داستان ازدواج (Marriage Story)

« داستان ازدواج » از آن دسته آثاری محسوب می شود که در سینما تمایل چندانی برای ساخت فیلم درباره آن وجود ندارد. داستان کشمکش های ازدواج و زندگی مشترک، به ندرت توجه تهیه کننده ای را به خود جلب می کند. در سینما آثار درخشانی از جمله « کریمر علیه کریمر » وجود دارند که می توان به عنوان یک اثر بسیار موفق با محوریت زندگی مشترک از آن یاد کرد. اما در مجموع، پرده سینما در سالهای اخیر تمایل چندانی برای به تصویر کشیدن جنگ و جدل های زندگی مشترک نداشته است. با اینحال حضور نتفلیکس توانسته تغییرات مثبتی در روند فیلمسازی ایجاد نماید و پروژه هایی که تهیه کنندگان سینمایی تمایل چندانی برای ساخت فیلم درباره آن ندارند را منتشر نماید. « داستان ازدواج » یکی از این آثار است که باید ساخته شدن آن را مدیون نتفلیکس باشیم.

« داستان ازدواج » درباره زوجی از طبقه متوسط اجتماع به نام چارلی ( آدام درایور ) و نیکول ( اسکارلت جوهانسون ) است. زوج هنرمندی که پس از حدود یک دهه زندگی مشترک به نقطه ای رسیده اند که نمی توانند یکدیگر را تحمل کنند. در چنین وضعیتی، نیکول به لس آنجلس می رود تا در یک سریال به ایفای نقش بپردازد اما در زمان حضور در این شهر که محل تولدش هم محسوب می شود، برای چارلی درخواست طلاق ارسال می کند و این موضوع باعث بروز اتفاقاتی می شود که بر زندگی این دو و فرزند 8 ساله شان تاثیر خواهد گذاشت.

داستان ازدواج (Marriage Story)

نوا بامبک، کارگردان خوش نام فیلم « داستان ازدواج » در سال 2013 از همسرش جدا شد و در زمان ساخت فیلم این گمانه زنی مطرح شده بود که فیلم جدید او به نوعی از زندگی شخصی وی الهام گرفته شده است. البته که بامبک این موضوع را رد کرده اما « داستان ازدواج » به حدی صمیمی و واقعی است که می توان رگه هایی از تجربیات شخصی آزار دهنده را در آن جستجو کرد. بامبک در « داستان ازدواج » شخصیت های غیرواقعی که خوشایند مخاطب باشد خلق نکرده، آنها انسانهای معمولی هستند که در میانسالی به بحرانی رسیده اند که هر انسانی در زندگی مشترک آن را به بدترین شکل ممکن تجربه می کند و می تواند تاثیرات ویرانگری داشته باشد.

نقطه قوت اصلی « داستان ازدواج » توجه دقیق و ریزبینانه کارگردان به جزئیات و شخصیت پردازی ها بوده است. بامبک با هوشمندی، در مقدمه اثر دو شخصیت اصلی را از دیدگاه طرفین معرفی می کند و ما آنها را فرشتگانی بی نظیر می بینیم که در زندگی مشترک به درک متقابلی رسیده اند و یک عشق تمام عیار را رقم زده اند. اما بلافاصله با پایان یافتن این مقدمه متوجه می شویم که آنها در آستانه طلاق هستند، آن هم در بدترین شرایط روحی ممکن که شکنندگی و عدم اطمینان از آینده زندگی مشترک، سراسر وجودشان را در برگرفته و نمی دانند که اقدام صحیح برای این وضعیت چیست.

داستان ازدواج (Marriage Story)

با اینحال آن دو همچنان یکدیگر را دوست دارند. علاقه ای که در تمام این سالها وجود داشته اما نکته ای که آن دو همواره از آن غافل بوده اند، نیازهای عاطفی طرفین مقابل بوده که منجر به شکل گیری یک بحران عمیق در رابطه شان شده است. بامبک به درستی شخصیت مرد فیلم را نیویورکی و زن را لس آنجلسی معرفی می کند تا تفاوت نگرش های این دو به زندگی و اتفاقات مختلف را نشان دهد. نیکول که از لس آنجلس به نیویورک آمده، در تمام این مدت نتوانسته شرایط را آنطور که تصور می کرده بیابد. فضای سخت کار در نیویورک و تفاوت بازی در مقابل دوربین و صحنه تئاتر، برای نیکول همواره آزار دهنده بوده چراکه او خود را ستاره ای می دانسته که با ورودش به نیویورک بخش مهمی از زندگی شخصی اش از دست رفته و همسرش چارلی نیز به این مسئله اهمیتی نمی دهد.

چارلی نیز به طور کامل به نیویورک تعلق دارد. آداب و رفتار وی سرشار از ویژگی هایی است که ساکنین نیویورک در خود دارند. او منظم و مرتب است و به صرفه جویی اعتقاد دارد. چارلی تمام وقت خود را صرف کار کرده و تمام درآمدهایش را هم صرف گروه تئاتری خودش کرده است. چارلی در حال رسیدن به موفقیت است و اخیراً جایزه معتبری را هم کسب کرده، اما این موضوع نمی تواند تاثیری در روند زندگی مشترکش داشته باشد. نیکول نیاز به فضای شخصی بیشتری برای خود دارد و ترجیح می دهد مانند دورانی که ستاره بوده ( یا حداقل در ذهن خودش چنین خیالی داشته! )، احترام و توجه بیشتری به او و خواسته هایش شود.

داستان ازدواج (Marriage Story)

« داستان ازدواج » پس از معرفی کامل و بی نقص شخصیت هایش ، ما را به قلب یک نزاع بی پایان می برد. جایی که درخواست طلاق مطرح و مسائل مربوط به آن آغاز می شود. چارلی و نیکول هرگز از یکدیگر متنفر نبوده و همواره برای هم احترام ویژه ای قائل بودند. به همین جهت آن دو در ابتدا تصمیم می گیرند همه چیز را دوستانه حل نمایند و حتی چارلی خود پیشنهاد می دهد تا اموال شان که خیلی هم زیاد و قابل توجه نیست نصف شود و بخش زیادی از آن هم به نیکول تعلق بگیرد. با اینحال زمانی که نیکول به لس آنجلس می رود، در آنجا تحت تاثیر کسانی قرار می گیرد که مسائل را به سبک و سیاق لس آنجلسی حل و فصل می کنند و او نیز در چنین وضعیتی گرفتار شده و بازی طاقت فرسایی را آغاز می کند.

کشمکش بی انتهایی که بامبک به درستی و با ترسیم کامل جزئیات آن، « داستان ازدواج » را به اثری تکان دهنده تبدیل کرده است. جایی که احترام این دو برای یکدیگر خیلی زود دستمایه بازیهای قانونی قرار می گیرد که هدفشان صرفاً برنده شدن در پرونده های طلاق بدون در نظر گرفتن جنبه های روانی زندگی موکلین است. چارلی پس از اینکه متوجه می شود نیکول برای جدایی اقدام به استخدام وکیل کرده و هر اقدام اخلاقی و غیر اخلاقی دیگری را هم برای در اختیار گرفتن حضانت فرزندش انجام داده، تصمیم می گیرد تا خود نیز وکیلی استخدام نماید تا از این پس به جای خود، وکلایشان با یکدیگر گفتگو نمایند.

داستان ازدواج (Marriage Story)

اما بحران داستان دقیقاً در این نقطه شکل می گیرد چراکه آن دو علاوه بر هزینه های مالی فراوانی که برای استخدام وکیل و مسائل مربوطه متحمل می شوند، به یکباره خود را در موقعیتی می بینند که وکلایشان برای آنها ترسیم کرده، موقعیتی که در آن هیچ ارزش اخلاقی به چشم نمی خورد. آنچه که روزگاری در زندگی مشترک میان این دو با احترام و در نظر گرفتن شرایط متقابل از آنها یاد می شده، حالا در دادگاه به شدت و جزئیات بیشتری به ابزاری برای حمله به دیگری تبدیل شده به طوریکه این دو حتی شرمسار از نگاه به یکدیگر در صحنه دادگاه هستند. دادگاهی که در آن وکلای پرونده به بی رحمانه ترین شکل ممکن از زندگی مشترک این دو ویرانه ای ترسیم می کنند که هرگز واقعیت نداشته اما در لس آنجلس و در چنین دادگاهی، بی رحمانه ترین اقدام همواره موثرترین هم خواهد بود.

اما نقطه اوج « داستان ازدواج » و در واقع سکانس کلیدی فیلم، صحنه ای است که نیکول پس از ماجرای افتضاح دادگاه به منزل چارلی می رود تا با او توافقی انجام دهد و اجازه ندهد این کشمکش بیش از این به زندگی هر دوی آنها آسیب برساند. آنها نگران فرزند مشترک شان هستند و اتفاقاً زمانی که در مورد فرزندشان صحبت می کنند لبخند می زنند. به نظر می رسد در تمام این سالها تنها پسر کوچکشان بوده که باعث می شده اختلافات برای دقایقی از یادشان پاک شود اما در ادامه پس از اینکه آنها تصمیم می گیرند برای توافق شخصی با یکدیگر صحبت کنند، تمام زخم های کهنه سالهای اخیر سر باز می کند و طرفین با شدت نسبت به آنچه که نیاز داشته اند و از آنها دریغ شده بر سر یکدیگر فریاد می زنند.

داستان ازدواج (Marriage Story)

در این سکانس بامبک با استادی به سراغ نقاط تاریک ذهن یک زوج میانسال می رود. جایی که آنها خواسته های شخصی شان را فدای منافع مشترک شان کرده اند اما همواره از عدم تامین آن آسیب دیده اند. آنها در ظاهر، هرگز به نداشته هایشان اعتراضی نداشته اند زیرا عشق قدرت بزرگتری در زندگی مشترک محسوب می شود. اما زمانی که اختلاف شکل می گیرد و دامنه آن گسترش می یابد، تمام آن زخم های کهنه و خواسته های شخصی که از آن سخنی به میان نیامده به یکباره سر باز می کند و به عنوان یک نیاز فریاد زده می شود. سکانس ماندگار دعوای چارلی و نیکول سرشار از نیازهای سرکوب شده ای است که شاید اگر در موعد مقرر درباره آنها گفتگویی انجام می شد هرگز تبدیل به عاملی برای تخریف دیگری نمی شد.

« داستان ازدواج » فارغ از فیلمنامه دقیق و کارگردانی حساب شده، بازیهای فوق العاده ای هم دارد که نمی توان از آن چشم پوشی کرد. اسکارلت جوهانسون بهترین نقش آفرینی سینمایی دوران بازیگری اش را در « داستان ازدواج » تجربه کرده است. او مخصوصاً در ابتدای فیلم و زمانی که زندگی اش را برای وکیل شرح می دهد، مونولوگ طولانی و بی نظیری را بیان می کند که می تواند یک مثال جذاب از هنر بازیگری باشد. در مقابل، آدام درایور که شیب موفقیت او در سینما در سالهای اخیر بسیار تند بوده، در نقش چارلی بهترین انتخاب ممکن بوده است. چهره سرد چارلی که در آن احساسات عمیقی پنهان شده، به بهترین شکل توسط آدام درایور به تصویر کشیده شده. بازی درایور مخصوصاً در سکانس دعوای شدید چارلی با نیکول، به حدی تاثیرگذار است که هر تماشاگری را متاثر می کند. لورا درن نیز در نقش وکیل، به خوبی توانسته وجه بی رحم زندگی در لس آنجلس را به تصویر بکشد.

داستان ازدواج (Marriage Story)

« داستان ازدواج » یک اثر بی نقص درباره تراژدی است که قطعاً بسیاری از افراد با آن مواجه شده اند. اختلافات حل نشده ای که انباشه شده و در گذر زمان تبدیل به سرطانی مهلک می شود که درمان آن امکان پذیر نیست و هرچه که تلاش بیشتری صورت می گیرد، درمان کمتری برای آن یافت می شود. بزرگترین وجه تراژیک ماجرا اما در سکانس پایانی فیلم عیان می شود. جایی که چارلی اعلام می کند باید برای انجام یک پروژه به کالیفرنیا نقل مکان کند و نیکول پس از شنیدن این جمله به او خیره می شود. آنها به یکدیگر خیره می شوند و به نظر می رسد که حرف های فراوانی برای گفتن دارند. اینکه اگر قرار بود از ابتدا چنین اتفاقی بیفتد اصلاً چرا وارد یک جنگ غیر اخلاقی شدند؟

چارلی و نیکول هر دو مقصر هستند. در تمام طول داستان بامبک هرگز به ما اجازه قضاوت درباره آنها را نمی دهد و این یک ویژگی و هنر مهم در عرصه فیلمسازی درام به شمار می رود. شما هرگز نمی توانید در جایگاهی قرار بگیرید که یکی از طرفین را محکوم و به دیگری حق بدهید. حتی زمانی که مشخص می شود چارلی به نیکول خیانت کرده، تماشاگر هرگز نمی تواند او را محکوم به بی مهری نماید چراکه دردهای بی پایان چارلی از زندگی مشترک با نیکول او را به مرحله ای رسانده که به استیصال می رسد و برای فرار از این موقعیت هر اقدام اشتباهی را مرتکب می شود. نکته حائز اهمیت اما اینجاست که آنها در هر حال عاشق یکدیگر هستند. جنگ های قانونی و اخلاقی و حتی دوری از یکدیگر هم نتوانسته تاثیری بر عشق آنها بگذارد.

داستان ازدواج (Marriage Story)

نیکول با اینکه خود پیش قدم شده تا از چارلی جدا شود، اما زمانی که به او خیره می شود کماکان در نگاه او علاقه ای به چشم می خورد که گاهی ما به ازای بیرونی آن را در رفتارهایش می بینیم. زمانی که چارلی در جلسه وکلا نمی داند چه غذایی انتخاب کند، نیکول به جای او اینکار را انجام می دهد چراکه به ریزترین سلیقه غذایی او آگاه است و حتی در سکانس پایانی توجه اش را معطوف به چارلی می کند و متوجه می شود که بندهای کفش او باز است و نزد او می رود تا بند را ببندد. مهم نیست که آتش در زندگی آن دو زبانه کشیده و هرچه که داشته اند را خاکستر کرده، آنها ضررهای مالی هنگفتی برای گرفتن حضانت فرزندشان متحمل شدند و حرمت های اخلاقی شان نیز در هم شکسته، اما در نهایت عشق قوی تر از تمام بحران هایی است که پشت سر گذاشتند. تنها عشق می تواند یک ویرانه را سرپا نگه دارد هرچند که معشوق دیگر نباشد و خیال او در ذهن باقی بماند.

 

 

10                                                         imdb logo22

 

منتقد: میثم کریمی

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگرد قانونی می گردد.

به خانواده بزرگ جامعه مجازی مووی مگ بپیوندید

 

داستان ازدواج (Marriage Story)https://www.imdb.com/title/tt7653254/?ref_=fn_al_tt_1

کارگردان : Noah Baumbach

نویسنده : Noah Baumbach

بازیگران :

Adam Driver...Charlie

Scarlett Johansson...Nicole

Laura Dern...Nora Fanshaw

Ray Liotta...Jay Marotta

رده سنی : R (مناسب برای افراد بالای 17 سال)

ژانر : درام

زمان : 136 دقیقه