صفحه اصلی > نقد و بررسی فیلم خارجی : نقد و بررسی فیلم The Invite (دعوت)

نقد و بررسی فیلم The Invite (دعوت)

The Invite | دعوت

فیلم‌های آپارتمانی و دیالوگ‌محور که روی بحران‌های زناشویی دست می‌گذارند، همیشه روی لبه‌ی تیغ حرکت می‌کنند؛ یا به شاهکارهای روان‌شناختی تبدیل می‌شوند که مو بر تن مخاطب سیخ می‌کنند، یا در باتلاق دیالوگ‌های تکراری و اداهای روشنفکرانه غرق می‌شوند. The Invite، اثری است که تلاش می‌کند با دست گذاشتن روی یکی از تابوترين و ملتهب‌ترین بحران‌های روابط مدرن، یعنی سردی جنسی و فقدان صمیمیت، خودش را در دسته اول جای دهد. موضوعی که به ویژه در جوامع سنتی‌تر، زیر خروارها شرم و پنهان‌کاری دفن می‌شود، اما مثل موریانه پایه‌های یک زندگی مشترک را می‌خورد.

داستان The Invite روی کاغذ بسیار ساده است: یک زوج طبقه پایینی که زندگی‌شان شبیه به یک مرداب راکد شده، همسایه‌های طبقه بالایشان را برای شام دعوت می‌کنند. اما این مهمانیِ به ظاهر ساده، تبدیل به آینه‌ای بی‌رحم می‌شود که تمام ناکامی‌ها، سرکوب‌ها و عقده‌های فروخورده‌ی این دو نفر را به رخشان می‌کشد. زن و شوهرِ طبقه پایین (با بازی الیویا وایلد و ست روگن)، مدت‌هاست که دیگر یک “زوج” نیستند؛ آن‌ها صرفاً دو هم‌خانه‌ی افسرده، پرخاشگر و بی‌انگیزه هستند که تنها نقطه‌ی اتصالشان، فرزندی است که بهانه‌ای برای تحمل یکدیگر شده است. در آن سوی میز، زوج طبقه بالا (ادوارد نورتون و پنه لوپه کروز)  قرار دارند؛ کاراکترهایی که در نگاه اول، تجسم رهایی، بی‌پروایی و آزادی بی‌حدوحصر به نظر می‌رسند. آن‌ها بلند می‌خندند، راحت حرف می‌زنند و ظاهراً هیچ خط قرمزی در روابطشان ندارند.

The Invite | دعوت

تقابل این دو جهانِ متضاد در نیمه‌ی ابتدایی فیلم، فوق‌العاده جذاب از کار درآمده است. فیلمساز با زیرکی مخاطب را به این باور می‌رساند که با یک دوگانه‌ی کلیشه‌ای روبرو است: زوجِ سنتی و سرکوب‌شده در برابر زوجِ مدرن و خوشبخت. اما هنر The Invite در این است که خیلی زود این ماسک‌ها را پایین می‌کشد. در لایه‌های زیرین داستان، متوجه می‌شویم که زوج طبقه بالا هم آن مدینه‌ی فاضله‌ای که ادعا می‌کنند، نیستند. آن‌ها صرفاً مسیر متفاوتی را برای فرار از زخم‌ها و تروماهای گذشته‌شان انتخاب کرده‌اند. در واقع، فیلم به جای اینکه بیانیه‌ای در ستایش روابط باز یا تقبیح ازدواج‌های سنتی صادر کند، روی مفهوم عمیق‌تری دست می‌گذارد: “اشتیاق به زندگی”.

در منطقِ روایی The Invite، رابطه جنسی صرفاً یک عمل فیزیکی نیست، بلکه استعاره‌ای است از شور، انگیزه و نیروی محرکه‌ی انسان برای زندگی کردن. وقتی این اشتیاق در رابطه‌ی زوج طبقه پایین می‌میرد، ترکش‌های آن تمام ابعاد زندگی‌شان را نابود می‌کند. آن‌ها نه تنها علاقه‌شان به یکدیگر را از دست داده‌اند، بلکه استعدادها و علایق شخصی‌شان (مثل پیانو زدن یا طراحی داخلی) را هم به فراموشی سپرده‌اند. فیلم به تلخی نشان می‌دهد که وقتی موتور محرکه‌ی یک رابطه از کار می‌افتد، انسان‌ها چطور به سایه‌هایی بی‌روح از خودشان تبدیل می‌شوند.

The Invite | دعوت

با وجود این ایده‌ی درخشان و پرداخت خوب در نیمه اول، فیلمنامه در یک‌سوم پایانی دچار یک سکته‌ی اساسی می‌شود. زمانی که داستان به سمت پیشنهاد رابطه‌ی چند نفره کشیده می‌شود، لحن فیلم به شکل آزاردهنده‌ای تغییر می‌کند. موقعیت‌هایی که قرار بود تنشِ روان‌شناختیِ کاراکترها را به اوج برسانند، ناگهان رنگ‌وبوی کمدی‌های سخیف و اغراق‌آمیز به خود می‌گیرند. انگار فیلمساز در کنترل این موقعیت ملتهب دچار دست‌پاچگی شده و ترجیح داده با لودگی از زیر بار سنگین آن فرار کند. این تغییر فازِ ناگهانی، به شدت به اتمسفر جدی و روانکاوانه‌ی فیلم آسیب می‌زند.

ایراد بزرگ دیگر The Invite در پایان‌بندیِ به شدت توضیحیِ آن است. در سینما، قانون نانوشته‌ای وجود دارد که می‌گوید: “نشان بده، نگو”. اما در دقایق پایانی این فیلم، یکی از کاراکترها (با بازی پنه‌لوپه کروز) مستقیماً رو به دوربین می‌ایستد و شبیه به یک روان‌درمانگر که در حال ارائه‌ی گزارش پایان کار است، تمام مفاهیم و پیام‌های فیلم را برای مخاطب روخوانی می‌کند. این سخنرانیِ چند دقیقه‌ای، نه تنها شعاری و توی ذوق‌زننده است، بلکه شعور مخاطبی را که تا آن لحظه درگیر لایه‌های پنهان داستان بوده، زیر سوال می‌برد. تمام آن مفاهیمی که می‌شد با یک نگاه سرد، یک سکوت سنگین یا یک قاب‌بندی هوشمندانه منتقل کرد، در قالب دیالوگ‌های مستقیم به خورد تماشاگر داده می‌شود.

نقد و بررسی ویدئویی فیلم «The Invite» را در ادامه ببینید: 

با تمام این تفاسیر، The Invite اثری است که تماشایش برای زوج‌های مدرن، اگر نگوییم واجب، حداقل بسیار تأمل‌برانگیز است. با وجود افت فاحش در پرده‌ی آخر و دیالوگ‌های گل‌درشتِ پایانی، فیلم به واسطه‌ی طرح موضوع جسورانه‌اش و بازی‌های قابل‌قبول بازیگرانش، ارزش دیدن دارد. این فیلم یادآوری می‌کند که بی‌تفاوتی و روزمرگی، قاتل خاموشِ روابط انسانی است.

نمره: 7/10

منتقد: میثم کریمی

آخرین مطالب
مطالب خواندنی
اشتراک در
اطلاع از
guest
3 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Nima
Nima

بازی روگن رو زیاد دوست نداشتم و بنظرم درکل گزینه مناسبی برای این نقش نبود. ولی از بقیه جهات و جز اون موارد در یک سوم پایانی که منتقد محترم هم اشاره کرده، بنظرم فیلم خوبی بود و از آثار مورد احترام امسال.

Radvin
Radvin

به نظرم اون قدر هم پیچیده نبود

S in

این فیلم یه کپی ناشیانه از فیلم اسپانیاییه همسایه طبقه بالا،با بازی مزخرف و نچسب روگن و وایلد بود،معمولن در چنین فیلمهایی در ابتدا شاهد یک ارامش قبل از طوفان هستیم و سپس داستان به سمت یک تراژدی میره،اما در اینجا از همون اول شاهد یه شلوغ کاری مزخرف و پر از جیغ توسط روگن و وایلد هستیم.