این روزها تماشای فیلم و سریال به یکی از روش ها برای حواس پرتی تبدیل شده است. اگرچه فیلم دیدن به شدت بستگی به سلیقه و نوع نگاه ما به دنیا دارد. بعضا برخی از فیلم و سریال ها هرچند که دیگران از آن تعریف کرده اند یا جزو بهترین لیست های دنیا آمده است اما تماشای هر لحظه از آن برای ما آزاردهنده است و به این فکر می کنیم چرا این فیلم در لیست بهترین ها قرار گرفته؟
اما قضیه از این قرار است تماشای بسیاری از فیلم ها اگرچه مطابق سلیقه ما نیستند اما بعضا با حال و هوای جامعه هم راستا است یا در دوره ای از زمان با حال و هوای شخصی ما یکی است. خیلی وقت ها هم میبینیم که صرفا دیده باشیم. اما امروز قرار است تعدادی فیلم و سریال به شما معرفی کنیم که تماشای آن ها (حتی برای چندمین بار) خالی از لطف نیست.
سینمایی 12 مرد خشمگین
فیلم «۱۲ مرد خشمگین» (Twelve Angry Men) به کارگردانی سیدنی لومت و با بازی درخشان هنری فوندا، یکی از بزرگ ترین شاهکارهای تاریخ سینماست. این فیلم تقریباً در تمام فهرست های معتبرِ بهترین فیلم های تاریخ (مانند IMDb) حضور دارد و همواره جزو آثار برتر سینما به شمار میآید.
داستان فیلم دربارهٔ هیئت منصفهای است که باید درباره ی گناهکار بودن یا نبودن یک متهم رأی بدهند؛ متهمی که تقریباً همه بر اساس شواهد موجود، او را یک قاتل میدانند.
اگرچه این فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته نشده است، اما ساختار هیئت منصفه ای که محور اصلی داستان را شکل میدهد، کاملاً واقعی است. چنین سیستمی در گذشته و حتی امروز در برخی کشورها وجود دارد. این هیئت منصفه معمولاً شامل ۱۲ نفر (یا گاهی کمتر) از شهروندان عادی و غیرحرفه ای است؛ یعنی نه قاضی و نه وکیل، بلکه افرادی معمولی از جامعه مانند کارگر، معلم، تاجر و غیره درباره ی جرائم کیفری بحث میکنند و موظف اند تا حد امکان بی طرف باشند.
پس از تماشای فیلم، به خوبی متوجه میشوید که با یک شاهکار واقعی روبه رو هستید. به گفته ی راجر ایبرت، یکی از مشهورترین منتقدان تاریخ سینما، این فیلم بدون استفاده از رنگ های خاص یا جلوه های ویژه، تنها با تکیه بر دیالوگ ها و بازی های فوق العاده، تنشی عمیق و تأثیرگذار ایجاد میکند. جالب است بدانید که حدود ۹۰ درصد از این شاهکار سینمایی تنها در یک اتاق فیلم برداری شده است.
یکی دیگر از مهم ترین دلایلی که این اثر را به یک شاهکار ماندگار تبدیل کرده، تأثیر عمیق آن بر مفاهیمی مانند مدیریت خشم، تصمیم گیری گروهی و نقش تعصبات شخصی در قضاوت است. این فیلم به ما یادآوری میکند که هنگام قضاوت درباره گناهکار بودن یک انسان، باید با دقت و تأمل بیشتری فکر کنیم. در همین راستا، دو مورد از تأثیرگذارترین دیالوگ های فیلم را با هم میخوانیم:
«من نمیدونم آیا اون گناهکاره یا نه… اما وقتی پای زندگی یک انسان وسطه، باید شک کرد؛ باید شک معقول داشته باشیم.»
«تعصب همیشه حقیقت رو تیره و تار میکنه.»
سینمایی جوکر 2008
فیلم «شوالیهٔ تاریکی» (The Dark Knight) بی تردید یکی دیگر از شاهکارهای بزرگ سینماست که میتوان در این دوران به تماشای آن نشست.
جوکر نه برای پول میجنگد و نه برای قدرت؛ بلکه تنها برای این که نشان دهد جامعه تا چه اندازه شکننده است و چگونه با یک هل کوچک میتواند به سمت جنون سقوط کند، دست به جنایت می زند. او گاتهام را وارد بازی مرگباری میکند که در آن مرز میان قهرمان و ضدقهرمان، خیر و شر، و حتی عقل و جنون به تدریج محو میشود.
اگرچه فیلم سرشار از صحنه های اکشن نفس گیر، تعقیب گریزهای عظیم و جلوه های بصری خیره کننده است، اما آنچه واقعاً این اثر را به یک شاهکار ماندگار تبدیل میکند، بازی درخشان هیث لجر است. او جوکر را نه صرفاً به عنوان یک شرور معمولی، بلکه به مثابه نیرویی فلسفی و روان شناختیِ هراس آور به تصویر میکشد؛ با خنده های عصبی، حرکات غیرقابل پیشبینی، زبان بدنی عجیب و صدایی که تا مغز استخوان نفوذ می کند.
بدون حضور لجر، فیلم احتمالاً همچنان اثری خوب بود، اما هرگز تا این اندازه عمیق و تأثیرگذار نمی شد.
و در پایان، یکی از تأثیرگذارترین دیالوگ های جوکر با بازی هیث لجر را با هم میخوانیم:
«جنون مثل جاذبه ست… فقط یه هلِ کوچیک میخواد.»
سریال ماشه (Trigger 2025)
سریال ماشه یا Trigger یک مینی سریال کره ای ۱۰ قسمتی محصول سال ۲۰۲۵ است که روی نتفلیکس منتشر شد. با بازی درخشان کیم نام گیل (در نقش پلیس درستکار و تک تیرانداز سابق).
داستان در یک کره جنوبی خیالی اتفاق می افتد که همیشه به خاطر قوانین سخت گیرانه اش تقریباً عاری از سلاح گرم بوده. اما ناگهان موجی عظیم از اسلحه های غیرقانونی (و حتی رایگان) از منبعی ناشناخته وارد کشور میشود و جرائم مسلحانه، تیراندازی های خیابانی و هرج و مرج به سرعت گسترش پیدا میکند. این بحران مثل یک بشکه باروت عمل میکند که خشم های انباشته شده جامعه، بی عدالتی ها و ناامیدی های روزمره را شعله ور میکند.
هر قسمت یک لایه جدید از رازها، بی عدالتی ها و خشونت های اجتماعی را باز میکند. خیلی از منتقدان آن را هشداری تلخ درباره خطرات نادیده گرفتن خشم های دیرین جامعه، شکنندگی تمدن و اینکه چطور یک «ابزار کوچک» مثل اسلحه میتواند کل سیستم را به هم بریزد، میدانند. بیشتر صحنه های فیلم در فضاهای شهری شلوغ، تاریک و پر از باران ساخته شده تا دقیقاً همان حس ناامنی و عدم کنترل را منتقل کند.
یکی از تأثیرگذارترین دیالوگ های سریال:
ماشه فقط یه تکه فلز نیست… وقتی فشار میدی، همه چیزهایی که سال ها سرکوب کردی، یهو آزاد میشن.
فیلم 1984
فیلم ۱۹۸۴ یا همان Nineteen Eighty-Four به اقتباس از رمان شاهکار جورج اورول، یکی از تأثیرگذارترین و ترسناک ترین آثار تاریخ است. این اقتباس درباره جامعه ای تمامیت خواه در سال ۱۹۸۴ است که در آن برادر بزرگ (Big Brother) همه چیز را زیر نظر دارد؛ تاریخ بازنویسی میشود، فکرها کنترل میشوند، عشق ممنوع است و هر مخالفتی با شکنجه و مرگ روبرو میشود.
اگرچه این اثر مستقیماً بر اساس یک داستان واقعی ساخته نشده، اما رمان اورول خودش الهام گرفته از واقعیت های دوران استالین، نازیسم و حتی روندهای پس از جنگ جهانی دوم بود.
باز هم به تأکید راجر ایبرت (یکی از مشهورترین منتقدان تاریخ)، فیلم بدون نیاز به جلوه های ویژه پیچیده، فقط با جو سنگین، بازی های فوق العاده و دیالوگ های سنگین، حس خفقان و ناامیدی عجیبی ایجاد میکند. بیشتر صحنه ها در فضاهای خاکستری، سرد و خالی ساخته شده اند تا حس تنهایی و کنترل مطلق را منتقل کنند.
یکی دیگر از مهمترین دلایلی که این اثر فوق العاده را به یک شاهکار تبدیل کرده، تأثیری است که درباره کنترل ذهن، از دست دادن آزادی فردی، پروپاگاندا و خطر قدرت مطلق میگذارد.
یکی از مهم ترین دیالوگ های این اثر را باهم میخوانیم:
اگر میخواهی تصویری از آینده تصور کنی، پایی را تصور کن که روی صورت انسان میکوبد.
در پایان نیز آدرس هرکدام را که پیدا کردم برای شما گذاشته ام:











