2e e2i2e2e2e 2

سال گذشته فیلم « تقصیر ستاره بخت ماست » توانست توجه زیادی را به خود جلب کند. این فیلم ساده و عاشقانه درباره دختر و پسری بود که به سرطان مبتلا شده بودند و دوران پر احساسی را با یکدیگر سپری می کردند. فیلم آقای جاش بوون توانست تبدیل به یکی از پرفروش ترین و محبوب ترین انتخاب تماشاگران سینما در سال 2014 شود و اشک های بسیاری را سرازیر نماید!

فیلم « من ، اِرل و دختر در حال مرگ » به کارگردانی آلفونسو گومز - رهون نیز اثری در ظاهر مشابه با « تقصیر ستاره بخت ماست » با این تفاوت که این فیلم قرار نیست عاشقانه ای با هدف سرازیر کردن اشک مخاطبینش باشد.

گرگ ( توماس مان ) نوجوان گوشه گیر دبیرستانی است که مادرش برای خارج شدن وی از وضعیتی که درش گرفتار شده، از او می خواهد تا با همکلاسی اش که دختری به نام ریچل ( اولیویا کوک ) است و مبتلا به سرطان می باشد، دوست شود. مادر گریگ امیدوار است که دوستی فرزندشان با ریچل بتواند باعث ایجاد امید به زندگی در گرگ و همچنین کمک به ریچل شود. ریچل بزودی با گرگ و دوست صمیمی اش اِرل ( آر جی سایلر ) آشنا می شود که تفریحشان ساختن فیلم کوتاه در هجو آثار مشهور سینماست و...

http://moviemag.ir/images/phocagallery/1/Me_and_Earl_and_the_Dying_Girl/thumbs/phoca_thumb_l_5.jpg

شاید اولین سوالی که پیش از تماشای « من ، اِرل و دختر در حال مرگ » با توجه به مضمون مشترک آن با « تقصیر ستاره بخت ماست » برای مخاطب بوجود بیاید این است که آیا این فیلم قرار است فوران احساسی بیش از آنچه که قبلا در فیلم « تقصیر... » تجربه کرده بود را در اختیارش قرار دهد یا خیر؟ جواب این سوال تا حدودی درباره « من، اِرل ... » متفاوت خواهد بود چراکه هدف سازندگان در ساخت این فیلم به مراتب بیش از برانگیختن احساسات مخاطبش بوده است.

در « من، اِرل... » ما با شخصیت هایی مواجه هستیم که اگرچه هرکدام مشکلات خودشان را دارند و حتی بدترین آنها، ریچل، مبتلا به سرطان است و روزهای بدی در انتظارش است، اما هیچکدام از آنها قرار نیست ترحم تماشاگر را برای خود بدست بیاورند. فیلم هرگز تماشاگرش را در جریان فیلم وارد بازی احساسی نسبت به مقوله مرگ نمی کند و فضای داستان را به خوبی با شوخی های جذاب کلامی و دیالوگ های تیز و کنایه دار، به لحظات مفرحی برای تماشاگر تبدیل می کند.

گرگ برخلاف گاس در « تقصیر ... » ، برای ریچل دل نمی سوزاند و صادقانه به وی می گوید که به اصرار مادرش برای ملاقات نزد او آمده و به نظر او ترحم نشان دادن به وضعیت ریچل یک نوع رفتار اشتباه است! البته رویکرد فیلم پس از آشنایی گرگ و ریچل روند آشنای آثار کمدی - عاشقانه را پی می گیرد اما سیل اتفاقات مختلفی که در جریان روایت داستان رخ می دهد، عاملی است که « من، اِرل ... » را از از دیگر اثر مشابه ساخته شده در اینباره جدا می سازد.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/1/Me_and_Earl_and_the_Dying_Girl/thumbs/phoca_thumb_l_2.jpg

در این فیلم، داستان سرطان ریچل و آشنایی او با گرگ که به اتفاقات جالبی منجر می شود، تنها داستان اصلی فیلم نیست. داستانهای مکمل جذاب و دوست داشتنی از جمله فیلمسازی گرگ و بهترین دوستش اِرل، نیز می تواند برای تماشاگر جالب توجه باشد. جسی اندروز، نویسنده رمان « من، اِرل و دختر در حال مرگ » که حالا در نسخه سینمایی نیز به عنوان فیلمنامه نویس با فیلم همکاری کرده، علاقه داشته تا صحنه های معروف از فیلمهای مشهور را انتخاب کرده و به بدترین شکل ممکن آنها را به هجو بکشد! این اتفاق یکی از جذاب ترین لحظات فیلم را تشکیل داده یعنی ساختن فیلم کوتاه توسط گرگ و دوستش اِرل که در ادامه داستان با دیده شدن فیلمهایشان توسط ریچل و ساخت فیلم درباره خود او، گرگ را وارد مرحله تازه ای در رابطه اش با ریچل می کند.

فیلم به خوبی موفق شده تا دغدغه های نسل نوجوان را در « گرگ، اِرل ... » به تصویر بکشد. نگرانی های این نسل برای وارد شدن به دانشگاه ، ادامه مسیر زندگی که در این سن معمولا با بروز افسردگی نسبی همراه است و در نهایت رستگاری آنها، از جمله مواردی است که نویسنده، جسی اندروز به آن توجه کرده و در فیلم نیز با جزئیات فراوان مطرح شده است. فیلمنامه آقای اندروز تا به امروز احتمالا بهترین فیلمنامه ای است که یک داستان سوزناک را بدون ترفند ترحم برانگیختن در تماشاگر، به سینما آورده است.

« گرگ، اِرل ... » در بخش کارگردانی نیز از جایگاه قابل توجهی برخوردار است. گومز - رهون برخلاف جاش بوون که فشارهای استودیو رو برای عامیانه کردن داستان فیلمش تجربه می کرد، رویکردی مستقل تر را پیش گرفته که این امر احتمالا باعث عدم ارتباط کامل مخاطب عام با فیلم خواهد شد. گومز - رهون در روایت داستان از شیوه های مختلفی مانند استفاده از نقاشی های متحرک که اثر را بیشتر شبیه به آثار سورئال وس اندرسون کرده یا موقعیت های کمیکی که می توان آن را به جهت نحوه اجرایشان، تا حدودی مشابه آثار کوهن دانست، از جمله مواردی است باعث می شود فیلم « من ، اِرل... » فیلم ارزشمندتری در مقایسه با « تقصیر ستاره بخت ماست » باشد.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/1/Me_and_Earl_and_the_Dying_Girl/thumbs/phoca_thumb_l_1.jpg

بازیگران ناشناخته فیلم در نقشهایشان درخشان ظاهر شده اند. توماسن مان و الیویا کوک بهترین بازیگران فیلم هستند و دیالوگ های تیز اما دوست داشتنی که میان آنها رد و بدل می شود، می تواند باعث خنده مخاطب شود. تماشای بازی های صادقانه بازیگران فیلم که در مقابل دوربین در حال مبارزه برای دوست داشته شدن توسط مخاطب نیستند، تجربه تماشای « من، اِرل و دختر در حال مرگ » را به بسیار لذت بخش کرده است.

« من، اِرل و دختر در حال مرگ » در مجموع اثر مستقل اما محکمی است که احتمالا خیلی مورد پسند تماشاگر علاقه مند به سینمای بدنه هالیوود قرار نخواهد گرفت. فیلم بازیهای خوب و فیلمنامه دقیقی دارد که برخلاف « تقصیر ستاره بخت ماست» ، ابدا ترحم تماشاگر را برنمی انگیزد. فیلم از مخاطبش می خواد تا بجای گریه کردن برای شخصیت های داستان، آنان را همراهی کند و از آنچه که در ذهن آنان می گذرد و دغدغه فکری آنهاست، مطلع شود.

8                                                                     Photo Gallery2

منتقد : میثم کریمی

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگیرد قانونی می شود.

به جامعه مجازی سایت مووی مگ بپیوندید و دوستان سینمایی جدید پیدا کنید!gi453lr 3

 

من، اِرل و دختر در حال مرگ (Me and Earl and the Dying Girl)

کارگردان : Alfonso Gomez-Rejon

نویسنده : Jesse Andrews

بازیگران :        

Thomas Mann... Greg

RJ Cyler...Earl

Olivia Cooke ...Rachel

Connie Britton...Greg's Mom

و...                        

رده سنی : PG-13 ( مناسب برای افراد بالای 13 سال)

ژانر : درام         

زمان : 105 دقیقه