image 13960531487 97443345600

پس از خودداری جعفر پناهی از اهدای جایزه به محمد حسین مهدویان در جشن انجمن منتقدان، بسیاری از رسانه‌ها از عملکرد پناهی در مواجهه با کارگردان «ماجرای نیمروز» انتقاد کردند و حتی مهدویان در مصاحبه‌ای اعلام کرد که مسبب اتفاقاتی که برای پناهی در طول این سال‌ها افتاده، او نبوده است. اما امروز باران کوثری با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود به دفاع از جعفر پناهی پرداخته و «ماجرای نیمروز» را فیلمی دانسته که نگاهی «ناقص و سطحی» به وقایع دهه 1360 داشته است.

به گزارش مووی مگ به نقل از آی سینما، پس از حواشی که جعفر پناهی با عدم اهدای جایزه به محمد حسین مهدویان در جشن انجمن منتقدان ایجاد کرد، برخی از سینماگران و رسانه‌ها واکنش‌های مختلفی به این موضوع نشان دادند. باران کوثری امروز با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود، به دفاع از اقدام جعفر پناهی پرداخت و از مهدویان به عنوان شخصی یاد کرد که با نگاه ناقص‌اش درباره وقایع دهه شصت، آتش به جان نسل قبلی انداخته است.

 کوثری در یادداشت امروز خود خطاب به محمد حسین مهدویان می‌نویسد: «جناب مهدويان! شايد من و شما كمى جوان باشيم براى آن كه كاملا درك كنيم، نگاه ناقص و سطحى به وقايع سياسى اجتماعى دهه شصت ، چه طور آتش به دل نسل قبل ترمان مى زند. نسلى كه در آن سال ها به دليل موج سياسى موجود و نوجوانان و جوانانى كه به درست يا غلط جذب گروه هاى مختلف مى شدند ، دوست و رفيق و خواهر و برادر از دست داده اند. موضوع فراتر از «مشكلات آقاى پناهى در سينما» ست

باران کوثری در ادامه از محمد حسین مهدویان خواسته جالبی را مطرح می‌کند: «حتما خودتان متوجه ابعاد موضع گيرى تان فارغ از فيلمسازى هستيد پس ابعاد دلخورى بزرگترها از خودتان را كوچك نكنيد

این بازیگر در ادامه خود و جعفر پناهی را از طلبکارانی می داند که قدرت قصد حذف آنها را دارد: «آقاى پناهى و امثال ايشان ، طلب فيلم هاى نساخته شان را از من و شما  ندارند ، امثال من كه طرفدار ايشان و كسانى هستيم كه قدرت مذبوحانه تصميم به حذفشان دارد ، طلبكاريم. طلبكار آثارى كه در گنجه تفكر پناهى ها ماندند، آن هم نه از كسى كه از تاريخ

او در پایان یادداشت خود با انتقاد از عوامل برگزاری جشن انجمن منتقدان، در انتخاب اهدا کنندگان جوایز، می‌نویسد: «حتما اگر در ميانسالى من هم ، (اگر) جوانى فيلمى درباره وقايع دهه ٨٠ بسازد و همه واقعيت را تصوير نكند ، برايش دست نمى زنم...»