مراسم اختتامیه هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز برگزار شد و برندگان بخشهای مختلف مسابقه، «افقها»، «ونیز فراگیر» و «کلاسیکهای ونیز» معرفی شدند.
جایزه شیر طلایی بهترین فیلم در پایان مراسم به می الطوخی، فیلمساز مصریدانمارکی، برای فیلم زن ناشناس (Kvinde ukendt) اهدا شد. جوایز بخش مسابقه را هیأت داورانی به ریاست مگی جیلنهال، بازیگر و فیلمساز آمریکایی، انتخاب کردند.
«دائو» و «عشق ممکن» در میان برندگان اصلی
ایلیا خرژانوفسکی برای فیلم دائو (DAU) جایزه شیر نقرهای بهترین کارگردانی را دریافت کرد.
لی چانگ دونگ، فیلمساز کرهای، نیز برای درام عشق ممکن (Possible Love) برنده جایزه بزرگ هیأت داوران، موسوم به شیر نقرهای، شد. کره جنوبی این فیلم را بهعنوان نماینده خود برای رقابت در بخش بهترین فیلم بینالمللی اسکار معرفی خواهد کرد.
لی پس از دریافت جایزه گفت:
«بدون صبر و اعتماد بسیاری از افراد، ساختن این فیلم ممکن نبود.»
فیلم نازا (NAZA) ساخته یووال آبراهام و ریچل شور نیز جایزه ویژه هیأت داوران را دریافت کرد. این مستند در روزهای پایانی به فهرست فیلمهای جشنواره اضافه شد و پس از نمایش با تشویق ایستاده ۲۵ دقیقهای، رکوردی قابلتوجه در ونیز ثبت کرد.
دو جایزه برای «زن ناشناس»
فیلم «زن ناشناس» علاوه بر شیر طلایی، جایزه بهترین بازیگر زن را نیز به دست آورد. ماتیلد آرسل برای بازی در این فیلم برنده این جایزه شد.
می الطوخی هنگام دریافت شیر طلایی گفت:
«فیلمسازی کاری گروهی است که به فداکاری نیاز دارد. بنابراین از همه کسانی که برای روایت این داستان به من کمک کردند، سپاسگزارم. از نظر من، “زن ناشناس” درباره بدن زن بهعنوان یک میدان نبرد است. این فیلم در عین حال داستان زنانی نامرئی را روایت میکند که حضور و صدایی ندارند.»
او همچنین از مگی جیلنهال برای صحبت درباره فرصتهای برابر برای کارگردانان زن در بخش مسابقه تشکر کرد.
جیلنهال پیشتر در نشست خبری هیأت داوران گفته بود که حضور اندک فیلمسازان زن در بخش مسابقه امسال، «یک مشکل ساختاری» است. او اضافه کرده بود:
«تأمین بودجه برای فیلمهای ساختهشده توسط زنان بسیار دشوارتر است.»
الطوخی امسال یکی از دو فیلمساز زن حاضر در بخش مسابقه جشنواره ونیز بود.
سخنرانی یووال آبراهام پس از دریافت جایزه
یووال آبراهام پس از دریافت جایزه ویژه هیأت داوران برای «نازا»، در سخنرانی خود درباره شرایط سیاسی و انسانی مرتبط با موضوع فیلم صحبت کرد. او گفت حضور گروه سازنده در جشنواره «راحت نبوده» و از منتقدانی که بدون تماشای فیلم به آن حمله کردهاند، انتقاد کرد.
آبراهام همچنین درباره وضعیت فلسطینیها و کشته شدن روزنامهنگاران در غزه سخن گفت و از دولتهای ایتالیا، آلمان و آمریکا خواست برای پایان دادن به این وضعیت فشار بیشتری وارد کنند.
این اظهارات با تشویق ایستاده دیگری از سوی حاضران همراه شد. فیلم «نازا» پیش از این نیز به دلیل موضوع خود و نحوه حضورش در جشنواره، به یکی از بحثبرانگیزترین آثار دوره امسال ونیز تبدیل شده بود.
جان مالکوویچ بهترین بازیگر مرد شد
جان مالکوویچ برای بازی در فیلم اسب وحشی نه (Wild Horse Nine) به کارگردانی مارتین مکدونا، جایزه بهترین بازیگر مرد بخش مسابقه را دریافت کرد.
مالکوویچ در مراسم اختتامیه حضور نداشت، اما در پیامی ویدیویی گفت:
«از مارتین مکدونا سپاسگزارم که فیلمنامهای فوقالعاده نوشته و کارگردانیاش استثنایی بود. همچنین از او تشکر میکنم که فرصت بازی در این نقش فوقالعاده را به من داد.»
آرسل نیز پس از دریافت جایزه بهترین بازیگر زن گفت:
«این نخستین نقش اول من است و اولین بار است که در یک جشنواره فیلم حضور پیدا میکنم. به همین دلیل، دریافت این جایزه افتخار بسیار بزرگی برای من است.»
جایزه بهترین بازیگر زن «افقها» به لاله مرزبان رسید
در بخش افقها، لاله مرزبان برای بازی در فیلم مراقب (Falling House) به کارگردانی محسن قرائی، جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کرد.
او هنگام دریافت جایزه گفت:
«نمیتوانم این لحظه را باور کنم. واقعاً رؤیایی بود که به حقیقت تبدیل شد. ابتدا خدا را برای این لحظه بینظیر شکر میکنم. از هیأت داوران و جشنواره ونیز سپاسگزارم و از محسن قرائی برای ساختن این فیلم شگفتانگیز تشکر میکنم. همچنین از تهیهکنندگان، بازیگران و عوامل بسیار خوب فیلم ممنونم.»
مرزبان در ادامه جایزهاش را به زنان ایران تقدیم کرد و گفت:
«مایلم این جایزه را به زنان کشورم تقدیم کنم که برای کوچکترین آزادیها بیشترین بها را پرداختهاند. معتقدم یک روز رؤیای مردم و همه ما به حقیقت میپیوندد.»
او سپس به زبان فارسی اضافه کرد:
«میدانم سختترین روزهای زندگیمان را تجربه میکنیم، اما نباید امیدمان را از دست بدهیم.»
برندگان بخش «افقها»
جایزه بهترین فیلم بخش افقها به دایان در حلقه (Un détour par Diane) ساخته آن سیرو و رافائل بالبونی رسید.
ژاکلین لنتزو برای فیلم یک روز از زندگی جو: فصل فایدرا (Mia Mera Sti Zoi Tis Tzo: Kefalaio Faidra) جایزه بهترین کارگردانی را دریافت کرد.
دیگر برندگان این بخش عبارتاند از:
- جایزه ویژه هیأت داوران: خانه باد (La maison du vent) ساخته آگوست برنار کوئمو یانگه
- بهترین بازیگر مرد: ریکاردو اسکامارچو برای فرزندان میمون (I figli della scimmia)
- بهترین فیلمنامه: توماسو لاندوچی و دامیانو فمفرت برای فرزندان میمون
- بهترین فیلم کوتاه: چند لحظه خوشبختی (Quelques instants de bonheur) ساخته شادن صفیالدین تازی
جوایز «کلاسیکهای ونیز» و «ونیز فراگیر»
در بخش کلاسیکهای ونیز، جایزه بهترین فیلم مرمتشده به شب طولانی ۴۳ (La lunga notte del ’43) ساخته فلورستانو وانچینی اهدا شد.
در بخش ونیز فراگیر نیز جوایز به این آثار رسید:
- جایزه بزرگ: حلقه کبوتر (The Pigeon Ring) ساخته شیشین تائو و یوچی ژانگ
- جایزه ویژه هیأت داوران: از میان خاکسترها (Out of the Ashes) ساخته روری میچل و نانی د لا پنا
- جایزه دستاورد: امپراتوری دریا (Empire at Sea) ساخته پیتر فلاهرتی
فهرست کامل برندگان جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶
بخش مسابقه
- شیر طلایی بهترین فیلم: می الطوخی برای «زن ناشناس» (Kvinde ukendt)
- جایزه بزرگ هیأت داوران، شیر نقرهای: لی چانگ دونگ برای «عشق ممکن» (Possible Love)
- شیر نقرهای بهترین کارگردانی: ایلیا خرژانوفسکی برای «دائو» (DAU)
- جایزه ویژه هیأت داوران: یووال آبراهام و ریچل شور برای «نازا» (NAZA)
- بهترین فیلمنامه: استفانی بریزه، کورالی آمدئو و الیویه گورس برای «یک سرباز خوب کوچک» (Un Bon Petit Soldat)
- بهترین بازیگر زن: ماتیلد آرسل برای «زن ناشناس»
- بهترین بازیگر مرد: جان مالکوویچ برای «اسب وحشی نه» (Wild Horse Nine)
- بهترین بازیگر جوان: مالو خبیزی برای «۱۵/۱۸؛ جایی برای التیام» (15/18: A Place to Heal)
- جایزه مخاطبان «زیبای آرمانی»: آلینا شربان برای «من اهمیت دارم» (Eu contez)
- جایزه لوئیجی دلورنتیس بهترین فیلم اول: خانه باد (La maison du vent) ساخته آگوست برنار کوئمو یانگه
بخش افقها
- بهترین فیلم: «دایان در حلقه» (Un détour par Diane) ساخته آن سیرو و رافائل بالبونی
- بهترین کارگردانی: ژاکلین لنتزو برای «یک روز از زندگی جو: فصل فایدرا»
- جایزه ویژه هیأت داوران: «خانه باد» ساخته آگوست برنار کوئمو یانگه
- بهترین بازیگر زن: لاله مرزبان برای «مراقب» (Falling House)
- بهترین بازیگر مرد: ریکاردو اسکامارچو برای «فرزندان میمون»
- بهترین فیلمنامه: توماسو لاندوچی و دامیانو فمفرت برای «فرزندان میمون»
- بهترین فیلم کوتاه: «چند لحظه خوشبخت ساخته شادن صفیالدین تازی
کلاسیکهاییکهای ونیز
- بهترین فیلم مرمتشده: «شب طولانی ۴۳» (La lunga notte del ’43) ساخته فلورستانو وانچینی
ونیز فراگیر
- جایزه بزرگ: «حلقه کبوتر» (The Pigeon Ring) ساخته شیشین تائو و یوچی ژانگ
- جایزه ویژه هیأت داوران: «از میان خاکسترها» (Out of the Ashes) ساخته روری میچل و نانی د لا پنا
- جایزه دستاورد: «امپراتوری دریا» (Empire at Sea) ساخته پیتر فلاهرتی



















Ak47
Alien79
فقط کرج
و چندتا اسم دیگه
همشون یه نفرن
داگرز و بهنام و اورج جورجول هم یه نفره
کامنت ها نعل به نعل عین همدیگهست
محتوا و نوشتار و ایموجی و همه چی
ثابت کنید دارم دروغ میگم
خدا برات بسازه که جان و دل عرازشه سوزانده ای
با قهرمان پوشالیت برو به ازادیت برس👎
اها
کسایی که غیرت دارند رو منفجر کردن یه مدرسه شوت و کیسه برنج گیرن کسایی که مهم نبود براشون ازادیخواه
تاریخ قضاوتتون می کنه
اینکه میگن این صحبت ها تو جشنواره های خارجی بدرد ملت نمیخوره و اونا دلشون به حال ما نمیسوزه و به خیرشون هیچ امیدی نیست، کاملاً درسته.
ولی به این معنی نیست که کسانی که این رو میگن و کسانی که ازشون طرفداری میکنن هم بدرد ملت خوردن.
ما تو این وضعیت بخاطر آرمان های پوچ و توهمات شماها گرفتاریم. خارجی هم سوءاستفاده خودش رو کرده و هیچ فایده ای برای ملت نداشته.
ما ملت ایران از تمام جهات و جبهه ها ضربه خوردیم و الان به مرحله خودزنی رسیدیم. فحش دادن یا دفاع از لین دختره هیچ کجای حقیقت رو عوض نمیکنه.
مخالفم
می تونست عکس یکی از بچه های شهیدو دست بگیره
می تونست اشاره به زنانی بکنه در جنگ کشته شده
اینکه میتونست رو که خودتون جوابش رو دادید؛ این داره بخاطر منافع خودش و بحث اقامت و این چیزا اینطوری حرف میزنه.
اما اینکه عکس شهید دست میگرفت، خب فردا اپوزوسیون بهش حمله میکرد میگفت چرا عکس کشته های دی ماه رو دست نگرفتی؟ اونجا هم کودک کشته شد.
کلا جریان های تند و سیاست زده ما دوست دارن اون چیزی که دلشون میخواد رو بشنون و کاری به اخلاق ندارن.
فقط به استناد آمارهای حکومت، از جنگ دوازده روزه تا الان، نزدیک به ۸ هزار ایرانی تو جنگ ها و اعتراضات کشته شدند و آمار های دیگه که تعداد خیلی بیشتر هم هست. اکثرا هم بی گناه و غیرنظامی بودند. جریان های سیاسی و سایبری هاشون اما میخوان گزینشی و براساس ایدئولوژی روی یه دسته از قربانیان مانور بدن. یکی قربانی تظاهرات رو نمیبینه، یکی دیگه قربانی جنگ رو. فضا خر تو خره. اتفاقا این دختره از هوشمندیش بود که فقط رو حقوق زنان تمرکز کرد!
موضو همش سیاسی نیست
زدن تو دهن کسیه که می خواد از احساس مردم استفاده کنه برا خودش
یه مصداق خودزنی دقیقا یعنی همین، تا دیروز اگه میگفتی همه چی سیاسی نیست، میکشیدنت به فحش و بد و بی راه که فلان فلان شده، تو ایران نون سنگک هم سیاسیه! الان میگید اخلاقیات هم مطرحه.
درکل بگم که طرفدارای این جریانات تند در هر دو طرف باید بدونن که ول معطلن (سردسته هاشون البته تا جای ممکن به کاسبی ادامه میدن). نه رژیم چنجی رخ میده، نه آمریکا از منطقه فرار میکنه. سناریوی اصلی داره جای دیگه نوشته میشه و سردمدارانش هم همونایی هستن که بیشتر از همه دارن فحش میخورن، قشر خاکستری و متوسط هم صددرصد ازشون بخاطر منافع خودش استقبال خواهد کرد. فکر کردی اینترنت رو کی وصل کرد؟
بعد از جنگ بزرگ بعدی که حتمیه، خیلی چیرا تعیین تکلیف میشه. مگه این بخوان به شیوه کتاب ۱۹۸۴ جنگ رو بخاطر خودِ جنگ، همینطوری تا سالها بخاطر فایده هاش ادامه بدن بدون اینکه قصد نابود کردن همدیگرو داشته باشن.
پیامخانواده کودک شهید میناب محمد لقمانی به لاله مرزبان:
اصلا شبیه اسمت نبودی
میبینم که لشگر جیره خوار و کیسه برنج گیر سایبری اومده تو این پست و به همون سه تا روش همیشگی سعی در تفرقه انداختن بین مردم ایران داره. یه زمون مستقیم به کسایی که همفکرشون نبودن فحش میدادن. بعد اومدن گودرز و به شقایق ربط دادن که چرا اونجا اون حرف و زدی چرا از بچه های میناب و فلان چیزی نگفتی؟ الانم با یه روش جدید برای تفرقه انداختن بین مردم و کسی که حرف حق میزنه پیداشون شده. مثلا مینویسن که: مردم ایران دیگه گول شماهارو نمیخورن، جوونا هشیار شدن، برای ما دل نسوزون. تو بابت خود شیرینی برای جشنواره های خارجی این حرفارو زدی و اینجور حرفهای تابلو که معلومه دستور و آبشخورش از کجا به این جیره خواران داده شده. برای محسن نامجو که قرآن مسخره کرده فرش قرمز پهن میکنن و اونوقت برای لاله مرزبان که تا حالا سابقه دفاع از حکومتم نداشته این حرفهارو بارش میکنن و فکر میکنن ما مثل خودشون ابلهیم. لاله مرزبان بازیگر حکومتی نبوده که شماها اومدین تابلو از طرف مردم کامنت گذاشتین: «مردم ایران دیگه گول شماهارو نمیخورن، جوونا هشیار شدن، برای ما دل نسوزون. » یعنی انقدر شوتین که فرق اون مجری زن پاچه خوار صدا و سیما رو با لاله نمیدونین. اگه اون مجری زن میومد حرفهای لاله رو میزد، شماها باید میومدین این کامنتارو مینوشتین شوتا.
کشورتون یک درصد جمعیت دنیا رو داره ولی هفت درصد منابع طبیعی جهانی به این بزرگی و در اختیار داره. اونوقت انقدر فقیر و بدبخت و پر از دزدیه و فساده چون امثال شماها وجود دارین. شرافتتون و به چی میفروشین؟ اون نون و به جای اینکه بزنین تو خون هموطناتون و بخورین، میتونین بزنین تو کره و خاویار بخورین اگه شرافت داشته باشین و پشت آزادی خواه ها در بیاین
اینجا پنج شیش تا اسم هستن، دقیقا همیشه عین همدیگه کامنت میذارن
از جنگ دوازده روزه پارسال اینطوری شد دوتا از کاربرای شاخ سایت باهم دعواشون شد و بعد این سایبری ها تا مدت ها اون یکی که ضد نظام صحبت کرد رو بهش حمله میکردن و دیسلاک زیاد میدادن حتی وقتی راجع به فیلم و موضوعات متفرقه حرف میزد
اخیرا هم یه مدت با کاربر نیما اینطوری کردن و الانم دارن با رادوین اینطور میکنن
البته وقتی جمع میبندم منظور همون یه نفر هست که خودش اعتراف کرد با سه تا اسم مختلف اینجا کامنت گذاشته (محمد جواد و mmm و …..)
تنها کسیهر دفه با یه اسم میاد …میگه خودتی همه می دونن کی هستی ضایع میشی😂
یکی دیگه از اسم هات رو شد
من حرفاتو بیشتر به حساب سادگیت میذارم که متاسفانه خیلی از ماها دچارشیم،اولن اینکه نمیشه هرکیمخالف نظرت بود بهش بگی سایبری دومن گول یه مشت مزخرف، جملات به ظاهر زیبا رومی خوریم،که در عمل تهی و بی ارزشند،دقیقن این بانو چی گفت که شد قهرمان واسه تو؟یه جمله اظهر من الشمس و لی مبهم الان چه راه اندازی انجام داد؟پیشنهاد می کنم مقاله معروف هری فرانکفورتو بخونی به نام (مزخرفات) حتمن متوجه خواهی شد منظورم چیه و ادمهای همچو این خانم مزخرف گو،عملن دارند به ضرر ملت عمل می کنن،انچه اینخانم گفت مزخرفی بود تنها برای موج سواری ،فاقد اثر.ازادی واقعی ایران نه به دست مزخرف گوها که به دست انسانهایی با شرف و عملگرا و دلسوز کشور و تمام مردم رویخواهد داد
این لاله جانت ماشین ۱۵میلیاردی زیر پاشه
تو دلت به حال خودت بسوزه
کاربر سین من از شعر لاله مکار چشم تر خیلی خوشم اومد میخوام جایی بخونم و میگم از طرف دوستی که متخلص به سین هست
اوکی؟
بی خیال خیلی قضیه رو جدی گرفتی😆
تو اجتماعات شبانه می خونی؟
اره و افتخارم می کنم
تو هم برو زیر پتو برا عمو ترامپت تنکیو بگو
ای کاش لاله مرزبان همین پست و کامنتهاشو می خوند و می فهمید جوونای ما هوشیار تر از این حرکتهای کلیشه ایی هستند
درود بر ایران و جوونای باهوشش
خدا لعنت کنه فاند بگیرای وطن فروش
همه مزخرف میگن
وضع بدتر و بدتر خواهد شد
در کتاب سه قطره خون هدایت،یادم نیست در کدوم داستانش،در یک قهوهخونه دو نفر نشستن با هم حرف میزنن،حرفاشون در مورد گرونی ،کوچک شدن اندازه نون سنگک،ولنگاری و افزایش اعتیاد ،بی انصاف تر شدن مردم و..دقت کن زمانه داستان واسه صد سال پیش ،اما گفتگوها عین زمان حالاست(البته الان اوضاع بسیار افتضاح تر)من وقتی این قسمت کتابومیخوندم حس کردم انگار کشور همیشه داره به سمت نزول میره،امروزمان از دیروز بدتر و از فردا بهتره،
سازندگان نزا که خود اسرائیلی هستند اما علیه کودککشی اسرائیل فیلم ساختند و در جشنواره فیلم ونیز برنده جایزه بهترین مستند شدند
انسانیت و ازادگی یعنی این لاله خانم
درود بر لاله
حرفشو با شجاعت زد که مردها نمی تونستند بزنند👏🙏🌹
ناله مرزبان
نمبدونم بر حسب چی جایزه میدن ایندخانم بازیگر خوبی نیست
فقط کسایی که میگن چقدر حرفاش مهم بود🤣
لاله مرزبان خیلی سادست که فکر می کنه مردم هنوز گول این چرندیات می خورن
(در حکایتِ لاله و مکرِ چشمِ تر)
بشنو ای جان، قصهی آن لالهرو
کاو به تزویر آمده در گفتگو
لالهای بودش به ظاهر دلفریب
لیک در باطن، نهانی بود عجیب
چشمِ او چون ابرِ نیسان میگریست
تا به حیله، خلق را در دام زیست
اشک میبارید و دلها میشکست
وز فریبش پایِ هر عاقل ببست
گفت: «من مظلوم و دردمندم آه
کیست یاریام کند در این تباه؟»
خلقِ ساده، غرق در دریایِ شور
بیخبر از حیلههایِ کورِ کور
لیک چون چرخِ فلک چرخی بزد
پرده از رویِ فریبش بُربِزَد
دستِ او رو شد میانِ انجمن
آتشی افتاد در مکرِ کهن
لاله! ای که اشکِ تو رنگِ ریا است
مکرِ تو، خود چاهِ ژرفِ انتها است
چون حقیقت رو کند در هر کجای
جایِ پنهان کردنِ زشتی کجای؟
خویش را رسوا ببین ای بیوفا
چون که حق آمد، گریزد ادعا
کس نمیافتد دگر در دامِ تو
بسته شد راهِ فریب و نامِ تو
گر بریزی صد یم از چشمِ سیاه
کس نمیگردد به گردِ آن نگاه
خوش بمان تنها در این کنجِ ریا
کز تو و بازیت، گسسته ایم ما!
(شعر از سینو دوله
2001_2125)
درست نمی فهمم کدوم طرفی هستی اما
از مکر چشم تر خوشم اومد
ملت ایران هوشیار تر ازینا هستن گول بخورن و برات هورا بکشن
حرف های ابن خانم منو یاد این بیت شعر انداخت
آن یکی پرسید از اشتر که هی از کجا میایی ای اقبال پی
گفت از حمام گرم کوی تو ،گفت خود پیداست از زانوی تو
زنده باد ایران. و درود بر شهیدان جنگ تحمیلی .مرگ بر دشمنان اسلام
آزاد میشیم لاله جان. بهت قول میدم به زودی آزاد میشیم و ما هم مثل آدما زندگی میکنیم
لاله جانت نه فکر ازادی تو هستش نه کودکان گرسنه،موج سواری است و در ارزوی اقامت در ینگه دنیا
لاله جان؟؟؟؟!!!!
نه تورو خدا تقدیم نکن یوقت هزینه سنگینیه
ولی خب تقدیمم کردی بکن ولی به چه درد میخوره؟
از این چرتو و پرتا همشون میگن
این مزخرفات دیگه خریدار نداره
لاله مرزبان با بی حجابی خود عفت زنان ایرانی را له کرد.واقعا متاسفم.
حالا دمخروس میزنه بیرون
سوختگی سایبریها دیدنیه
اتفاقا کسی که سوخت به قول سین.. لاله مکار و چشم تر شما بود
برای شواف خانم مرزبان و گریه اش در هنگام گرفتن جایزه :عدالت، آنگاه که به ابزارِ سفسطه بدل میشود، دیگر عدالت نیست، حجابی است که بر چهرهیِ حقیقت کشیده شده است.
این بانوی سخنورِ امروز، همان سوفسطاییِ دیروز است که در میدانِ شهر آگورا ایستاده و نیمی از دردِ جهان را فریاد میزند تا نیمی دیگر را در سایهیِ فراموشی دفن کند. در نمایشِ تراژیکِ سیاستِ مدرن، کلمات همچون ماسکهایِ تئاترِ یونانیاند، چهرهای رنجکشیده را به نمایش میگذارند، اما پشتِ این نقاب، نه یک حقیقتِ جهانشمول، که منفعتی گزینشی نهفته است.
آنکس که آزادی را نه در معنایِ وجودیاش برایِ بشر و تمام ملت ایران، بلکه به مثابهیِ سهمیهای هویتی برای زنان حتمن از اولیگارشهای نو کیسه ،تقسیم میکند، نه مدافعِ حق، که تاجرِ رنج است. چرا که در محکمهیِ وجدان، دردِ زن، مرد، یا کودکِ بیگناه(کودکانشهید میناب،ملارد وکودکان در حسرت یک کفش نو در اول مهر) پیوندی ناگسستنی با هم دارند. نادیده گرفتنِ سهمِ دیگران در این قربانگاهِ بزرگ، نه یک خطایِ لفظی، که خیانتی به (حقیقتِ کلام) است.کسانی که از آزادیِ ناتمام سخن میگویند، در واقع نه به دنبالِ گشودنِ تمامِ بندها، که تنها به دنبالِ تعویضِ بندبازاناند.
حقیقت، در سکوتِ سنگینِ آنانی است که نامشان در فهرستِ مظلومانِ این ناطقانِ پرطمطراق فمنیست نیامده است سکوتی که از هر فریادِ دروغین، رساتر است. و این، همان آغازِ سقوطِ اخلاق است: وقتی که برایِ شنیده شدن، دیگران را نشنیده میگیریم.اشکهای او، همچون آوازِ فریبندهی سیرنهاست، در پسِ هر قطره، صخرهای پنهان است که کشتیِ اعتمادِ آدمی را به کامِ ویرانی میکشد.او در هنرِ سوگواری، برتر از آنتیگونه است، با این تفاوت که آنتیگونه برای عشق میگریست و او برای فتحِ سنگرهایِ عقلِ دیگران ،شاید با این گدایی به او در پانتئون خیالی اش جایش دٓهند.
ترجمه کنم برا جوونا:مختصر و مفیدش همونه که من گفتم
ولی خوب بود👍
می دونید چرا سین به ادبیات رومی علاقه داره؟چون فاشیسته
تمام فاشیستها از سمبلها و علامتها و اسمهای رومی استفاده می کردند ومی کنن یعنی اینا نشون دهنده سواد نیست نشون دهنده یه قلب سیاه متنفر از زنهاست😤☠️
ارش بانو جان تو تنها کسی هستی که هر چی بگی من قبولت دارم
اما چرا روم؟اونچه گفتم واسه یونانه
😘😍🥰❤️💘💝💖💗💓💞💕💋
نباید امیدمان را از دست بدهیم!
خیلی پرتید از حقیقت جامعه ، مردم خیلی وقته از این حرفهای آبکی و الکی عبور کردن!
افرین
به اینا میگن دپیتی
حرفای قشنگ توخالی به درد نخور
همون صد من یه غاز خودمون
لاله مرزبان فقط از زنها گفت
مردها چی؟
اینمتو فکر اقامت دائم اون طرف