در عرض چند سال، ما از این تفکر که سری رزیدنت ایول (Resident Evil) نیمهجان شده و باید با نسخههای فرعی (اسپینآف) معمولی سر کنیم، به جایی رسیدیم که حالا از خودمان میپرسیم آنها چطور میخواهند در بازی بعدی روی دست خودشان بلند شوند. شرکت کپکام (Capcom) چه با بازیهای جدید و اورجینال و چه با بازسازی نسخههای کلاسیک، همچنان استانداردها را بالا میبرد و اگر برایتان سوال شده… بله، آنها با رزیدنت ایول: مرثیه (Resident Evil: Requiem) دوباره خودشان را پشت سر گذاشتهاند.
رزیدنت ایول: مرثیه (Resident Evil: Requiem) یک ماجراجویی در سبک وحشت، اکتشاف و اکشن است که میتوان آن را به صورت اولشخص یا سومشخص تجربه کرد و قهرمانان آن گریس اشکرافت و لیان کندی هستند. ماجراجویی زمانی آغاز میشود که گریس، یک مامور افبیآی (FBI)، مسئولیت پروندهای مربوط به مرگ مادرش را بر عهده میگیرد. همانطور که میتوانید حدس بزنید، در این پرونده چیزهای بسیار بیشتری از یک مرگ ساده برای کشف کردن وجود دارد، از جمله، طبق معمول، ویروسی که باعث جهش میشود. لیان نیز دقیقاً به دنبال یافتن درمانی برای یک ویروس درگیر این پرونده میشود و هر دو باید برای جان سالم به در بردن از این وضعیت با هم همکاری کنند. قرار نیست چیز زیادی از داستان را برایتان لو بدهیم، اما معتقدیم که داستان نسبتاً خوب است و در چارچوب کلیشههای این سری، جذاب به نظر میرسد. علاوه بر این، بازی دارای دو پایان است که میتوانیم با یک تصمیم کلیدی آنها را انتخاب کنیم.
از نظر گیمپلی تغییرات زیادی وجود ندارد و از اکشن گرفته تا ساخت و ساز آیتمها، همه چیز بسیار شبیه به نسخههای قبلی است. بازی به بخشهایی تقسیم میشود که در آنها کنترل یکی از دو شخصیت را بر عهده داریم. بهطور پیشفرض، بازی ما را تشویق میکند که با گریس بهصورت اولشخص و با لیان بهصورت سومشخص بازی کنیم، اما این موضوع اختیاری است و میتوانیم هر لحظه آن را تغییر دهیم. بهطور کلی، بخشهای گریس بیشتر حال و هوای «رِزی کلاسیک» را دارند و بخشهای لیان «رِزی مدرن»تر هستند. برای مثال، یکی از مراحل اصلی گریس در یک عمارت متصلبههمِ تیپیکال جریان دارد، با زامبیهایی که اگر کارشان را با یک آیتم مصرفی تمام نکنید، دوباره بلند میشوند. بخشهای لیان بیشتر بر روی اکشن تمرکز دارند و حتی شامل برخی از آن صحنههای دیوانهوار و هالیوودی میشوند.
این بدان معنا نیست که گریس نمیتواند از خود دفاع کند و لیان هم رمبو است. در واقع، گریس بسیار توانمند است و لیان هم اگر حواسمان پرت شود بهراحتی میمیرد. معتقدیم کپکام (Capcom) کار بسیار خوبی در ایجاد تعادل در مبارزات انجام داده است تا زامبیها (یا انواع دیگر دشمنان) همیشه ترسناک باشند و ما را مجبور کنند با فکر بازی کنیم، حتی اگر با لیان بتوانیم با یک لگد چرخشی و ضربه تبر به گردن کارشان را تمام کنیم. درست است که بازی بهدلیل وفور مهمات چندان دشوار نیست، اما اگر زیادی به خودتان مغرور شوید، خواهید مرد. این تضمینی است.
صحبت از تعادل بین «رِزی کلاسیک» و «رِزی مدرن» و درجه سختی شد؛ ما از همان ابتدا سه حالت بازی در دسترس داریم: آسان، نرمال کلاسیک و نرمال مدرن. تفاوت در این است که حالت نرمال کلاسیک نقاط ذخیره خودکار (Checkpoints) کمتری دارد و ذخیرهسازی با نوارهای ضبط انجام میشود. این باعث میشود آن منابعی که در حالت نرمال مدرن زیاد میآیند، در اینجا کمیاب به نظر برسند، صرفاً به این دلیل که با ترس بیشتری از دست دادن پیشرفتمان بازی میکنیم و ریسک کمتری میپذیریم. به نظر ما بازی برای این درجه سختی طراحی شده است، اما درک میکنیم که از دست دادن یک ساعت پیشرفت در بازی در سال ۲۰۲۶ چقدر میتواند آزاردهنده باشد.
جدای از بحث دشواری، بازی کار فوقالعادهای در احیای دنیای بازیهای کلاسیک انجام میدهد.در واقع، معتقدیم کپکام (Capcom) نباید در آخرین تریلر بازی چیزی نشان میداد، اما ما عاشق نحوه ارتباط رزیدنت ایول: مرثیه (Resident Evil: Requiem) با سایر عناوین این سری شدیم. علاوه بر این، محتوای جذاب برای طرفداران (Fan service) و حتی رازهایی وجود دارد که کشف آنها لبخند به لبمان آورد.
ماجراجویی ریتم بسیار خوبی دارد تا ما را در بازی نگه دارد. «مرثیه» محیطهای «زشت و کثیف» خودش را دارد که انگار در این سری تقریبا اجباری است، اما در طول ده ساعتی که بازی برای ما طول کشید، فرصتی برای خسته شدن نداشتیم. البته مدت زمان بازی بسته به سطح دشواری و میزان حواسپرتی شما متفاوت خواهد بود و شامل موارد قابلبازگشایی معمول است تا ما را به تجربه دور دوم ترغیب کند، از جمله یک حالت دشواری جدید. ما وقت نکردیم بازی را در این حالت جدید تمام کنیم، اما به نظر میرسد اوضاع را کمی تغییر میدهد و فقط سختی را بالا نمیبرد.
انتقاد؟ خب دو مورد داریم. از یک طرف، نبود تقریبا کامل معماها. دو پازل «فکری» وجود دارد. یکی نگاه کردن به دو عکس مختلف و نتیجهگیری است که چندان پیچیده نیست، و دیگری که سختتر است اما اختیاری است. بقیه موارد محدود به پیدا کردن کلید یا اشیاء میشود که ما را به نکته بعدی میرساند. اگر قرار باشد اکثر «تعاملات» با محیط همینها باشد، فکر میکنیم کپکام (Capcom) باید سعی کند کمی خلاقتر باشد، زیرا همه چیز به نیاز به سه آیتم پراکنده در یک مرحله محدود میشود. البته، موضوع خیلی جدی نیست، چون طراحی مراحل بسیار خوب است و آن را جبران میکند، اما جای پیشرفت در این زمینه وجود دارد.
از نظر صوتی و بصری، رزیدنت ایول: مرثیه (Resident Evil: Requiem) ما را انگشت به دهان گذاشت. از نظر گرافیکی واقعاً معرکه است و کاری که در اینجا برای تکامل موتور بازی انجام شده شگفتانگیز است. از جزئیات شخصیتها گرفته تا نورپردازی و افکتهایی مثل اعوجاج تصویر پشت شیشهها. علاوه بر این، از نظر هنری کار تماشایی است. ما عاشق زامبیهایی هستیم که همچنان به «زندگی عادی» خود ادامه میدهند، عاشق طراحی جهشیافتهها و اکثر محیطهایی که در آنها گشت و گذار میکنیم.در بخش صدا هم با بازیای به همان اندازه مستحکم روبرو هستیم. از پیادهسازی صدای فراگیر (که بیش از یک بار با لو دادن موقعیت دشمنان جانمان را نجات داد) تا افکتها و موسیقی متن عالی (که شامل برخی تمهای کلاسیک سری هم میشود).
کپکام (Capcom) کار فوقالعادهای در بهینهسازی و عملکرد مقیاسپذی انجام داده است. علاوه بر این، پردازش سایهزنها (Shaders) در تمام سیستمها نسبتاً سریع بود. ما بازی را در یک سیستم قوی اجرا بر روی کامپیوتر اجرا کردیم اما باید بگویم که این بازی در بخش بهینه سازی عملکرد مناسبی داشته است و به نظر می رسد که با با انتشار اپدیت های جدید، این بهینه سازی بهتر هم خواهد شد.
شرکت کپکام (Capcom) تصمیم گرفته تا حماسه ایتن وینترز (Ethan Winters) را به کناری بگذارد تا خط داستانی اصلی را با تمام قوا و به شکلی باشکوه احیا کند، و ماجراجویی فوقالعادهای را برایمان به ارمغان آورده که معتقدیم شیفتگان بایوهازارد (Biohazard) و ویلج (Village) را حسابی راضی خواهد کرد؛ بهویژه اگر آنها طرفدار نسخههای اصلی و کلاسیک هم باشند. هرچند دوست داشتیم معماهای بیشتر و کمی خلاقیت بالاتر در طراحی مأموریتها ببینیم، اما این موارد در برابر یک بازی بسیار خوشساخت که ضربآهنگی عالی، محتوای جذاب برای طرفداران (Fan Service) باکیفیت و لحظاتی بسیار بسیار بهیادماندنی دارد، رنگ میبازند. حتی با وجود نقصهایش، هیچ راه بهتری برای هموار کردن مسیرِ آیندهی این سری به ذهنمان نمیرسد.
نقاط قوت:
- گرافیک فنی و هنری خیرهکننده و پیشرفت چشمگیر موتور بازی
- بهینهسازی عالی و عملکرد روان روی کامپیوتر (PC)
- صداگذاری فراگیر (Surround) و موسیقی متن نوستالژیک
- ایجاد تعادل عالی بین المانهای کلاسیک (بقا) و اکشن مدرن
- ریتم جذاب داستانی بدون لحظات خستهکننده
- ارزش تکرار بالا و وجود فنسرویسهای جذاب برای طرفداران
نقاط ضعف:
- کمبود شدید معماها و پازلهای فکری چالشبرانگیز
- طراحی تکراری برخی ماموریتها (محدود به پیدا کردن اشیاء)
امتیاز مووی مگ
حداقل سیستم مورد نیاز برای اجرای بازی Resident Evil: Requiem (رزیدنت اویل: مرثیه):
| حداقل سیستم مورد نیاز (Minimum) | |
|---|---|
| سیستم عامل (OS) | Windows 11 (64bit required) |
| پردازنده (CPU) | Intel Core i5-8500 / AMD Ryzen 5 3500 |
| حافظه رم (RAM) | 16 GB |
| کارت گرافیک (GPU) | GeForce GTX 1660 6GB / Radeon RX 5500 XT 8GB |
| حافظه گرافیکی (VRAM) | 6 GB (AMD 8GB) |
| نسخه شیدر (Shader) | Version 6.0 |
| سیستم پیشنهادی (Recommended) | |
| سیستم عامل (OS) | Windows 11 (64bit required) |
| پردازنده (CPU) | Intel Core i7-8700 / AMD Ryzen 5 5500 |
| حافظه رم (RAM) | 16 GB |
| کارت گرافیک (GPU) | GeForce RTX 2060 Super 8GB / Radeon RX 6600 8GB |
| حافظه گرافیکی (VRAM) | 8192 MB (8GB) |
| نسخه شیدر (Shader) | Version 6.0 |






















خوب بود
عیدمو ساخت
هردو سبک (هم بقا با گریس، هم اکشن و زامبی کشون با لیان) رو داشت
همه بازی ها قرار نیست نوآوری داشته باشن
بعضیا قراره فن سرویس باشن و این تو حوزه گیم پلی و بعضی جاهای داستان کاملاً فن سرویس بود
داستانش بعضی جاها من رو یاد روند داستانی متال گیر سالید ۴ انداخت.
به پای اویل ۴ و ۲ نمیرسه ولی من بی تعارف از این بیشتر لذت بردم تا ۷ و حتی ۸ ورژن گولد
کاش این کپ کام دویل می کرای ۶ و ریمیک کد ورونیکا هم بسازه.
یه پست جنجالی کار کنید
کاربرا زیرش دعواشون بشه یکم سرگرم بشیم
حوصلمون پوکید تو این شرایط
حیف شد ایرانین سایکو و سین آشتی کردند
تکراری!
چیز تازهای واسه ارائه نداشت.
امتیاز ۶ از 1۰