تماشاگران معمولاً شیمی میان دو بازیگر را یکی از مهمترین عوامل موفقیت یک فیلم عاشقانه میدانند. وقتی دو بازیگر روی پرده چنان طبیعی به نظر میرسند که انگار واقعاً عاشق یکدیگرند، کمتر کسی تصور میکند ممکن است رابطه آنها پشت دوربین کاملاً متفاوت باشد.
با این حال، تاریخ سینما پر از زوجهایی است که در فیلمها رابطهای عمیق، عاشقانه و فراموشنشدنی داشتند، اما در زمان فیلمبرداری نمیتوانستند یکدیگر را تحمل کنند. گاهی اختلاف آنها به تفاوت شخصیت و روش بازیگری مربوط میشد، گاهی فشار تولید و صحنههای دشوار باعث تنش میشد و در برخی موارد نیز این درگیریها به مشاجره، توهین و حتی رفتارهای خشونتآمیز کشیده شد.
به گزارش مووی مگ، نکته عجیب این است که بعضی از همین زوجها، با وجود اختلاف شدید در پشت صحنه، توانستند یکی از باورپذیرترین روابط عاشقانه تاریخ سینما را خلق کنند. در ادامه با بازیگرانی آشنا میشویم که روی پرده عاشق هم بودند، اما پشت دوربین چشم دیدن یکدیگر را نداشتند.
The Notebook؛ عشق افسانهای و دعوای واقعی
بازیگران: Ryan Gosling و Rachel McAdams
رابطه نوآ و الی در The Notebook یکی از محبوبترین عاشقانههای تاریخ سینماست. این فیلم که بر اساس رمانی از Nicholas Sparks ساخته شد، داستان عشقی پر فراز و نشیب را روایت میکند؛ عشقی که با وجود جدایی، اختلاف طبقاتی و گذشت سالها از بین نمیرود.
Ryan Gosling و Rachel McAdams روی پرده چنان شیمی قدرتمندی داشتند که بسیاری از تماشاگران تصور میکردند این هماهنگی باید در پشت صحنه هم وجود داشته باشد. اما واقعیت کاملاً متفاوت بود. رابطه این دو بازیگر در جریان فیلمبرداری بسیار پرتنش گزارش شد و آنها بارها با یکدیگر درگیر شدند.
شدت اختلافها به جایی رسید که گاسلینگ در میانه فیلمبرداری از کارگردان خواست بازیگر دیگری جایگزین مکآدامز شود. او ظاهراً احساس میکرد نمیتواند در کنار مکآدامز بهدرستی بازی کند و از ادامه همکاری با او ناراضی بود. درگیری این دو تنها به اختلافنظرهای معمول محدود نمیشد و حتی به مشاجرههای شدید در پشت صحنه هم کشید.
با این حال، نتیجه نهایی فیلم نشان داد که تنش میان آنها الزاماً به کیفیت بازیشان آسیب نزده است. تضاد میان شخصیتهای نوآ و الی، دعواهای مداوم و کشمکش عاطفی آنها به یکی از نقاط قوت فیلم تبدیل شد. جالبتر اینکه پس از پایان تولید، رابطه این دو بازیگر تغییر کرد و آنها برای مدتی وارد رابطهای عاطفی شدند.
به این ترتیب، زوجی که در هنگام فیلمبرداری نمیتوانستند یکدیگر را تحمل کنند، مدتی در دنیای واقعی نیز به یک زوج عاشق تبدیل شدند؛ اتفاقی که به اندازه خود فیلم سینمایی به نظر میرسد.
Romeo + Juliet؛ رومئو و ژولیت بدون حرف زدن با یکدیگر
بازیگران: Leonardo DiCaprio و Claire Danes
فیلم Romeo + Juliet به کارگردانی Baz Luhrmann یکی از متفاوتترین اقتباسهای مدرن از نمایشنامه مشهور William Shakespeare است. در این نسخه، Leonardo DiCaprio و Claire Danes نقش دو عاشق افسانهای را بازی کردند؛ دو جوانی که در میان دشمنی خانوادههایشان عاشق یکدیگر میشوند.
روی پرده، رومئو و ژولیت رابطهای پرشور، شکننده و عمیق دارند. نگاهها، مکثها و صحنههای عاشقانه این دو بازیگر باعث شد بسیاری از تماشاگران، شیمی میان آنها را باور کنند. اما رابطه واقعی آنها در پشت دوربین تقریباً هیچ شباهتی به عشق میان رومئو و ژولیت نداشت.
Claire Danes هنگام فیلمبرداری تنها ۱۶ سال داشت و Leonardo DiCaprio ۲۲ ساله بود. تفاوت سنی و تفاوت روحیه این دو بازیگر باعث شده بود درک چندان خوبی از یکدیگر نداشته باشند. دانز، دیکاپریو را بازیگری لوس، نابالغ و آزاردهنده میدانست که مدام شوخیهای بیمزه میکرد و فضای پشت صحنه را جدی نمیگرفت.
در طرف مقابل، دیکاپریو نیز دانز را بیش از حد خشک، رسمی و متکبر میدانست. همین قضاوتهای متقابل باعث شده بود رابطه آنها بسیار سرد شود. گفته میشود این دو بازیگر در بخش زیادی از زمان فیلمبرداری خارج از صحنه با یکدیگر صحبت نمیکردند.
با این حال، همین فاصله شخصی مانع از شکلگیری یک رابطه عاشقانه باورپذیر در فیلم نشد. شاید تضاد میان رفتار آنها در دنیای واقعی و نقشهایشان روی پرده، یکی از دلایلی بود که باعث شد بازیشان تا این اندازه تأثیرگذار به نظر برسد.
Dirty Dancing؛ رقصی ماندگار با همکاریای دشوار
بازیگران: Patrick Swayze و Jennifer Grey
Dirty Dancing یکی از نمادینترین فیلمهای عاشقانه دهه ۱۹۸۰ است. رابطه جانی و بیبی، با موسیقی، رقص و فضای تابستانی فیلم، برای چند نسل از تماشاگران به خاطرهای ماندگار تبدیل شد. Patrick Swayze و Jennifer Grey نیز به لطف همین فیلم به یکی از مشهورترین زوجهای سینمایی تبدیل شدند.
اما همکاری این دو بازیگر در پشت صحنه چندان آسان نبود. سوییزی در اتوبیوگرافی خود از دشواری کار با گری نوشته و توضیح داده بود که رفتارهای او گاهی روند فیلمبرداری را مختل میکرد.
گری به دلیل فشار فیزیکی بالای تمرینها و خستگی ناشی از فیلمبرداری صحنههای رقص، بارها گریه میکرد. از سوی دیگر، گفته شده است که او گاهی در لحظات نامناسب با خندههای ناگهانی، اجرای صحنه را متوقف میکرد. این رفتارها برای Patrick Swayze که بازیگری جدی، منضبط و حرفهای بود، بسیار آزاردهنده به نظر میرسید.
سوییزی احساس میکرد گری در زمان کار تمرکز کافی ندارد و با رفتارهای هیجانی و غیرقابل پیشبینی خود، برنامه فیلمبرداری را دشوار میکند. در مقابل، گری نیز از فشار کاری و فضای سخت تولید ناراضی بود.
با وجود این اختلافها، این دو توانستند رابطهای پرانرژی و باورپذیر را روی پرده شکل دهند. بخش زیادی از جذابیت Dirty Dancing به تضاد میان شخصیت آرام و آسیبپذیر بیبی و شخصیت قدرتمند و مطمئن جانی مربوط میشود؛ تضادی که در نهایت به شکلگیری یکی از مشهورترین زوجهای تاریخ سینما انجامید.
Fifty Shades of Grey؛ کشش جنسی بدون شیمی واقعی
بازیگران: Dakota Johnson و Jamie Dornan
فیلم Fifty Shades of Grey بر پایه رابطهای پیچیده و پرتنش میان آناستازیا استیل و کریستین گری ساخته شده بود. داستان فیلم به رابطه عاطفی و جنسی این دو شخصیت وابسته بود و به همین دلیل، هماهنگی میان بازیگران اصلی اهمیت زیادی داشت.
با این حال، Dakota Johnson و Jamie Dornan در پشت صحنه رابطهای بسیار سرد داشتند. بسیاری از تماشاگران نیز هنگام تماشای فیلم احساس کردند کشش و شیمی میان این دو بازیگر آنطور که باید شکل نگرفته است. این موضوع بهخصوص در تورهای مطبوعاتی فیلم بیشتر به چشم میآمد؛ جایی که بیعلاقگی و فاصله میان آنها برای مخاطبان قابل مشاهده بود.
بازی در صحنههای صمیمی برای هر دو بازیگر آسان نبود. چنین صحنههایی معمولاً به هماهنگی، اعتماد و ارتباط نزدیک میان بازیگران نیاز دارند، اما گفته شده است که Johnson و Dornan برای ضبط این بخشها اکراه زیادی داشتند.
البته سردی رابطه واقعی آنها لزوماً به معنای دشمنی آشکار نبود، اما فقدان صمیمیت میانشان باعث شد برخی مخاطبان، رابطه شخصیتهای فیلم را نیز چندان باور نکنند. در واقع، برخلاف نمونههایی مانند The Notebook، در اینجا تنش پشت صحنه نتوانست به خلق شیمی بهتر روی پرده کمک کند.
I Love Trouble؛ وقتی کمدی رمانتیک به کابوس تبدیل شد
بازیگران: Julia Roberts و Nick Nolte
فیلم I Love Trouble قرار بود یک کمدی رمانتیک سرگرمکننده با حضور دو ستاره بزرگ باشد. Julia Roberts و Nick Nolte نقش دو روزنامهنگار رقیب را بازی میکردند که در جریان داستان، رابطهای عاطفی میانشان شکل میگیرد.
اما فضای پشت صحنه خیلی زود به میدان جنگ تبدیل شد. Roberts و Nolte از همان ابتدا رابطه خوبی با یکدیگر نداشتند و اختلافهای آنها بهتدریج شدت گرفت. تنش میان دو بازیگر آنقدر بالا رفت که حاضر نبودند برای بسیاری از نماهای مشترک روبهروی یکدیگر بایستند.
در نتیجه، بخش قابلتوجهی از صحنههای فیلم با استفاده از بدلکار یا با فیلمبرداری جداگانه از هر بازیگر ضبط شد. این وضعیت برای فیلمی که قرار بود بر رابطه و گفتوگوهای دو شخصیت اصلی استوار باشد، مشکلات زیادی ایجاد کرد.
رابرتس بعدها نولتی را با عبارتی بسیار توهینآمیز توصیف کرد و او را «موجودی منزجرکننده» نامید. نولتی نیز در واکنش، رابرتس را زنی خوب ندانست و گفت تقریباً همه از رفتار او اطلاع دارند.
مشکل این دو بازیگر تنها به اختلافنظر حرفهای محدود نبود و خصومت شخصیشان به رسانهها نیز کشیده شد. نتیجه، فیلمی بود که قرار بود یک زوج دوستداشتنی بسازد، اما بیش از هر چیز به خاطر اختلاف شدید بازیگران اصلیاش در یادها ماند.
Sliver؛ بوسهای که به درگیری تبدیل شد
بازیگران: Sharon Stone و William Baldwin
فیلم Sliver یکی از آثار پرتنش و اروتیک سینمای دهه ۱۹۹۰ بود. Sharon Stone و William Baldwin در این فیلم نقش شخصیتهایی را بازی میکردند که رابطهای پر از کشش، سوءظن و تنش میانشان شکل میگیرد.
اما تنش میان این دو بازیگر تنها بخشی از داستان فیلم نبود و در پشت صحنه نیز ادامه داشت. رابطه کاری آنها چنان دشوار شده بود که کارگردان مجبور شد بسیاری از دیالوگها و صحنههای مشترک را جداگانه با هر کدام ضبط کند.
مشهورترین روایت درباره اختلاف آنها به یکی از صحنههای بوسه مربوط میشود. گفته شده است که Sharon Stone در جریان این صحنه، زبان William Baldwin را بهشدت گاز گرفت؛ اتفاقی که ظاهراً باعث شد Baldwin برای چند روز در صحبت کردن مشکل داشته باشد.
این اتفاق، حتی اگر از فضای پرتنش فیلمبرداری ناشی شده باشد، نشان میدهد رابطه میان دو بازیگر تا چه اندازه دشوار بوده است. در چنین شرایطی، کارگردان باید علاوه بر هدایت بازیگران، دائماً از تبدیل شدن اختلافهای شخصی آنها به مانعی برای تولید جلوگیری کند.
با وجود همه این تنشها، Sliver به عنوان یکی از فیلمهای مهم کارنامه Sharon Stone شناخته میشود؛ هرچند رابطه او با William Baldwin در پشت صحنه، بسیار بیشتر از داستان عاشقانه فیلم مورد توجه قرار گرفت.
Some Like It Hot؛ کمدی جاودانه، فیلمبرداری طاقتفرسا
بازیگران: Marilyn Monroe و Tony Curtis
Some Like It Hot یکی از بزرگترین کمدیهای تاریخ سینماست؛ فیلمی که با بازی Marilyn Monroe، Tony Curtis و Jack Lemmon به اثری کلاسیک تبدیل شد. مونرو در این فیلم نقش خوانندهای دوستداشتنی و سادهدل را بازی میکرد و کرتیس نیز یکی از مردانی بود که درگیر ماجراهای او میشد.
اما پشت صحنه این کمدی موفق، همهچیز به اندازه نتیجه نهایی خندهدار و سرگرمکننده نبود. Tony Curtis از بینظمی، تأخیرهای مداوم و فراموش کردن دیالوگها توسط Marilyn Monroe خسته شده بود. برخی صحنههای ساده بارها تکرار میشدند، زیرا مونرو نمیتوانست دیالوگ مورد نظر را بهدرستی اجرا کند.
فشار تولید و انتظارات بالا از فیلم نیز شرایط را دشوارتر کرده بود. کارگردان و سایر عوامل باید بارها صحنهها را متوقف میکردند تا مونرو بتواند به ریتم مورد نظر برسد.
کرتیس بعدها در پاسخ به پرسشی درباره تجربه بوسیدن مونرو، جملهای بسیار تند و توهینآمیز به زبان آورد و آن را به «بوسیدن هیتلر» تشبیه کرد. این جمله بیش از آنکه تصویری دقیق از رابطه کاری آنها ارائه دهد، نشاندهنده عصبانیت و نارضایتی شدید او از شرایط تولید بود.
با این وجود، استعداد و کاریزمای مونرو در فیلم غیرقابل انکار بود. Some Like It Hot همچنان یکی از ماندگارترین کمدیهای سینماست؛ فیلمی که نشان میدهد حتی یک تولید پرتنش نیز میتواند در نهایت به اثری بینقص و کلاسیک تبدیل شود.
Kramer vs. Kramer؛ وقتی متد اکتینگ از کنترل خارج شد
بازیگران: Dustin Hoffman و Meryl Streep
Kramer vs. Kramer فیلمی جدی و عاطفی درباره فروپاشی یک زندگی مشترک و نبرد حقوقی دو والد بر سر حضانت فرزندشان است. Dustin Hoffman و Meryl Streep در این فیلم نقش زوجی را بازی کردند که پس از جدایی، درگیر یکی از دشوارترین دورههای زندگی خود میشوند.
هافمن برای رسیدن به بازیای طبیعیتر، از روشهای متد اکتینگ استفاده میکرد؛ اما برخی رفتارهای او در جریان تولید، مرزهای حرفهای را زیر پا گذاشت. گفته شده است که او بدون هماهنگی قبلی به صورت Meryl Streep سیلی زد تا واکنش واقعی او را در صحنه ثبت کند.
هافمن همچنین برای برانگیختن احساسات استریپ، موضوع مرگ همسر سابق او را پیش کشید. این رفتار برای بسیاری از بازیگران و فعالان سینما نمونهای از سوءاستفاده از روش متد اکتینگ و فشار روانی غیرضروری بر همکار مقابل محسوب میشود.
استریپ سالها بعد از این رفتارها انتقاد کرد و آنها را غیراخلاقی و خشونتآمیز دانست. از نگاه او، بازی طبیعی نباید بهانهای برای عبور از مرزهای شخصی یا اعمال فشار بدون رضایت بازیگر باشد.
با این حال، بازی هر دو نفر در فیلم مورد تحسین قرار گرفت و Kramer vs. Kramer به یکی از آثار مهم درام خانوادگی تبدیل شد. موفقیت فیلم، رفتارهای پشت صحنه را توجیه نمیکند، اما بار دیگر نشان میدهد کیفیت یک اثر هنری همیشه بازتابی مستقیم از رابطه بازیگران در زندگی واقعی نیست.
Blade Runner؛ صحنههای نفرت به جای صحنههای عاشقانه
بازیگران: Harrison Ford و Sean Young
در Blade Runner، رابطه میان ریک دکارد و ریچل یکی از مهمترین بخشهای داستان است. این دو شخصیت در جهانی تاریک و بیرحم، بهتدریج به یکدیگر نزدیک میشوند و رابطهای پیچیده میان انسان و موجود مصنوعی شکل میگیرد.
Harrison Ford و Sean Young در این فیلم زوجی را به تصویر کشیدند که ارتباطشان بخش مهمی از فضای احساسی داستان بود. اما رابطه این دو بازیگر در پشت دوربین بسیار پرتنش گزارش شده است.
گفته میشود عوامل فیلم صحنههای مشترک فورد و یانگ را «صحنههای نفرت» مینامیدند؛ زیرا همکاری آنها دشوار بود و هر دو بازیگر از یکدیگر ناراضی بودند. فورد، رفتار Sean Young را غیرقابلتحمل میدانست و یانگ نیز فورد را بازیگری مغرور، سرد و نچسب توصیف میکرد.
این اختلافها باعث شد صحنههای مشترک آنها با فشار و دشواری زیادی ضبط شود. با این وجود، همین فضای سرد و ناآرام شاید به شکلگیری رابطه عجیب و نامتعارف دکارد و ریچل کمک کرده باشد. رابطه این دو شخصیت قرار نبود مانند یک عاشقانه معمولی و گرم باشد؛ بلکه از تردید، بیاعتمادی و فاصله تشکیل میشد.
امروز Blade Runner یکی از آثار ماندگار علمیتخیلی تاریخ سینماست و رابطه دکارد و ریچل نیز همچنان از بحثبرانگیزترین بخشهای آن به شمار میرود. در مقابل، اختلاف میان Ford و Young به یکی از معروفترین نمونههای ناسازگاری بازیگران در پشت صحنه تبدیل شده است.
وقتی نفرت، به خلق عشق کمک میکند
اختلاف میان بازیگران همیشه نتیجهای منفی برای فیلم ندارد. گاهی تنش میان آنها باعث میشود رابطه شخصیتها روی پرده واقعیتر به نظر برسد. مشاجرههای نوآ و الی در The Notebook، سردی رابطه دکارد و ریچل در Blade Runner و کشمکش میان رومئو و ژولیت در اقتباس Baz Luhrmann، همگی نشان میدهند که تماشاگر نمیتواند صرفاً بر اساس نتیجه نهایی فیلم درباره رابطه واقعی بازیگران قضاوت کند.
البته میان اختلاف حرفهای و رفتار غیراخلاقی تفاوت بزرگی وجود دارد. بحث، تفاوت دیدگاه یا حتی ناهماهنگی شخصیتی بخشی از زندگی بسیاری از پروژههای سینمایی است؛ اما توهین، خشونت فیزیکی و فشار روانی بدون رضایت، نمیتواند با عنوان «روش بازیگری» توجیه شود.
سینما در نهایت تصویری است که از کنار هم قرار گرفتن بازی، کارگردانی، تدوین و موسیقی شکل میگیرد. گاهی دو بازیگر در زندگی واقعی هیچ علاقهای به یکدیگر ندارند، اما در قاب دوربین چنان عاشقانه ظاهر میشوند که میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار میدهند. همین تضاد، یکی از عجیبترین و جذابترین جنبههای دنیای سینماست؛ جایی که ممکن است یک زوج روی پرده عاشقانهترین رابطه دنیا را داشته باشند، اما به محض پایان فیلمبرداری، حتی حاضر نباشند کنار یکدیگر بایستند.



























یکی از قدیس های سینمای ایران که بعضی ها به سرش قسم میخورن هم آسیب جدی هماهنگ نشده ای به پارتنر خانومش زده بود تا ری اکشن واقعیش دیده بشه
خسرو شکیبایی در هامون؟