیال راحت به تماشای « نجات آقای بنکس » بنشینید.

نکات مثبت فیلم ؟

بازی اِما تامپسون در نقش تراورس شبیه آن نقش آفرینی هایی است که اغلب نامزد اسکارشان می کنند!

بازی فوق العاده تام هنکس در نقش والت دیزنی تحسین برانگیز است. تام هنکس تمام تلاش خود را کرده تا والت دیزنی را در سال 2013 برای تماشاگران زنده کند و موفق هم بوده.

فیلم فلشبک های مفیدی به گذشته می زند و اطلاعات جالبی از تراورس در اختیار تماشاگران قرار میدهد که کمتر کسی قبلا از آن اطلاع داشت.

نکات منفی فیلم ؟

« نجات آقای بنکس » داستانی کاملاً محتاط دارد؛ مانند تعریف کردن یک خاطره قدیمی از طرف دوستی قدیمی که معمولاً همه چیز درش خوب هست!

در جریان خرید حق ساخت فیلم براساس داستان " مری پاپینز " همه چیز آنطور که در « نجات آقای بنکس » نشان داده می شود، گل و بلبلی نhttp://moviemag.ir/images/phocagallery/9018/Saving_Mr_Banks/thumbs/phoca_thumb_l_1.jpgبوده است. دعواهای حقوقی و جدال های والت دیزنی و تراورس پس از اکران فیلم « مری پاپینز » تصویر ناخوشایندی از این اثر خلق کرد اما در فیلم هیچ اشاره ای به این موضوع نمی شود.

تصویر ارائه داده شده از والت دیزنی و در مجموع محیط کمپانی دیزنی، زیادی رویایی و خوشبینانه است! البته لازم به ذکر هست که فیلم را کمپانی دیزنی تهیه کرده که قرار هست درباره شخصِ موسس اش دیزنی باشد؛ پس خیلی هم جای تعجب نیست که تصویر نقش بسته از والت دیزنی تا این حد رویایی از آب درآمده باشد!

حرف آخر ؟

« نجات آقای بنکس » فیلم خوبی هست. البته برای طرفداران " مری پاپینز " فیلم خوب تری هست! « نجات اقای بنکس » درباره یکی از صدها اتفاقی است که والت دیزنی در هنگام اداره کمپانی اعظمش رقم زد اما نتیجه کار اگرچه در فیلم پایان خوشی دارد، اما در دنیای واقعی اینطور هم دیگه نبوده!  

 

منتقد: میثم کریمی

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگیرد قانونی می شود.

به جامعه مجازی سایت مووی مگ بپیوندید و دوستان سینمایی جدید پیدا کنید!banks6245646565

 

نجات آقای بنکس : Saving Mr. Banks

کارگردانJohn Lee Hancock

نویسنده : Kelly Marcel، Sue Smith

بازیگران :

Emma Thompson...P.L. Travers

Tom Hanks...Walt Disney

Annie Rose Buckley...Ginty

Colin Farrell...Travers Goff

Paul Giamatti...Ralph

و...

ژانر : بیوگرافی - کمدی

رده سنی : PG-13( مناسب برای افراد بالای 13 سال)

زمان : 125 دقیقه

 


صفحه 77 از 1664
Google+