1داستان فیلم :

افسانه ( الناز شاکردوست ) دختری نه چندان خوشنام است که اهل جنوب شهر تهران می باشد و به واسطه بدهکاری های پدرش ، به شدت تحت فشار طلبکارانی قرار دارد که به هر روشی برای تسویه حساب متوسل می شوند. یکی از این طلبکاران حاجی ( محمدرضا شریفی نیا ) می باشد که حاضر است در ازای تحویل دادن سفته هایی که از پدرِ افسانه دارد، او را به عقد موقت خود در آورد. اما افسانه زیر بار این مسئله نمی رود و پس از دزدین سفته ها ، از مهلکه فرار می کند و در ادامه با یک روحانی شریف ( اکبر عبدی ) آشنا می شود و...

کارگردان :

مسعود ده نمکی : وی یکی از شناخته شده ترین روزنامه نگاران تا پیش از ورود به دنیای سینما بوده است. مسعود ده نمکی فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی از دانشگاه آزاد اسلامی و سردبیر روزنامه و نشریات معروف انتقادی از جمله " شلمچه " و " جبهه " بوده است.

پیش از ورود به سینما، ده نمکی دو مستند انتقای با نامهای « فقر و فحشا » و « کدام استقلال؟ کدام پیروزی ؟ » را کارگردانی کرد که بازخورد قابل توجهی در جامعه داشت و پس از چند سال، اولین فیلم سینمایی خود با نام « اخراجی ها » را روانه سینما کرد که علی رغم انتقادات بی سابقه منتقدان سینما از این فیلم ، به فروش فوق العاد2ه ای دست پیدا کرد. در ادامه ده نمکی قسمت دوم و سوم « اخراجی ها » را نیز ساخت که آنها نیز با استقبال بی نظیری مواجه شدند. « رسوایی » چهارمین فیلم بلند مسعود ده نمکی محسوب می شود.

درباره فیلم « رسوایی »  :

فیلمنامه « رسوایی » دقیقاً همانی است که از مسعود ده نمکی انتظار داشتم؛ بی رمق، بی پایه و کاملاً شلخته ! اما با اینحال شخصاً ده نمکی را فرد بسیار باهوشی می دانم. کسی که در دنیای مطبوعات قلم بسیار خوبی داشت ( فارغ از جهت گیری ها و اتفاقات پیرامونش ) و به راحتی می توانست آنچه را که فکر میکند به بهترین شکل ممکن به روی کاغذ بیاورد. اما در عالم سینما، ده نمکی تجربه لازم را ندارد و به همین دلیل ، آثارش نه شبیه به فیلمهای سینمایی است و نه مستند! این نوع روایت را باید به نظرم " ده نمکیسم " نامگذاری کنیم!

ده نمکی به خوبی می دانسته که قرار هست در « رسوایی » چه داستانی را روایت کند. وی ابتدا ، میانه و انتهای داستان را به خوبی می داند اما متاسفانه نمی داند که این سه ضلع مهم، چطور باید به یکدیگر پیوند زده شوند و همین موضوع هم کار را خراب کرده و « رسوایی » را تبدیل به اثری ناخوشایند کرده است.

ده نمکی متاسفانه با پیش کشیدن بحث های سیاسی و اجتماعی بی وقفه، ضربه اساسی به پیکره فیلم وارد کرده است. اینکه شخصیت اصلی داستان یک خانم بدنام باشد و هر لحظه در حین فرار و ایستادن، یک جمله انتقادی با بدترین فرم گفتاری به نسبت شرایط مانند : « مگه دزد 3000 میلیارد تومانی گرفته اید ؟ » را بر زبان بیاورد، اصلاً باعث تاثیرگذاری بر مخاطب نمی شود. مونولوگ های گاه و بی گاه افسانه هم در مدت زمان بسیار کوتاهی سوهان اعصاب می شود! 3

همچنین در « رسوایی » شخصیت ها ، شناسنامه ندارند. ما اصلاً اطلاعی هم در مورد شیوه زندگی و یا طرز فکر آنها هم نداریم به همین جهت باید در همین مدت کوتاه حضورشان در فیلم آنها را آنالیز کنیم اما « رسوایی » این اجازه را هم به ما نمی دهد چراکه این شخصیت ها دائم متحول می شوند و تماشاگر هم دلیلش را نمی داند! اینکه در فیلمی، شخصیت هایی خلق شوند که فاقد ثبات رفتاری باشند، یکی از بدترین اتفاقات ممکن محسوب می شود چراکه به راحت ترین شکل ممکن، فیلم را در سراشیبی سقوط قرار می دهد. در مجموع باید گفت که « رسوایی » فاقد فاکتور پرداخت شخصیت می باشد و همگی شخصیت ها تنها عاملی بوده اند تا دیالوگ ها از کاغذ به تصویر کشیده شود و بازگو گردد.

دیگر مشخصه اصلی فیلمهای ده نمکی یعنی شوخی های کوچه و بازاری ، در « رسوایی » نیز به چشم می خورد. همواره بر ده نمکی این انتقاد وارد بوده که بستر روایت فیلمهایش بر مبنای شوخی های رایج اینترنتی یا پیامکی بوده که متاسفانه باید گفت که « رسوایی » نیز مملوء از شوخی های بی وقت است که هرگز متوقف نمی شوند و بسیاری از آنها هم نمی توانند به اندازه سری « اخراجی ها » تماشاگر را بخنداند. اوج ضعف این شوخی ها مربوط به صحنه ای است که روحانی با خانمهای جوان ، سر شوخی را باز می کند و کلی دیالوگ بی ارتباط با شرایط و تعریف شخصیتش ، به زبان می آورد. همانطور که گفتم شخصیت ها در اینجا پرداخت خاصی ندارند و فقط بستری برای زنده کردن دیالوگ ها هستند.

سکانس بازار و راه رفتن افسانه و آهنگ عجیب و غریب « نون و دلقک » که در آنجا همانند ویدئو کلیپ شکل میگیرد، یکی از بی ربط ترین سکانس های فیل4م است که اگر به هر نحوی ( کنایه ای ، استعاره ای و.. ) به آن نگاه کنیم، ربطش را به فیلم متوجه نمی شویم!

سکانس " مالنا وار " هجوم اهالی محل به خانه ای که گفته می شود در آن فساد وجود دارد هم یکی دیگر از لحظات بی منطق و عجیب و غریب فیلم است. آیا شهر قانون ندارد؟ فکر میکنم در این مورد باید به مثال " هفت تیرکش شدن قورباغه » استناد کرد!

برادر افسانه ، یکی از مضحک ترین شخصیت های فیلم است! برای درک این مسئله لازم هست به پارادوکس وضعیت ظاهری و شرایط موجود این فرد دقت کنید.

الناز شاکردوست در « رسوایی » واقعاً بد است. به حدی بد که به راحتی می توان او را یکی از ناامید کننده ترین نقش آفرینی های دوران بازیگری اش به حساب آورد. ایفا کردن نقش یک لات ، چیزی است که در حال حاضر در سینمای ایران ، هیچ بازیگر قادر به ایفای درست آن نیست و الناز شاکردوست نیز به خوبی این را ثابت می کند. شاکردوست در « رسوایی » صدایش را بَم تر کرده، نگاهش را خشن تر و لوس بودنش را هم مخفی کرده. اما در نهایت در نقطه ای که به روحانی می رسد ، همه اینها رنگ می بازد و ما با یک بازی کاملاً آشنا از شاکردوست مواجه می شویم که ارتباطش با بخش لاتی شخصیتش، مشخص نیست.

محمدرضا شریفی و اکبر عبدی وضعیت بسیار بهتری دارند. شریفی نیا که سالهاست عادت کرده ایم او را در چنین نقش هایی ببینیم، یکی از خوب های فیلم است و اکبر عبدی هم اگرچه نقش آفرینی ویژه ای نداشته ، اما کار خود را به خوبی انجام داده است. نکته مثبت بازی او این است که می توانیم او را در نقش یک روحانی خو5ش نام باور کنیم، هرچند که شوخی های وقت و بی وقتش ، گاهی تماشاگر را دچار تردید میکند.

شخصیتی هم در فیلم با بازی کامران تفتی داریم که واقعاً یک شخصیت زائد است. اگر کل فیلم را دوباره نگاه کنید و این شخصیت را هم از فیلم بگیرید، هیچ اتفاقی رخ نمی دهد.

متاسفانه این روایت عجیب و غریب " ده نمکیسم " ، در پایان با یک پایان بندی بسیار کلیشه ای و احمقانه به پایان می رسد. پایانی که در آن همه رستگار شده و یکدفعه ای متحول می شوند. مردمی که گویا بادی به هر سمت هستند و گاهی بی آنکه از ماجرا اطلاعی داشته باشند، به سمت بدنامی سنگ پرتاب می کنند، در نهایت بر پشت حاجی یوسف ، نماز جماعت می خوانند! افسانه نیز که در طول داستان چندین بار بطور رسمی اعلام می کند که خدا را فراموش کرده و با دین قهر است، ناگهان دینی می شود و همین هم کافی هست تا یک شبه همه زندگی اش زیر و رو شود . دعای حاجی و زنده ماندن برادر افسانه هم شاهکار اختتامیه این فیلم است که ارزش آن را در حد یک اثر سطح پایین فیلمفارسی به زمین می کشاند.

در مجموع باید بگویم که « رسوایی » اثری ارزشمند محسوب نمی شود. متاسفانه ده نمکی عادت کرده به هر نحوی تماشاگر را بخنداند، حتی اگر روایت داستان و افسار از دستش برود. در ساخت یک اثر کمدی ، معمولاً شوخی در خدمت داستان اصلی است، اما در سینمای ده نمکی این شوخی است که روایت را می سازد و هرجایی که بستر روایت این شوخی محیا باشد، ده نمکی آن را به تصویر می کشد و به اصطلاح، ما با شوخی های تصویری مواجه می شویم!

6

در حاشیه :
 علی سرتیبی ، مدیرعامل موسسه فیلمیران اعلام کرده بود که قرار هست این فیلم را برای ائمه جمعه سراسر کشور و همچنین حوزه علمیه قم نمایش دهند.

مطابق معمول ، ده نمکی علیه منتقدان موضع گرفت و آنها را به " درک نکردن " آثارش متهم کرد. اشاره او هم که همیشه به فروش بسیار خوب فیلمهایش بوده است.

مدتی هم عنوان شده بود که فیلم توقیف خواهد شد اما هرگز چنین اتفاقی نیفتاد و بهترین اکران ، یعنی اکران نوروزی نصیب « رسوایی » شد.

فروش « رسوایی » تا لحظه تنظیم این مقاله ، از یک میلیارد و پانصد میلیون تومان فراتر رفته است.

منتقد : میثم کریمی

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگیرد قانونی می شود.


8
نام فیلم : رسوایی       

کارگردان : مسعود ده نمکی

نویسنده : مسعود ده نمکی

تهیه کننده: مسعود ده نمکی

بازیگران :

اکبر عبدی

الناز شاکردوست

محمد‌رضا شریفی‌نیا

کامران تفتی

مریم کاویانی

امیر دژاکام

و...