عوارض جانبی (Side Effects)

سودربرگ همیشه ایده هایی دارد که در زمان اکران فیلم هایش خیلی به آن توجه نمی شود اما به راستی او یک پیشگوی بی بدیل در سینما است؛ دغدغه های اجتماعی او همچون موج مکزیکی همیشه فرا خواهند رسید و نشان داده هرگاه این موج برسد زندگی ما را تحت الشعاع قرار می دهد. مقوله های مهمی در خصوص بازار دارویی در قالب مصرف کننده در این فیلم مطرح می شود اما جنایتی که در پس این مقوله ها رخ می دهد شخصیت ها را به تکاپو در یافتن حل مساله وا می دارد.

عوارض جانبی (Side Effects)  اثر استیون سودربرگ فیلمساز آمریکایی؛ کارگردان فیلم زبانزدِ روزگار کرونایی، "شیوع" می باشد. عبارت "سینما زبانِ آینده است" در مورد این فیلم (شیوع) و فیلمساز صدق می کند اینکه چرا و چگونه یک فیلم یا مکتب فکری در سینما آینده را پیش بینی می کند مبحث مفصل و مجزایی است که از حوصله این متن خارج است. حال آنکه آینده نگری خط مشی بارز این فیلمساز به نظر می رسد.

عوارض جانبی (Side Effects)

افسردگی و هجوم به سمت داروهای ضد افسردگی/ نظام توزیع، تشویق و تجویز دارویی/ طمع به مال اندوزی، سرمایه داری و شهوت سه مقوله اصلی در "عوارض جانبی" هستند که سودربرگ آنها را مطرح می کند اما در پردازش دراماتیک این مقوله ها درخشان عمل نکرده است ولی در قالب مطرح ساختن این مقوله ها جنایتی را ترتیب داده تا مخاطب به دنبال چرایی آن باشد، اشاره به عدم پردازش صحیح در سه مقوله یاد شده بنا به تعاریف قواعد "6C" در ساختارشناسی دراماتیک است که در نهایت سوالات کثیری را از این حیث سودربرگ بی پاسخ رها می کند و این خود دلالتی بر ایجاد زیر شاخه هایی فرعی است که دغدغه ذاتی کارگردان و نویسنده این اثر اسکات بونز است اما دغدغه "هدف" در سیاستگذاری های دراماتیکِ "عوارض جانبی" تلقی نمی شود. هرچند این فیلم را به مثابه آثار و افکار هیچکاکی تلقی می کنند و لزوما ساختار سه پرده ای کلاسیک سینما را می طلبد اما بیش از این؛ فیلم مذکور را می توان دو بخش اول و دوم در نظر گرفت که بخش اول بنا به معرفی کاراکتر "امیلی تیلر"(رونی مارا) موفق عمل کرده و بخش دوم در تکاپوی حل معما نگاه های متعددی را برای ما بازگو می کند که مورد پسند هر سینما دانی نخواهد بود ولیکن هر سینما دوستی نیز متکی به چرایی و حل انگیزه قتل "مارتین" آن را دنبال خواهد کرد.

عوارض جانبی (Side Effects)

فیلم با نمای 'زوم این' آغاز شده جایی که مارتین (همسر امیلی) از آن رهایی می یابد و با نمای 'زوم اوت' از بیمارستان روانی که امیلی در آن گرفتار شده پایان می یابد، مارتین بعد از چهارسال حبس به جرم قاچاق آزاد گشت اما توسط همسرش امیلی به قتل رسید و حال امیلی قربانی مصرف داروهای ضد افسردگی و اعتیاد آوری که به کرات نام داروها در فیلم استفاده می شود (ایدئولوژی فکری بکارگیری نام هر کدام از این داروها در صحنه های مجزای فیلم تحلیل مجزایی را می طلبد که جهت بدآموزی و محدودیت سنی مخاطبین چشم پوشی می کنم ولیکن نگاه آمیخته به دراماتیک مد نظر است) گرفتار شده و حد فاصل این زوم ها (روند داستان) افرادی هستند که نقش اصلی جنایات را در توزیع و تشویق دارو ها ایفا می کنند و زندگی آزادانه ای دارند.

 در صحنه های آغازین قایقی چوبی و کوچک را می بینیم که بیانگر همان قایق تفریحی است که امیلی پس از مصرف دارو در توهمات خود تجسم می کند، و رد پای خونی که در ادامه متوجه می شویم خون مارتین است در نمای ماقبل خودکشی وقتی داخل ماشین در پارکینگ است کفش زنانه او را به یاد آورید که به رنگ قرمز (اشاره به صحنه ردپای خونی ابتدای فیلم) بود و همان پا این بار در جایگاه قاتلِ خود و پیش به سوی خودکشی. در این نما می دانیم که پای اوست و به سوی خودکشی می رود اما چرا کمربند ایمنی زده است؟!، او حساب شده رفتار می کند اما درست تصمیم نمی گیرد این نکته ای در وصف شخصیت امیلی است و من باب مراجعه مکرر به جلسات دکتر جاناتان اما گرفتار شدن به داروهای مضر، از سویی دیگر پیش از این نیز به دکتر همجنس خود ویکتوریا مراجعه می کرده و در تسخیر شهوت او قرار گرفته بود و به عناوین مختلف امیلی قربانی مصرف داروهایی بود که آنچه برای خود تجسم می کرد در دنیای متوهم ناشی از استعمال داروها برای خود رویاپردازی می کرد.

عوارض جانبی (Side Effects)

 از نکات مثبت فیلم پرهیز سودربرگ از گزاف گویی و اغراق نمایی است لذا فارغ از جنبه های متوسط فیلم در ژانر تریلر و روانشناختی بدون بهره مندی از چنین صحنه هایی در خلق اثر تبهر سودربرگ را نمایان می کند. عوارض جانبی از آن دسته فیلم های روانشناختی است که در فرمت پابلیک حرف می زند لذا قابلیت درک آن به نسبت آثار دیوید لینچ از رموز بالایی تبعیت نمی کند. رونی مارا نیز شخصیتی صحیح در ایفای نقش امیلی محسوب می شود که ویژگی هایی شامل: تنهایی، خود درگیری، انزوا، طعمه شهوت (با گریزی به فیلم دختری با خالکوبی اژدها) از شاخصه های غیر قابل انکار در ایفای نقش او محسوب می شود که به درستی آن را در قالب کاراکتر خود پردازش می کند. با تمام تفاسیر عوارض جانبی یک فیلم روانشناختی متوسط است و به هیچ عنوان یک اثر شاخص در این ژانر نمی توان آن را تلقی کرد اما فیلم قابل قبول و قابل تامل با توجه به بیان مقوله های یاد شده است مخصوصا در امر فعل با توجه به احتکار های دارویی صورت گرفته و فرهنگ غلط دارویی (مصرف بی رویه، خود تجویزی، پناه به داروهای ضد افسردگی) در ایران همچنین ترغیب، تجویز و توزیع نابجا در ایجاد یک "حادثه تلخ دراماتیک" (به مثابه قتل مارتین توسط امیلی) می توان نوعی دیگر از شیوه های پیش بینی ذاتی بدون مرز و بدون تاریخ انقضا توسط سودربرگ در نظر گرفت.

 

منتقد: رامتین سراج پور

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگرد قانونی می گردد.

به خانواده بزرگ جامعه مجازی مووی مگ بپیوندید