IMAGE6346766888030283182

ابوالقاسم طالبی با بیان اینکه «از اول حرفم را زده ام و لاپوشانی نکرده ام»، تصریح کرد: عده ای گفتند «قلاده های طلا» فیلم حکومتی است؛ حکومت مال من است نه من مال حکومت! من فیلمساز انقلابی ام؛ انقلاب مال من است. حالا گر نقد منفی می نویسند و مسخره می کنند بکنند؛ اگر خیلی مردید بیایید شهیدمان کنید!

به گزارش مووی مگ به نقل از ایسنا، این کارگردان سینما که پنجشنبه شب در آخرین کارگاه انتقال تجربه چهاردهمین جشنواره فیلم مقاومت در پردیس سینمایی ملت صحبت می‌کرد، درباره وجود جبهه‌بندی و طیف‌های مختلف در سینما اظهارکرد: من از روزی که وارد سینما شدم همواره دنبال جایگاه خودم می‌گشتم. هرکس وقتی وارد عرصه سینما می‌شود جبهه‌ها را تشخیص می‌دهد و خیلی باید ساده باشد که تشخیص ندهد.

طالبی ادامه داد: در کل دو جبهه وجود دارد. یکی جبهه حق که من در آن ایستاده‌ام و دیگری جبهه باطل است و حد وسط ندارد. در جبهه حق هم بعضی‌ها مانند شهدا تندتر از دیگران می‌روند و به مقصد می‌رسند. رهبری جبهه باطل با انگلیس و شیطان بزرگ است و رهبری جبهه حق هم با حضرت امام. در هر دو جبهه هم شارلاتان و سودجو وجود دارد؛ چه در جبهه شیطان چه در جبهه الهی آدمی که پای کار بایستد کم است.

کارگردان «قلاده های طلا» که قرار بود در این نشست درباره تجربه ساخت این فیلم صحبت کند، درباره اینکه ایده کارهای خود را از کجا می‌گیرد نیز گفت: در این کشور توسط یک روحانی هشتادساله انقلابی شد و یک کشور هم پشت سر آن مرد بودند. برای این انقلاب چندین توطئه اتفاق افتاده که بی‌اغراق می‌شود درباره هرکدام از این توطئه‌ها صد فیلم ساخت. ریشه سینما برای هالیوود و غربیهاست و آوردن آن به اینجا و تبدیل کرد به مفاهیم انقلابی و اسلامی کار آسانی نیست. من تا به حال در همه دوران‌ها و دولت‌های مختلف هر حرفی را که خواسته‌ام زده‌ام. البته گاهی فیلمم مهجور مانده و دیده نشده که گلایه‌ای هم ندارم. فقط باید از خدا بخواهیم توفیق دهد کارمان را در جبهه الهی انجام دهیم.

طالبی در ادامه با بیان اینکه «من از اول حرفم را زده‌ام و لاپوشانی نکرده‌ام»، تصریح کرد: عده‌ای گفتند «قلاده‌های طلا» فیلم حکومتی است؛ حکومت مال من است نه من مال حکومت! من فیلمساز انقلابی‌ام؛ انقلاب مال من است. حرفم را هم در همین راستا می‌زنم و هرکس هرچه می‌خواهد بگوید. حالا اگر نقد منفی می‌نویسند و مسخره می‌کنند، بکنند. اگر خیلی مردید بیایید شهیدمان کنید!

این کارگردان با بیان اینکه سه فیلم ضد انگلیسی ساخته است گفت: یک «تریلر» ساختم که «به کجا چنین شتابان» قسمت اولش بود و «قلاده‌های طلا» و همین «یتیم خانه ایران» قسمت دوم و سوم آن بودند که در آنها به کارهای انگلیسی ها در ایران پرداخته‌ام. حالا هرچه می‌خواهند بگویند. ما کارمان را می‌کنیم و اصلا هم احساس بدی نداریم.

ابوالقاسم طالبی درباره اینکه چرا «قلاده‌های طلا» از طرف بخشی از مردم رد شد و مورد توجه قرار نگرفت نیز توضیح داد: خب بخشی از مردم آن را نپسندیدند. بالاخره مردم اندیشه دارند و فکر می‌کنند. عده‌ای هم تحث تأثیر دیگران و رسانه‌های غربی هستند. عده‌ای علیه فیلم سمپاشی کردند که تأثیر داشت. واقعیت این است که وقتی در جنگ باشی زخم برمیداری. اینجا هم به جای تیر و ترکش فحش می‌خوریم. زمانی هم که این فیلم را می‌ساختم حتی دو نفر از اعضای گروه از نظر فکری با من همسو نبودند، اما دوستانه باهم کار کردیم و اگر عده‌ای «فاشیست» بگذارند، می‌توانیم باهم کار کنیم. یکی از دلایلی که به قلاده‌های طلا توپیدند این بود که عده‌ای سینما را حیات خلوت خود می‌دانستند و اصلا فکر نمی‌کردند از سینما کسی به خط مقدم بزند.

این کاگردان سینما درخصوص لزوم حراست هنرمندان از ارزشهای دفاع مقدس نیز اظهار کرد: دفاع مقدس مال مردم بوده که از طریق ارتش و سپاه آن را شکل دادند. الان هم این امر متولی خاص خود را دارد که باید از آن حفاظت کنند. ما داریم اندیشه لیبرالیزم را زیر سوال می‌بریم. اوایل انقلاب با کمونیست‌ها و توده‌ای ها مبارزه می‌کردیم و الان با لیبرالیزم. اینها دو لبه قیچی هستند که به طرف ما می‌آیند.

طالبی درباره مسیری که در فیلمسازی طی کرده است نیز اظهار کرد: من همزمان با اصغر فرهادی در انجمن سینمای جوان اصفهان آموزش می‌دیدم. بعد به نویسندگی و کارگردانی تئاتر پرداختم و بعد یک فیلم کوتاه 16 میلی متری ساختم. بعدها یک فیلمنامه نوشتم و آن را فروختم، اما گفتند بیا خودت آن را بساز و به این ترتیب «ویرانگر» را به عنوان اولین فیلم سینمایی‌ام ساختم. همه اینها با تلاش به دست می‌آید. مثلا من یتیم خانه ایران را 11 بار بازنویسی کردم. کسانی که می‌گویند سینما آسان است دروغ می گویند. خیلی سخت است. من آدمی بودم که سال‌ها ورزش می‌کردم و سیگار نمی‌کشیدم و مشروب هم نمی خوردم، اما وسط فیلم «دستهای خالی» به دلیل فشار کار سکته کردم. بخصوص وقتی که تو را بزنند و بخواهی بایستی. یاد گرفتن تکنیک و تلفیق آن با ایده‌های خود سخت است.

او در پایان به نوع آسان فیلمسازی نیز اشاره کرد و گفت: می‌شود با یک مثلث عشقی به راحتی فیلم ساخت. این فیلمسازی پیش از انقلاب هم بود که یک مشروب خور عاشق یک رقاصه می‌شد و آب توبه روی سرش می‌ریخت و صاحب کاباره را هم کتک می‌زد و به دختر می‌رسید. الان هم یک دختر و پسر هست و فقط پدر و مادر جایگزین صاحب کاباره شده‌اند. این فیلمسازی آسان است و جواب هم می‌دهد. اگر لابلای فیلم حکومت و نیروی انتظامی را هم بد نشان دهید که بیشتر موفق می‌شوید.