فیلم «داستانهای موازی» ساخته تازه اصغر فرهادی، با وجود ترکیب پرستاره بازیگران و نمایش در جشنواره کن، آنطور که انتظار میرفت با استقبال منتقدان روبهرو نشده است. این فیلم فرانسویزبان که بازسازی سریال «ده فرمان ۶» اثر کریشتوف کیشلوفسکی به شمار میرود، پنجشنبه شب پس از نمایش در کن شش دقیقه تشویق شد، اما واکنش منتقدان به آن چندان امیدوارکننده نبود.
تا این لحظه، «داستانهای موازی» در سایت راتن تومیتوز بر اساس ۱۱ نقد، تنها امتیاز ۱۸ درصد را دریافت کرده؛ آماری که نشان میدهد تازهترین فیلم فرهادی دستکم در نخستین موج نقدها، نتوانسته نظر بخش مهمی از منتقدان بینالمللی را جلب کند.
«ده فرمان ۶» ششمین اپیزود از مجموعه تلویزیونی مشهور کیشلوفسکی بود که بین سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۰ پخش شد. آن قسمت داستان مرد جوانی را روایت میکرد که دلبستگیاش به زنی بزرگتر از خود، آرامآرام به وسواسی خطرناک تبدیل میشود. فرهادی در «داستانهای موازی» این ایده را از فضای لهستان به پاریس منتقل کرده و روایت تازهای بر اساس آن ساخته است.
در نسخه فرهادی، داستان حول محور شخصیتی به نام سیلوی میچرخد؛ زنی که در جستوجوی سوژهای برای رمان جدیدش است و با کمک مرد جوانی شروع به جاسوسی از همسایگانش میکند. همین ایده، زمینهساز روایتی درباره نگاه کردن، تخیل، وسواس، مرز میان واقعیت و داستان و دخالت در زندگی دیگران میشود؛ موضوعاتی که به نظر میرسد فرهادی تلاش کرده آنها را در قالبی متافیکشن و پیچیده روایت کند.
این فیلم از نظر ترکیب بازیگران یکی از پرستارهترین آثار فرهادی است. ایزابل هوپر، ویرژینی افیرا، ونسان کسل، پیر نینه، آدام بسا و کاترین دنو، از چهرههای شناختهشده و مهم سینمای فرانسه، در «داستانهای موازی» مقابل دوربین رفتهاند. همین فهرست بازیگران باعث شده بود انتظارات از فیلم بالا برود، اما نقدهای منتشرشده نشان میدهد حضور ستارهها برای نجات فیلم از نگاه بخشی از منتقدان کافی نبوده است.
منتقد ورایتی یکی از تندترین واکنشها را به فیلم داشته و نوشته است که هیچکس از فرهادی نمیخواهد فقط به همان درامهای نئورئالیستی آشنا و هنریاش بچسبد، اما «داستانهای موازی» را «یک افتضاح پیچدرپیچ و نسبتاً بیریخت» توصیف کرده است.
در مقابل، ددلاین نگاه بسیار مثبتتری به فیلم داشته و از ساخته تازه فرهادی دفاع کرده است. این رسانه نوشته آنچه فرهادی آماده کرده، در نهایت در هر سطحی اثری اریجینال و خوشساخت به نظر میرسد و آن را یکی از آن داستانهای ماهرانه با شخصیتهای جذاب دانسته که از همان ابتدا مخاطب را درگیر میکند و رها نمیسازد.
با این حال، همه نقدها چنین مثبت نیستند. اسکرین در نقد خود نوشته شخصیتها در بیشتر مواقع بیشتر شبیه مهرههای شطرنج عمل میکنند که روی صفحه حرکت داده میشوند؛ در حالی که حوادث منظم و گرههای داستانی طعنهآمیز اما ساختگی روی هم انباشته میشوند. این رسانه همچنین معتقد است رویکرد سبکبارانه فرهادی باعث شده بازی بازیگران از ارزش بیفتد.
ایندیوایر هم با وجود اشاره به مهارت فرهادی در داستانگویی، نگاه مثبتی به نتیجه نهایی نداشته است. منتقد این رسانه نوشته فرهادی فیلمسازی است که معمولاً در نقاطی موفق میشود که بیشتر فیلمنامهنویسان از آنها فرار میکنند، اما «داستانهای موازی» حتی در سادهترین کلیشهها هم نمیتواند لذت یا تنش لازم را پیدا کند.
رپ نیز در نقد خود نوشته که فیلم با وجود بازیگران تحسینبرانگیز و مضمون جذاب، به دلیل سکانسهای تکراری و ناهماهنگ و ایدههایی که اثر را بیشتر غمزده و حزنانگیز میکنند تا واقعاً گیرا، اثری نیست که بتوان آن را با اشتیاق توصیه کرد.
در میان نقدهای مثبتتر، گاردین نگاه ملایمتری به فیلم داشته و آن را فریبنده توصیف کرده است. این رسانه بازیگران فیلم را قابلباور دانسته و به جلوههای صوتی اثر هم اشاره کرده؛ بهویژه ایده دوبله ساختگی که به زعم منتقد، برای ساختن واقعیت در فیلم نقشی ضروری دارد.
هالیوود ریپورتر اما در جمع منتقدان ناراضی قرار گرفته و نوشته که فیلم در نهایت از قدرت کافی برخوردار نیست. به باور این رسانه، «داستانهای موازی» کمتر شبیه یک داستان قوی و پخته است و بیشتر به یک کلاس نویسندگی متافیکشن پرمدعا شباهت دارد.
واکنشهای اولیه به «داستانهای موازی» نشان میدهد فیلم تازه اصغر فرهادی احتمالاً یکی از بحثبرانگیزترین آثار کارنامه او خواهد بود. از یک سو، برخی منتقدان همچنان از مهارت او در طراحی روایت و شخصیتپردازی دفاع کردهاند، اما از سوی دیگر، گروهی معتقدند این بار پیچیدگیهای داستانی و فرم روایی فیلم به جای ایجاد تعلیق و جذابیت، به آشفتگی و فاصله گرفتن مخاطب از اثر منجر شده است.
با توجه به امتیاز پایین فیلم در راتن تومیتوز و اختلاف نظر شدید میان رسانهها، باید دید «داستانهای موازی» در ادامه مسیر جشنوارهای و پس از اکران عمومی چه سرنوشتی پیدا میکند؛ آیا به عنوان تجربهای جسورانه اما شکستخورده در کارنامه فرهادی ثبت میشود، یا با گذر زمان و نقدهای تازه، نگاهها به آن تغییر خواهد کرد.


















ضعیف ترین اثر اصغر فرهادی، به کل تاریخ سینمای ایران می ارزه؛ همین که اینقدر اعتبار کسب کرده که ‘ایزابل هوپر’ توی فیلمش بازی میکنه، کافیه! نظر مردم مهم تر از منتقدهاست👉
بازم تیر کارگردان سفارتی به سنگ خورد
جدایی …نقطه اوج کارش بود و بعد از اون نزولش شروع شد.حتی فروشنده هم که اسکار گرفت از فیلم هایی چون چهارشنبه سوری و درباره الی ضعیف تر بود.
لزوما امتیاز پایین منتقدا به معنی بد بودن فیلم نیست
البته در مورد فیلم اصغر هست