هالیوود همواره خود را بهعنوان مهدِ آزادی بیان و پیشروِ ارزشهای لیبرال معرفی کرده است؛ صنعتی که در ظاهر از هرگونه سانسور فاصله میگیرد و از هنرمندانش میخواهد صادق و بیپروا باشند. اما تاریخ این صنعت نشان میدهد که این آزادی بیان، خطوط قرمز نامرئی و بسیار مشخصی دارد. بازیگرانی که در این مقاله معرفی میشوند، نه به دلیل رسواییهای اخلاقی، اعتیاد یا رفتارهای شخصی، بلکه صرفاً به سبب ابراز مواضع سیاسی صریح، هزینههای سنگینی از جمله اخراج از پروژهها، فسخ قرارداد، بایکوت غیررسمی و حتی تبعید را متحمل شدهاند. در ادامه، به بررسی مستند ده مورد از شناختهشدهترین این پروندهها میپردازیم.
ملیسا باررا؛ اخراج از فرانچایز Scream
ملیسا باررا، بازیگر مکزیکیآمریکایی، با ایفای نقش اصلی در دو نسخهی موفق فرانچایز پرفروش Scream (قسمتهای پنجم و ششم) به یکی از چهرههای در حال ظهور هالیوود بدل شده بود. در نوامبر ۲۰۲۳ و در پی تشدید جنگ غزه، باررا در حسابهای شخصی خود در شبکههای اجتماعی مطالبی در دفاع از مردم فلسطین و در نقد پوشش رسانههای غربی از این بحران منتشر کرد. واکنش استودیوی Spyglass Media Group بسیار سریع و قاطع بود: تنها چند روز پس از انتشار این پستها، باررا رسماً از بازی در قسمت هفتم Scream کنار گذاشته شد. بیانیهی استودیو مدعی شد که پستهای او «تحملناپذیر» و در تناقض با ارزشهای شرکت بودهاند، بدون آنکه هیچگونه اظهار نظر ضدیهودی مشخصی از او نقلقول شود. این اخراج در همان زمان با واکنشهای متفاوتی در هالیوود همراه شد؛ برخی هنرمندان از جمله جمعی از بازیگران و کارگردانان مستقل، از او حمایت علنی کردند و این اقدام را نمونهای از سرکوب سیاسی صنعت سینما نامیدند.
جینا کارانو؛ حذف کامل از جهان استار وارز
جینا کارانو، هنرمند رشتههای ورزشی ترکیبی و بازیگر، با ایفای نقش «کارا دون جرین» در سریال محبوب The Mandalorian محصول دیزنی و لوکاسفیلم، جایگاه ویژهای در میان طرفداران استار وارز پیدا کرده بود؛ تا جایی که برنامهای مستقل برای ساخت یک اسپینآف با محوریت شخصیت او در دست بررسی بود. اما در فوریه ۲۰۲۱، پس از آنکه کارانو در پستی در اینستاگرام، فضای سیاسی معاصر آمریکا و برخورد با مخالفان سیاسی را با دوران آلمان نازی مقایسه کرد، لوکاسفیلم بیدرنگ او را از سریال اخراج کرد و اعلام نمود که دیگر هیچ همکاریای با او نخواهد داشت. پیش از آن نیز کارانو به دلیل انتقاد از الزامات ماسک در دوران کرونا و ابراز مواضع محافظهکارانه، بارها هدف انتقاد رسانهها قرار گرفته بود. این پرونده بعدها ابعاد حقوقی نیز پیدا کرد؛ کارانو با پشتیبانی مالی ایلان ماسک، شکایتی علیه دیزنی به دلیل اخراج تبعیضآمیز ثبت کرد که در نهایت با توافقی خارج از دادگاه و بازگشت او به برخی همکاریهای سینمایی خاتمه یافت.
سوزان ساراندون؛ اخراج از آژانس مدیریت هنری پس از دههها همکاری
سوزان ساراندون، برندهی جایزه اسکار بهترین بازیگر زن برای فیلم Dead Man Walking (۱۹۹۵) و نامزد پنجبارهی این جایزه، سابقهای طولانی در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی دارد. در نوامبر ۲۰۲۳، ساراندون در جریان یک تظاهرات ضد جنگ در نیویورک، سخنانی ایراد کرد که در آن به شدت از سیاستهای خارجی آمریکا و اسرائیل در قبال غزه انتقاد نمود. واکنش اینبار نه از سوی یک استودیو، بلکه از سوی آژانس معتبر مدیریت هنری UTA (United Talent Agency) بود؛ آژانسی که سالها منافع حرفهای ساراندون را نمایندگی کرده بود. UTA بهطور رسمی همکاری خود با او را قطع کرد؛ اقدامی نادر در صنعتی که آژانسهای هنری معمولاً از درگیر شدن مستقیم در مناقشات سیاسی موکلان خود پرهیز میکنند. این تصمیم بازتاب گستردهای در رسانهها داشت و بار دیگر پرسش از مرزهای آزادی بیان هنرمندان را مطرح کرد.
جین فوندا و لقبِ «هانوی جین»
جین فوندا، دو بار برندهی جایزه اسکار (برای فیلمهای Klute در ۱۹۷۱ و Coming Home در ۱۹۷۸)، یکی از قدیمیترین و پرحاشیهترین نمونههای این فهرست است. در سال ۱۹۷۲، در اوج جنگ ویتنام، فوندا سفری جنجالی به هانوی، پایتخت ویتنام شمالی، انجام داد و در جریان آن با عکسی که روی یک سلاح ضدهوایی ویتنامی نشسته بود، خشم گستردهای در میان جامعه و بهویژه کهنهسربازان آمریکایی برانگیخت. این اقدام برای او لقب تحقیرآمیز «هانوی جین» را به همراه آورد که تا امروز نیز در فرهنگ عامه آمریکا زنده مانده است. در پی این ماجرا، فوندا برای سالهای متمادی هدف بایکوت غیررسمی استودیوها قرار گرفت و بسیاری از سینماهای آمریکایی از اکران فیلمهایش خودداری کردند. با این حال، برخلاف بسیاری از موارد مشابه، فوندا در دهههای بعد توانست دوباره جایگاه خود در هالیوود را بازیابد و همچنان به فعالیت سیاسی، از جمله در حوزه محیط زیست، ادامه داد.
ونسا ردگریو؛ اعتراض آتشزده در شب اسکار
ونسا ردگریو، بازیگر بریتانیایی و برندهی اسکار بهترین بازیگر نقش دوم زن برای فیلم Julia (۱۹۷۷)، از سالها پیش از آن، حامی علنی جریانهای چپگرا و آرمان فلسطین بود. او در سال ۱۹۷۷ مستندی با عنوان The Palestinian تهیه کرد که در آن دیدگاههای فلسطینیان دربارهی اشغال بیان میشد؛ اثری که با واکنش تند بخشی از جامعهی سینمایی آمریکا مواجه شد. هنگامی که ردگریو در مراسم اسکار ۱۹۷۸ برای دریافت جایزهاش روی صحنه رفت، در سخنان کوتاهش به منتقدانی که او را «تروریست یهودآزار» خطاب کرده بودند پاسخ داد؛ سخنانی که با تشویق و در همان حال با اعتراض شدید همراه شد. بیرون از سالن، گروهی از معترضان به نشانه خشم، عکسهای او را آتش زدند. در سالهای پس از این واقعه، بسیاری از تهیهکنندگان بزرگ هالیوود از همکاری با او پرهیز کردند و کار او عمدتاً به تئاتر و تولیدات بریتانیایی محدود شد.
جان کیوزاک؛ بایکوتِ خودخواسته یا تحمیلی؟
جان کیوزاک، بازیگر نامزد گلدن گلوب و ستارهی فیلمهای شناختهشدهای چون Being John Malkovich، High Fidelity و 2012، از معدود بازیگران هالیوودی است که بیپروا و بهطور مستمر در فضای مجازی به نقد سیاستهای نظامی آمریکا، ساختار سرمایهداری و نهادهای قدرت در خودِ صنعت سینما پرداخته است. کیوزاک بارها بهصراحت اعلام کرده که پس از این انتقادها، دیگر پیشنهادهایی برای بازی در پروژههای بزرگ استودیویی و فیلمهای پرمخاطب دریافت نمیکند و فعالیت حرفهایاش عمدتاً به تولیدات مستقل و کمهزینهتر محدود شده است. او در مصاحبههای متعدد این وضعیت را نوعی «بایکوتِ نانوشته» توصیف کرده که هرگز بهصورت رسمی اعلام نمیشود، اما در عمل مسیر شغلی هنرمند را بهطور محسوسی تغییر میدهد.
پیتر کویوت؛ از فهرست سیاه دهه هفتاد تا نقشهای فرعی
پیتر کویوت، که بیشتر با بازی در فیلم کلاسیک E.T. the Extra-Terrestrial (۱۹۸۲) و گویندگی برندهی جایزه امی شناخته میشود، در دههی ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ عضو فعال گروههای چپگرای رادیکالی از جمله «دیگرز» (The Diggers) در سانفرانسیسکو بود؛ گروهی که در اعتراضات ضدجنگ و مبارزات حقوق مدنی نقش فعالی داشت. این سابقهی فعالیت سیاسی موجب شد نام او سالها در فهرستهای سیاه غیررسمی استودیوها باقی بماند و عمدهی فعالیت حرفهای او در دهههای بعد به نقشهای فرعی، تولیدات تلویزیونی و بهویژه کار گویندگی محدود شود؛ حوزهای که در آن سرانجام موفق به کسب جایزه امی شد، اما هیچگاه فرصت ایفای نقشهای اصلی در پروژههای بزرگ سینمایی را بهدست نیاورد.
مارلون براندو و ماجرای ساچین لیتلفدر
مارلون براندو، دوبار برندهی اسکار بهترین بازیگر مرد (برای On the Waterfront در ۱۹۵۴ و The Godfather در ۱۹۷۲)، یکی از نمادینترین اعتراضهای سیاسی تاریخ هالیوود را رقم زد. او در مراسم اسکار ۱۹۷۳، بهجای حضور شخصی برای دریافت جایزهی بهترین بازیگر مرد بابت The Godfather، ساچین لیتلفدر، فعال حقوق بومیان آمریکا، را به صحنه فرستاد تا جایزه را رد کند و در سخنانی کوتاه به وضعیت بومیان آمریکا و رفتار هالیوود با آنها در فیلمها اعتراض نماید. این اقدام در همان زمان واکنش خشمگینانهی بسیاری از مدیران استودیوها را برانگیخت و براندو را برای سالها به چهرهای «مشکلدار» و دشوار برای همکاری بدل کرد. جالب توجه است که آکادمی اسکار پس از نیم قرن، در سال ۲۰۲۲، بهطور رسمی از ساچین لیتلفدر و براندو (که در سال ۲۰۰۴ فوت کرده بود) بابت برخورد آن دوران عذرخواهی کرد؛ اعتباربخشی دیرهنگامی که خود گواهی بر ماهیت سیاسی آن واکنش نخستین است.
دیوید کلنون؛ منتقدی که به حاشیه رانده شد
دیوید کلنون، بازیگر برندهی جایزه امی برای نقش مکمل در سریال thirtysomething و صاحب سابقهی بازی در فیلمهایی چون The Thing و Missing، به دلیل مخالفتهای علنی خود با آنچه سیاستهای امپریالیستی آمریکا در آمریکای مرکزی مینامید، و همچنین انتقاد صریح از رویههای آکادمی اسکار، بهتدریج از پروژههای بزرگ استودیویی کنار گذاشته شد. کلنون که در دههی ۱۹۸۰ فعالانه علیه دخالت آمریکا در نیکاراگوئه و السالوادور موضعگیری میکرد، بارها در نامهها و بیانیههای علنی این سیاستها را نقد کرده بود. با وجود سابقهی حرفهای معتبرش، این مواضع در عمل موجب کاهش چشمگیر پیشنهادهای کاری او از سوی استودیوهای بزرگ شد و فعالیت او بیشتر به تلویزیون و پروژههای کوچکتر محدود ماند.
چارلی چاپلین؛ تبعید سیاسی از سرزمینی که او را ساخته بود
چارلی چاپلین، برندهیجایزه اسکار افتخاری و یکی از بنیانگذاران اصلی زبان سینمای مدرن، شناختهشدهترین و تراژیکترین نمونهی این فهرست بهشمار میرود. چاپلین در آثاری چون Modern Times (۱۹۳۶) و بهویژه The Great Dictator (۱۹۴۰)، با صراحتی بیسابقه فاشیسم، نازیسم و افراطهای سرمایهداری صنعتی را به نقد کشید و در طول زندگی خود گرایشهای صلحطلبانه و چپگرایانهاش را پنهان نکرد. در اوج دوران مککارتیسم و «ترس سرخ» در آمریکا، افبیآی به سرپرستی جی. ادگار هوور، پروندهی ضخیمی دربارهی فعالیتها و ارتباطات مشکوک به کمونیسم چاپلین تشکیل داد. در سال ۱۹۵۲، هنگامی که چاپلین برای اکران فیلم Limelight عازم بریتانیا شد، دادستان کل وقت آمریکا مجوز بازگشت او به خاک آمریکا را لغو کرد؛ اقدامی که در عمل به معنای تبعید کامل او از کشوری بود که بیشترین سالهای فعالیت حرفهایاش را در آن گذرانده بود. چاپلین تا سال ۱۹۷۲ – یعنی بیست سال بعد – به آمریکا بازنگشت؛ زمانی که آکادمی اسکار او را برای دریافت یک جایزهی افتخاری ویژه دعوت کرد و او با استقبال بینظیر و طولانیترین تشویق ایستادهی تاریخ مراسم اسکار روبهرو شد؛ نشانهای از بازنگری دیرهنگام صنعتی که سالها پیشتر او را طرد کرده بود.




























بازیگر؟ بجز چارلی چاپلین و جان کیوزاک، بقیشونو اولین باره میبینم
شاید به این خاطره که بچه سالی
همین که مارلون براندو رو نمیشناسی مشخص شد چند سالته
چاپلین هم احتمالا تو صدا و سیما دیدی
اون روز که پدرخوانده رو گذاشت هم باید میزدی شبکه نمایش 🤣😂
نه تو همشونو از نزدیک دیدی و امضا گرفتی ازشون، سوما با بی احترامی به هموطنت و جانب داری از بازیگران خارجی که زباله هم حسابت نمیکنن، سن مغزی تو نشون دادی و تابت کردی حتی یه موجود بالغ هم میتونه بچه باشه.
چاپلین مفلس هم الگوی امثال توئه نه من. صدا سیما هم اسم محلته،
شبکه نمایش هم اسم کلبه تون.
آخه تو که کاربر این سایتی باید براندو رو بشناسی دیگه!
اگه با دقت به شخصیت هر کدوم از این مثلا هنرمندان نگاه کنید همشون چپول های رادیکال بی وطن آنارشیست هستند
لابد وینس وان که از حق آزادی اسلحه توی آمریکا میگفت یه جنتلمن دموکراته؟!
عقل چیزی خوبیه ولی مثل اینکه به شما نرسیده سلاممو به عموی جدیدتون برسون رادوین کوچولو
حتی چارلی چاپلین؟ حتی جان کیوزاک که از ایران حمایت کرده بود؟
صفات خودتو به بقیه نسبت نده.
بی وطن آنارشیست تویی که عقده دیده شدن داری و ابراز وجود.
خواهشاً سایت مووی مگ ورود زیر ده ساله هارو ممنوع کنید
از جمله اثرات سرمایه گذاری روی ذهن 🤣
تقریباً همه میدونن کیوزاک و چاپلین چپ بودن ولی برد پیت عینک ته استکانی ما نمیدونه
عوضش توگونی نکردن ببرنشون یه چیزی بوده بین کمپانی و هنر پیشه ها
میتونی بگی کیو کردن تو گونی؟!
یعنی اگه یه ذره نفوذ و قدرتی که این زباله اتمی سازای سینمای ایران داشتن رو من بدبخت داشتم الان اینجا نبودم
محرومیت به خاطر اعتراض به خاطر کشتار مردم بیگناه!
فقط اونایی که دیس دادن😂😂😂
همون جمله معروف محمدرضا که میگفت از شما زنا هیچی درنمیاد