الکس رایدر Alex Rider

"الکس رایدر یک اقتباس جذاب، پرتحرک و پُر از انتخاب های هوشمند است" به نظر من منطقی نیست که برای دیدن فصل اول الکس رایدر دچار درجه ای از شک و تردید باشید؛ چرا که باید به فیلم اخیر آرتمیس فاول که تقریباً همزمان با الکس رایدر منتشر شد، نگاه کرد تا به راحتی متوجه این موضوع شد که چرا این سریال یک اقتباس درست است و آن فیلم یک افتضاح کامل. مجموعه تلویزیونی جدید الکس رایدر تولید شبکه آمازون در واقع اقتباسی شگفت آور از کتاب های آنتونی هوروویتس است. این اثر یک سریال تلویزیونی یک دست، خوش فرم و شیک است، در واقع فیلمنامه گای برت از روی کتاب های هوروویتس با نظارت خود او به شکل هوشمند و درستی نوشته شده است. انتخاب های عالی از کتاب هوروویتس، باعث می شود الکس رایدر را به عنوان یکی از اقتباس موفق در نوع خودش نامید. اگر مثل من کتاب های الکس رایدر را خوانده باشید، خیلی فوری متوجه می شوید که این سریال با اقتباس از پوینت بلنک، دومین رمان هوروویتس آغاز می شود. با توجه به اقتباس شکست خورده سینمایی این کار یعنی Stormbreaker در سال ۲۰۰۶ که سودای یک فرنچایز را داشت، می توان گفت انتخاب کتاب پوینت بلنک یک حرکت عظیم و موفق در راستای پیشبرد افق دید این اثر است.

انتخاب کتاب پوینت بلنک از این منظر برای شروع روایت یک سریال چیز خوبی است که می تواند مفهوم شکل گیری فرضیه یک جاسوس نوجوان را به درستی به بیننده منتقل کند. از طرفی انتخاب این کتاب باعث شده سریال از منظر بصری به چالش کشیده شود، چرا که موقعیت حضور بخش اعظمی از داستان در فرانسه و آلپ نیاز به صرف بودجه بیشتری داشته است. البته الکس رایدر این چالش را به بهترین شکل به یک فرصت تبدیل می کند، و نشان می دهد حتی برای تولید یک سریال خوب یک پنی از بودجه اش را نیز حرام نکرده است. اساساً فضای پوینت بلنک، چنان عجیب و غریب است که تصور معمولی آن نیز خالی از جذابیت نیست. چرا این را می گویم؟! چون فضای کلی داستان الکس رایدر پیرامون ماجراجویی های یک جاسوس جوان است که تلاش دارد جهان را از شرِ افراد شرور جذابی نجات دهد. خب این رویکرد بسیار واقع گرایانه است، اما اقتباس از پوینت بلنک این امکان را به فصل اول الکس رایدر داده است تا در ژانر های مختلفی بلند پروازی کند.

الکس رایدر Alex Rider

این سریال با فرمت انتخابی خود به خوبی مطابقت دارد: الکس رایدر از هشت قسمت و چهل و پنج دقیقه ای تشکیل شده است، که احتمالاً میراثی از درگیری زودهنگام تلویزیونی را برای بیننده به ارمغان می آورد، که این گویای انتخاب درست این پروژه برای حضور در مدیوم سریال تلویزیونی است. اقتباس تلویزیونی دامنه وسیع تری را به نسبت اقتباس از یک فیلم ارائه می دهد، اما اگر فیلمنامه در چنین پروژه هایی ضعف داشته باشد، امثال ریتم کند یک خطر ترسناک پیش روی چنین آثاری است. با این حال، الکس رایدر هوشمندانه هر قسمت را با زمان دقیق اجرا، خوش ریتم نگه می دارد، و از نمایش صحنه های طولانی و طاقت فرسا که بسیاری از برنامه های تلویزیونی امروزی را به خود دچار کرده، اجتناب می کند. در نتیجه این سریال محکم، مرتب و سرگرم کننده تا به پایان پیش می رود. همچنین لازم به ذکر است که موفقیت فصل اول الکس رایدر باعث شده، تولید ادامه این سریال نیز چراغ سبز بگیرد و آمازون اعلام کرده فصل بعد احتمالا تابستان ۲۰۲۱ آماده پخش خواهد شد. الکس رایدر همچنین از بازیگران بسیار قوی نیز بهره می برد، و این نکته مثبت از انتخاب هوشمند تیم بازیگری سرچشمه می گیرد. اوتو فرانت آشکارا در قامت الکس رایدر می درخشد و آنچه که باید بر سریال تآثیر مثبت می گذارد. بازی در نقش یک قهرمان جوان با شرایطی اقتباسی از یک کتاب محبوب کار آسانی نیست، اما فرانت توانسته با قدرت وزن سنگینی به شخصیت الکس رایدر دهد و یک قهرمان جذاب و کاریزماتیک را به نمایش بگذارد. در کل، اوتو فرانت در تمام طول مدت نمایش خود، یک لنگر قوی و یک عامل برجسته برای این سریال است.

لازم به ذکر است بازی های قوی تنها به شخصیت الکس رایدر و اوتو فرانت خلاصه نمی شود، زیرا دنیای الکس رایدر با اسامی نام آشناتر دیگری نیز روبرو است: اندرو بوچان و استفان دیلین بازی های جذابی دارند، همان طور که ویکی مک کلور در نقش خانم جونز و هالوک بیلگینر در نقش دکتر گرایف نیز درخشیده اند. جذابیت الکس رایدر زمانی بهتر دیده می شود که بدانیم، چه زمانی وفاداری نزدیک به متن منبع ارزش دارد و چه زمانی باید آن را رها کرد، به همین دلیل الکس رایدر با فهم این موضوع و استفاده درست از آن اقتباس ماهری از مواد منبع خود به حساب می آید. برای مثال این سریال، پوینت بلنک را می سازد و در حالی که این اثر یک کار پسر محور است، آنها با خلق شخصیت جذاب کایرا به عنوان یک شخصیت مونث جانبی منبع خود را کامل تر می کنند. بدون تردید شخصیت کایرا یک افزودنی جذاب است، و این جذابیت از بازی خوب ماریل سیو و شیمی جالب او با فرانت ناشی می شود. البته الکس رایدر در فیلمنامه اش حرف های درشتی نیز داشته که نتوانسته خوب آنها را به مرحله اجرا دربیاورد. آن حرف درشت حرکت به سمت نقد یا واکاوی ایده های فاشیسمی بوده، اما سریال هرگز نتوانسته این ایده ها را به چیزی شبیه به یک موضوع تبدیل کند. البته این دیدگاه در کتاب نیز خیلی بزرگ نیست، و تنها در راستای معرفی شخصیت شرور و دیکتاتور گونه آن استفاده شده است.

الکس رایدر Alex Rider

از طرفی مطمئناً یکی از مزایای تطبیق اقتباس یک اثر دارای بیست سال تاریخ، فرصت بررسی مجدد مطالب آن در پرتو عصر جدید است؛ بنابراین سریال الکس رایدر بهترین استفاده را از همین موضوع برده است. اما باید بدانیم سازندگان با وجود اقتباس از کتاب کودک و نوجوان هوروویتس نمی توانند تمام فصل های کتاب را تولید کنند، چرا که سن اوتو فرانت در سال های پیش رو دیگر به این شخصیت نمی خورد. بنابراین با این شرایط الکس رایدر بعید است که بیش از سه یا چهار فصل اجرا شود. احتمالاً حداکثر سه یا چهار کتاب از این مجموعه رمان اقتباس خواهد شد. به نظر من کتاب های ضربه عقاب و عقرب که رمان چهارم و پنجم محسوب می شوند، یک مثلث مرتب در کنار Point Blanc ایجاد می کنند. یکی از جنبه های بارز کتابهای هوروویتس این است که آنها هر چه جلوتر رفتند، گره خورده تر و ترسناک شدند، گویی نویسنده دیگر کاملاً به پیش فرض خودش که نمایش یک جاسوس نوجوان درگیر ماجراجویی های سرگرم کننده بود اعتقاد نداشت. در واقع کتاب ها با پیشرفت داستان ایده نوجوان ماجراجو را کنار گذاشتند، و درگیر مسائل سرگرم کننده تر و گاهی تخیلی تر و عمیق تر شدند.

در نهایت باید گفت، الکس رایدر یک سریال موفق است. سریالی که توانسته از موسیقی متن فیلم های شهری مدرن و اتمسفر یک لوکیشن جالب نهایت استفاده را ببرد. در لحظاتی سریال از منظر فرم و لحن شبیه به آثاری چون ماموریت غیرممکن و کینگزمنِ متیو وان و حتی تامب رایدر می شود که هیچ یک برای سریال چیز بدی نیستند. همچنین صحنه های اکشن و لحظات به ظاهر خشن و خونین در طول سریال بسیار مؤثر هستند. همان طور که گفته بودم اقتباس گای برت هوشمند، روان و محکم است. از منظر کارگردانی باید گفت سریال با ثبات و چشم اندازی درست پیش می رود، و با بهره گیری از مواد مورد نیاز یا کلیشه های رایج آثار جاسوسی و تبدیل آنها به چیزی درخور برای مخاطبان معاصر، توانسته یک اثر سرگرم کننده را خلق کند. با توجه به مقاصد بین المللی درون داستان، شرورهای مبهم و مأموریت های مضاعف، این الکس رایدر قبل از بافته شدن در برخی اکشن های جیمز باند محور دوره کریگ، برای کسانی که دوست دارند چیزی شخصی تر را شاهد باشند، کمی GoldenEye را نیز برای بازی هایش نشانه می گیرد. در پایان باید گفت، بعضی ها می گویند الکس رایدر خیلی سخت تلاش می کند تا همه را خوشحال کند اما در عصری که جمعیتی تعریف شده روی به صنعت سرگرمی از نوع سریال آورده اند، هدف قرار دادن طیف گسترده ای از جمعیت بهتر از ماندن در اقلیت است.

 

 

منتقد : امیر پریمی

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگرد قانونی می گردد.

به خانواده بزرگ جامعه مجازی مووی مگ بپیوندید