سریال «محکوم» تازهترین محصول شبکه نمایش خانگی است که با پرچمداری چهرههای آشنا و تیمی مشترک با «زخم کاری» وارد میدان شده و از همان تیتراژ ابتدایی، بهشکل بیشرمانهای یادآور همان اثر است. این یادآوری فقط یک الهامگیری ساده نیست، بلکه کپی برابر اصل است؛ از قاببندی و رنگبندی گرفته تا میزانسنها، حتی نوع نماهای مدیومشات و موسیقی پسزمینه. انگار قرار بوده همان فضای تلخ، خشن و پر از چاقوکشی و نگاههای پر از کینه را دوباره ببینیم، فقط با یک اسم جدید و داستان بازنگاریشده.
مشکل بزرگ این شباهت آنجاست که «زخم کاری» هم با وجود پربازدید بودناش، در همان فصل اول نشان داد که از نظر منطق داستانی و شخصیتپردازی جای بحث دارد. حالا «محکوم» آمده تا همان مسیر را برود اما با انسجام کمتر و خلاقیت نزدیک به صفر. کافی است چند دقیقه از قسمت اول را تماشا کنید تا متوجه شوید نویسندگان به جای خلق موقعیت، منتظر اولین بهانه هستند تا یک بحران بیمنطق ایجاد کنند و سریال را به جلو ببرند.
شخصیتپردازی به معنای واقعی کلمه مشکلدار است. پسر جوان داستان – که با ازدواج مادرش مخالف است – از همان شروع بهشکل اغراقآمیزی «خل» و بیمنطق معرفی میشود. به جای اینکه دلایل مخالفتش را در قالب دیالوگ یا تجربههای گذشته ببینیم، نویسنده از همان سکانسهای اول مهر «روانی» را به پیشانی شخصیت میچسباند. او بیدلیل سر و صدا میکند، ماشین میشکند، اسپری میپاشد و حسابی جولان میدهد، اما هیچ توضیحی در مورد ریشه این رفتارها داده نمیشود.
در مقابلش، مادر و همسر آیندهاش (با بازی آقای تهامی و ساره بیات) واکنشهایی بهغایت بیتفاوت دارند؛ انگار در یک سیاره دیگر زندگی میکنند. نه دلواپسی مادرانهای وجود دارد و نه خشم و ناراحتی از این حجم رفتار غیرعادی. دیالوگهایی که رد و بدل میشود، به حدی بیجان است که گویی بازیگران در حال تمرین یک متن خام و اولیهاند. این بیتفاوتی احساسی و ضعف در رساندن لحن، حتی با حضور بازیگران شناختهشده هم توی ذوق میزند.
ساره بیات در این سریال بهوضوح یکی از بدترین بازیهای کارنامهاش را ارائه داده. قرار بوده یک مادر نگران، مهربان و در عین حال تحت فشار را ببینیم، اما نتیجه زنی است که تمام حس و حرارتش را از دست داده؛ دیالوگها را بیروح میگوید و حتی وقتی باید لطافت مادرانه یا عصبانیت را روی صورتش ببینیم، هیچ تغییر ظاهری محسوسی وجود ندارد. مشکل اینجاست که او همان استایل بازی گذشتهاش را بدون بهروزرسانی تکرار میکند.
بزرگترین ضعف سریال شاید همان نقطه ساخت بحرانها باشد. وقتی قسمت اول را میبینیم، متوجه میشویم که نقطه عطف پایان اپیزود، روی یک اتفاق احمقانه و بدون زیربنای منطقی بنا شده. این خطا همان چیزی است که در «زخم کاری» هم دیدیم؛ اتفاقی عجیب رخ میدهد، یکی دو دیالوگ نصفهنیمه گفته میشود، بعد یک مرگ ناگهانی یا بحران بزرگ، همهچیز را وارد فاز جنجال میکند. به جای ساخت یک پازل، سازندگان دوست دارند یکشبه آسمان را به زمین بدوزند و فردایش هم دوباره همان روال تکراری را ادامه دهند.
ریتم سریال هم یکنواخت و تکراری است. بحران – واکنش ضعیف – کمی دیالوگ بیرمق – و سپس بحران بعدی. نه خبری از کشف تازه است و نه سکانسی که بتواند تماشاگر را غافلگیر کند. حتی فضای بصری سریال هم که در ابتدا میتوانست یک نقطه قوت باشد، سریع به دام تکرار میافتد. همان نورپردازی تیره، همان میز و صندلیها، همان لوکیشنهای کمتعداد که حس بسته بودن را به بدترین شکل منتقل میکنند.
نکته دیگر که دردناک است، این است که «محکوم» تماماً به یک فضای تقلیدی دل بسته، بدون اینکه ریسک کند یا کمی خلاقیت به خرج دهد. ما میدانیم سازنده دستیار مهدویان در «زخم کاری» بوده و حتی خود مهدویان هم به عنوان مشاور حضور داشته. اما به جای اینکه این همکاری باعث تعالی اثر شود، نتیجه بیشتر شبیه یک کپی بیجان از روی یک نسخه نهچندان بینقص است.
در لایه زیرین، مشکل اصلی اینجاست که سریالهای شبکه نمایش خانگی – یا حداقل بخش بزرگی از آنها – به همان فرمول تکراری و مطمئن چسبیدهاند: کمی خشونت، چند سکانس دعوا و زد و خورد، مقدار زیادی چشمغره و چند مرگ ناگهانی. این ترکیب شاید در ابتدا شوکآور باشد، اما وقتی در هر قسمت و هر سریال تکرار میشود، بیاثر و حتی خستهکننده خواهد شد.
نقد ویدئویی سریال «محکوم» را در ادامه ببینید:
احساس میکنم «محکوم» بیشتر از آنکه بخواهد یک درام جنایی یا خانوادگی منسجم باشد، میخواهد مجموعهای از صحنههای «فان» برای تیزرها و کلیپهای اینستاگرامی فراهم کند. موقعیتها بهجای اینکه از دل منطق داستان بیرون بیایند، انگار بهصورت جداگانه طراحی شدهاند تا صرفاً پرهیجان به نظر برسند.
در پایان، باید گفت که «محکوم» نه تنها در مقام یک اثر مستقل حرفی برای گفتن ندارد، بلکه حتی در قامت یک ارجاع یا ادای دین به «زخم کاری» هم موفق نیست. بازیهای ضعیف، دیالوگهای بیجان، بحرانهای ساختگی و فضای بصری تکراری، همه به این نتیجه ختم میشود که سریال، فرصتهای داستانی و بازیگریاش را هدر داده. شاید مخاطبانی که به دنبال همان فضای خشن و پرکشمکش «زخم کاری» هستند، چند قسمتی پای تلویزیون بمانند، اما بعید است این وفاداری دوام طولانی داشته باشد. «محکوم» بیش از هر چیز، محبوس همان فرمول کهنهای است که سالهاست در شبکه نمایش خانگی جولان میدهد؛ فرمولی که در نهایت محکوم به شکست است.




















سلام واقعا درد جامعه در متن سریال بود خانم قاضی برای دیگران می گفت برید رضایت بگیرید اما برای خودش از همه انتظار داشت بعد چون پای عشق وعاشقی ویک زن در میان بود همه بسیج شدن تا قاتل رو پیدا کنند اما اگر یک فرد دیگه بود جای خانم قاضی اصلا تحویلش نمی گرفتند وسالها باید تو دادگاه می دوید واقعا این سریال درد اصلی جامعه رو بیان می کنه
افتضاح نبود، فاجعه بود . خوشبختانه پس از چند قسمت اول و بخش پایانی قسمت آخر چیزی ندیدم .بازی بشدت ضعیف ساره بیات و بازیگر نقش پسرش بدجور روی مخ بیننده بود. کمی دلتان به حال پولی که بابت ساخت چنین سریالهای خرج میکنید بسوزد !!
این سریال از همه نظر افتضاحه ، افتضاااااااح
به نظر من قاتل تاوان مهیار باشه ،ومهیار از جایی مجبور به این کار میشه واین قتل ناخواسته و به زور انجام داده ،چرا چون الان خیلی نگران خسرو هست و تلاش میکنه خسرو برگرده به رابطه مادرش و اینطوری کمی از اون عذاب بیرون بیاد
بسیار سریال خوبی هست کشش داره، قابل پیش بینی نیست، و هر اندازه میره جلوتر قشنگ تر میشه، حدس من اینه مهران غفوریان پشت قتل تابان به خاطر عشق قدیمی و کینه ، شایدم اینطور نباشه و باز غافلگیر بشیم
به نظرم محکوم بهتر از زخم کاری هست، با اینکه کند پیش میره ولی داستانش من رو جذب کرد، اما زخم کاری خیلی خشن و زمخت بود، همون نصف قسمت اول،گذاشتمش کنار و اصلا ندیدم.
ارزش دیدن نداره.ضعف بازیگری بشدت روی مخ بیننده هست . پس از قسمت سوم هیچ پیشرفتی در روند داستان دیده نمیشه. احتمالا فیلمنامه را گم کردن و یا بازیگران کلا نمیدونن باید چه کنند !!
خواهش میکنم به بینندگان احترام بزارید !
چه اصراری هست که چنین سریالهای سطحی و غیر قابل دیدن را میسازید ؟
از قسمت سوم به بعد داستان داره دور خودش میچرخه! مثلا خواستند یک سریال معمایی بسازند اما متاسفانه بقدری اشتباه در داستان میشه نوشت که سازنده هم اعتراف به اشتباهات زیاد خود بشه !!
بازپرس پرونده با مادر متهم در به در اثبات بیگناهی متهم هستند و حتی برای گرفتن رضایت به اولیای دم التماس میکند و…!!
کافیه. آخر داستان را همه میدانیم . لطفا سریعتر جمع کنید .
این سریال که با پشتیبانی و حمایت مشهودی ساخته شده قصد دارد یک سیستم قضایی منصف و بدور از شائبه های رایج ، بدون خطا و کاملا منطبق با حقوق شهروندی را معرفی کند و در این مسیر قربانی شدن بسیاری از اصول فنی فیلمسازی از روایت قصه تا انتخاب بازیگر، هدایت روایت و بازی گردانی و… برای کارگردان و تهیه کننده اهمیت نداشته است
چقدر مغرضانه تشریح کردین، من بعنوان یه بیننده بعد ۱۲ قسمت تشنه اینم ادامه داستان رو دنبال کنم ساره بیات خیلی خوب بازی میکنه ، نه میشه حدس زد نه اخر سریال از اولش پیداس، از تب و تاب نیوفته و کشش داره، نمیدونم چرا اینطور سریال رو زیر سوال بردین
سریال بد زیاد ساخته شده ، ولی محکوم اصلی سریال محکوم تماشاگر است که باید شاهد این همه گرد هم آیی بد ها در یک سریال باشند. کارگردانی بد، بازی بدتر متن پر از تناقض و بی ربط . گذشته از اینها انتخاب نامناسب بازیگر ، این مادر صورت یخی را حداقل اگر به عنوان زن اول دکتر می گذاشتند ، آن یکی بلد بود احساس بیننده را تحریک کند ، ایشان حتی نمی تواند حس مادرانه را منتقل کند
یک سریال بشدت پیش پا افتاده با بازیهای تصنعی، لطفا کمی به شعور بیننده احترام بزارید. این سریال فاقد ارزش دیدن هست.
کافیه سریالهای مشابه که همزمان داره پخش میشه را با این سریال مقایسه کرد، البته آنها هم بی ایراد نیستند اما این یکی واقعا افتضاح هست .
ببخشید احیانا منظورتون شباهت زیاد به سریال پوست شیر نیست؟؟ چون هرچقدر دقت میکنم هیچ شباهتی چه از نظر موضوع چه چیزای دیگه ربطی به زخم کاری نداره
همسر اول قاتله واضح خودش جدا شده دخترش هم با پسر زن دومی آشنا شده باعث کینه شده دختره مادره رو آورد پنهان کرده ولی نیت مادر رو نمیدونسته که اشتباها کشته شده واسه همین اسرار به مرگه پسره داره قاتل زن اوله
بشدت خسته کننده و کشدار، با روایتی غیر واقعی از نظر روند پیگیری پرونده !
بازی بشدت ضعیف بازیگران نقش متهم و مادرش به وضوح دیده میشود
کجای دنیا سابقه داره که بازپرس پرونده قتل، در ماشین مادر متهم بشینه و روزها و هفته ها در کوچه و خیابان به دنبال اثبات بیگناهی متهم باشه !؟
بازی بشدت ضعیف بازیگر نقش مهیار بیننده را آزار میده.
بجز چند قسمت ابتدایی، مابقی بسیار کشدار و خسته کننده شده . بقول معروف آب بستن به سریال تا ادامه دارتر بشه!!
ایکاش سازندگان سریالهای پلیسی اینچنینی کمی مطالعه و آگاهی بیشتری داشتند . لااقل از یک مشاور پلیس قضایی با سابقه بهتری استفاده میکردند.
متاسفم برای وقتی که برای دیدن این سریال گذاشتم .
ایتم اهنگ پایانی رو مثل قسمت اول و دوم بزارید خیلی هیجان بیشتر میده به ادم🥺
البته تا دلتون بخواد سوتیهایی از چرند و بیکیفیت بودن این سریال هسته که بگم ولی خسته شدم و ارزش حروم کردن وقتم برای این بیسوادها رو نداره
من نمیدونم چرا فیلمنامهنویسان،کارگردانان،سرمایهگذاران و تهیه کنندگان و حتی بازیگران سینما و فیلم و سریال کشورمون انقد روز به روز کارهای بدردنخور و سطح پایین با بودجهها و سرمایههای کلان میسازن و بحساب خودشون و در عالم خودشون فکر میکنن عجب فیلم و سریالی ساختن که در تاریخ ایران تک و بهترین هسته و حتی افتخار دریافت سیمرغ جشنواره فجر رو هم میکنم🤣🤣🫣🤔نکنه فکر میکنن که درک و شعور و فهم مخاطب و بیننده هم در حد خودشون هسته که به این چرندیات مزخرف علاقه داشته باشند؟؟اصلا به شعور و فهم مخاطب و بیننده توهین بدی شده با این فیلمها،نسرین مثلاً یک قاضی کاربلد و حرفهای و رده بالا در قوه قضائیه کشور هسته ولی انقد احمق و نفهم هسته که بعد از این اتفاق به اشخاصی که باهاش دشمنی داشتن فکر نکرده باشه مخصوصا اون بهرام که همدانشگاهی و عاشق و خاستگار نسرین بوده ولی بخاطر شنیدن جواب رد تبدیل به دشمن قسم خورده نسرین شده و نسرین نمیتونسته با نفوذی که در سیستم قضا داشته،اسم این بهرام رو هم به عنوان متهم به قتل تابان داده باشه بر اساس شواهد و مدارک معتبری که همه از کینه و دشمنی بهرام نسبت به نسرین باخبر بودند و دوتا از شاهدین این موضوع همون پدر و مادر شوهر سابق نسرین هستن که بدون شک برای نجات جون نوه خودشون هرچند که با نسرین مشکل دارن میان شهادت میدن و دوتا دیگه از شاهدین همون پدر و مادر تابان هستن که بهرام خیلی واضح و رک بهشون گفته که دشمن کینهای نسرین هسته و برای نابودی نسرین هر کاری میکنه،اینجوری اصلا قضیه مرگ محمود هم بدون شک به همین یارو مربوط میشه که برای رسیدنش به نسرین با یک تصادف ساختگی نسرین رو بیوه میکنه تا بتونه بهش برسه ولی اینجور نمیشه و بیشتر کینه میکنه و فرضیه بعدی هم اصلا شاید به قصد کشتن نسرین داخل خونه پنهان شده بوده تا شب و در یک موقعیت مناسب نسرین رو به قتل برسونه ولی از شانس بد تابان اونشب نسرین نبوده و تابان روی کاناپه بوده و اون هم متوجه نشده که نسرین نیستن و بعد از کشتنش فهمیده و یا شاید فهمیده و بخاطر اینکه خسرو با نسرین ازدواج کرده خواسته اینجوری انتقام بگیره،موضوع بعد اینکه نسرین با نفوذش میتونسته درخواست نقطه زنی گوشی بهرام رو کنه و یا با چک کردن دوربینهای ترافیکی نزدیک منزلش و دوربینهای شخصی مغازهها و منازل اطراف خونهاش از همه طرف از چند روز قبلشونو چک کنه تا یک سر نخ گیر بیاره،موضوع بعد اینکه چرا یک قاضی عالی رتبه با تمام تهدیدات جانی نباید در منزلش سیستمهای امنیتی نامحسوس داشته باشه؟؟؟؟پس حالا فهمیدین اینا چقد ما مردم رو مثل خودشون نفهم فرض کردن که چنین شوتهایی میسازن؟؟؟
کاملا موافقم با نظر شما
از همون اول سریال مشخص شد که قاتل اصلی بهرام هستش بابت همون کینه های که مشخص شده در اولین قسمت
و اصرار بهرام برای اینکه پرونده قتل تابان به دست بگیره بر این بود که خودش مسیرهایی که رفت و میدونه و میتونه به سادگی قتل و واگذار کنه به مهیار از اونجایی که در مورد پرونده پزشکی مهیار هم دستبردی داشتن از اینجا دیگه کاملا مشخص است که بهرام به یقین قاتل تابان هست.
به نظرم یک وکیل گوشی خودشو به صحنه جرم نمی بره یا با ماشین خودش نمیره من حدس میزنم که وکیل قتل را طراحی کرده اما قاتل در واقع همون شخص که دنبالش میگردن با هویت نامعلوم حالا اینکه چطورر این دو نفر با هم آشنا شده باشند مشخص نیست ولی داستان نباید به این سادگی باشه که شما میگی
هویت نامعلوم نه-منظور نداشتن کارت بانکی و اینهاست
تو این دو قسمت بازی آقای کورش تهامی و بازیگر نقش پسر خانم بیات فاجعه بوده
ساره بیات کجا بازیش خوب بوده که اینجا باشه
سلام میگم مگه نگفتن چاقو رو مهیار با خودش برده ولی توی عکسی که گرفتن واسه مدرک پلیس ها چاقو هنوز توی بدن دختره است دقت کنین خیلی مسخره نیست؟