کوئنتین تارانتینوی 53 ساله با پیشینه ساخت «پالپ فیکشن»، «جکی براون»، دوگانه «بیل را بکش»، «لعنتیهای بی آبرو»، «ژانگوی آزاد شده» و اخیراً «هشت وحشی» از معروفترین و موفقترین فیلمسازان جهان در 23 سال اخیر بوده و او را مرد بزرگسال بچه ماندهای میدانند که قصد احیای رویاهای کودکیاش موقعی که در سنی کم دلباخته سینما شد، از طریق ساخت فیلمهایی با الگوهای آن زمان دارد. وی که آمریکایی و یک سناریست و تهیه کننده و بازیگر هم هست و سابقه فتح جوایز متعددی در عمرش شامل اسکار برترین سناریوی اورژینال سال 1994 با فیلمنامه پالپ فیکشن را دارد و با هدایت وی کریستوف والتز اتریشی دو اسکار نقش دوم مرد را در سالهای 2009 و 2011 برای بازی در «لعنتیهای بی آبرو» و «ژانگوی آزاد شده» تصاحب کرده. ویژگیهای منحصر به فردی دارد که ذکر تمامی آنها تقریباً غیر ممکن است اما در مورد وی که با انتخابهای ویژه و نوستالژیک خود در زمینه بازیگران فیلمهایش هنرمندانی مثل جان تراولتا، پم گریر و کیت کارادین را پس از سالها خاموشی احیا کرده است. میتوان به 10 نکته ذیل به عنوان مواردی که کمتر برای هنردوستان آشنا است و شاید اصلاً آن را نشنیده باشند، اشاره کرد.
تارانتینو بیشتر بازیگر است تا کارگردان
تقریباً همه شهرت تارانتینو که دوستانش او را با اشاره به حروف اول نامش QT مینامند، بخاطر کارگردانیاش و ساختن کالت کلاسیکهایی همچون «پالپ فیکشن» و «بیل را بکش» فراهم آمده است اما جالب است بدانید تعداد دفعات بازیگری او بسیار بیشتر از مرتبههای کارگردانی و حتی تهیه کنندگی و سناریو نویسی او است. او تا این لحظه در 28 فیلم بازی کرده و با این که در اکثر قریب به اتفاق آنها رل اصلی و حتی نقش دوم را ندارد و مدت حضورش روی پرده اندک است. اما بهر حال کارنامه بازیگری او را قطور میسازند. این بخش از رزومه تارانتینو شامل فرو رفتن او در نقش یک بدل الویس پریسلی در سریال تلویزیونی «دختران طلایی» در سال 1988 و همچنین ایفای رل یک سرباز آلمانی ـ آمریکایی در قسمتی کوتاه از فیلم خودش «لعنتیهای بی آبرو» به سال 2009 هم میشود.
برای برندهای بزرگ تبلیغ نمیکند
تارانتینو آن قدر شناخته شده است که صاحبان هر کالایی در سطح جهان حاضرند به وی و استودیوی سازنده فیلمهای او مبالغ کلانی بدهند تا با قرار دادن اشیای تولیدیشان در دستهای کاراکترهای قصههایش به سود آنها تبلیغ کند و این قضیه معمولاً در لای قصه و در پوشش اتفاقات فیلم مدفون میماند و خیلیها در سینما این کار را میکنند و از این درآمد جنبی کلان نمیگذرند اما تارانتینو اگر هم اشیایی را در صحنه فیلمش قرار بدهد جملگی نامهای خیالی دارند و متعلق به کمپانیهایی غیر واقعیاند و مثلاً سیگارهایی به اسم «سیب سرخ» (!) هستند.
اولین فیلم «QT» نصف و نیمه است
اولین فیلم ساخته شده توسط کوئنتین تاران تینو هرگز رسماً عرضه نشده زیرا فیلمی سیاه و سفید است که در زمان ادیت شدن بر اثر آتش سوزی که در لابراتوار روی داد، سکانس آخر آن سوخت و تارانتینو و سفارش دهنده آن حاضر نشدند آن قسمت پایانی را از نو بگیرند! با این حال همین فیلم ناقص که نام آن «تولد بهترین دوستم» و محصول 1987 است روی برخی خطوط اینترنتی قابل دان لود کردن است و در عنوان بندی فیلم ذکر شده است که تاران تینو هم کارگردان و هم سناریست و ادیتور آن است و در آن بازی نیز کرده است.
مردی با ضریب هوشی بالا
با این که تارانتینو تحصیل در دبیرستان را در 16 سالگی رها کرد تا به یادگیری بازیگری در سینما بپردازد اما میزان هوش (IQ) او 160 گزارش شده که ضریب بالایی است. شاید به خاطر همین ای کیوی بالا باشد که تارانتینو از کودکی قادر بود فیلمها را به لحاظ ژانرها و دستههایشان به آسانی از یکدیگر تفکیک کند. او در همین ارتباط به ساندی تایمز گفته است: سن کمی داشتم که فیلم «ابوت و کاستلو، فرانکشتن را ملاقات میکنند» (1948) دیدم و شگفت زده شدم. با خودم گفتم عجب فیلم خوبی، هم آدمی را غرق در خنده میکند و هم به شدت میترساند. اصلا نمیتوان باور کرد که ژانرهای کمدی و ترسناک تا این حد قابل ادغاماند. من کار تشخیص این ژانرها و تفکیک آنها از یکدیگر را از همان کودکی شروع کرده بودم.
اگر اینها را باور داشته باشیم، میتوانیم درک کنیم که چطور و چرا تارانتینو در یکی از سکانسهای مشهور Kill Bill نمای برخورد کاراکترهای اوما تورمن و لوسی لیو را با آن شمشیرهای بزرگ و تیز به آن شکل در آورده است که میبینیم. نمایی که مشخص نیست تا چه حد فانتزی و شوخی و در عین حال شوکه کننده و جدی است.
او پدر نیست اما پدرخوانده است
تاران تینو هرگز ازدواج نکرده و طبعاً پدر نشده و در داستان فیلمهایش نیز بچهها به شدت کمیاباند اما به کودکان علاقه و ارادت دارد و یک نشانه آن پذیرفتن پدرخواندگی افتخاری دو پسر بزرگ مایکل مدسن هنرپیشه آمریکایی است که در اولین فیلم بلند او («سگهای انباری» محصول 1992) یکی از رلهای اصلی را بازی کرده است.
تارانتینو مهربان و با عاطفه هم هست!
مردی که در فیلمهایش تعداد کشتهها را نمیتوان شمرد و هر لحظه خونی بر اینجا و آنجا میپاشد. قاعدتاً نمیتواند مهربان و دلرحم باشد اما او در یک فیلم کوتاه ویدیویی که خودش آن را ساخته و محصول 1995 است و «تا آخر عشق» نام دارد، رل یک داماد خجول و متین و احتمالاً پشیمان را بازی میکند. دیدن این فیلم در حال حاضر که تمامی سوابق قتل و کشتارها در داستانهای دو دهه اخیر او در اذهان حک شده، لطف بیشتری دارد و به واقع غیر قابل باور نشان میدهد.
کوئنتین حافظ سالنهای سینما است
شاید عده زیادی بدانند که تارانتینو قبل از ادیت و نوشتن سناریو و کارگردانی فیلمها، در امر آرشیو و حفظ فیلمهای ویدیویی و سینمایی حاضر و فعال بود اما حالا مشخص شده است که او در زمان اشتغال به آن حرفه در راه حفظ سالنهای سینما و مجتمعهای نمایشی در آمریکای شمالی هم میکوشید و به عنوان مثال در سال 2010 که تماشاخانه بزرگ به ورلی در شهر لس انجلس در دستور حذف سازمان شهرداری قرار گرفته بود، مانع این امر شد. البته او این کار را نه با قانع کردن شهرداری بلکه با خرید ملک مربوطه انجام داد ولی آن قدر سرش شلوغ است که اداره محل را در دست خاندان تورگان که پیش از وی مالک محلی بودند، نگه داشته است. اضافه بر این با پولی که تاران تینو خرج کرد، امکان نوسازی و بزرگ کردن این محل هم فراهم آمد و حالا در سالنهای متعدد این سینما فیلمهای روز، خارجی و مستقل به طور همزمان پخش میشوند.
تارانتینو حبس هم کشیده است!
به اعتراف تارانتینو، وی سربار و هر مرتبه به مدت فقط چند روز زندانی شده و اتهام او عدم پرداخت جریمههای کلان رانندگی و مخارج پارک کردن اتومبیلاش در اینجا و آنجا بوده است. روایت میکنند در یک مقطع رقم پرداخت نشده پارک کردنهایش به 70 هزار دلار هم رسیده بود. کوئنتین میگوید این روزها دیگر کسی او را به این جرم بازداشت و حبس نمیکند اما نه لزوما به این خاطر که وی دیون و مبالغش را به موقع میپردازد بلکه به این سبب که بسیار معروف شده و ماموران رانندگی ترجیح میدهند در هنگام رو شدن خلافهای او به جای ضبط اتومبیل وی، با او درباره فیلمهایش حرف بزنند و سپس رهایش کنند.
تارانتینو در رل مرد ثروتمند
حتی اگر این طور نباشد و تارانتینو را به خاطر شهرتش رها و از تحمل مجازات اعمالش معاف نکنند، او دیگر بر خلاف دوران سابق مشکلی در پرداخت جریمههای حتی کلانتر از آنچه بر شمردیم نیز ندارد. گزارشهای موثق حاکی از وجود ثروتی بالای 100 میلیون دلار در حسابهای بانکی اوست که اگر وی قدری عقل معاش داشت، بسیار بیش از این میبود.
نقش دالف لاندگرن در سینمایی شدن
دالف لاندگرن سوئدی که یک ورزشکار تنومند بود و در «راکی 4» رل ایوان دراگو حریف روسی روبوت وار راکی (سیلوستر استالونه) را بازی کرد، در سال 1987 فیلمی تبلیغاتی ـ ورزشی به نام «حداکثر پتانسیل» را ساخت که تاران تینو از دستیاران طراحان صحنه آن بود. این طبعاً برای جوانی با دریای قابلیتهای تاران تینو پست و شغل کوچکی بود اما به وی کمک کرد روی غلتک بیفتد و کارش را در عرصه فیلمسازی تنظیم و در مسیر مربوطه حرکت و پیشرفت کند. این به واقع نشانگر دینی است که خالق «ژانگوی آزاد شده» به بوکسور سوئدی و فیلم تبلیغاتی اینک کهنه شده وی دارد.

















