پروژه سینمایی Call of Duty هنوز وارد مرحله جدی تولید نشده، اما ظاهراً اولین بحران تبلیغاتی خود را تجربه میکند. ماجرا به انتخاب پیتر برگ برای کارگردانی فیلم مربوط میشود؛ انتخابی که در ابتدا برای بسیاری از طرفداران قابلقبول به نظر میرسید، اما حالا یک گفتوگوی قدیمی ممکن است همهچیز را تغییر دهد.
چند ماه قبل، پارامونت رسماً اعلام کرد که با همکاری اکتیویژن قصد دارد یکی از معروفترین مجموعههای تاریخ بازیهای ویدیویی را به سینما بیاورد. بر اساس اطلاعات منتشرشده، فیلمنامه این اقتباس قرار است توسط تیلور شریدان و پیتر برگ نوشته شود و برگ نیز گزینه اصلی کارگردانی فیلم است.
اما مشکل از جایی شروع شد که بخشی از یک مصاحبه مربوط به سال ۲۰۱۳ دوباره در فضای مجازی دستبهدست شد؛ مصاحبهای که در آن پیتر برگ درباره گیمرها، مخصوصاً کسانی که بازیهای جنگی انجام میدهند، با لحنی تند صحبت کرده بود.
نکته حساس ماجرا اینجاست که او در همان مصاحبه، مشخصاً از Call of Duty نام برده بود.
برگ در آن گفتوگو، علاقهمندان بازیهای جنگی را بهخاطر نشستن طولانیمدت پشت سیستم و تجربه فضای نبرد مجازی مورد انتقاد قرار داده بود. او گفته بود از چیزی که آن را «شجاعت پشت کیبورد» مینامد خوشش نمیآید و معتقد است کسانی که ساعتها وقت خود را صرف چنین بازیهایی میکنند، باید از جای خود بلند شوند و کار واقعی انجام دهند.
او البته یک استثنا هم قائل شده بود: نیروهای نظامی. برگ گفته بود اگر افراد حاضر در ارتش برای گذراندن وقت یا سرگرمی سراغ Call of Duty بروند، نگاهش به ماجرا متفاوت است.
همین چند جمله کافی بود تا بخشی از طرفداران این مجموعه، انتخاب او را زیر سؤال ببرند. از نگاه بسیاری از گیمرها، کارگردانی که قبلاً با چنین لحنی درباره جامعه مخاطبان یک بازی حرف زده، گزینه مناسبی برای ساخت اقتباس سینمایی از همان بازی نیست.
اهمیت این واکنشها زمانی بیشتر میشود که بدانیم Call of Duty فقط یک نام تجاری معمولی نیست. این مجموعه از سال ۲۰۰۳ آغاز شد و طی دو دهه گذشته به یکی از پرفروشترین فرنچایزهای صنعت بازی تبدیل شده است. طبق گزارشهای رسمی اکتیویژن، فروش کلی این سری از مرز صدها میلیون نسخه عبور کرده و درآمد آن در مقاطعی با بزرگترین برندهای سرگرمی جهان مقایسه شده است. بنابراین طبیعی است که طرفداران نسبت به اقتباس سینمایی آن حساسیت بسیار بالایی داشته باشند.
در سالهای اخیر، اقتباس از بازیهای ویدیویی وضعیت متفاوتی پیدا کرده است. موفقیت آثاری مثل The Last of Us، The Super Mario Bros. Movie و Fallout باعث شده مخاطبان انتظار داشته باشند سازندگان چنین پروژههایی شناخت واقعی از منبع اقتباس داشته باشند. به همین دلیل، کوچکترین نشانهای از فاصله گرفتن عوامل تولید از فرهنگ گیمرها، میتواند واکنش شدیدی ایجاد کند.
حالا پرسش اصلی این است: آیا پارامونت همچنان پشت انتخاب پیتر برگ میایستد یا برای جلوگیری از حاشیههای بعدی، مسیر پروژه را تغییر میدهد؟
تا این لحظه، نه پارامونت و نه اکتیویژن واکنش رسمی تازهای به این بحث نشان ندادهاند. با این حال، در فضای رسانهای این احتمال مطرح شده که اگر فشار طرفداران افزایش پیدا کند، جایگاه برگ در پروژه متزلزل شود؛ بهخصوص چون فیلم Call of Duty هنوز در مرحلهای نیست که تغییر کارگردان هزینهای غیرقابلجبران به همراه داشته باشد.
در کنار این حاشیه، نام استیون اسپیلبرگ هم دوباره به بحثها برگشته است. گفته میشود او پیشتر علاقه زیادی به ساخت فیلمی بر اساس Call of Duty نشان داده بود و حتی ایدههایی برای تبدیل این مجموعه به یک اثر سینمایی بزرگ ارائه کرده بود. اسپیلبرگ رابطهای قدیمی با بازیهای جنگی دارد؛ او در گذشته در شکلگیری ایده اولیه مجموعه Medal of Honor نیز نقش داشت؛ مجموعهای که بعدها یکی از الهامبخشهای مهم بازیهای شوتر نظامی شد.
با این حال، همکاری اسپیلبرگ با اکتیویژن ظاهراً به نتیجه نرسید. دلیل اصلی هم شرایطی بود که او برای حضور در پروژه میخواست؛ از جمله کنترل خلاقانه گسترده، حق تصمیمگیری نهایی درباره تدوین و اختیارات جدی در بخش تبلیغات و عرضه فیلم. اکتیویژن در نهایت حاضر نشد چنین سطحی از اختیار را به او واگذار کند.
اما مشکل اینجاست که Call of Duty فقط درباره جنگ نیست؛ این مجموعه برای میلیونها نفر بخشی از فرهنگ بازیهای آنلاین، رقابتهای چندنفره، خاطرات مشترک و تجربه جمعی گیمرهاست. به همین دلیل، کارگردان چنین پروژهای باید علاوه بر توانایی ساخت صحنههای اکشن، نسبت به جامعه طرفداران بازی هم درک درستی داشته باشد.
اکنون همان مصاحبه قدیمی باعث شده بخشی از مخاطبان به این نتیجه برسند که برگ شاید از نظر فنی برای ساخت یک اکشن نظامی مناسب باشد، اما از نظر ذهنیت و ارتباط با جامعه گیمرها، انتخاب پرریسکی محسوب میشود.
فعلاً سرنوشت فیلم Call of Duty مشخص نیست، اما یک چیز روشن است: پارامونت و اکتیویژن برای این پروژه با مخاطبانی روبهرو هستند که نسبت به منبع اقتباس تعصب زیادی دارند. اگر استودیوها نتوانند اعتماد این جامعه را جلب کنند، فیلم پیش از آغاز تولید هم ممکن است زیر سایه حاشیهها قرار بگیرد.


















گیم هم یه محصول رسانه ای هست مثل بقیه فرم های رسانه ای که آدما برحسب علاقه استفاده میکنن و پاش وقت میذارن
نمیدونم چه اصراریه که از هرچی که درک نمیکنیم و بهش علاقه نداریم شیطان بسازیم و ناکامی های زندگیمون رو بندازیم تقصیرش!
مثلاً همین آقا چه گلی به سر صنعت سینما زده و با این چهارتا فیلم شعاری و متوسطش که اگه مارک والبرگ رو ازشون بگیریم هیچی ندارن، چه کار بزرگی کرده؟
اتفاقا گیم دیگه وقت کشی صرف نیست و کلی فایده میتونه داشته باشه، فقط یکیش یادگیری زبان هست که تحقیقات نشون میده بخاطر ماهیت تعاملیش بسیار میتونه در این زمینه بهتر از فیلم و انیمیشن نقش ایفا کنه
یه حرف کاملاً مفت
تو این چندسال اخیر کلی آدم تونستند که از طریق تولید محتوا مربوط به گیم، استریمینگ، تولید واکترو، نقد گیم، تفسیر lore، گیم تستینگ، ژورنالیسم گیم و حتی کازپلی دارمد کسب کنن.
خیلی هم اینا شغل های جذاب تری هستن نسبت به شغل های بی معنی مثل دلالی و پشت میز نشینی که هوش مصنوعی تو چند سال آینده کل بساطشون رو جمع خواهد کرد!
این آدم هم خودش قراره به واسطه گیمر ها و واکنششون به این فرنچایز کالاف درامد کسب کنه
راست میگن هرچی نوبادی تر، پرروتر!
فان و موفقیت و درامدش مال گیمرها،
فشارش مال شما لوزر هایی که منفی میدین و بزودی همتون با هوش مصنوعی جایگزین میشید!
بنظرمن عقب مونده تر آدمهایی هستند که اعتیاد به فرو کردن سرشون تو امورات دیگران دارند، فرق هم نمیکنه با چه عقیده و درباره چه موضوعی.
گیم چه خوشتون بیاد چه نیاد سالهاست تبدیل به یک مدیوم تقریباً هنری شده که از یک طرف هم قابلیت روایت قصه های جذاب و تم های فلسفی و معنایی داره، هم پنجرهای به سمت پیشرفت تکنولوژی های کامپیوتری هست.
آیا کسانی که ضد گیم هستند، کل فهمشون از گیم فورتنایت و پابجی و کلش است؟ یا آثاری مثل Nier Automata و Claire Obscure Expedition 33 و Inside و Life is strange 1 و Alan Wake و Hellblade و ده ها آثار مطرح دیگه رو هم تجربه کردید؟!
همین هالیوود آیا تو پنجاه سال گذشته یه وسترن به گیرایی Red dead redemption 2 ساخته؟!
چون دستتون به گوشت نرسیده، نیاید بگید پیف پیف!
این کارگردان هم غلط زیادی کرده
به نظر منم کسایی که گیم رو به بخشی از هویتشون تبدیل کردن و بازی براشون فراتر از یه سرگرمی شده آدمای ریتارد و عقب مونده ای هستن
به نظر من حرف نزنی کسی نمیگه لالی
به نظر من جامعه ایرانی باید یاد بگیره طاقت نظر مخالف رو داشته باشه و مثل عرازشه با اولین حرفی که مورد پسندش نیست زمین و زمان رو به آتش نکشه
یه قضاوت کاملاً چرت. فقط گفتی تا ری اکشن بگیری؟!
این حرف رو خب درمورد خیلی ها میشه زد و حتی با قوت بیشتر:
کسانی که خیلی عشق فوتبال هستن،
کسانی که فلان سریال آبکی رو دیوانهوار دنبال میکنند،
کسانی که رمان های عشقولانه میخونن،
کسانی که دار و ندار و همه وقتشون زو میریزن به پای بادی بیلدینگ و هورمون و آمپول،
و…
الان کی جای کی رو تنگ کرده؟ یعنی خودت مثلاً یه مشغولیت و تفریح فوقالعاده با معنی داری؟!
نه فقط در مورد گیمر ها بلکه در مورد تمام کسایی که سرگرمی رو فراتر از سرگرم شدن بردن و تبدیلش کردن به هویت
نظرم همچنان همونه
من هنوز منتظرم که شما بفرمایی خودت دقیقا چه مشغولیات و تفریحات پر از معنیای داری که منجر به این نوع نگاه از بالا به پایین میشه؟!
فشار اینو میخوری که خودت بیکاری درصورتیکه یه عده میتونن از گیم پول دربیارن؟!
من یه هفته نیست از شرکت اخراج شدم و یه کار جدید پیدا کردم
در کل مرد های سخت کوش جامعه حتی در ویران ترین اقتصاد دنیا هم برای خودشون یه منبع درآمد هر چند کم هرچند سخت پیدا میکنن و کمک حال خانواده میشن و کمک میکنن همون بازار قطره چکانی مملکت متوقف نشه
بر عکس یه سری تن لش که هنرشون دلقک بازی برای عده ای …مرگ مغزی بچه ساله
باشه مرد سخت کوش جامعه 😅
بذار چند وقت دیگه هوش مصنوعی کلا جایگزینت کرد دوباره حرف میزنیم!
کسانی که پتانسیل رو تو همون چیزایی که تو از سر فشار خوردن بهش میگی دلقک بازی دیدن، الان وضعشون از تو خیلی بهتره
مسائل ذوقی و استعدادی همیشه براشون یه بازار و تقاضایی خواهد بود، تو هر شرایطی
گیم هم نباشه یه چیز دیگه شبیهش هست
فک کن سخت کوشی رو مسخره کنی و به نشیمن گاه پهن خودت بنازی
اوههه
نزنیمون حالا سخت کوش 😅
رسوا شدی بی آبرو
انقدر تقلا نکن
پوست نازکت فقط بدرد سخت کوشیدن میخوره 😉
آخرش رسیدی به توهین جنسی
نه قدرت مردونه داری نه ادبش رو
چرا نمیشه هردو رو انجام داد؟!