به مناسبت سال روز برپایی جشنواره «سپاس» چهل وسه سال پیش در تهران بررسی و مقایسه ای در برپایی جشنواره های خصوصی در ایران اتفاق افتاد.654645

سال روز برپایی جشنواره سپاس، بهانه ای ست برای بررسی و مقایسه جشنواره های خصوصی پیش و پس از انقلاب در ایران. در این مقاله سعی دارم با معرفی جشنواره سپاس به شباهت های آن با جشنواره های خصوصی در ایران بپردازم.

تعجبی به درازای چهل سال

جای تعجب است. در سینمای ایران خیلی چیزهاست که تعجب و حس جستجوی انسان را برای یافتن علت پدیده ها برمی انگیزد. صنعت سینما در ایران مانند تمام جهان مورد استقبال زیادی از سوی علاقه مندان قرار گرفته اما برخلاف اکثر شهرهای بزرگ جهان که در آن جشنواره های خصوصی مانند قارچ در هر کناری و بر تارک هر مجله پرتیراژی می رویند، دستش تهی و کوتاه مانده است. با پتانسیل محبوبیتی که ستاره های سینما در بین مردم داشتند و دارند، می شد جشنواره های خصوصی بیشتری در شهرهای بزرگ کشور برگزار کرد. با این حال از تعداد محدود مجله های تخصصی سینمای پیش از انقلاب، همان یک مجله هم همت بسیاری به خرج داده بود که توانست چند دوره جشنواره ملی سپاس را برگزار نماید.

جشنواره ای برای فیلم های وطنی

«سپاس» جشنواره های غیردولتی و خصوصی بود که توانست خودش را با اعتباری که در سال های محدود برگزاری اش کسب کرد در حافظه تاریخی سینمای ایران ثبت کند، تا از افراد متعددی که در برگزاری آن نقش داشته اند نام برده شود. اما ابتکار و همت علی مرتضوی و مجله «فیلم و هنر» در این راه از همه پررنگ تر است. در آیین نامه این جشنواره زمان برگزاری اردیبهشت هر سال و زیر نظر وزارت فرهنگ و هنر وقت در تهران ذکر شده بود و هدف اش: تجلیل و تشویق فعالان صنعت سینمای ملی، و در معرض قضاوت قرار دادن فیلم های ارزنده ایرانی بود تا با اهدای جایزه سپاس سبب پیشرفت بیش تر صنعت سینمای ملی ایران گردد.

جشنواره «سپاس» فیلم هایی را داوری می کرد که از ابتدای فروردین تا پایان اسفند هر سال در تهران و یا شهرستان ها به نمایش درآمده یا آماده نمایش بودند. هر شخص یا موسسه ای می توانست هر تعداد فیلم در هر فرمتی (۸ ۱۶، ۳۵ و ۷۰ میلی متری) برای شرکت در جشنواره ارائه کند. یک کمیته انتخاب تمام فیلم های رسیده را تماشا و فیلم های واجد شرایط را برای شرکت در جشنواره انتخاب می کردند. هیات داوران پنج و یا هفت نفره در هریک از این پانزده رشته ، بهترین را نمایش و جایزه سپاس اهدا می کردند: سه جایزه سپاس طلا، نقره و برنز به بهترین فیلم های سال، بهترین کارگردانی، فیلم بردار رنگی و سیاه و سفید، فیلم نامه، موسیقی متن، بازیگر زن و مرد نقش اول و دوم، و بهترین آثار ۸ و ۱۶ و ۳۵ میلی متری کوتاه تعلق می گرفت.

خلاصه ای از شش دوره ناکام

نخستین دوره اهدای جوایز «سپاس» در سال ۱۳۴۸ برگزار شد، که در آن داوری بر عهده مردمی گذاشته شده بود که مخاطب اصلی فیلم ها بودند و بهترین فیلم سال را با سلیقه عمومی انتخاب می کرد. بنابراین انتخاب فیلم «سلطان قلب ها»، فردین و فروزان خیلی دور از ذهن نبود.

در دوره دوم جوایز به دو دسته بهترین و محبوب ترین فیلم تغییر یافت و برای بهترین فیلم آرای کمیته داوری جای آرای مردمی را گرفت. کمیته داوران که از اساتید دانشگاه، منتقدین و کارگردانان سینما چون: دکتر هرمز فرهت و بهرام ری پور تشکیل شده بود فیلم «قیصر» کیمیایی با بازی بهروز وثوقی و «گاو» مهرجویی با بازی عزت اله انتظامی ترجیح داده شد.

دوره سوم اما دوره مهرجویی بود. انتخاب فیلم ها دو مرحله ای شده بود و در مرحله اول کل فیلم ها بازبینی و برای مرحله دوم انتخاب می شدند. کمیته انتخاب سومین دوره جمال امید و بهرام ری پور را به همراه داشتند. در کمیته داوران هم به اسم هایی چون پری صابری و دکتر حسن حاج سیدجوادی برمی خوریم. «آقای هالو» تمامی جوایز طلای جشنواره را درو کرد، به جز طلای نقش اول مرد که به طور مشترک به بهروز وثوقی و ناصرملک مطیعی رسید. نقره و برنز هم به ترتیب به «حسن کچل» علی حاتمی و «رقاصه» شاپور قریب اعطا شد.

در دوره چهارم نقص های دوره سوم مبنی بر انتخاب مشترک و عدم انتخاب نقش اول زن باعث ایجاد مقررات قاطع تری شد. در این دوره کمیته داوران از افرادی مانند هژیر داریوش و ناصر تقوایی تشکیل شده بود که مجسمه طلای سپاس را به خاطر «داش آکل» دوباره به مسعود کیمیایی سپردند و «باباشمل» علی حاتمی و «درشکه چی» هم در رده های بعد قرار گرفتند. ناصر ملک مطیعی و نعمت حقیقی هم از دیگر برندگان این جشنواره بودند.

در دوره پنجم فیلم های به صورت عمومی اکران شدند و از ساموئل خاچیکیان هم تجلیل به عمل آمد. باز هم از جمال امید به عنوان یکی از اعضای کمیته انتخاب برمی خوریم. کمیته داوران متشکل از افرادی چون دکتر جلال ستاری و مرتضی ممیز، «رگبار» بهرام بیضایی با بازی پرویز فنی زاده را به عنوان بهترین فیلم به مفهوم مطلق برگزیدند و «بیتا» هژیر داریوش و «صادق کرده» ناصر تقوایی هم نقره و برنز را بردند.

ششمین دوره جشنواره و آخرین دوره باز هم برنده ای جز کیمیایی با فیلم «خاک» نداشت. «نفرین» تقوایی و «شهرقصه» منوچهر انور هم دو مقام بعدی را کسب کردند. امیر نادری و سعید راد هم برای «تنگنا» و «تنگسیر» بهترین فیلم نامه و بازیگری را گرفتند.

با سپاس از جشنواره های مرده

جایزه «سپاس» شش دوره بیش تر برگزار نشد، ولی به دلیل کیفیت رو به رشد برنامه و فیلم های مطرحی که جایزه سپاس گرفتند، از جشنواره های معتبر داخلی در ایران بود که در مقاطعی با جشنواره جهانی تهران رقابت کرد و گاهی به رقیب و همتایی برای آن جشنواره مهم دولتی تبدیل شد. اگر بخواهیم این جشنواره را با جشنواره های امروز و پس از انقلاب مقایسه کنیم با توجه به خصوصی بودن آن باید از جشنواره فجر گذشته و به جشن هایی مانند جشن خانه سینما و جشن «حافظ» مجله «دنیای تصویر» برسیم.

جشن خانه سینما با توجه به تعطیلی خانه سینما، در آستانه سال ۹۱ ناتمام ماند و از این منظر شباهت مطلقی بین سرنوشت این دو جشنواره وجود دارد. دنیای تصویر اما دوازدهمین دوره جشنواره «حافظ» را در مرداد ماه سال ۹۰ جشن گرفت و از این نظر استثنایی در عرصه جشنواره های خصوصی در ایران محسوب می شود.

همچنان امیدواریم جشنواره های خصوصی در این سرزمین ادامه پیدا کند و مقدمه ای باشند بر رسیدن صداهای متنوع سینمایی و مجالی برای قضاوت سلایق مختلف در عرصه های هنری کشور. اما از این نتیجه گیری ناگزیریم که در این سرزمین هر چه در عرصه فرهنگ پسوند خصوصی بر گرده داشته باشد، ناچار به ناکام ماندن و ناکام مردن است!

سعید راد: سینمای ما ورشکسته است

سعید راد به عنوان کسی که هم در دوره ششم مجسمه «سپاس» را از کمیته داوران ربوده و هم تنها کسی ست که سه دوره جایزه منتقدین را به خود اختصاص داده است، در این رابطه اعتقاد دارد: هر جشنواره ای مسئله و فرم مختص به خودش را دارد. جشنواره «سپاس» در آن روز یک جشنواره ملی بود و جشنواره های امروز تمام سعی شان این است که بین المللی و باشکوه باشند.

راد می گوید: هر کدام از این جشنواره ها نقاط ضعف و قوت خودشان را داشته اند و نشان دهنده ضعف و قوت سینمای زمان خودشان بوده اند.

وی می افزاید: در دوره هایی منطقی و احساساتی داوری کرده اند، در دوره های داوری دولتی و با القای نظر صورت گرفته که از مقتضیات جشنواره هاست. در آن زمان هم همین اتفاق ها می افتاد. هرچند در دو سه سال اخیر فیلم های خوبی نداشته ایم و سینماها و جشنواره ها به وضعی افتاده اند که کسی از آن ها استقبال نمی کند.

ما با یک سینمای ورشکسته روبه رو هستیم.

جمال امید: سپاس یک جشنواره محلی بود

در این رابطه جمال امید هم به عنوان یکی از پایه های کمیته انتخاب «سپاس» که همه را برای درک بهتر موقعیت جشنواره «سپاس» به کتاب تاریخ سینمای ایران ارجاع می دهد معتقد است جشنواره «سپاس» نه یک جشنواره ملی بلکه یک جشنواره محلی بیشتر نبوده!

وی عقیده دارد در دیدگاه کلی باید جشنواره «سپاس» را با جشن خانه سینما مقایسه کرد.

خبرگزاری سینمای ایران