در یکی از معدود حضورهای عمومی پس از بازنشستگی، «دنیل دی لوئیس» در گفتوگویی مفصل با منتقد سرشناس بریتانیایی «Mark Kermode» صادقانه اعتراف کرد که اگر امروز قرار بود فیلم My Left Foot ساخته شود، «احتمالاً من هرگز انتخاب نمیشدم».
این بازیگر ۶۸ ساله که سه جایزهی Oscar در کارنامه دارد، پس از چند سال دوری از سینما با فیلم تازهی پسرش، Anemone، مقابل دوربین رفته است؛ اثری که بهنوعی بازگشت آرام دی‑لوئیس به جهان بازیگری تلقی میشود. او در جلسۀ پرسش و پاسخ گفت:
«وقتی نقش کریستی براون را پذیرفتم، حتی آن زمان هم بحثبرانگیز بود. میگفتند: این نقش را نباید بازی کنی. در جواب تنها گفتم: به نظرم داستان مهمی است، ساخته شدنش کمک میکند… میدانم حالا این توجیه سادهلوحانه به نظر میرسد.»
My Left Foot ساختهی «Jim Sheridan» در سال ۱۹۸۹، تصویری از نویسندهای ایرلندی با فلج مغزی ارائه کرد که فقط میتوانست پای چپش را حرکت دهد. دی‑لوئیس برای آن نقش نخستین اسکارش را گرفت، اما عمق فرو رفتن در شخصیت — تا حدی که خارج از فیلمبرداری نیز از ویلچر استفاده میکرد و اجازه داده بود هنگام صرف غذا مانند کریستی براون با او رفتار شود — نشانهای از اوج دوران «متد اکتینگ» بود؛ روشی که امروز، از نگاه خودش، دیگر از مد افتاده یا حتی نامناسب تلقی میشود.
او توضیح داد که برای آماده شدن به کلینیکی در دوبلین رفته و با افراد دارای معلولیت واقعی کار کرده است، اما اعتراف کرد که نگاه عمومی به مسئلهی «نمایندگی» دیگر همانند گذشته نیست: در دوران جدید، استودیوها به ندرت بازیگری بدون تجربهی زیستهی مشابه را برای نقشهای اقلیت یا افراد ناتوان برمیگزینند.
دی‑لوئیس در ماه گذشته نیز در مصاحبهای جداگانه دربارهی روند کنونی method acting گفته بود:
«تکنیکهایی هست که میشود یاد گرفت، اما امروز گاهی احساس میکنم بازیگران بیش از اندازه روی فرایند تمرکز میکنند. وقتی کسی میگوید «متدم کامل مانده»، معمولاً یعنی در حالت افراطی مثل یک روانی رفتار کرده است. این تلخ است برایم که ببینم جوهرهی اثر گم شده، چون درگیر جزئیات کماهمیتترش شدهاند.»
چنین اعتراف صریحی از کسی که نماد خودِ متد اکتینگ شناخته میشود، نشانهی تغییری بنیادین در درک بازیگری مدرن است: گذر از وسواس جسمی و روانی به سمت تفسیر انسانی و اخلاقی نقش


















آن دوران بهترین دوران فیلمسازی بود،اللخصوص در ایران