روح (Soul)

انیمیشن « Soul » همانند بسیاری از آثار شاخص سال 2020، با مشکل تعطیلی سینماهای جهان به دلیل شیوع ویروس کرونا مواجه شد. دیزنی برنامه ریزی فراوانی برای اکران گسترده « Soul » در نظر گرفته بود و امید داشت که بتواند به فروش فوق العاده ای نیز دست پیدا کند اما در نهایت پس از بررسی شرایط، تصمیم گرفت « Soul » را در سرویس " دیزنی پلاس " منتشر نماید.

داستان انیمیشن درباره یک معلم موسیقی به نام جو ( با صدای جیمی فاکس ) است. جو عاشق موسیقی جاز است و علی رغم اینکه سالها در تلاش برای نوازندگی بوده، نتوانسته توفیقی در این مسیر کسب نماید. با این حال، او توسط یکی از شاگردانش به یک گروه موسیقی ملحق می شود و در همان روز در حالی که از خوشحالی سر از پا نمی شناسد، ناگهان به چاله ای سقوط کرده و تقریباً از دنیا می رود و...

انیمیشن جدید دیزنی به مسئله ای پرداخته که بحران انسان ها در تمام طول تاریخ بوده و آن یافتن هدف زندگیست. انسانی که در تمام دوران زندگی اهداف گوناگونی را پیش می گیرد و در نهایت مسیر زندگی اش نیز براساس این اهداف تعیین می گردد. در اینجا جو موسیقی " جاز " را عاشقانه دوست دارد و تنها هدفی که در ذهن دارد این است که بتواند در گروه موسیقی بنوازد. شاید بسیاری از انسان ها اهدافی همانند جو داشته و زندگی را تنها رسیدن به هدف منحصر به فردشان می دانند . اینجاست که « Soul » به سراغ این دست از تماشاگران رفته و آنها را با یک سوال اساسی مواجه می کند، اینکه آیا ارزش زندگی صرفاً رسیدن به اهداف است؟

روح (Soul)

« Soul » از لحاظ ساختار شباهت هایی به دیگر شاهکار پیکسار یعنی « Inside out » دارد. در آن انیمیشن عواطف انسان ها در تقابل با موضوعات مختلف مورد تردید و پرسش  قرار می گرفت و در اینجا نیز بار دیگر درونیات انسان و تجربه زیستی او در این جهان مورد بررسی قرار گرفته است. برای درک بهتر مفهوم زندگی، سازندگان شخصیت دیگری به نام 22 را وارد زندگی جو کرده اند که تهی از تجربه های انسانیست. موجودی که کالبد انسانی ندارد و به طور قطع شناختی هم از لذت های انسانی ندارد. او در دنیایی دیگر، با شخصیت های مهم تاریخ جهان از مادر ترزا گرفته تا آبراهام لینکلن سر و کار داشته و آنان را به ستوه آورده چراکه حتی این اشخاص نیز از دمیدن روح به زندگی او مایوس شده و او را به حال خود رها کرده اند.

در ادامه مسیر نیز تقابل بین جو ( که به نحوی از دنیا رفته ) و شخصیت زاده نشده 22، قرار است تماشاگر را با چالش های زندگی آشنا کند. جو در میانسالی، علاقه ای به ترک دنیا ندارد و معتقد است که هنوز به اهدافش نرسیده و در نقطه مقابل، 22 وجود دارد هرگز در زمین زندگی نکرده و علاقه ای به داشتن هدف و زندگی زمینی ندارد چراکه از نظر او زندگی حوصله سر بر است. در کنار هم قرار گرفتن این دو شخصیت متضاد، آنها را با بخش های کشف نشده ای از وجودشان مواجه می کند که تا به حال از وجود آن اطلاعی نداشتند. جو به عنوان انسانی زمینی به هر نحو ممکن می خواهد به اجرای کنسرتش برسد تا آرامش زندگی اش برقرار شود اما 22 که تازه به زمین قدم نهاده و هنوز درگیر سبک زندگی زمینی ها نشده، زیبایی های طبیعی زندگی را درک می کند و از آن لذت می برد.

روح (Soul)

« Soul » در نیمه های داستان جو را به حال خود رها می کند و به سراغ فلسفه زندگانی می رود. زندگی که زیباست و جریان دارد اما تنگ نظری انسان و غرق شدن در اهدافش باعث شده از زیبایی های آن غافل شود و زندگی پوچی را پیش بگیرد. جامعه ای که جو در آن زندگی می کند نیز چنین وضعیتی دارد. افراد ناراحتی که هر روز در مترو حضور دارند نشانگر وضعیت بشر است. انسان بی حوصله ای که با خشم با همنوع خود برخورد می کند و بازنشر این بی حوصلگی و خشم، باعث چشم بستن از زیبایی هایی روزمره در زندگی شده است. نیویورک به خوبی تمثیلی از وضعیت بشریت است. شهری شلوغ که در آن نباید ایستاد و حتی لحظه ای فکر کرد و همواره باید در حال تلاش برای رسیدن به اهداف بود. اشاره به خیابان های نیویورک یکی از کنایه های هوشمندانه سازندگان « Soul » بوده است.

توجه به جزئیات مانند اغلب ساخته های پیکسار در « Soul » نیز حیرت برانگیز است. جذاب ترین این جزئیات مربوط به کویری است که در آن موجوداتی عجیب و غریب و بی هدف قدم می زنند. موجوداتی که بیانگر حال و روز انسان های افسرده بر روی زمین هستند. انسانی که هر روز خود را بابت اتفاقات گوناگونی که تجربه می کند سرزنش می کند و در تاریکی فرو می رود و هرچقدر که این کار را انجام دهد، این موجودات بی هدف بزرگ تر و خشمگین تر می شوند. ایده ای عالی که کارکرد آن در دنیای واقعی نیز هویداست. اینکه انسان افسرده هر روز با سرزنش خود و پنهان شدن در خلوت و تنهایی اش، دنیایی تیره در ذهنش خلق می کند که در  هر لحظه از آن، نواهایی گوش خراش به منظور تحقیر و تخریبش شنیده می شود.

روح (Soul)

« Soul » قطعاً یکی از بهترین انیمیشن های چند سال اخیر دیزنی است که طیف مخاطبینش کودکان نیستند. انیمشنی که در بهترین زمان سال منتشر شده، دورانی که انسان در عصر مدرن، محدود تر از هر زمان دیگری است و برای رسیدن به اهدافش، از زیبایی های زندگی پیرامونش غافل شده است. « Soul » از مخاطبش می خواهد تا زمانی که زنده است ارزش چیزهایی که دارد را بداند. روابط عاطفی، خانواده، دیدن دوستان و حتی اتفاقات عادی روزمره می توانند بزرگترین لذت انسان در زندگی باشند. « Soul » با بهترین پایان بندی ممکن قصه اش را به اتمام می رساند. در حالی که جو به آنچه که در تمام دوران زندگی تجربه کرده می نگرد و آماده سفر ابدی به جهان پس از مرگ است، برای او امکان بازگشت مجدد به دنیای زمینی مهیا می شود. زمانی که از جو پرسیده می شود:« اگه به زمین برگردی چه می کنی؟» او در پاسخ می گوید:« مطمئن نیستم، اما از تک تک لحظاتی که زندگی می کنم لذت می برم! » و این تنها پیامی است که انیمیشن قصد انتقال به مخاطبش را دارد. اینکه زندگی کرده و خود را محدود نکند.

 

10 

 

منتقد : میثم کریمی

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگرد قانونی می گردد.

به خانواده بزرگ جامعه مجازی مووی مگ بپیوندید

 

روح (Soul) روح (Soul)

کارگردان : Pete Docter, Kemp Powers

نویسنده : Pete Docter، Mike Jones

بازیگران :

Jamie Foxx...Joe

Tina Fey ... 22

Graham Norton... Moonwind

Rachel House...Terry

ژانر : انیمیشن

درجه سنی: PG ( مناسب برای افراد بالای 7سال )

زمان : 100دقیقه