اینترنت آنقدر در زندگی روزمره ما حل شده که معمولاً تا وقتی هست، حضورش را حس نمیکنیم. اما کافی است برای چند ساعت از دسترس خارج شود تا تازه بفهمیم چه اندازه کار، ارتباط، سرگرمی و حتی حس امنیتمان به آن وابسته است. به همین دلیل، سینما هم بارها به این ترس مدرن نزدیک شده؛ ترسی که نه از یک هیولا یا تهدید مرئی، بلکه از قطع شدن جریان اطلاعات و از هم پاشیدن ارتباطات میآید. در این فهرست، سراغ 5 فیلمی رفتهایم که هرکدام از زاویهای متفاوت، جهان وابسته به اینترنت و بحران قطع ارتباط را به تصویر میکشند.
Pulse
نبض / کایرو – ۲۰۰۱
کارگردان: کیوشی کوروساوا
Pulse یا Kairo یکی از متفاوتترین و ماندگارترین فیلمهایی است که به ترسهای عصر دیجیتال میپردازد. این فیلم ژاپنی در ظاهر یک اثر ترسناک ماورایی است، اما در لایههای عمیقترش درباره انزوا، تکنولوژی، ارتباطات معیوب و وحشت نهفته در جهان آنلاین حرف میزند.
داستان فیلم از جایی شروع میشود که اینترنت و کامپیوترها به دروازهای برای ورود چیزی ناشناخته و هولناک تبدیل میشوند. شخصیتها در جهانی زندگی میکنند که ارتباط دیجیتال قرار بود آنها را به هم نزدیک کند، اما در عمل بیشتر به تنهایی، فروپاشی روحی و ترس ختم میشود.
Pulse فیلمی درباره «قطع اینترنت» به معنای فنی کلمه نیست، اما به شکل درخشانی از این ایده استفاده میکند که وقتی شبکههای ارتباطی از کارکرد طبیعیشان خارج شوند، انسان چقدر سریع از هم میپاشد. این فیلم برای مخاطبی که دنبال اثری جدیتر، فلسفیتر و کمسروصداتر است، انتخاب بسیار خوبی است.
Leave the World Behind
دنیا را پشت سر بگذار – ۲۰۲۳
کارگردان: سم اسماعیل
اگر بخواهیم از میان فیلمهای سالهای اخیر فقط یک عنوان را بهعنوان نزدیکترین گزینه به مفهوم «قطعی اینترنت» انتخاب کنیم، بدون شک Leave the World Behind یکی از اولین انتخابهاست.
فیلم داستان خانوادهای را دنبال میکند که برای تعطیلات به خانهای در خارج از شهر میروند، اما خیلی زود نشانههای عجیبی از هم پاشیدن نظم معمول جهان ظاهر میشود: اینترنت از کار میافتد، تلویزیون و سیستمهای ارتباطی دچار مشکل میشوند، اخبار قابل اعتماد نیست و هیچکس دقیق نمیداند بیرون چه اتفاقی افتاده است.
نکته جذاب فیلم اینجاست که ترس اصلی آن نه از یک هیولا یا دشمن مرئی، بلکه از قطع شدن جریان اطلاعات میآید. در جهانی که آدمها عادت کردهاند با چند کلیک از همهچیز باخبر شوند، ناگهان بیخبری خودش به بزرگترین منبع وحشت تبدیل میشود.
این فیلم بیش از آنکه یک اثر اکشن یا علمیتخیلی پرسرعت باشد، یک تریلر روانی درباره وابستگی انسان مدرن به اتصال دائمی است؛ و دقیقاً به همین دلیل، برای چنین فهرستی انتخابی کاملاً مناسب است.
The Net
شبکه – ۱۹۹۵
کارگردان: اروین وینکلر
پیش از آنکه اینترنت به شکل امروزی وارد زندگی همه شود، هالیوود با The Net ترسهای اولیه دنیای آنلاین را به تصویر کشید. ساندرا بولاک در این فیلم نقش زنی را بازی میکند که زندگیاش به شکلی ناگهانی از طریق دستکاری اطلاعات دیجیتال نابود میشود.
در The Net اینترنت هنوز آن جهان گسترده و همهگیر امروز نیست، اما فیلم بهخوبی این اضطراب را منتقل میکند که وقتی هویت، اطلاعات و دسترسیهایمان به شبکه وابسته شود، قطع شدن یا دستکاری این ارتباط چه پیامدهایی میتواند داشته باشد.
این فیلم شاید امروز از نظر تکنولوژیک کمی قدیمی به نظر برسد، اما هنوز هم تماشایی است، چون نشان میدهد سینما حتی در دهه ۹۰ هم فهمیده بود که دنیای آنلاین، با همه جذابیتش، میتواند چقدر پیچیده و خطرناک باشد.
Disconnect
قطع ارتباط – ۲۰۱۲
کارگردان: هنری الکس روبین
عنوان این فیلم تقریباً همهچیز را درباره حالوهوایش میگوید: Disconnect. فیلم چند داستان موازی را روایت میکند که همگی به شکلی با اینترنت، شبکههای اجتماعی، سوءاستفاده آنلاین، تنهایی دیجیتال و بحران ارتباط انسانی در عصر شبکه گره خوردهاند.
Disconnect بیشتر از آنکه درباره «قطعی اینترنت» باشد، درباره قطع ارتباط واقعی میان انسانها در دل اینترنت است. یعنی جایی که همه در ظاهر به هم وصلاند، اما در عمل بیشتر از همیشه از هم فاصله گرفتهاند.
همین نگاه باعث میشود فیلم از یک هشدار ساده درباره تکنولوژی فراتر برود و به اثری تبدیل شود که روی جنبه انسانی ماجرا دست میگذارد. اگر کسی بخواهد فیلمی ببیند که بهجای هیجانسازی، روی اثرات عاطفی و اجتماعی دنیای آنلاین تمرکز کند، Disconnect انتخاب قابل توجهی است.
Searching
جستوجو – ۲۰۱۸
کارگردان: آنیش چاگانتی
Searching از آن فیلمهایی است که بهخوبی نشان میدهد اینترنت دیگر فقط یک ابزار جانبی نیست، بلکه فضای اصلی زندگی انسان معاصر شده است. داستان درباره پدری است که برای پیدا کردن دختر گمشدهاش، سرنخها را در دنیای آنلاین دنبال میکند؛ از ایمیلها و شبکههای اجتماعی گرفته تا ویدیوها و حسابهای کاربری.
این فیلم در اصل درباره گمشدن یک نوجوان است، اما یکی از نکات جذابش این است که نشان میدهد اگر دسترسی به این جهان آنلاین وجود نداشت، بخش بزرگی از واقعیت زندگی آن دختر هم نامرئی میماند. یعنی فیلم از زاویهای معکوس به موضوع نگاه میکند: نه قطعی اینترنت، بلکه این حقیقت که اینترنت چقدر از «خود واقعی» آدمها را در خود نگه میدارد.
Searching به مخاطب یادآوری میکند که امروز قطع اینترنت فقط قطع یک سرویس نیست؛ گاهی قطع شدن دسترسی به بخش مهمی از حقیقت زندگی آدمهاست.























برای از کار انداختن فیلترینگ روش ….کار نمی کند! راه دیگر خریدن کانفیگ و کلاینت مربوطه با بهائی بسیار گزاف و کمرشکن است، البته کانفیگ و کلاینت با کامپیوترهای معمولی کار نمی کنند و کامپیوتر چنین کسی باید پرتوان باشد که چنین کامپیوتری دست کم پانصد میلیون تا یک میلیارد تومان قیمت دارد، سیستم عامل این کامپیوتر نیز باید ویندوز یازده شصت و چهار بیتی باشد که برنامه ای بسیار سنگین است و با کامپیوترهای معمولی کار نمی کند.
بر فرض هم که کسی توانست همه این موانع را پشت سر بگذارد و فیلتریگ را از کار بیندازد باز هم نتیجه ای نخواهد گرفت، چرا؟ برای این که دارنده کسب و کار اینترنتی اگر توانست فیلترینگ را از کار بیندازد تا کنترل سایت خودش را در دست بگیرد مشتریانش چگونه خواهند توانست سایت فیلتر شده او را ببینند و با او وارد معامله و خرید و فروش شوند؟ جاسوسان موساد و آمریکا هم که نیازی به فیلترشکن ندارند چون آنها استارلینک به کار می برند! نتیجه نهائی: تاوان سنگین قطع ارتباط اینترنت ایران با اینترنت بین المللی را کسانی می دهند که از راه اینترنت لقمه ای نان به دست می آوردند!
یه چند تا فیلم و مستند هم در مورد اینکه چجوری سرطان کمونیسم باعث قحطی و بیماری و جنگ های داخلی گسترده و مرگ میلیون ها انسان بیگناه در کشور های چپول شد هم معرفی کنید
آدم ساده لوحی هستی چون نمیدونی قبل از کمونیست اصلا حقوق فردی معنایی نداشت تو کارگر بودی و باید تو یه اتاق با ده تا کارگر دیگه بخوابی اون ها بدون اینکه ساعت کاری و کار نکردن کودکان مطرح باشه
ولی رویای جامعه بی طبقه محقق که نشد هیچ
تقریباً در تمام حکومت های کمونیست، حاکمان اون بالا غرق در لاکچری و اشرافیت بودند و مردم پایین رو به وحشیانه ترین اشکال سرکوب میکردند
مثال زندش هم کره شمالی که فقط اونایی که به رفیق کیم وفادار باشن یه تکه استخوانی میگیرن و طبقات محروم حتی نمیدونن حقوق فردی اصلا یعنی چی و حالا یه عده هم در مملکت ما ایجاد اون وضعیت شده آرمانشون!
بنظرم درکل باید بریم دنبال نگرش های معقول تر و پراگماتیک تر بجای محبوس کردن خودمون در چهارچوب های ایدئولوژی
بحث حقوق فردی هم شما نمیتونی به نفع کمونیسم مصادره کنی چون متفکران دینی و لیبرالیست ها ادعاهای قوی ترین در این خصوص دارند
در غرب الان خیلی از این مفاهیم تلفیق شده و دیگه چپ و راست مطلق آنچنان معنی نداره
حتی در شرق الان چین کمونیست هم یک کشور سرمایه داری است
ساده لوح کسیه که هنوز متوجه نیست در طول تاریخ نحس این تفکر،حکومتهای کمونیستی چیزی به جز فلاکت و بدبختی برای مردمشون نداشتن،در واقع کمونیستها دقیقن آن روی سکه…..هستند…..با وعده بهشت در دنیایی دیگر دست به هر جنایتی میزنند،کمونیستها با وعده دنیای آرمانی در آینده،آینده ایی که هیچ وقت نخواهد امد.
حقوق فردی در حکومت کمونیستی فقط اونجا که تو اوکراین قحطی اومده بود و مردم بیچاره داشتن از گرسنگی تلف میشدن
از اونور استالین دستور داده بود همون مقدار گندم کمی هم که اوکراین داشت رو بگیرن و صادر کنن به غرب تا خدایی نکرده کسی فکر نکنه سیاست های اقتصادی رهبران چپول جواب نمیده 🥰
یا مثلا صد ها هزار نفر رو از خانواده هاشون جدا کنی و بفرستی سیبری و تا دم مرگ بدون حقوق ازشون کار بکشی چون به حکومت انتقاداتی داشتن 🥰
یا مثلا اونجا که مائو میاد جنبش یکصد گل سرخ راه میندازه و میگه ای رسانه ها و فعالان بیاید هر انتقاد و پیشنهادی به حکومت دارید بگید تا کنار هم پیشرفت کنیم و بعد از اینکه منتقدان حرف هاشون رو میگن همرو اعدام صحرایی میکنه 🥰
چند تا فیلمم در نفد ایدئولوژی ها و انقلاب ها بنویسین که گاهی چطور به جای اینکه باعث تغییر و پیشرفت بشن، باعث پسرفت و ویرانی و فروپاشی میشن.
در کهکشانی دور دست و در زمانی و فضایی دیگرروزی پسری خسته از فقر وگرانی و بیکاری و قطع لیزر شمشیرهای نوری و توزیع شمشیرهای لیزری سفید و پرو به نزدیکان امپراطوری فدراسیون
کهکشان،به خانه آمد و به پدرش گفت:
-واقعن شماها که آبو نونتون بود و همیشه هم شمشیرهای لیزریتون شارژ داشت ،چی کم داشتید انقلاب کردید؟
پدر که یک شواله جدایه بازنشسته بود و ماهها بود هم حقوق بازنشستگی نگرفته بود و هم بیمه تکمیلی سیاره تاتووینش قطع شده بود،آه عمیقی کشید و گفت:
_عقل پسرم،عقل کم داشتیم.
واقعا چقدر تو خلاق هستی؟
گذشتگان خودت رو به بی عقلی متهم میکنی.
ولی کوچکترین نگاهی به خودت نمیندازی
با این چارچوبی که ساختی.
فرق تو با یه گلدون چیه؟
جناب بامزه ،اتفاقن اصن گذشتگان خودمو به بی عقلی متهم نمی کنم،گذشتگان تورو دارم به بی عقلی متهم میکنم که البته گویا تاثیرات ژنتیکیشون در وجود تو همچنان متبلوره
احتمالا باید مثل فیلم برگشت ناپذیر نوئه ساخته بشه و همینطور برگردیم عقب قبل تر از انقلاب و ایدئولوژی و به مرور برسیم به نئاندرتالها بعد از اون هم باید هر چی اتفاق افتاده رو تقصیر اونها بدونیم.
یا باید فیلم هایی معرفی بشه که به خیلی ها یاد بده تو زمان حال زندگی کنند.
سایبری جان !شبا کباب و جوجه خوری و هل من مبارزطلبی تو خیابون خوش می گذره؟
من اصلا سایبری یه فرض گفته تو
من اصلا هر روز تو خیابون هستم که در واقع نیستم
تو جوش چی رو میزنی کوچولو؟
الحمدلله رب العامین همین فیلمها نشان میدهد در بلاد کفر هم اینترنت قطع می شود و مخصوص کشور ایران نیست،تازه در اکثر فیلمهای ترسناک هم دیده ایم باز در همین بلاد کفر گوشی ها در خانه های جن زده یا در بیابان و همچنین پیچهای عوضی و یا در هر موقعیتی که قرار است یک قاتل روانی با اره برقی انسان را خفت کند انتن نمی دهد که شکر خدا در ایران انتن می دهد.
مطالبه ملی:
۱-قطع انتن موبایل در خانه های جن زده و بیابانهای مشکوک و پیچهای عوضی و زمانی که یک قاتل روانی اره برقی به دست ادم را خفت می کند .
از هف دنیا فارغی فقط بشین چرند بگو
من بهت لایک دادم چون دقیقن همینه که میگی،من سوادم تا دبستان و خوندن نوشتنه خالیه و بس ،پس ناراحت نیستمچرا اینهمه درس خوندم به درد نخورد چون اصن درس نخوندم ،انگلیسی هم در حد صفر پس ناراحت نیستم چرا سایتهای خارجی در دسترس نیست،دهه هشتادیم پس اصلن نمی دونم قبلش ایران خوب بوده یا بد که بخوام مقایسه کنم،البته یه دلمشغولی اساسی در همه زندگیم دارم،خریدن پفک،واقعیت اینه من عاشقه پفکم اما انگار اصن به قیافم نمی خوره پفک بخورم نمی دونم چرا؟تو سوپر میرم میگمپفکبده همه یه هو بر میگردند با تعحب و بهت زده نگاه می کنند،حتیتو خونه همه با تعجبپفکخوردن منو نگاه می کنن،حالا یه سوپری پیدا کردم میرمپیشش بهش میگم از همون همیشگیمیخوام،می ذاره توپلاستیک مشکی بهم میده،صبر میکنمخونه خالی شد میرم سراغه پفکه
پرده اول فیلم The life of chuck
چند تا فیلم هم راجع به چند پاره شدن یه کشور معرفی کنید.