گیلرمو دل تورو تهیهکننده و فیلمساز مکزیکی تبار سینما، برای کار نگارش فیلمنامه پروژه کمیک استریپی خود «جهان تاریک» یک نویسنده ناشناس را استخدام کرد!
این فیلم ساز از ماه قبل که خبر تولید نسخه سینمایی این قصه کمیک استریپی را اعلام کرد، جستوجو برای پیدا کردن یک فیلمنامه نویس را شروع کرد.
نسخه سینمایی «جهان تاریک» کاراکترهایی مثل سوامپ تینگ، جیسن بلاد، جان کنستانتین، ددمن و چند شخصیت دیگر را دور هم جمع میکند.
کمپانی برادران وارنر و شرکت انتشاراتی دی سی کامیکز -که مالک معنوی قصه کمیک استریپی «جهان تاریک» است -این فیلم را به صورت مشترک تهیه میکنند.
دل تورو اعلام کرده قصد ندارد نام نویسنده مرموز و ناشناس فیلمنامه «جهان تاریک» را برای رسانههای گروهی افشا کند.
به گفته وی: «تا زمانی که کار نگارش فیلمنامه به پایان نرسد و این فیلمنامه مورد تائید تهیهکنندگان فیلم قرار نگیرد، نام این فیلمنامه نویس اعلام نخواهد شد.»
این فیلمساز ابراز امیدواری کرد که این نویسنده ناشناس و مرموز، یک فیلمنامه خوب و قوی به تهیهکنندگان «جهان تاریک» ارائه دهد.
در عین حال، دل تورو بر روی این نکته تاکید دارد که این فیلمنامه نویس کار خود را خیلی خوب بلد است و میداند چگونه یک فیلمنامه جذاب بنویسد.
گیلرمو دل تورو یکی از طرفداران قصه ابرقهرمانانه و کمیک استریپی «جهان تاریک» است و میگوید از دوران کودکی، با کاراکترهای این قصه بزرگ شده است.
این فیلمساز در گفتوگوی خود به این نکته اشاره نکرد که کلید فیلم برداری نسخه سینمایی «جهان تاریک» را چه زمانی میزند.
وی از این فیلم به عنوان یکی از پروژههای مهم خود در سال جاری میلادی اسم میبرد و اظهار امیدواری میکند کار تولید آن، تا قبل از پایان سال 2013 آغاز شود.
گیلرمو دل تورو در کنار «جهان تاریک»، چند فیلم سینمایی دیگر را نیز به عنوان کارگردان، در دستور تولید و ساخت دارد.
او در حال حاضر، مشغول آماده کردن «پاسینیک ریم» برای اکران عمومی در اوایل فصل تابستان سال جاری میلادی است.
در عین حال، مدتهاست که وی صحبت از کارگردانی نسخه تازهای از قصه کلاسیک «پینوکیو» میکند ،که قرار است یک فیلم انیمیشن باشد.
آخرین فیلم سینمایی دل تورو در مقام کارگردان، دومین قسمت «هل بوی / پسر جهنمی» بود.این فیلم سال 2008 به نمایش عمومی در آمد. او تهیهکننده فیلم پرفروش و دلهرهآور «مامان» نیز هست. این فیلم ماه گذشته به روی پرده سینماهای جهان رفت.
فارس
تام کروز بازیگر ۵۱ ساله سینما،با وجودعدم موفقیت مالی فیلمهای چندسال اخیر خود،همچنان درحال بازی در فیلمهای جدید سینمایی است.
این بازیگر در عین حال همکار تهیه کننده فیلمهایی است که در آنها بازی می کند و فعلاً قصد بازنشستگی ندارد.
با وجود آن که منتقدان و تحلیلگران اقتصادی سینما به این نتیجه رسیدهاند که تام کروز دیگر مثل گذشتههای نه چندان دور یک بازیگر موفق نیست، اما خود او چنین دیدگاهی ندارد.
تکیه منتقدان و اهل فن، بر روی فروش کم و پائین فیلمهای چند سال اخیر این بازیگر است. کروز هم در جواب میگوید این روزها به دنبال موفقیت مالی فیلمهایش نیست و بیشتر به نقشها و فیلمنامههای پیشنهاد داده شده اهمیت میدهد.
تام کروز در دهه هشتاد میلادی با بازی در فیلمهایی مثل تاپ گان، ریسکی بیزنس ،چند تا آدم خوب و روزهای تندر به شهرت رسید و در دو دهه هشتاد و نود، یکی از موفقترین بازیگران روز سینما بود.
منتقدان عقیده دارند وی جزو معدود بازیگران موفقی است که توانست برای یک مدت زمان طولانی ، در صدر چهرههای سرشناس باشد و این موقعیت را برای خود محفوظ نگه دارد.
کروز دوبار برای فیلمهای “متولد چهارم ژولای” و “تندر استوایی” نامزد دریافت جایزه نقش اول و مکمل در مراسم جوایز اسکار و گلدن گلوب شد، ولی هیچ وقت جایزه اسکار نگرفت. با این حال، او یک دو جین فیلم پر فروش را در کارنامه سینماییاش دارد.
فیلمهایی مثل شرکت ، مصاحبه با خون آشام ،جری مکوائر و مجموعه چندقسمتی ماموریت غیرممکن، از جمله این فیلم هاهستند . وی هم چنین در فیلمهای مستقل و غیر متعارفی مثل ماگنولیا، رنگ پول، آسمان وانیلی و چشمان باز بسته هم بازی داشته است.
جک ریچر او در روزهای پایانی سال 2013 فروشی متوسط در جدول گیشه نمایش سینماها کرد و در سال جدید میلادی اکشن علمی تخیلی فراموشی وی اکران عمومی میشود. تام کروز هم اکنون مشغول بازی در فیلم علمی تخیلی “کشتن تمام چیزی است که نیاز داری” است و قرارداد بازی در اکشن ماجراجویانه “ون هلسینگ” را هم دارد.
در خبرهاست که پنجمین قسمت “ماموریت غیر ممکن” هم قرار است تولید شود. در گفتو گوی اینترنتی زیر ، کروز به بحث درباره جبنههای مختلف کار هنری خود و زندگی خانوادگیاش میپردازد.
پدر شدن چه چیزهایی را به شما آموخت؟
مهمترین مسئله در ارتباط با یک بچه این است که از ته دل دوستش داشته باشی، حمایتش کنی و کمک کنی تا خوب بزرگ شود و برای خودش هویت و شخصیت پیدا کند. شما تا پدر نشوید، متوجه این موضوع نمیشوید و نمیدانید پدر و مادرتان در زمان بزرگ کردنتان چه حس و حالی داشتهاند.
به عنوان یک پدر، این مسئولیت اصلی من است که به فرزندانم کمک کنم تا مستقل بار بیایند و بزرگ شوند و از دانش و آگاهی کافی برخوردار شوند، باید کمک کنم دید درستی نسبت به زندگی و دنیا داشته باشند.
*برای سالیان طولانی، از مطرح ترین بازیگران روز بودهاید. آیا این موفقیت نتیجه مشورت کردن با اطرافیان است؟
ـ معمولاً چنین کاری نمیکنم . ترجیح میدهم درباره هر موضوعی خودم فکر کنم و بر اساس آن ، به یک نتیجه مشخص برسم. اگر احساس کنم به نتیجه درستی رسیدهام، با کسی دربارهاش صحبت و مشورت نمیکنم. هر تصمیمی که طی این سالها گرفتهام توسط خودم بوده است و مسئولیت درست یا غلط بودن آن را هم میپذیرم.
* هنوز هم خودتان را بازیگری میدانید که باید سر صحنه فیلمبرداری چیزهای تازه یاد بگیرد؟
ـ شیفته بازیگری هستم و اعتقاد دارم در همه حال ، باید چیزهای تازه را آموخت. هیچ وقت نمیتوانید ادعا کنید همه چیز را میدانید و دیگر نیازی به یادگیری چیزی ندارید. این موضوع فقط در رابطه با حرفه بازیگری صدق نمیکند. در زندگی عادی هم همین طور هستم. عاشق زندگی و یادگیری هستم و هر روز از زندگیام ، یک روز تازه است.
*وقتی جلوی دوربین فیلمبرداری میروید، چه حسی دارید؟
ـ هنوز هم پس از چهار دهه بازیگری، وقتی جلوی دوربین قرار میگیرم همان حس روزهای اول کار هنریام را دارم. کمی عصبی هستم و نمیدانم چکار باید بکنم. باید یکی دو روز بگذرد تا به حال و هوای صحنه فیلمبرداری عادت کنم.
البته این حس عدم اطمینان را دوست دارم و کمکم میکند تا نقشم را بهتر بازی کنم. در عین حال، این حس و حال یادآوری میکند که هنوز نسبت به کارم جدی هستم و بازیگری برایم به صورت یک کار پیشپا افتاده و باری به هر جهت در نیامده است.
*در زمانی که به عنوان یک سوپر استار شناخته شده بودید، نقش ران کویک سرباز کهنه کار جنگ را در “متولد چهارم ژولای” بازی کردید. نگران آن نبودید که این فیلم، موقعیت ستارهگونهتان را خدشه دار کند؟
ـ وقتی این فیلم را بازی میکردم، خیلی هامیگفتند داری کارنامه کاری خودت را خراب میکنی. میپرسیدند چرا بعد از موفقیت کلان “ناپ گان” به سراغ بازی در قسمت دوم آن نمیروم. اما من میخواستم خودم و تواناییهای بازیگریام را به چالش بکشم.
هدفم این نبود که یک عروسک خوش چهره باشم و میخواستم نشان دهم توانایی بازی در فیلمهای مستقل و نقشهای چالش برانگیز را هم دارم.
* یعنی میخواستید به صورت گزیده کار کرده و نقشهای خود را انتخاب کنید؟
ـ همیشه تلاشم در زندگی این بوده که همه چیز را با دقت انتخاب کنم و نسبت به انتخابهایم حساس باشم. از آن دسته از آدمهایی نیستم که بخواهم از این شاخه به آن شاخه بپرم و هرکاری را که پیش آمد، انجام دهم.
دقت میکنم که در حال انتخاب چه چیزی هستم و وقتی تصمیم به انجام کاری گرفتم، هیچ چیز جلودارم نیست. نمیخواهم بگویم برای تصمیمگیری درباره چیزها و کارهای مختلف،چندین ماه وقت میگذارم. اما همین انتخابها با دقت و سر فرصت انجام میشود.
* شهرت برایتان یعنی چه؟
ـ اوایل کار همه چیز خوب است و از این که مورد توجه هستی خوشحالی، البته آن روزهای اول کار، وقتی همه مرا نگاه میکردند کمی عصبی میشدم. اما بزودی میفهمی شهرت دردسر و بلای جان است، ولی دیگر نمیتوانی از عواقب آن خودت را خلاص کنی. باید با مشکلات مربوط به این مسئله هم کنار بیایی.
* نقشهای خود را چگونه انتخاب میکنید؟ ملاک و معیار برای انتخاب آنها چیست؟
ـ این انتخابها هریک دلایل خاص خودشان را دارند و بر اساس ملاحظاتی صورت میگیرند که تا حد زیادی، در ارتباط با زمان تصمیمگیری آن ها هستند. یک واقعیت این است که دوست دارم در نقشها و فیلمهای متفاوت بازی کنم و خودم را محدود یه یک چیز خاص نمیکنم.
کارم خیلی ساده است و خودم و کارم را سخت نمیگیرم. اوایل کار ،بازی در جلوی دوربین برایم جذابیت بسیار زیادی داشت و میخواستم هرچه بیشتر در حال بازی در فیلمهای تازه باشم و جلوی دوربین قرار بگیرم.
اما پس از مدتی، به این فکر افتادم که خودم را به چالش بکشم. در سالهای اخیر، به دنبال راههایی بودهام که کمک کند تا به موقعیتهای بالاتری برسم. همیشه میخواستم به عنوان یک بازیگر جدی شناخته شوم و مرا فقط ستاره فیلمهای پرفروش ارزیابی نکنند.
شاید برخی با دیدن فیلمهایم بگویند “تلاش دارد متفاوت باشد، ولی خیلی کار بزرگی نکردهاست.” اما همین تحلیل هم برایم جذاب و قانع کننده است، زیرا نشان میدهد تلاشم برای متفاوت بودن از نگاه دیگران پنهان نمانده است.
* در فیلم آخرتان «جک ریچر» هم در نقش متفاوتی ظاهر شدهاید. درباره کاراکتر خود در این فیلم چه فکر میکنید؟
* جک ریچر به اعتقاد من یک کاراکتر بزرگ است که نمونهاش را در کمتر فیلم سینمایی دیدهایم. او نه موبایل دارد و نه ایمیل و اصلا شبیه آدمهای امروزی نیست. از تکنولوژی بسیار دور است و همه کارهایش را به شیوه سنتی انجام میدهد،
نوع نگاه او هم کاملا متفاوت از نوع نگاه آدمهای امروزی است. میتوانم یک جورهایی او را با کاراکتر هری کالاهان فیلم «هری کثیف» با بازی کلینت ایستوود مقایسه کنم.
* در حرفه بازیگری از شیوه استلانیسلاوسکی که پیروی نمیکنید؟ بسیاری از بازیگران مطرح در این شیوه بازیگری درس آموختهاند.
* جزو بازیگران اکتورز استودیو (مرکز مهم و اصلی بازیگری در آمریکا که شیوه بازیگری «متد» استانیسلاوسکی را آموزش میدهد) نیستم و از آن دسته کسانی نبودهام که به شیوه او بازیگری را یاد گرفته و در جلوی دوربین بازی میکنند.
سر صحنه فیلمبرداری تمام تلاشم این است که با آدمهای صحنه بیشترین رابطه کاری را برقرار کنم و نقشم را بر اساس قصه فیلمنامه بازی کنم.
* به عنوان آدمی که در یک جامعه و در بین آدم های دیگر زندگی میکنید، خواهان چه چیزی هستید!
* من به عنوان یک آدم معمولی چه میخواهم؟ خواهان یک دنیای بدون جنگ و خونریزی هستم، دنیایی بدون وحشیگری و دیوانه بازی. میخواهم ببینم که مردم همه جهان، زندگی آرام و خوبی دارند. فکر نمیکنم چیز زیادی بخواهم و خواستهام غیر منطقی باشد. خوشبختی و راحتی را فقط برای خودم نمیخواهم و فکر میکنم این یک حق عمومی است.
* از این که تا به حال اسکار بهترین بازیگر مرد را نگرفتهاید و یا برخی از فیلم هایتان شکست تجاری خوده اند،چه حسی دارید؟
* برای برنده یا بازنده شدن استانداردهایی دارم. پیروزی یا شکست یعنی چه و بر چه مبنا و میزانی آنها را میسنجیم؟ اگر در یک مسابقه بسکتبال شکست بخورم، برایم اهمیتی ندارد. اما اگر قرار باشد فیلمی سینمایی بر اساس این ماجرا ساخته شود، باید چه نگاهی به این موضوع داشته باشد؟
واقعیت این است که در کار سینما و بازیگری، همه چیز محدود به بازیگر نمیشود. چیزهایی مثل زمان اکران عمومی فیلم، بازاریابی آن و فیلمهایی که هم زمان با آن به روی پرده سینماها میروند، از جمله چیزهایی هستند که شما نمیتوانید در ارتباط با آنها دخالت و اعمال نظر کنید.
بهرحال، من هم از بازیهای مربوط به جدول گیشه نمایش اطلاع دارم و آنها را درک میکنم. دلایل زیادی برای موفقیت یا عدم موفقیت یک فیلم وجود دارد، که خارج از عهده و توان من به عنوان یک بازیگر است.
در عین حال، جایزه گرفتن را دوست دارم و فکر میکنم هر وقت زمان لازم و مناسب برسد، به من هم جایزه اسکار را خواهند داد.
* بین بازیگری و بزرگ کردن بچهها، کدام یک در اولویت قرار دارند؟
* چه مشغول بازی کردن در یک فیلم باشم و چه در حال بزرگ کردن بچههایم، تمام تلاشم این است که کار محوله را به نحو احسن انجام دهم و از یادگیری چیزهای تازه وحشت نداشته باشم.
از آن دسته کسانی هستم که میگوید یا همه چیز یا هیچ چیز. وقتی علاقمند به انجام کاری میشوم، خودم را وقف آن میکنم و میخواهم بهترین کار ممکن را انجام دهم. از جوانی به دنبال ماجراجویی و یادگیری چیزهای مختلف بودهام.
بزرگترین نکته در ارتباط با بازیگر بودن این است که میتوانم زندگیهای مختلف و ماجراجوییهای متفاوت را تجربه کنم. با هر فیلم تازهای، چیزهای جدیدی را در ارتباط با زندگی، آدمها و حرفههای مختلف یاد میگیرم. بازیگری برایم مثل یک کلاس درس است. این حرفه کمک میکند تا در دنیای واقعی، زندگی بهتری داشته باشم و آموختههایم را در این زندگی عادی به کار گیرم.
* هنوز هم بازیگری را دوست دارید؟
* آن چه را که انجام میدهم دوست دارم و عاشق کارم هستم. به کاری که میکنم افتخار میکنم. همان طور که گفتم وقتی قرار باشد کاری را انجام دهم، تا انتهای آن میروم، بازیگری هم همین طور است.
فارس
تام کروز بازیگر ۵۱ ساله سینما،با وجودعدم موفقیت مالی فیلمهای چندسال اخیر خود،همچنان درحال بازی در فیلمهای جدید سینمایی است.
این بازیگر در عین حال همکار تهیه کننده فیلمهایی است که در آنها بازی می کند و فعلاً قصد بازنشستگی ندارد.
با وجود آن که منتقدان و تحلیلگران اقتصادی سینما به این نتیجه رسیدهاند که تام کروز دیگر مثل گذشتههای نه چندان دور یک بازیگر موفق نیست، اما خود او چنین دیدگاهی ندارد.
تکیه منتقدان و اهل فن، بر روی فروش کم و پائین فیلمهای چند سال اخیر این بازیگر است. کروز هم در جواب میگوید این روزها به دنبال موفقیت مالی فیلمهایش نیست و بیشتر به نقشها و فیلمنامههای پیشنهاد داده شده اهمیت میدهد.
تام کروز در دهه هشتاد میلادی با بازی در فیلمهایی مثل تاپ گان، ریسکی بیزنس ،چند تا آدم خوب و روزهای تندر به شهرت رسید و در دو دهه هشتاد و نود، یکی از موفقترین بازیگران روز سینما بود.
منتقدان عقیده دارند وی جزو معدود بازیگران موفقی است که توانست برای یک مدت زمان طولانی ، در صدر چهرههای سرشناس باشد و این موقعیت را برای خود محفوظ نگه دارد.
کروز دوبار برای فیلمهای “متولد چهارم ژولای” و “تندر استوایی” نامزد دریافت جایزه نقش اول و مکمل در مراسم جوایز اسکار و گلدن گلوب شد، ولی هیچ وقت جایزه اسکار نگرفت. با این حال، او یک دو جین فیلم پر فروش را در کارنامه سینماییاش دارد.
فیلمهایی مثل شرکت ، مصاحبه با خون آشام ،جری مکوائر و مجموعه چندقسمتی ماموریت غیرممکن، از جمله این فیلم هاهستند . وی هم چنین در فیلمهای مستقل و غیر متعارفی مثل ماگنولیا، رنگ پول، آسمان وانیلی و چشمان باز بسته هم بازی داشته است.
جک ریچر او در روزهای پایانی سال 2013 فروشی متوسط در جدول گیشه نمایش سینماها کرد و در سال جدید میلادی اکشن علمی تخیلی فراموشی وی اکران عمومی میشود. تام کروز هم اکنون مشغول بازی در فیلم علمی تخیلی “کشتن تمام چیزی است که نیاز داری” است و قرارداد بازی در اکشن ماجراجویانه “ون هلسینگ” را هم دارد.
در خبرهاست که پنجمین قسمت “ماموریت غیر ممکن” هم قرار است تولید شود. در گفتو گوی اینترنتی زیر ، کروز به بحث درباره جبنههای مختلف کار هنری خود و زندگی خانوادگیاش میپردازد.
پدر شدن چه چیزهایی را به شما آموخت؟
مهمترین مسئله در ارتباط با یک بچه این است که از ته دل دوستش داشته باشی، حمایتش کنی و کمک کنی تا خوب بزرگ شود و برای خودش هویت و شخصیت پیدا کند. شما تا پدر نشوید، متوجه این موضوع نمیشوید و نمیدانید پدر و مادرتان در زمان بزرگ کردنتان چه حس و حالی داشتهاند.
به عنوان یک پدر، این مسئولیت اصلی من است که به فرزندانم کمک کنم تا مستقل بار بیایند و بزرگ شوند و از دانش و آگاهی کافی برخوردار شوند، باید کمک کنم دید درستی نسبت به زندگی و دنیا داشته باشند.
*برای سالیان طولانی، از مطرح ترین بازیگران روز بودهاید. آیا این موفقیت نتیجه مشورت کردن با اطرافیان است؟
ـ معمولاً چنین کاری نمیکنم . ترجیح میدهم درباره هر موضوعی خودم فکر کنم و بر اساس آن ، به یک نتیجه مشخص برسم. اگر احساس کنم به نتیجه درستی رسیدهام، با کسی دربارهاش صحبت و مشورت نمیکنم. هر تصمیمی که طی این سالها گرفتهام توسط خودم بوده است و مسئولیت درست یا غلط بودن آن را هم میپذیرم.
* هنوز هم خودتان را بازیگری میدانید که باید سر صحنه فیلمبرداری چیزهای تازه یاد بگیرد؟
ـ شیفته بازیگری هستم و اعتقاد دارم در همه حال ، باید چیزهای تازه را آموخت. هیچ وقت نمیتوانید ادعا کنید همه چیز را میدانید و دیگر نیازی به یادگیری چیزی ندارید. این موضوع فقط در رابطه با حرفه بازیگری صدق نمیکند. در زندگی عادی هم همین طور هستم. عاشق زندگی و یادگیری هستم و هر روز از زندگیام ، یک روز تازه است.
*وقتی جلوی دوربین فیلمبرداری میروید، چه حسی دارید؟
ـ هنوز هم پس از چهار دهه بازیگری، وقتی جلوی دوربین قرار میگیرم همان حس روزهای اول کار هنریام را دارم. کمی عصبی هستم و نمیدانم چکار باید بکنم. باید یکی دو روز بگذرد تا به حال و هوای صحنه فیلمبرداری عادت کنم.
البته این حس عدم اطمینان را دوست دارم و کمکم میکند تا نقشم را بهتر بازی کنم. در عین حال، این حس و حال یادآوری میکند که هنوز نسبت به کارم جدی هستم و بازیگری برایم به صورت یک کار پیشپا افتاده و باری به هر جهت در نیامده است.
*در زمانی که به عنوان یک سوپر استار شناخته شده بودید، نقش ران کویک سرباز کهنه کار جنگ را در “متولد چهارم ژولای” بازی کردید. نگران آن نبودید که این فیلم، موقعیت ستارهگونهتان را خدشه دار کند؟
ـ وقتی این فیلم را بازی میکردم، خیلی هامیگفتند داری کارنامه کاری خودت را خراب میکنی. میپرسیدند چرا بعد از موفقیت کلان “ناپ گان” به سراغ بازی در قسمت دوم آن نمیروم. اما من میخواستم خودم و تواناییهای بازیگریام را به چالش بکشم.
هدفم این نبود که یک عروسک خوش چهره باشم و میخواستم نشان دهم توانایی بازی در فیلمهای مستقل و نقشهای چالش برانگیز را هم دارم.
* یعنی میخواستید به صورت گزیده کار کرده و نقشهای خود را انتخاب کنید؟
ـ همیشه تلاشم در زندگی این بوده که همه چیز را با دقت انتخاب کنم و نسبت به انتخابهایم حساس باشم. از آن دسته از آدمهایی نیستم که بخواهم از این شاخه به آن شاخه بپرم و هرکاری را که پیش آمد، انجام دهم.
دقت میکنم که در حال انتخاب چه چیزی هستم و وقتی تصمیم به انجام کاری گرفتم، هیچ چیز جلودارم نیست. نمیخواهم بگویم برای تصمیمگیری درباره چیزها و کارهای مختلف،چندین ماه وقت میگذارم. اما همین انتخابها با دقت و سر فرصت انجام میشود.
* شهرت برایتان یعنی چه؟
ـ اوایل کار همه چیز خوب است و از این که مورد توجه هستی خوشحالی، البته آن روزهای اول کار، وقتی همه مرا نگاه میکردند کمی عصبی میشدم. اما بزودی میفهمی شهرت دردسر و بلای جان است، ولی دیگر نمیتوانی از عواقب آن خودت را خلاص کنی. باید با مشکلات مربوط به این مسئله هم کنار بیایی.
* نقشهای خود را چگونه انتخاب میکنید؟ ملاک و معیار برای انتخاب آنها چیست؟
ـ این انتخابها هریک دلایل خاص خودشان را دارند و بر اساس ملاحظاتی صورت میگیرند که تا حد زیادی، در ارتباط با زمان تصمیمگیری آن ها هستند. یک واقعیت این است که دوست دارم در نقشها و فیلمهای متفاوت بازی کنم و خودم را محدود یه یک چیز خاص نمیکنم.
کارم خیلی ساده است و خودم و کارم را سخت نمیگیرم. اوایل کار ،بازی در جلوی دوربین برایم جذابیت بسیار زیادی داشت و میخواستم هرچه بیشتر در حال بازی در فیلمهای تازه باشم و جلوی دوربین قرار بگیرم.
اما پس از مدتی، به این فکر افتادم که خودم را به چالش بکشم. در سالهای اخیر، به دنبال راههایی بودهام که کمک کند تا به موقعیتهای بالاتری برسم. همیشه میخواستم به عنوان یک بازیگر جدی شناخته شوم و مرا فقط ستاره فیلمهای پرفروش ارزیابی نکنند.
شاید برخی با دیدن فیلمهایم بگویند “تلاش دارد متفاوت باشد، ولی خیلی کار بزرگی نکردهاست.” اما همین تحلیل هم برایم جذاب و قانع کننده است، زیرا نشان میدهد تلاشم برای متفاوت بودن از نگاه دیگران پنهان نمانده است.
* در فیلم آخرتان «جک ریچر» هم در نقش متفاوتی ظاهر شدهاید. درباره کاراکتر خود در این فیلم چه فکر میکنید؟
* جک ریچر به اعتقاد من یک کاراکتر بزرگ است که نمونهاش را در کمتر فیلم سینمایی دیدهایم. او نه موبایل دارد و نه ایمیل و اصلا شبیه آدمهای امروزی نیست. از تکنولوژی بسیار دور است و همه کارهایش را به شیوه سنتی انجام میدهد،
نوع نگاه او هم کاملا متفاوت از نوع نگاه آدمهای امروزی است. میتوانم یک جورهایی او را با کاراکتر هری کالاهان فیلم «هری کثیف» با بازی کلینت ایستوود مقایسه کنم.
* در حرفه بازیگری از شیوه استلانیسلاوسکی که پیروی نمیکنید؟ بسیاری از بازیگران مطرح در این شیوه بازیگری درس آموختهاند.
* جزو بازیگران اکتورز استودیو (مرکز مهم و اصلی بازیگری در آمریکا که شیوه بازیگری «متد» استانیسلاوسکی را آموزش میدهد) نیستم و از آن دسته کسانی نبودهام که به شیوه او بازیگری را یاد گرفته و در جلوی دوربین بازی میکنند.
سر صحنه فیلمبرداری تمام تلاشم این است که با آدمهای صحنه بیشترین رابطه کاری را برقرار کنم و نقشم را بر اساس قصه فیلمنامه بازی کنم.
* به عنوان آدمی که در یک جامعه و در بین آدم های دیگر زندگی میکنید، خواهان چه چیزی هستید!
* من به عنوان یک آدم معمولی چه میخواهم؟ خواهان یک دنیای بدون جنگ و خونریزی هستم، دنیایی بدون وحشیگری و دیوانه بازی. میخواهم ببینم که مردم همه جهان، زندگی آرام و خوبی دارند. فکر نمیکنم چیز زیادی بخواهم و خواستهام غیر منطقی باشد. خوشبختی و راحتی را فقط برای خودم نمیخواهم و فکر میکنم این یک حق عمومی است.
* از این که تا به حال اسکار بهترین بازیگر مرد را نگرفتهاید و یا برخی از فیلم هایتان شکست تجاری خوده اند،چه حسی دارید؟
* برای برنده یا بازنده شدن استانداردهایی دارم. پیروزی یا شکست یعنی چه و بر چه مبنا و میزانی آنها را میسنجیم؟ اگر در یک مسابقه بسکتبال شکست بخورم، برایم اهمیتی ندارد. اما اگر قرار باشد فیلمی سینمایی بر اساس این ماجرا ساخته شود، باید چه نگاهی به این موضوع داشته باشد؟
واقعیت این است که در کار سینما و بازیگری، همه چیز محدود به بازیگر نمیشود. چیزهایی مثل زمان اکران عمومی فیلم، بازاریابی آن و فیلمهایی که هم زمان با آن به روی پرده سینماها میروند، از جمله چیزهایی هستند که شما نمیتوانید در ارتباط با آنها دخالت و اعمال نظر کنید.
بهرحال، من هم از بازیهای مربوط به جدول گیشه نمایش اطلاع دارم و آنها را درک میکنم. دلایل زیادی برای موفقیت یا عدم موفقیت یک فیلم وجود دارد، که خارج از عهده و توان من به عنوان یک بازیگر است.
در عین حال، جایزه گرفتن را دوست دارم و فکر میکنم هر وقت زمان لازم و مناسب برسد، به من هم جایزه اسکار را خواهند داد.
* بین بازیگری و بزرگ کردن بچهها، کدام یک در اولویت قرار دارند؟
* چه مشغول بازی کردن در یک فیلم باشم و چه در حال بزرگ کردن بچههایم، تمام تلاشم این است که کار محوله را به نحو احسن انجام دهم و از یادگیری چیزهای تازه وحشت نداشته باشم.
از آن دسته کسانی هستم که میگوید یا همه چیز یا هیچ چیز. وقتی علاقمند به انجام کاری میشوم، خودم را وقف آن میکنم و میخواهم بهترین کار ممکن را انجام دهم. از جوانی به دنبال ماجراجویی و یادگیری چیزهای مختلف بودهام.
بزرگترین نکته در ارتباط با بازیگر بودن این است که میتوانم زندگیهای مختلف و ماجراجوییهای متفاوت را تجربه کنم. با هر فیلم تازهای، چیزهای جدیدی را در ارتباط با زندگی، آدمها و حرفههای مختلف یاد میگیرم. بازیگری برایم مثل یک کلاس درس است. این حرفه کمک میکند تا در دنیای واقعی، زندگی بهتری داشته باشم و آموختههایم را در این زندگی عادی به کار گیرم.
* هنوز هم بازیگری را دوست دارید؟
* آن چه را که انجام میدهم دوست دارم و عاشق کارم هستم. به کاری که میکنم افتخار میکنم. همان طور که گفتم وقتی قرار باشد کاری را انجام دهم، تا انتهای آن میروم، بازیگری هم همین طور است.











