صفحه اصلی > نقد و بررسی فیلم ایرانی : نقد و بررسی فیلم بی‌داد

نقد و بررسی فیلم بی‌داد

بی داد

فیلم «بی‌داد» به کارگردانی سهیل بیرقی، از آن دسته آثار سینمای اجتماعی است که از همان ابتدا تکلیف خود را با مخاطب روشن می‌کند؛ قرار نیست با یک درام آرام، خونسرد و بی‌طرف طرف باشیم. فیلم از دل یک خشم اجتماعی بیرون آمده و می‌خواهد درباره شکلی از بی‌عدالتی، سرکوب و تناقض‌های ساختاری حرف بزند که در زندگی روزمره آدم‌ها رسوب کرده‌اند. همین انتخاب سوژه و همین میل به واکنش، در ذات خودش قابل احترام است. بیرقی فیلمسازی نیست که از حاشیه امن و بی‌خطری عبور کند؛ او می‌خواهد دست روی زخمی بگذارد که هنوز تازه است و همین جسارت، «بی‌داد» را از بسیاری از آثار محافظه‌کارانه این سال‌ها جدا می‌کند. اما مسئله اینجاست که جسارت لزوماً به معنای موفقیت کامل نیست، و «بی‌داد» دقیقاً در همین نقطه گرفتار می‌شود؛ فیلمی که نیتش روشن، انرژی‌اش قابل‌تشخیص و اهمیت موضوعش انکارناپذیر است، اما در سطح پرداخت، همیشه به اندازه ایده‌اش پخته نیست.

بی‌داد

بزرگ‌ترین مشکل فیلم را باید در فیلمنامه جست‌وجو کرد. «بی‌داد» از نظر کلیت ساختار، فیلمی است که می‌تواند خودش را تا انتها برساند و فرو نریزد، اما این به معنای بی‌نقص بودن آن نیست. برعکس، فیلمنامه در چندین نقطه دچار لغزش می‌شود و گاهی بیش از اندازه به توضیح مستقیم، دیالوگ‌گویی و شعار نزدیک می‌شود. در حالی‌که سینمای خوب، به‌خصوص سینمای اجتماعی، معمولاً زمانی اثرگذارتر است که به تماشاگر اجازه بدهد از دل رفتار، موقعیت و جزئیات بصری، معنای اثر را کشف کند، نه اینکه همه‌چیز را با صراحت روی میز بگذارد. «بی‌داد» در بعضی لحظات دقیقاً این فرصت را از خودش می‌گیرد؛ به‌جای آنکه خشمش را به زبان سینما ترجمه کند، آن را در قالب جملات مستقیم و موضع‌گیری‌های لفظی عرضه می‌کند. نتیجه هم این می‌شود که فیلم به‌جای ضربه زدن از درون موقعیت، گاهی صرفاً اعلام موضع می‌کند

0494.

این مشکل البته به این معنا نیست که فیلم بی‌اثر است. اتفاقاً در بسیاری از لحظات می‌توان فهمید که بیرقی دقیقاً می‌داند درباره چه چیزی عصبانی است و چرا این موضوع برایش مهم است. فیلم از دل یک حساسیت واقعی ساخته شده و همین اصالت خشم، به آن وزن می‌دهد. اما خشم، اگر در فرم و ساختار مهار نشود، به سرعت به شعار تبدیل می‌شود. «بی‌داد» در بعضی بخش‌ها همین خطر را تجربه می‌کند؛ یعنی به‌جای آنکه لایه‌های پنهان بحران را نشان بدهد، مستقیم به سراغ بیان موضع می‌رود. اینجاست که فیلم کمی از لطافت سینمایی فاصله می‌گیرد و به اثری تبدیل می‌شود که حرفش را بلد است، اما همیشه بلد نیست چطور آن را به تصویر تبدیل کند.

از منظر کارگردانی، سهیل بیرقی نشان می‌دهد که در اجرای کلی فیلم، تسلط قابل قبولی دارد. «بی‌داد» از آن فیلم‌هایی نیست که از نظر بصری یا ریتم، کاملاً شلخته و بی‌نظم باشد. برعکس، فیلم نسبت به برخی آثار اجتماعی هم‌مسیر خود، حرفه‌ای‌تر و کنترل‌شده‌تر به نظر می‌رسد. بیرقی می‌داند چگونه فضا بسازد، چطور بازیگران را هدایت کند و چگونه در یک سطح کلی، تنش را نگه دارد. همین کنترل نسبی باعث شده فیلم، با وجود ضعف‌های فیلمنامه، از هم نپاشد. اما در عین حال باید گفت که کارگردان گاهی بیش از اندازه به پیام نزدیک می‌شود و اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها کاملاً مستقل از نگاه مولف نفس بکشند. در نیمه دوم فیلم، مخصوصاً جایی که لحن اثر به سمت جمع‌بندی می‌رود، این حس ایجاد می‌شود که صدای خود فیلمساز از صدای کاراکترها بلندتر می‌شود. این اتفاق همیشه به ضرر درام تمام می‌شود، چون شخصیت‌ها را به بلندگوی مضمون تبدیل می‌کند.

بی داد

شخصیت‌پردازی نیز یکی از نقاط ضعف جدی فیلم است. «بی‌داد» ایده‌های خوبی برای طراحی روابط انسانی دارد، اما از آن‌ها به‌طور کامل استفاده نمی‌کند. شخصیت اصلی، سَتی، در مرکز این بحران قرار دارد، اما انسجام روانی او آن‌طور که باید شکل نگرفته است. او بیشتر شبیه موقعیتی است که فیلم قصد دارد از دل آن اعتراض خود را بیان کند، تا یک انسان کامل با تناقض‌ها، ترس‌ها و خواسته‌های ملموس. این ضعف در شخصیت‌پردازی باعث می‌شود برخی رفتارها و واکنش‌های او برای تماشاگر کاملاً درونی و قابل‌باور نشوند. به بیان دیگر، فیلم می‌خواهد او را به‌عنوان یک شخصیت معترض و کنشگر معرفی کند، اما به اندازه کافی برایش لایه نمی‌سازد.

در این میان، رابطه مادر و دختر یکی از مهم‌ترین ایده‌های بالقوه فیلم است؛ ایده‌ای که اگر جدی‌تر به آن پرداخته می‌شد، می‌توانست «بی‌داد» را چند پله بالاتر ببرد. مواجهه دو نسل، یکی درگیر شکست و فرسودگی و دیگری در تلاش برای اثبات خود، ظرفیت دراماتیک بسیار بالایی دارد. چنین رابطه‌ای می‌تواند هم بستر عاطفی فیلم را غنی‌تر کند و هم به مضمون اجتماعی آن عمق بدهد. اما فیلم فقط به اشاره‌هایی بسنده می‌کند و از این امکان به‌طور کامل بهره نمی‌برد. مادر در فیلم بیشتر از آنکه به یک شخصیت چندوجهی تبدیل شود، به یک عنصر روایی نیمه‌کاره شبیه است؛ حضوری که می‌توانست پررنگ‌تر و پیچیده‌تر باشد، اما در سطح باقی مانده. این در حالی است که اگر گذشته، زخم‌ها و شکست‌های این رابطه بهتر پرداخته می‌شد، بار احساسی فیلم به‌مراتب بیشتر می‌شد.

بی‌داد

با این حال، فیلم در انتخاب بازیگران و هدایت اجراها نقاط قوتی هم دارد. شیمی میان بازیگران، به‌ویژه در ترکیب برخی نقش‌های اصلی، از مواردی است که به فیلم کمک می‌کند از نظر عاطفی کاملاً سرد و مکانیکی نشود. بازی‌ها در مجموع قابل قبول و در چند لحظه حتی بسیار خوب‌اند، و همین موضوع باعث می‌شود ضعف فیلمنامه کمتر به چشم بیاید. در چنین فیلمی، جایی که درام روی مرز ملتهب روابط انسانی حرکت می‌کند، کیفیت اجرا اهمیت زیادی دارد و «بی‌داد» خوشبختانه در این بخش کم نمی‌آورد. بازیگران فیلم، از جمله امیر جدیدی و سروین ضابطیان، توانسته‌اند بخشی از کمبودهای متن را با انرژی و حضور خود جبران کنند.

نقد ویدئویی فیلم «بی داد» را در ادامه ببینید:

از نظر تماتیک، «بی‌داد» فیلم مهمی است، چون به مسئله‌ای می‌پردازد که نمی‌توان به سادگی از کنارش عبور کرد. سینمای اجتماعی اگر فقط به ثبت نارضایتی بسنده کند و نتواند آن را به تجربه‌ای سینمایی تبدیل کند، خیلی زود به بیانیه‌ای تصویری بدل می‌شود. «بی‌داد» در بهترین لحظاتش از این دام فاصله می‌گیرد، اما در بدترین لحظاتش به آن نزدیک می‌شود. همین دوگانگی، هم نقطه قوت فیلم است و هم ضعف آن. فیلم می‌خواهد فریاد بزند، و این فریاد از نظر اخلاقی و اجتماعی موجه است، اما سینما فقط فریاد نیست؛ سینما زمانی ماندگار می‌شود که این فریاد را به زبان فرم، تصویر و تعلیق تبدیل کند. «بی‌داد» در این مسیر بخشی از راه را درست می‌رود، اما همه مسیر را نه.

در نهایت، باید گفت «بی‌داد» فیلمی قابل احترام، مهم و مسئله‌مند است؛ فیلمی که نمی‌شود آن را نادیده گرفت، چون از دل یک ضرورت واقعی بیرون آمده است. اما احترام به نیت سازنده نباید مانع از دیدن ضعف‌ها شود. فیلمنامه در جاهایی زیادی مستقیم است، شخصیت‌ها به اندازه کافی پرداخت نشده‌اند و فیلم گاهی به‌جای سینما، به موضع‌گیری نزدیک می‌شود. با این حال، کنترل کلی کارگردانی، بازی‌های خوب و اهمیت اجتماعی موضوع باعث شده «بی‌داد» اثری باشد که می‌توان درباره‌اش جدی حرف زد. نه یک شاهکار است و نه یک شکست؛ بلکه فیلمی است که میان جسارت و خامی، روی خط باریکی حرکت می‌کند و در نهایت بیشتر به‌عنوان یک اثر محترم و قابل‌دفاع به یاد می‌ماند تا یک تجربه کاملاً پخته.

 

نمره: 6/10

منتقد: میثم کریمی

آخرین مطالب
مطالب خواندنی
اشتراک در
اطلاع از
guest
8 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
ahmad a.
سوخو 57

البته اینکه میگیم نسل 57 منظور یعنی همان بخش مردم مومن و انقلابی که کمی بیشتر بودن هست وگرنه هر نسل هم مردم خوب داره هم بد
وگرنه همون زمان انقلاب هم اون دار و دسته اوباش شعبون بی مخ بودن هم ساواکی ها هم بی بند و باری هایی مثل کاباره و بقیه چیزا که نیازی به گفتن نداره که با انقلاب (یعنی تحول مثبت) نسخه شون پیچیده شد
الان خب بد ها بیشترن احساس میکنم
و اینکه بهشون گفت نسل گمراه و فریب خورده بهتره

فیلم بین
فیلم بین

اینکه به همین سادگی قوانین رو دور میزنن جالبه.
شما در یک کشور دیگه قانون رو رد کنید تا ببینید چطور برخورد میشه.حتی در همون غرب ازاد

ahmad a.
سوخو 57

ههههه هرزگی و بی بند و باری و مواد مخدر و الکل و فحاشی و رابطه نامشروع و دختره به دوستش میگه دستشویی کنم برات! شد نسل آگاه
پس من همون پیرو نسل 57 باشم با این وضعیت برای خودم بهتره فرق خوب و بد مشخصه
الان مطمئنم تو یوتیوب همه سطلی ها جمع شدند و مینویسن آفرین و درود به شرف نداشته ات! یا این حماقت و سرکشی های غیراخلاقی رو اسمش صدا میزنن شهامت!

زینب افتخاری
زینب افتخاری

این فیلم از در کل مختص پهلوی دوستان و به نفع وطن فروشان ساخته شدتاسفم برای سازنده این فیلم خوشحال منافقین و پهلوی دوستان دشمنان ایران شد

Alien79
Alien79

از دشمنان ایران و خائنین سلطنت طلب تنها یه نویز بی رمق باقی مونده اونم از بین میره

مدمن
مدمن

چه اتیشی زده این فیلم به قلب و جان عرازشه
بسوزید که یه ایران سوختن شما رو میپسنده 😉

سعید
سعید
پاسخ به  مدمن

کسی هست این فیلمو ببینه بعد خودتو پاره کن

کاربر
کاربر
پاسخ به  مدمن

بیچاره ، من با نیت اینکه از فیلم خوشم بیاد نگاه کردم ، ولی بالا آوردم انقد چندش آور بود.تو اگه عادت کردی به بی بندو باری بدبختی خودته ، و تو خواهی سوخت