نقد قسمت ششم فصل هشتم بازی تاج و تخت

سرانجام قسمت ششم از فصل هشتم « بازی تاج و تخت » هم منتشر شد تا پرونده این سریال پس از 8 سال بسته شود. سریالی که استانداردهای سریال سازی در تلویزیون را ارتقاء داد و فاصله قابل توجه فیلمهای سینمایی و آثار تلویزیونی را تا حد زیادی کمرنگ کرد. اما وضعیت همیشه برای « بازی تاج و تخت » در بهترین حالت ممکن نبود و با انتشار فصل هشتم سیل انتقادات روانه سریال شد که از سطحی بودن داستان و عدم توجه به فیلمنامه گله داشتند. در حال حاضر که این مقاله نوشته می شود، کمپین آنلاینی ایجاد شده که بیش از 1 میلیون نفر عضو آن شده اند و بر مبنای آن، خواسته شده تا فصل هشتم « بازی تاج و تخت » دوباره ساخته شود! کمپینی که خشم عوامل سریال را هم به همراه داشت. عوامل سازنده سریال در پاسخ به انتقادات از مخاطبین شان خواستند که خویشتن دار باشند تا سریال به پایان برسد تا آنها متوجه اشتباه خودشان شوند. اما حالا که سریال به پایان رسیده باید گفت که نباید خیلی امیدوار به صحبت سازندگان می بودیم! ( ادامه متن داستان سریال را لو می دهد )

در اپیزودهای گذشته فارغ از کیفیت ساخت بالای سریال در بخش های فنی و بصری، بیشترین انتقادها به فیلمنامه و بستن ساده پرونده بسیاری از موضوعات مهم سریال بود که نخستین آن با پایان یافتن داستان « پادشاه شب » آغاز شد. می توان با قاطعیت گفت که هیچکدام از طرفداران « بازی تاج و تخت » نمی توانستند اینچنین پایان عجیب و غیرمنتظره ای را برای یکی از مخوف ترین شخصیت های خلق شده در تاریخ تلویزیون متصور شوند. پایانی که به سادگی هرچه تمام تر و از سر بی مسئولیتی سازندگان سریال اینچنین رقم خورد و از همین نقطه بود که سیل انتقادات روانه سریال شد و بصورت دنباله دار نیز افزایش یافت.

نقد قسمت ششم فصل هشتم بازی تاج و تخت

سرنوشت سرسی در فصل هشتم نیز یکی از مواردی بود که طرفداران سریال انتقادات زیادی نسبت به آن داشتند و این مسئله حتی کارشناسان سینمایی را هم شگفت زده کرده بود. سرسی یکی از پیچیده ترین شخصیت های « بازی تاج و تخت » در هفت فصل گذشته بود که جایگاه ویژه ای در سریال « بازی تاج و تخت » داشت اما در فصل هشتم او در ضعیف ترین حالت ممکن حضور داشت و در نهایت نیز در اپیزود پنجم به عجیب ترین شکل ممکن پرونده او نیز مختومه اعلام شد تا خشم طرفداران سریال دو چندان شود. ساده انگاری سازندگان از رویدادهای فصل آخر چنان پررنگ بود که در بسیاری از دقایق سریال حتی منطق خودِ سریال در فصل های گذشته نیز زیر سوال رفت و حالا نوبت به  قسمت ششم که اپیزود پایانی سریال « بازی تاج و تخت » رسیده که اندک امید طرفداران این عنوان را نیز نقش بر آب نماید.

اپیزود ششم با سخنرانی حماسی دنریس برای نیروهایش آغاز می شود. سخنرانی که در آن سازندگان به وضوح قصد نشان دادن جنون قدرت او را دارند و تغییر روحیه ای که از خشونت قدرت می گیرد. حالا دنریس تبدیل به یک دیکتاتور کاملاً ظالم شده که دیدگاه همیشگی آنها را یدک می کشد. او معتقد است که راه و رسم عدالت و صلح را می داند و در پاسخ به این پرسش که جایگاه مردم در این تصمیم گیری ها چیست می گوید : « آنها حق انتخابی ندارند! » ، در واقع او به نقطه ای رسیده که تنها نظر خویش را نظر واحد می داند و معتقد است دیگران می بایست از او تبعیت نمایند. سیر تحول دنریس به یک خودکامه در فصل هشتم بسیار سریع شکل گرفت و می توان از آن به عنوان یکی از نقاط ضعف داستان نام برد.

نقد قسمت ششم فصل هشتم بازی تاج و تخت

اما نخستین ضعف اپیزود آخر سریال در نقطه ای رقم می خورد که جان اسنو تصمیم نهایی خود را می گیرد تا ملکه را از بین ببرد. او به محل حضور ملکه ملکه می رود و پس از یک مکالمه ساده و نسبتاً عاشقانه ، به یکباره او را به قتل می رساند! اتفاقی عجیب که به یکباره و بدون مقدمه رخ می دهد تا تماشاگران سریال یکبار دیگر در هنگام تماشای فصل هشتم بطور غیرمنتظره ای غافلگیر شوند. شاید می شد حدس زد که جان اسنو یا یکی از خاندان استارک در نهایت بتواند دنریس را از میان بردارد و پیش از حکمرانی بر هفت اقلیم او را به قتل برساند، اما نحوه اجرا این سناریو چیزی شبیه به قتل پادشاه شب در اپیزود سوم فصل هشتم می باشد! جایی که جان اسنو که تا لحظاتی قبل همچنان به ملکه وفادار بود و این موضوع را بر زبان می آورد، به یکباره خنجر خود را به خون آلوده می کند تا به این صورت پرونده ملکه خودکامه نیز مختومه شود!

اتفاق عجیب در این سکانس اینکه اژدهای دنریس که اصولاً می بایست پس از مرگ ملکه، بالاترین میزان خشم را از خود به نمایش بگذارد و قاتل ملکه را با آتش خود ذوب نماید، کنار جان اسنو می ایستد و به جای او، تاج و تخت را ذوب می کند تا هیچکس نتواند در غیاب ملکه بر آن تکیه بزند و سپس به همراه جسد ملکه از محل می گریزد! شاید بتوان ارتباط خونی جان اسنو با ملکه و این موضوع که در اپیزودهای ابتدایی  فصل هشتم به جان اسنو گفته می شد اژدها به هیچکس اجازه سواری نمی دهد مگر اینکه از خاندان تارگرین باشد، باعث شود تا عدم اقدام اژدها برای قتل جان اسنو توجیه شود اما به نظر می رسد این سطحی ترین نگاهی است که می توان برای این اقدام در نظر گرفت! تماشاگران تا این لحظه فکر می کردند که شاید ملکه تنها خط قرمز اژدهای داستان باشد اما او خیلی راحت و در چند ثانیه با قتل او کنار می آید و به ناکجاآباد پرواز می کند و بدین ترتیب پرونده او هم در سریال بسته می شود.

نقد قسمت ششم فصل هشتم بازی تاج و تخت

اما ضعف اصلی اپیزود پایانی پس از این سکانس در صحنه برگزیدن پادشاه جدید رخ می دهد. جایی که بزرگان در کنار یکدیگر نشسته و جلسه ای تشکیل داده اند. سریال پس از مرگ ملکه هیچ سکانس بیشتری را برای موضوع قتل او در نظر نمی گیرد و اینطور پیش می رود که پس از مدتی افراد در حال یافتن پادشاه جدید هستند! در واقع سریال به سریع ترین شکل ممکن از مرگ دنریس رد می شود تا بحث پادشاهی مطرح گردد. در این جلسه تصمیم بر پادشاهی برن گرفته می شود! آن هم با یک توضیح مختصر و کوتاه توسط تیریون که بتواند شایستگی او را به اثبات برساند. اما حتی این توضیح هم به نظر نمی رسد که بتواند شایستگی برن برای پادشاهی را توجیه نماید.

آنچه که ما در طول سریال رویت کردیم داستان نبردها و جنگ ها و شکست ها و پیروزهایی بود که در بطن آن شخصیت ها ساخته شد و پرورش یافت تا بتوانند در یک مسیر منطقی در نهایت پادشاهی هفت قلمرو را بدست بیاورند، قاعده ای که هرگز درباره شخصیت برن صادق نبود و مخصوصاً در فصل هشتم او هیچ نقش موثری در پیشبرد داستان نداشت و انتخاب او تیر خلاصی بود به امید تماشاگران برای پایان بندی مناسب سریال. انتخاب برن به عنوان پادشاه در شرایطی شکل گرفت که به یکباره در این اپیزود شاهد پیدایش دموکراسی بدون پیش زمینه قبلی بودیم. روندی که طی دهه ها و یا صدها سال در جوامع گوناگون رشد و به ثبات رسیده، در اپیزود پایانی « بازی تاج و تخت » به یکباره یافت می شود و براساس آن رای گیری صورت می پذیرد!

نقد قسمت ششم فصل هشتم بازی تاج و تخت

شاید بتوان بهترین بخش از اپیزود پایانی سریال را مربوط به تدوین موازی دقایق آخر سریال برشمرد. جایی که سرنوشت تمام شخصیت ها بصورت موازی به تصویر کشیده می شود و ما شاهد ورود جان اسنو به شمال برای سپری کردن دوران محکومیتش به عنوان نگهبان شب هستیم. او به سرزمینی بازگشته که مردمانش او را دوست دارند و با احترام با او برخورد می کنند. سرزمینی که خانه همیشگی اوست و سرنوشت او در آن گره خورده است. سرزمینی که برخلاف دنریس، جان اسنو احترام همیشگی مردمانش را دارد و که مانند یک اعضای خانواده او را می پذیرند. بهترین لحظه در این تدوین موازی ملاقات جان اسنو با گوست هست و ابراز علاقه مجدد به اوست. آن دو بار دیگر به یکدیگر رسیدند و همدیگر را در آغوش کشیدند. اتفاقی که بسیاری منتظر آن بودند و سرانجام در اپیزود پایانی رخ داد! سفر آریا استارک به منطقه ای کشف نشده نیز می تواند راه را برای ساخت یک اسپین آف از سریال باز بگذارد که قطعاً از اهداف سازندگان سریال بوده است.

« بازی تاج و تخت » سرانجام پس از هشت سال به پایان رسید. روند نزولی این سریال در فصل هفت با شیب کمی آغاز شد و در فصل هشتم بر سرعت آن افزوده شد. کمتر کسی فکر می کرد که « بازی تاج و تخت » که به غافگلیری های متعدد و در عین حال هیجان انگیز شهره بوده، اینچنین در دام کلیشه ها گرفتار شود و رفتار شخصیت های قصه قابل پیش بینی باشد. این اتفاق شاید به دلیل جلو افتادن روایت سریال از کتاب منبع خود بوده است. زمانی که منبع غنی برای اقتباس سینمایی یا تلویزیونی موجود نباشد، نویسندگان سینمایی بهترین راه ممکن را استفاده از کلیشه های رایج می دانند که نقطه امنی برای سریال سازان و فیلمسازان می باشد. « بازی تاج و تخت » نیز در نهایت به دام کلیشه ها افتاد و خداحافظی ناخوشایندی با مخاطبانش داشت؛ هرچند که تاثیر آن بر تاریخ سریال سازی همیشه پابرجا خواهد ماند.

 

 4

 

منتقد : رضا توسلی

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگرد قانونی می گردد.

به خانواده بزرگ جامعه مجازی مووی مگ بپیوندید