فیلمهای «حالا منو میبینی» (Now You See Me) بر ترفندی خاص و نوعی تردستی متکی هستند؛ به این امید که ترکیبی از ستارگان دوستداشتنی و انرژی پرنشاط فیلم، همچون انحراف توجه در شعبدهبازی عمل کند و نگذارد تماشاگران متوجه شوند که این فیلمها تا چه حد تقلیدی هستند. « Now You See Me 3» جادوگران افسانهای گروه «چهار سوار» را برای جسورانهترین مأموریتشان تا به امروز گرد هم میآورد. جسی آیزنبرگ همچنان در نقش رهبر خودشیفته اما نابغهی این جادوگرانِ کارآفرین دلپذیر ظاهر شده، در حالی که کارگردان جدید، روبن فلیشر، ریتم اکشن فیلم را به شکلی ثابت و پیوسته حفظ کرده است. با این حال، نزدیک به ۱۰ سال پس از آخرین دنباله، فیلم «حالا نمیبینی» (Now You Don’t) در ناپدید کردن محدودیتهای این فرنچایز ناکام میماند.
فیلم اصلی در سال ۲۰۱۳ (به کارگردانی لوئیس لتریر) فروشی معادل ۳۵۲ میلیون دلار در سراسر جهان داشت و دنبالهی آن به کارگردانی جان ام. چو در سال ۲۰۱۶ موفق به کسب ۳۳۵ میلیون دلار شد. در « Now You See Me 3»، آیزنبرگ در کنار بازیگران ثابت این مجموعه یعنی وودی هارلسون، دیو فرانکو، آیلا فیشر و مورگان فریمن حضور دارد. با جذب مجموعهای از ستارگان نوظهور برای پیوستن به گروه «سواران» و انتخاب رزمند پایک برای ایفای نقش شخصیت شرور، انتظار میرود که این فیلم پس از اکران جهانی در ۱۲ نوامبر، عملکردی قدرتمند در گیشه داشته باشد؛ ضمن اینکه گفته میشود قسمت چهارم نیز در دست ساخت است.
یک دهه از آخرین باری که جهان خبری از «چهار سوار» شنید میگذرد؛ گروهی متشکل از اطلسِ جادوگر (آیزنبرگ)، مریتِ ذهنیخوان (هارلسون)، جکِ پرتابکنندهی کارت (فرانکو) و هنلیِ استاد فرار (فیشر). آنها سارقانی به سبک رابینهود هستند که از کسانی که ثروت خود را غیراخلاقی به دست آوردهاند، دزدی میکنند. این گروه پس از درگیریهای داخلی از هم پاشیده بود، اما پیامی از سوی «چشم» (The Eye) – یک سازمان مخفی – آنها را دوباره گرد هم میآورد تا جلوی ورونیکا (پایک) را بگیرند؛ زنی که از امپراتوری الماس خود برای پولشویی خطرناکترین جنایتکاران جهان استفاده میکند. اما این بار، «سواران» مجبورند برای سرقت «الماس قلب» (Heart Diamond) که ورونیکا به شدت از آن محافظت میکند، با تیمی جوانتر از شعبدهبازان همکاری کنند.
همانند بسیاری از فرنچایزهای سالخورده، « Now You See Me 3» نیز تلاش میکند با وارد کردن بازیگران جدید که شاید روزی بتوانند سکان هدایت مجموعه را در دست بگیرند، عمر خود را طولانیتر کند. این چهرههای تازه – جاستیس اسمیت، دومینیک سسا و آریانا گرینبلات – شور و حالی به ماجرا میبخشند. اما فیلمنامهای که چهار نویسنده آن را نوشته اند، در خلق موقعیتهای کافی برای «چهار سوار» اصلی و این شخصیتهای اضافه شده – و همچنین شخصیت خردمند و کهنهکار تادئوس با بازی فریمن – دچار مشکل است. متأسفانه، راهحل سازندگان این بوده که شخصیتهایی مشابه اعضای «چهار سوار» را به تازه واردان نسبت دهند؛ امری که منجر به اصطکاکهای قابل پیشبینی و سپس پیوندی مورد انتظار میان این نسلهای مختلف جادوگران میشود.
کارگردان فیلم، روبن فلیشر (کارگردان آنچارتد و ونوم)، نیز تازهواردی به این فرنچایز است، هرچند ترکیب کمدی و اکشنِ « Now You See Me 3» کاملاً با سبک کارگردان فیلمهای «زامبیلند» (که آیزنبرگ و هارلسون نیز در آن بازی کردهاند) همخوانی دارد. این دنباله نیز همانند پیشینیان خود، اعتمادبهنفسی متکبرانه در سرقتهای جسورانه و توضیحات پیچیدهی خود دارد. با سفر به آفریقای جنوبی، بلژیک، فرانسه و امارات متحده عربی، « Now You See Me 3» شخصیتهای شیکپوش و خوشلباس خود را در سراسر جهان به نمایش میگذارد تا مهارتهایشان در تقلید صدا، تغییر چهره و سایر فریبکاریها را به رخ بکشند – و اغلب این کار را همزمان با ادای دیالوگهای تکخطیِ نهچندان جذاب انجام میدهند.
تماشای قهرمانان خوشتیپ که مدام از دشمن منفورشان پیشی میگیرند، میتواند به طور گذرا رضایتبخش باشد – درست مثل زرقوبرق سطحی و جهانگردی فیلم. در قصه، ارجاعات آشکاری به «یازده یار اوشن»، «تلقین» (Inception) و «مأموریت: غیرممکن» در فیلم دیده میشود. اما نکتهی قابل تأمل اینجاست که وقتی فیلم تلاش میکند با تفکر در مورد گذر زمان و از دست دادن عزیزان، لحنی تأثیرگذار به خود بگیرد، ساختار سطحیِ فرنچایز توان تحمل این تغییر لحن را ندارد. در نهایت، زرقوبرق بیامان داستان احساسی تصنعی و تحمیلی پیدا میکند و آن نشاط و سرگرمی اولیه را از بین میبرد.
آیزنبرگ بارها نقش افراد متکبر و کنارهگیر را بازی کرده است، اما با اینکه شخصیت اطلس چندان پیچیده و ظریف خلق نشده، به نظر میرسد این بازیگر نامزد اسکار از ایفای نقش فردی تا این حد وقیحانه ازخودراضی لذت میبرد و جذابیتی بعید به این شخصیتِ اخلاقمدارِ خودبین میبخشد. متأسفانه، بسیاری از همبازیهای او در نقشهای کممایه و ضعیفنوشتهشدهی خود موفقیت کمتری دارند. ستارهی کهنهکاری همچون هارلسون برای ایفای نقش مریتِ رذل، عمدتاً از پرسونای تثبیتشدهی خود بهره میبرد و کاریزمای فرانکو نیز تنها تا حد مشخصی جواب میدهد (و وضعیت «سواران» جدید و جاهطلب از این هم بلاتکلیفتر است).
در مورد رزمند پایک، او تمام تلاشش را میکند تا با روحیهی مضحک فیلم هماهنگ شود و شخصیت ورونیکای سرد را با لهجهای از آفریقای جنوبی که کمی مضحک به نظر میرسد، به تصویر میکشد. در میان تمام جادوهایی که در « Now You See Me 3» به نمایش درمیآید، شاید این سرگرمکنندهترین ترفند فیلم باشد.
نمره: 5/10
منبع: هالیوود ریپورتر




















من تو دوران تینیجریم عاااشق قسمت یک و دو بودم. شخصیتا مستقل بودن و نقشی بیشتر از یه مترسک داشتن هرکدوم تاثیر گذار بودن.قسمت سوم یه فاجعه ی واقعی بود!!! جوری که فقط بعد تموم شدنش رفتم قسمت یک رو دیدم تا بشوره ببره.
بخدا این چهار تا سوارکار که قرار بود اسطوره ای باشن رو هم دیگه ده تا دیالوگ تو فیلم نداشتن. کلا بازیا خیلی مصنوعی شده بودن.
پاسخ به دلیل دو: کی گفت سرگرمی یعنی یه بار دیدن و فراموش کردن
کی گفت سرگرمی ارزشش پایینه حتی پایینتر از فیلم هنری که ما بگیم فروش بالا و یه بار دیدن و غم و غصه. و دور کردن کافیه.
خب باشه شما درست میکی اما یک کار دو کار سه کار نه سالها چنین سرگرمی کم مایه ای رو بسازی و این حرفا رو بزنی.
سرگرمی احساس داره منطق داره پیوند انسانی داره اکشنش حساب کتاب داره
حتی بی مووی های خوب هم ارزشمندند
مثلا شاون مردگان،زامبی لند، انیمیشن والاس گرومییت، از من متنفر باش، ماداگاسکار ، گربه چکمه پوش، اصلا تام وجری
یا جنگ ستارگان، مرد عنکبوتی یک و دو از سم ریمی، دزدان دریایی کاراییب، سریال تد لاسو،استودیو و….
پاسخ به تهمت: نه مخالفانتون روشنفکرن نه به طور حتم چپ هستن نه چیز دیگه
و البته شاید مایه هایی پررنگ یا کم رنگ از همه اینا داشته باشن
بحث اینجاست اونا هم می تونن به شما بگن
شما بی سوادید از فکر کردن فراری هستید و کلی تهمت اخلاقی ناروا و بی مدرک.
یا حتی بگن دلیل فیلمای چپولی و ووک و..اینه که شما از اونور بوم افتادید میدون رو دادید دست اینا
شما به اونا کمک کردید
با احترام به همه مارول دوستان عزیز
من خودمم مارولو روس دارم کار خوب باشه
با سر بالا می برم داد میزنم
والا با این فرمونی که طرفدارای این جور فیلمای مارول گونه دارن جلو می رن که خبری از قصه و پیوند و احساس انسانی نیست
و با احترام به عزیزان سقف انتظار به طرز ناجوری پایین میاد و سینما از کارکرد خودش می افته
به دو دلیل این دوستان توجه کنید دو دلیلی که همواره بیان میکنن و سپس به تهمتشان .
دلیل یک: ما خسته و کوفته از سر کار میایم تو این گرونی هلاک کننده و ظالمانه می خوایم یه چیزی ببینیم سرمون گرم بشه ، فیلمای متفکرانه هم جای خودش
دلیل دو: فیلم همین که سرگرم کنه و این همه تماشاگر داره کافیه شما توقعت بیجاست
تهمت به ناهمسو هاشون: ادای روشنفکرا رو در می آرید ادای چپولا و ما رو تحقیر می کنید
پاسخ کوتاه یک: با این همه خدم و حشم و هزینه بالای صد و دویست میلیونی با بکارگیری کلی دست اندر کار با این همه انرژی واسه بازاریابی و با اون همه شعار تو فیلم که نشون می ده ادعای انسانی دارن
اصلا و ابدا چیز زیادی نیست که در کنار پنج ساخته ی بد و بدل شدن به وسیله شهر بازی
پنج تا کار خوب هم باشه.
به هر حال جلوه ویژه کار، چهره پرداز، بازیگر، و…می خوان پیشرفت کنن بازکاری یا تکرار در فیلم بد ساختن راه پیشرفت اونا و احساس و آدرنالین بیننده رو هدر می ده
قسمت اولش اگرچه هندی بازی زیاد داشت و دچار سندرومه کایزرشوزر بود،اما میشد به عنوان یک فیلم اکشن یک بار مصرف دید،قسمت سوم فاجعه ایی به تمام معناست که انگار سناریوی ان را کودکی پنح ساله نوشته باشد،حضور سه هنرپیشه نچسب نسل زی هم به بیشتر مضخرف شدن فیلم به شدت کمک کرده
دقیقا:)))) هیچی بدتر از اون سه بازیگر جدید نبود