صفحه اصلی > اخبار سینمای جهان : کارگردان پدرخوانده از پروژه ی جدید و بزرگش می گوید

کارگردان پدرخوانده از پروژه ی جدید و بزرگش می گوید

f-f-c-349

فرانسیس فورد کوپولا آماده بازگشت به سینما است. این کارگردان برنده اسکار و هفتاد وسه ساله بسیاری از فیلم‌های شمایل گونهٔ تمام دوران راساخته از فیلم کلاسیک پدرخوانده (۱۹۷۲) گرفته تا درام جنگی «اینک آخرالزمان» (۱۹۷۹). فرانسیس فورد کوپولا در عین حال دانشجوی عادی و عاشق سینماست که اخیرا فیلمهای جمع وجورتری با بودجه‌های ناچیز نظیر «تترو» (۲۰۰۹) با حضور وینسنت گالو و «Twixt» با نقش افرینی وال کیلمر والِ فانینگ ساخته است.
کوپولا در جدید‌ترین گفت‌و‌گوی خود درباره پنج فیلمش (اینک آخر الزمان، نسخه طولانی‌تر این فیلم باعنوان بازگشت اینک آخر الزمان، مکالمه، تترو، یکی از قلب) که کمپانی لاینز گیت در یک مجموعه ارائه کرده است، پروژه جدیدش و جرج لوکاس صحبت می‌کند…..


چطور تصمیم گرفتید این پنج فیلم خاص را از جمله «یکی از قلب» با بازی «تری گر» را در یک مجموعه باهم ارائه کنید. این فیلم هرگز به فرمت بلوری عرضه نشده بود. پیش‌تر «اینک آخرالزمان» را عرضه کرده بودید که نسخه خیلی جالبی بود.

– نسخه خانگی «اینک آخر ازمان»سابقا برای کسانی بود که می‌خواستند سیستم صوتی سینماهای خانگی خود را چک کنند. سالن‌های استاندارد وسیستم دالبی ۵ همگی مدیون این فیلم هستند. چون زمانی که در سانفرانسیسکو فیلم را درست میکردیم سیستم دالبی وجود داشت.

خیلی از رویداد‌ها متاثر از مسائل قانونی است. حقوق این پنج فیلم مال من است. امتیاز فیلمهایی چون پدرخوانده یا مردم باران (۱۹۶۹) که نخستین فیلم هایی بود که فیلمنامه‌اش را نوشته بودم به کمپانی برادران وارنر تعلق دارد. حقوق «اینک آخر الزمان» و بقیه عناوین این مجموعه مال خودم بود. کمپانی‌ها تمایلی به فروختن امتیاز فیلمهای خود ندارند. چون اگر آن‌ها امتیاز فیلمهای خود را بفروشند و عرضهٔ فیلم‌ها به فرمت D. V. D و بلو-ری با موفقیت روبرو شود، باعث سرافکندگیشان خواهد شد. کمپانی لاینزگیت به صرافت ارائه این مجموعه افتاد. نسخه دی. وی. دی «مردم باران» حتی به صورت گسترده در دسترس نیست.

آیا می‌توان فیلم جنگی نظیر «اینک آخر الزمان» را این روز‌ها ساخت؟ به زعم من «اینک آخرالزمان» یکی از بهترین فیلمهای جنگی تمام دوران است. فیلم متاثر از آ ن دوران، جنگ ویتنام است به علاوه کتاب قلب تاریکی به قلم جوزف کنراد منبع الهام فیلم بود. شما، مارتین شین و بازیگران چگونه تجربهٔ فیلمبرداری این فیلم را از سر گذراندید، فیلمبرداری در فیلیپین، شرایط جوی، مواد مخدر، مسائل سلامتی و… و توانستید فضای آکنده از سیاهی و افسردگی را به تصویر بکشید؟ امروزه خیلی زود همه چیز در سایت‌های توئی‌تر، فیس بوک و توسط پاپاراتزی‌ها افشا می‌شود.

آن روز‌ها خیلی جوان بودم. پدرخوانده، مکالمه و پدرخوانده دو را خیلی جوان بودم که ساختم. هیچ کس نمی‌خواست فیلمی درباره جنگ ویتنام بسازد. حتی بازیگرانی که رفقایم بودند حاضر نبودند بامن به جنگل بیایند. به عنوان کارگردانی جوان خیلی سرخورده شده بودم. پس خودم آستین‌هایم رابالازدم. اموالم را گرو گذاشتم. زمانی که «اینک آخر ازمان» به نمایش درامدبا واکنش جنون آمیزی روبه روشد. آن‌ها فیلم را «کدام اخر الزمان» خطاب کردند ومن را «کرتز» ی(شخصیت اصلی کتاب قلب تارکی نوشته کنراد) نام دادند که دیوانه و خودبزرگ بین شده است. سرانجام فیلم را ناتمام در جشنواره فیلم کن نمایش دادم از بس که درباره ش بد نوشته بودند. می‌دانستم که به خاطر سبک فیلم بی‌یار ویاورم. من توانستم فیلم را به کشورهای خارجی بفروشم چراکه شبیه فیلمهای جنگ جهانی دوم نظیر «پلی در دور دست» (۱۹۷۷) بود. اما خیلی تفاوت با این فیلم داشت. در ضمن به لحاظ مالی وضعیت بغرنجی داشتم.

از آن پس اینک اخر الزمان مدتهاست که یکی از بهترین فیلمهای تمام دوران شناخته می‌شود.

-مثل عقده کاساندرا (در روان‌شناسی) است. حتی اگر یکبار آن فیلم را بسازید مردم به باد انتقاد می‌گیرندش. ولی به بخشی از فرهنگ تبدیل می‌شود. اگر بخواهید دوباره آن را بسازید  دیگراهمیتی نخواهد داشت. شما می‌توانید دوباره آن را تجربه کنید (بسازید). حتی در زندگی شخصی‌ام افراد کمپانی ومردم فکر می‌کنند که عجیب و غریبم. خودم می‌دانم زمانی که ایده ایی به ذهنم می‌آید هیچ کس نمی‌خواهد همراهی ام کند. اگر پافشاری کنم دیگران همراهم می‌شوند.

چه بر سر فیلمسازان منطقه «بی‌ایریا» که در مستند «استادان فاگ سیتی» به تصویر کشیده شده‌اند آمده است، به ویژه شما دارید فیلمهای کم هزینه‌تر می‌سازیدحالا هم قرار است سال آینده دفتری در مقر کمپانی پارامونت در شهر لس انجلس داشته باشید.لوکاس فیلم ِ جرج لوکاس را هم کمپانی دیسنی خرید.
-جرج برای من مثل برادر کوچکم است. به شدت به او افتخار می‌کنم و خوب می‌شناسمش. شما منتظر سه فیلم شخصی دیگر از جرج (پس از فروش لوکاس فیلم) باشید. جرج می‌گوید: «مثل فرانسیس فیلمهایی خواهم ساخت  که هیچ کس نمی‌رود ببیند.»
دلیلی که رفتم و سه فیلم کم هزینه ساختم این بود که می‌خواستم دوباره دانشجوی سینما شوم. مانند دوران جوانی‌ام در سال‌های ۱۹۶۰. تنها به لوکیشن بروم و ببینم چگونه می‌توانم با دست خالی فیلم بسازم. دلم نمی‌خواست همکاران سینمایی و همه چیز در اطرافم در دسترس باشد. زمانی که فیلمساز نام آشنایی باشی این چیز‌ها را در اختیار داری. دلم می‌خواست فیلم نامه‌های شخصی بنویسم. شما نمی‌توانی سراغ سرمایه گذار بروید وبگویی: «می‌خواهم فیلمی بسازم که سوال می‌پرسد وهمان فیلم پاسخ سوال را می‌دهد.»

پس حالا دارید چکار می‌کنید؟ شما سال آینده دفتری در کمپانی پارامونت خواهید داشت.

یک سرمایه گذار مخفی با پول نامحدود دارم. آنچه باید، ازساختن این سه فیلم کم هزینه یادگرفتم. حالا می‌خواهم فیلمنامه فیلم بزرگتری را بنویسم. که مشغولش هستم. فیلم خیلی جاه طلبانه است. پس تصمیم گرفتم به لس آنجلس بیایم وفیلم را استودیویی بسازم که همه تسهیلات طراحی چهر‌پردازی  و لباس را دارد. همه بازیگران هم ساکن اینجاند. داستانِ من در شهر نیویورک می‌گذرد. نسخه اول فیلمنامه را نوشته‌ام و آماده مرحله انتخاب بازیگرم. فیلم‌ها متناسب زمانشان هستند. داستان فیلم از اواسط سال‌های ۱۹۲۰ آغاز می‌شود و بخش‌هایی در سال‌های ۱۹۳۰ و اواخر سال‌های ۱۹۴۰ می‌گذرد تا اواخر سال‌های ۱۹۶۰ را دربرمیگیرد.

به عنوان آخرین سوال، هرگز دلتان خواسته که ادامه یکی از فیلم‌هایتان را بسازید مثلامانند فیلمهای چند قسمتی «جنگ‌های ستاره ایی»، قسمت جدیدی از پدرخوانده را کارگردانی کنید

به نظرم دنباله سازی هدر دادن وقت وپول است. به اعتقاد من فیلم‌ها باید داستان‌های نو روایت کنند

 

 تارنمای سینما ما

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها