تینا آخوند تبار، بازیگر سینمای و تلویزیون ایران که در فیلمهایی چون هیوا، دختران حوا، زاویه هفتم، متل قو، رسوایی، آزادراه، خودزنی، رفیع، باج و… حضور داشته، در گفتگوی تازهاش با خبر ورزشی گفته:
– بازیگری فقط داشتن صورت و فیزیک بدنی خوب نیست، به نظرم بازیگر، باید تفاوتهایی با دیگران داشته باشد و از نظر استایل، لباس پوشیدن، صحبت کردن، معاشرت و کارهایی که انجام میدهد باید متفاوت باشد. البته این ویترین کار است و یک بازیگر موفق باید فاکتورهای دیگری هم داشته باشد؛ مثلاً مطالعه داشته باشد، نسبت به کارش اهمیت بدهد و فیلم ببیند و فیلمنامههای مختلف را بخواند، ورزش کند به همین خاطر علاوه بر کار کردن روی بیان صدا و دیالوگها، ورزش حرفهای را دنبال میکنم.
– ورزش را با بدنسازی شروع کردم، بعد از مدتی دیدم که این ورزش برایم خستهکننده است، دنبال ورزش دیگری بودم تا انرژی درونیام را تخلیه کنم. یکی از دوستانم مویتای را پیشنهاد کرد و مدتی مویتای کار کردم اما وقتی که دیدم این رشته هم برایم هیجان ندارد سمت بوکس رفتم و حالا خیلی خوشحالم که به خواستهام رسیدم.
– از وقتی بوکس را شروع کردم، حتی مسافرتهای خارجی خودم را براساس زمانبندی مسابقات تنظیم میکنم، که کجا بروم تمرین کنم و یا مسابقهای را ببینم. به خاطر همین عشق و علاقه، همه زندگیام را گذاشتهام روی بوکس چون خیلی دوستش دارم و تا آنجا که بتوانم ادامه میدهم.
– آنقدر به بوکس علاقه دارم، که اگر یک روز تمرین نکنم احساس خستگی دارم و احساس میکنم آن روز، کاری انجام ندادهام.
– دو سال است بوکس کار میکنم، یک سال در آلمان و یک سال هم در ایران، با اینکه در ایران مسابقه رسمی نداشتهام اما برای مسابقه آمادهام و میدانم که بهترین بوکسور هستم.
– خیلی خوشحال میشوم که بوکس بانوان راهاندازی شود. چون معتقدم پتانسیل بالایی در بانوان وجود دارد و با برنامهریزی منظم میتوانیم مثل بعضی از رشتههای رزمی و رینگی در میادین جهانی و قارهای برای ایران مدالآوری کنیم.
– در حال حاضر مشغول آمادهسازی فیلمی در رابطه با بوکس هستم، دختری که میخواهد بوکس کار کند. نزدیک یک سال و نیم است در قالب کاراکتر این فیلم هستم که پس از تمام شدن فیلمنامه و شروع تصویربرداری آن درباره مضمون فیلم حرف میزنم. در حال حاضر همه هدف و انگیزهام این است که این کار ماندگار بوکس بدون نقص جلوی دوربین برود.
– از دوران نوجوانی پرسپولیسی بودم. پدرم پرسپولیسی دوآتیشه است و همه بازیهای این تیم را دنبال میکند. او در خانه آنقدر تیم محبوبش را تشویق کرد که ما هم به این تیم علاقهمند شدیم، حالا هم فکر میکنم اصلاً پرسپولیسی به دنیا آمدم.
– یادم میآید ۱۲، ۱۳ سال داشتم که برای تماشای دربی استقلال و پرسپولیس لباس پسرانه پوشیدم و همراه پدرم که پرسپولیسی است به استادیوم آزادی رفتیم و هیچکس متوجه حضورم نشد چون کاملاً مثل یک پسربچه رفتار میکردم.









