صفحه اصلی > نقد و بررسی فیلم خارجی : نقد و بررسی فیلم ادینگتون (Eddington)

نقد و بررسی فیلم ادینگتون (Eddington)

ادینگتون (Eddington)

«Eddington» جدیدترین فیلم آری استر است؛ فیلم‌سازی که علاقه‌اش به شخصیت‌های لب مرز فروپاشی و موقعیت‌های به‌شدت آشفته را قبلاً با «Midsommar» و «Hereditary» نشان داده بود. این‌بار او با ترکیب نئو-وسترن، کمدی سیاه، تریلر جنایی و هجویه‌ای بر وضعیت دوران همه‌گیری کرونا، جهانی عجیب و آزاردهنده ساخته که بیش از آنکه شبیه یک قصه تخیلی باشد، یادآور همان خبرهای عجیبی است که سه سال پیش روزانه در شبکه‌های اجتماعی می‌دیدیم.

 داستان فیلم «Eddington» در شهر خیالی ادینگتون در ایالت نیومکزیکو می‌گذرد؛ جایی که همه‌گیری کووید-۱۹، فضای سیاسی و اجتماعی را به مرز انفجار رسانده و ماسک روی صورت یا واکسن زدن، بیش از آن‌که انتخاب شخصی باشد، به هویت سیاسی هر فرد گره خورده است. کلانتر جو کراس با بازی درخشان واکین فینیکس، شخصیتی است که جذابیت کاریزماتیکش باعث می‌شود مردم به او اعتماد کنند، اما در پس این ظاهر، پلیسی فاسد و قانون‌گریز قرار دارد که برای حفظ قدرت از هیچ اقدامی، حتی قتل و صحنه‌سازی، دریغ نمی‌کند. در برابر او، شهردار تد گارسیا با بازی پدرو پاسکال قرار دارد که اگرچه در ظاهر آرامش‌طلب و مسئول به‌نظر می‌رسد، اما خودش هم چندان بی‌گناه‌تر از جو نیست. رقابت این دو با قتل یک ولگرد، که جو آن را به‌دقت صحنه‌سازی می‌کند، وارد مسیر تازه‌ای می‌شود.

ادینگتون (Eddington)

 همزمان، فضای پر از بی‌اعتمادی میان رسانه‌ها، شهروندان و سیاستمداران بازتابی است از همان شکاف‌های اجتماعی و خبری دوران کرونا. رسانه‌های محلی و شبکه‌های اجتماعی در شکل‌گیری فضای هیجانی نقش پررنگی دارند و قهرمانان لحظه‌ای می‌سازند که بیش از حقیقت، ارزش اقتصادی پیدا می‌کنند. وقتی گروهی افراط‌گرا به شهر حمله می‌کنند، گروگان‌گیری و آتش‌سوزی بزرگی رقم می‌خورد که حوادث آن نیمه دوم فیلم «Eddington» را به شکلی شلوغ و پرحادثه پیش می‌برد و در اوج آن، انفجاری رخ می‌دهد که همه‌چیز را تغییر می‌دهد.

 کارگردانی آری استر مثل همیشه دقیق و حساب‌شده است. او با وسواسی که در ریتم و چینش نماها دارد، فضای ملتهب و در حال فروپاشی شهر را به خوبی به تصویر می‌کشد. فیلمبرداری داریوش خنجی با نماهای داخلی خفه و پرنور که حس فشار را منتقل می‌کنند و نماهای باز بیرونی که یادآور وسترن‌های کلاسیک هستند اما با نشانه‌های معاصر آمیخته‌اند، جلوه بصری چشمگیری ساخته است. تدوین لوچیان جانستون نیز، مخصوصاً در دقایق پایانی و سکانس حمله، ضرباهنگی پرتنش ایجاد می‌کند که کاملاً با فضای داستان هماهنگ است.

ادینگتون (Eddington)

 از نقاط قوت فیلم، ترکیب هوشمندانه ژانرهاست. «Eddington» به‌راحتی از فضای یک وسترن مدرن به کمدی سیاه و حتی تریلر جنایی تغییر لحن می‌دهد، بدون آن‌که تماشاگر را کاملاً بیرون بیندازد. بازی واکین فینیکس یک باری دیگر نشان می‌دهد که او استاد خلق شخصیت‌هایی است که دوست دارید و از آنها می‌ترسید. اما استون نیز در نقش همسر سابق جو، لایه‌ای انسانی و آسیب‌پذیر به فضای فیلم می‌افزاید و پدرو پاسکال، با بازی زیرپوستی‌اش در نقش شهردار، تضاد جالبی با خشونت خام کلانتر ایجاد می‌کند. استفاده از مؤلفه‌های «اسکرین‌لایف» و ادغام تماس‌های ویدیویی و استریم‌های زنده در پیشبرد داستان هم نه‌تنها طبیعی و به‌جا به‌کار رفته، بلکه به تعلیق فیلم کمک کرده است.

 با وجود این، فیلم «Eddington» خالی از اشکال نیست. استر تلاش کرده در یک عنوان به سراغ مضامینی چون واکسن‌گریزی، تئوری توطئه، نابرابری نژادی، فساد ساختاری، نقش رسانه‌ها در دامن زدن به بحران، و ماهیت قهرمان‌سازی برود. نتیجه این جاه‌طلبی گاهی بار بیش از حدی بر دوش روایت می‌گذارد و باعث می‌شود بعضی خطوط داستانی به اندازه کافی پرداخته نشوند. علاوه بر این، ریتم کلی اثر یکدست نیست؛ نیمه اول گاهی بیش از اندازه آرام و گفت‌وگومحور است و نیمه دوم، به‌طور ناگهانی، وارد فضای اکشن و آشوب می‌شود که این تغییر شدید ممکن است بخشی از مخاطبان را پس بزند.

ادینگتون (Eddington)

 پایان فیلم «Eddington»، هم تلخ است و هم استعاری. جو که یک سال قبل با خونریزی و خشونت شهر را به لبه نابودی برده، حالا شهردار فلج است و عملاً نشان می‌دهد که حتی تغییر چهره‌ها هم سیستم فاسد را اصلاح نمی‌کند. برایان، اینفلوئنسر نجات‌یافته از ماجرا، از شهرت ناگهانی‌اش کسب‌وکار ساخته و مایکل، قربانی زخمی فاجعه، حالا معاون کلانتر شده تا دوباره وارد همان چرخه خشونت شود. لوییز، باردار و حاضر در تظاهرات، نماد انتقال بحران به نسل بعدی است؛ چرخه‌ای که انگار هیچ پایانی ندارد.

  «Eddington» فیلمی نیست که بخواهد همه را راضی کند. برای تماشاگری که به دنبال قصه‌ای سرراست و قهرمان و ضدقهرمان‌های کلاسیک است، شاید تجربه‌ای گیج‌کننده و حتی آزاردهنده باشد. اما برای کسانی که از سینمای جدی و چالش‌برانگیز لذت می‌برند، این اثر مانند آینه‌ای روبه‌روی جامعه امروز است؛ جایی که خشونت، فساد، رسانه و سیاست در هم تنیده‌اند و حتی بعد از هر فاجعه، تنها اسم‌ها و چهره‌ها عوض می‌شوند.

نقد ویدئویی فیلم «Eddington» را در ادامه ببینید:

 این فیلم بی‌نقص نیست، اما شجاعتش در پرداخت یک موضوع پرحاشیه، بازی‌های قدرتمند، فیلمبرداری چشمگیر و کنترل دقیق لحظات اوج، آن را به یکی از بحث‌برانگیزترین آثار سال تبدیل کرده است. «Eddington» چه دوستش داشته باشید و چه نه، پس از تماشایش به‌سختی فراموش می‌شود.

 

نمره: 8/10

منتقد: میثم کریمی

آخرین مطالب
مطالب خواندنی
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
محمد
محمد

من بخاطر اسامی بازیگراش دیدم که بازیام خوب بود ولی فیلم منو خسته کرد و دلیلشم بخاطر فیلمنامه بهم ریخته و آشفتشه یه جاهایی گیجت میکنه و اعصابتو بهم میریزه از وسطاش میخواستم خاموش کنم شایدم کارگردان میخواسته ادینگتون رو بازتاب‌دهنده آشوب نشون بده ولی زده فیلمو خراب کرده امتیاز ۸ جفا در حق سینماس اقای کریمی