کوئنتین تارانتینو، کارگردان صاحبسبک و برنده اسکار، در مصاحبهای جنجالی با مجله «سایت اند سوند» (Sight & Sound)، بار دیگر به وضعیت فعلی سینمای جهان تاخت. او که همیشه به عشق بیپایانش به پرده نقرهای شناخته میشد، حالا میگوید تماشای فیلمهای مدرن برایش «تقریباً غیرممکن» شده و ترجیح میدهد وقتش را با کتاب خواندن بگذراند.
تارانتینو با لحن تند و تیز همیشگیاش، هالیوود امروز را به یک «کارخانه سوسیسسازی بدون طعم» تشبیه کرد و گفت فیلمهای جدید غرق در نقص، انتخابهای غلط بازیگری و خوشخدمتیهای احمقانه به مخاطب هستند. او معتقد است که کیفیت فیلمهای شش سال اخیر به قدری پایین بوده که باعث شده حتی دهه ۸۰ میلادی (که زمانی نقد میشد) در مقایسه با امروز، مثل دوران طلایی دهه ۳۰ به نظر برسد.
او در این مصاحبه گفت: «پیش از این، رفتن به سینما برای من حس سخاوت و لذت داشت، اما این روزها حس میکنم به من توهین میشود. هیچکدام از آثار جدید من را به آن سرزمین جادویی لذتی که قبلاً تجربه میکردم، نمیبرند.»
با این حال، حتی در این «برهوت سینمایی» از نظر تارانتینو، چند استثنای درخشان وجود دارد. او از فیلمهای «داستان وست ساید» (ساخته اسپیلبرگ) و «افق: یک حماسه آمریکایی» (ساخته کوین کاستنر) تمجید کرد. اما فیلمی که واقعاً او را سر ذوق آورده، اثر جدید جو کارناهان با نام «مصادره» (The RIP) است.
تارانتینو به وجد آمده از بازی زوج «مت دیمون» و «بن افلک» در این فیلم، میگوید تمام مدت میخکوب تماشای آن بوده است. او حتی در بخشی از مصاحبه با تعجب و خنده تعریف میکند که نمیتواند باور کند یکی از دوستانش این فیلم را فقط یک اثر «متوسط» دانسته است. داستان «مصادره» درباره گروهی از پلیسهای میامی است که پس از پیدا کردن میلیونها دلار پول نقد، با چالشهای اخلاقی و وفاداری روبرو میشوند.
تارانتینو که پیش از این هم دهه ۲۰۲۰ را یکی از بدترین دوران تاریخ سینما نامیده بود، با این اظهارات ثابت کرد که همچنان سختگیرترین منتقد هالیوود است؛ مردی که انگار دیگر در سینما به دنبال رویا نمیگردد و ترجیح میدهد آن را در صفحات کتابها پیدا کند.


















حرف تارانتینو درسته اما سینما رو فقط در هالیوود دونسته،این اشتباهه،هنوز سینمای امریکای جنوبی وبخصوص مکزیک فیلم های محشری می سازه،در اسکاندیناوی هم همینطور،اندونزی پیشتاز فیلمهای ترسناک شده و تایلند چندین فیلم اکشن فوق العاده بیرون داد،کره جنوبی رو هم میشه به این گروه اضافه کرد،و حالب تر از همه سینمای نیوزلند که هر چند سال یه بار فیلم هایی خار قالعاده تولید می کنه،اما اینها درست دیده نمیشن،مثلن فیلم آنورا که اینهمه سرو صدا به پا کرد من فیلمی دقیقن شبیه بههمین و بسیار کمدی تر و دار کتر از لهستان دیدم
ببخشید از سینمای همین کشورایی که نام بردید چند تا فیلم نامی برید
فیلمِ خوب هنوز وجود داره ولی عمدتاً فیلم دیگه مثل سابق راضی نمیکنه. سریال هم همینطور، از نظر کمیت و کیفیت با دوران طلاییشون فاصله گرفتن و سریال های تحسین شده در فصل های ابتدایی، خیلی مواقع پایان ناامید کننده دارن (تازه ترین نمونه اخیرش د بویز).
من هنوز معتقدم دمدمی مزاج بودن مخاطب هم در این وضعیت نقش داشته. این چیزی که تارانتینو بعنوان باج دادن به مخاطب میگه اتفاقا اون اوایل دهه ۲۰۲۰ ازش استقبال خیلی خوبی میشد و مثلاً خیلی پست ها در فضای مجازی رو میدیدی که میگفتن هالیوود بالاخره داره به خواسته های ما گوش میده! الان بنظر میرسه خسته شدند و دنبال خلاقیت بیشتر هستند و البته جنگ فرهنگی هم هنوز به قوت خود باقیست پس اونقدرا هم نمیتونی دست به خلاقیت بزنی!
درکل بازم معتقدم فیلم و سریال هم مثل موزیک خوب هنوز هست، فقط باید بگردی دنبالش و پیدا کنی و بخاطر تفاوت سلیقه ها هم همیشه اون چیزی که محبوب و پرطرفدار میشه به دل همه نمیشینه و باید نگاهی به آثار مستقل هم داشت. فیلم های قدیمی هم همیشه در دسترس خواهند بود اگه هیچی جواب نداد!