نولان از پایان «ادیسه» فاصله گرفت؛ «بخشهایی از شعر هومر زنستیزانه بود»
هشدار: این متن بخشهایی از داستان و پایان فیلم «ادیسه» را لو میدهد.
کریستفر نولان در گفتوگویی تازه با مجله تایم تأیید کرد که اقتباس سینمایی او از «ادیسه» (The Odyssey)، وفاداری کامل به پایان حماسه هومر ندارد؛ زیرا به گفته او، برخی بخشهای پایانی این متن کلاسیک «دلخراش» و «زنستیزانه» بودهاند.
فیلم تازه نولان حدود ده روز پیش روی پرده رفته و تاکنون به فروشی بیش از ۶۵۰ میلیون دلار در گیشه جهانی رسیده است؛ فروشی که بخشی از آن به اکران گسترده در سالنهای آیمکس و قیمت بالاتر بلیتها نسبت داده میشود. با این حال، فیلم از زمان اکران با بحثهای زیادی روبهرو شده؛ از انتخاب بازیگران برای برخی نقشهای کلاسیک گرفته تا استفاده از زبان و لحن مدرن در بازخوانی یکی از مشهورترین متون حماسی جهان.
یکی از مهمترین انتقادها به فیلم، تغییر در مضمون و ساختار اسطورهای اثر هومر است. در نسخه نولان، شخصیتها به خدایان باور دارند، اما خدایان برخلاف روایت اصلی، حضوری عینی و فعال در داستان ندارند. برای نمونه، ادیسیوس با زنی جوان با بازی زندیا گفتوگو میکند که قرار است یادآور آتنا باشد، اما حضور او بیشتر حالتی ذهنی و وهمآلود دارد تا یک الهه واقعی و مداخلهگر.
در خوانش نولان، سفر ادیسیوس بیش از آنکه روایتی اسطورهای درباره قهرمانی، خدایان و سرنوشت باشد، به داستانی درباره آسیب روانی، فرسودگی جنگ و بازگشت دشوار یک مرد از میدان نبرد تبدیل شده است. ادیسیوس پس از مواجهه با خشونت، شکست، تردید و فروپاشی درونی، دیگر همان پادشاه پیروز و مطمئنِ روایت سنتی نیست.
نولان در مصاحبه با تایم درباره تغییر پایان اثر گفت:
«در مورد نحوه اقتباس باید بگویم که پایان شعر آنقدر دلخراش و زنستیزانه است که مجبور بودم بخشهایی از آن را کنار بگذارم.»
اشاره نولان به بخشی از روایت هومر است که در آن، ادیسیوس پس از بازگشت به ایتاکا، خواستگاران را میکشد و سپس کنیزانی که با آنان رابطه داشتهاند، مجازات میشوند. نولان میگوید نمیخواسته این بخش را به همان شکل در فیلم بازسازی کند، اما در عین حال قصد نداشته مضمون خشونت مردانه و پیامدهای جنگ را کاملاً حذف کند.
او توضیح داد:
«نمیخواستم چیزی را که داستان درباره مردان و جنگافروزی آنها میگوید، بهکلی از میان بردارم.»
در همین مسیر، نولان شخصیت سرسی را نیز با نگاهی متفاوت بازآفرینی کرده است. در اثر هومر، سرسی جادوگری فریبنده و خطرناک است؛ اما در نسخه نولان، او در مونولوگی توضیح میدهد که یاران ادیسیوس را از ترس تعرض به خوک تبدیل کرده است. ادیسیوس نیز در برابر این توضیح مخالفتی نشان نمیدهد.
یکی دیگر از تغییرات مهم فیلم، رابطه منلائوس با بازی جان برنتال و هلن است. در حماسه هومر، منلائوس در نهایت با نوعی بخشش و مصالحه تعریف میشود، اما نولان این رابطه را بسیار تیرهتر و خشنتر تصویر کرده است. در فیلم، منلائوس صورت هلن را زخمی میکند؛ اقدامی که در روایت نولان با پیامدهای جنگ تروا و خشم او از نقشی که برای هلن در آغاز آن جنگ قائل است، پیوند خورده.
وقتی خبرنگار تایم به این صحنه اشاره میکند، نولان توضیح میدهد:
«جملهای که میگوید “آن چهره که هزار کشتی را به حرکت درآورد، یا شاید فقط ۵۰۰ کشتی”، ناگهان به ذهنم رسید. گاهی آنچه مینویسی کاملاً غریزی است. حس کردم شعر هومر چندان به این توجه نمیکند که بازگرداندن هلن توسط منلائوس واقعاً چگونه ممکن بوده است. آن رابطه چه شکلی میتوانست داشته باشد؟ چطور میتوانست چیزی جز یکی از زنندهترین و وحشتناکترین ازدواجها باشد؟»
نولان همچنین درباره اینکه چرا منلائوس در فیلم هلن را نمیکشد، گفت هدفش نمایش کوتاه اما مؤثر پیامدهای جنگ بوده است:
«در آن رابطه چیزهای زیادی خراب شده، در حالی که ما فقط لحظه کوتاهی از سرگذشت آنها را میبینیم. دنبال راه میانبری بودم تا پیامدهای جنگ و دردناک بودن آن برای همه را منتقل کنم.»
این تغییرات باعث شده «ادیسه» نولان نه فقط یک اقتباس پرهزینه و عظیم از متن هومر، بلکه یکی از بحثبرانگیزترین بازخوانیهای سینمایی سال باشد؛ فیلمی که بیش از وفاداری کامل به اسطوره، روی آسیب جنگ، فروپاشی قهرمان و بازتعریف نقش زنان در یک روایت کهن تأکید میکند.


















دوربین نولان رو خدا لمس کرده
هرچی بخواد میتونه بگه و هرکاری هم بخواد انجام میده
اونی که قراره بفهمه میفهمه
فیلم داره ازت؟
این مصاحبه نولان تحلیل منو که اودیسه در مورد یک سفر درونی است و نه مطابق فیلمهای رایج اساطیری غرب تایید کرد،هر کارگردانی حق داره امضای خودشو پای اثرش بذاره ،اما باور کنید نولان این فیلمشو از فیلمه اندری روبلوف وامگرفته ولی نمیگه،همونطور که تلقینو از انیمه پاپریکا و میان ستاره ایو از داستان کلید سیمین لاوکرافت مخلوط با اودیسه دوهزار و یک ارتور سی کلارک.
اما اینکه خدایان در این فیلم حضور ندارند،چیز تازه ایی نیست،در فیلم هلن تروایی از رابرتز وایز واسه حدود شصت سال پیش هم وایز خدایانو به داستان اودیسش راه نداد و درو روشون قفل کرد.حیف که من نه پول دارم واسه فیلتر شکن،نه اهل یوتیوبم،نه انگلیسی بلدم والا یه ویدیو از این موارد درست می کردم واسه یوتیوب،البته نه… اگه پول داشتم و انگلیسی بلد بودم مهاجرت می کردم،یا اونم نه حداقل می رفتم رستوران اسکای لانژ به انگلیسی میگفتم یه ناهار حسابی برام بیارن بخورم،من همیشه از دم این هتل رد میشم همیشه همحسرت می خورم کی میشه برم توش به انگلیسی بگم یه کوفتی بیارید ببینم چی می پزید ،اونم نشد حداقل یه بار اسنپ میگرفتم میرفتم دانشگاه و موقع پیاده شدن به انگلیسی به راننده میگفتم دمت گرم
والا تخم دوزرده نکردی
منم فیلمو دیدم و نظرم با نظر سین یکیه فیلم خوبه اما شاهکار نبود
بیا… ما که لیبل فنبوی میخوریم، هنوز ندیدیم. آقا که چهارماهه داره میکوبه رفته کیفیت پرده ای دیده 🤦
بعد میگم شما هیتر های نولان اینجوری هستید بهتون برمیخوره!
این حرفو مجری حکومتم زد می گفت اگه دوست ندارید از ایران برید
عجب قیاس مع الفارقی
در اقتباس شما میتونید کاملا منطبق با متن اصلی نباشید و اشکالی هم نداره، همون تروی ۲۰۰۴ که چند ماهه در اینستا توی سر این فیلم میزنن هم همچین منطبق با منبع نیست، منتها خب ۹۹ درصد کسانی که بصورت مزمن در دیسکورس آنلاین این فیلم شرکت میکنن اصلا هومر رو نخوندن و سند این ادعا هم نظرات خودشونه!
با این تیتر زنی ها و کارهای سطح پایین و زرد رسانه ای جز سرگرم کردن و آزاد کردن خشم علافیون مجازی به جایی نمیرسید. جامعه ایرانی یک سیاست زدگی و عصبانیت ورای آنچه در غرب هست هم داره و از فردا یه عده بیان بگن نولان رسماً تبدیل به نماینده ج.ا در هالیوود شده و فحش ها بره به اون سمت من تعجب نمیکنم!
لیکن فیلم رکورد اوپنهایمر هم در باکس آفیس شکوند و یه بار دیگه ثابت کرد افسانه «گو ووک، گو بروک» همون افسانه هست و نه چیزی بیشتر. برای مخاطب سینما چیزهایی مهم از دعوای سیاسی و نزاع فرهنگی و میزان ملانین پوست فلانی و قابلیت خود ارضایی با ریخت و هیکل بازیگر و.. هست و آنچه در فضای مجازی هست بقول یارو فقط نویز هست و نه چیز دیگه.