سال 1983 بعد از اکران E.T فیلم بینظیر استیون اسپیلبرگ و موفقیت حیرتانگیزش، بازی کامپیوتری آن هم بر اساس فیلم ساخته و برای کنسول آتاری 2600 منتشر شد. برخلاف انتظار، بازی شکست سنگینی خورد و میلیونها نسخهی فروش نرفته از آن روی دست آتاری باقی ماند. کمپانی هم آثار شکست خود را به بیابانی در نیومکزیکو برد و زیر زمین دفن کرد. این داستانی است که از سی سال پیش دربارهی سرنوشت بازی ای.تی شنیده میشد و هیچ مرجعی آن را تایید نمیکرد. اما چند روز پیش جستتجو در نیومکزیکو، پرده از این راز دنیای گیم برداشت: نسخههای بازی آتاری واقعا زیر خاک دفن شده بودند!
به گزارش مووی مگ به نقل از کافه سینما، در سال 1983، آتاری برای فروش بازی ایتی برنامههای زیادی ریخته و حدود 125 میلیون دلار بر روی این بازی سرمایهگذاری کرده بود. اما حاصل کار تبدیل شد به یکی از بدترین بازیهای تاریخ؛ فروش آن هم از 21 میلیون دلار فراتر نرفت و 3.5 میلیون نسخه از بازی برگشت خورد. شکست تجاری سنگینی که با عدم موفقیت دیگر بازیهای آتاری همراه شد و 500 میلیون دلار بدهی را به این کمپانی قدرتمند تحمیل کرد. آتاری که تا آن زمان پیشتاز دنیای گیم بود، به سختی از پس این بحران برآمد و در عرض چند سال بازار را به نامهای تازهای مانند نینتندو و سگا واگذار کرد.
اواخر دههی هشتاد بود که گزارشی از دفن میلیونها کارتریج بازی E.T در نیومکزیکو منتشر شد. ماجرا آنقدر عجیب بود که خیلیها باورش نکردند. از طرف دیگر آتاری و افراد مرتبط با پروژه هم دفن چندین کامیون بازی آتاری را در بیایان تکذیب میکردند. از آن زمان، داستان شکست ایتی به صورت شایعهای معروف در رسانهها باقی ماندهاست.
مدتی قبل زک پن سناریست فیلمهایی مانند «اکس-من» و «اونجرز» به ساخت مستندی برای مشترکین کنسول بازی مایکروسافت مشغول شد. این مجموعهی مستند که برای سرویس اکسباکس ساخته شده میشود، داستانها و ماجراهای جذاب در تاریخ صنعت گیم را مرور میکند و بخشی از آن به ماجرای دفن میلیونها کارتریج بازی در نیومکزیکو میپردازد. چند روز قبل، عوامل فیلم به همراه یک تیم حفاری راهی آلاموگوردو در نیومکزیکو شدند تا بازیهای دفن شده در زیر خاک را جستجو کنند. در کمال ناباوری، کارتریجهای بازی واقعا زیر خاک پنهان شده بود!
این اکتشاف ماجرای بزرگترین شکست صنعت گیم را دوباره بر سر زبانها انداخته و بازار مجموعه مستند «گیم اور» را از حالا داغ کردهاست. علاوه بر این مستند، فیلم داستانی دیگری هم با نام «خوره عصبانی بازیهای کامپیوتری» دربارهی همین ماجرا، در حال تولید است.
این ماجرا بیش از هرچیز تفاوت سیستم صنعتی و بازار آزاد سرگرمی با اوضاع ورشکستهی تولیدات فرهنگی کشور ما را یادآور میشود. احتمالا اگر مسئولین آتاری تجربهی کار در ایران را داشتند، هرگز ورشکست نمیشدند. کافی بود تا به بهانههای مختلف، پول مردم را در قالب وام و حمایت دریافت میکردند. بعد هم وقتی محصول بدشان در بازار نمیفروخت، با خیال راحت آن در همایشهای مختلف یا مدرسهها به صورت رایگان و نصف قیمت توزیع میکردند و یا اصلا به نیت خیریه، بازیهای نفروخته را اهدا میکردند به کشورهای محروم آفریقایی! چند ماه بعد هم برای ساخت یک بازی جدید، بودجهی بیشتری را از نهاد و ارگانهای دیگر دریافت میکردند. این تفاوت چرخهی تولیدات وابسته به اقتصاد دولتی با سیستمی است که چرخش بر مبنای رقابت میچرخد و موفقیت یا شکست محصولاتش به دست مردم مشخص میشود











