5 35 503 32p23

15 سال پیش مارول به تازگی از خطر ورشکستگی جسته بود. امروزه ممکن است از هری پاتر جلو بزند و به عظیم ترین مجموعه سینمایی تاریخ بدل شود.

«انتقام جویان: عصر اولتران» (Avengers: Age of Ultron) که یازدهمین فیلم بلند از مجموعه سینمایی مارول است، از پنجشنبه ۳۰ آوریل و یک هفته زودتر از آمریکا در بریتانیا اکران شده است.

اگر پیش بینی ها در مورد میزان فروش گیشه درست از آب دربیاید، به سرعت به سومین فیلم این مجموعه با درآمد میلیارد دلاری بدل خواهد شد. در این صورت از مجموعه فیلم های هری پاتر که درآمد آن تاکنون ۷.۷ میلیارد دلار بوده جلو خواهد زد و با فاصله بسیار زیادی از جیمز باند، جنگ ستارگان و ارباب حلقه ها به پردرآمدترین مجموعه فیلم تاریخ سینما بدل خواهد شد.

برای شرکت مارول، سازنده و صاحب امتیاز این مجموعه که در مقایسه با رقیب اصلی خود، یعنی شرکت دی سی کمیک، تا چندین دهه با فاصله زیادی در مقام دوم قرار داشت، این یک موفقیت درخشان است. در سال هایی که محصولات شرکت دی سی کمیک، مثل سوپرمن یا بتمن، موفقیت های تجاری عظیمی کسب می کردند، شخصیت های ابرقهرمان محصول شرکت مارول به سریال های تلویزیونی آن هم در ساعات کم بیننده تنزل می یافتند.

تنها محصول سینمایی آن در سال‌های دهه هشتاد میلادی فیلم خنده دار «هوارد اردک» (Howard the Duck) محصول ۱۹۸۶ بود. در همان دوره شخصیت های تخیلی دیگری که ظرفیت سینمایی بیشتری داشتند، مثل «مرد عنکبوتی» یا «کاپیتان آمریکا»، در مخمصه تولید و پرورش داستان و شخصیت ها پژمرده می شدند.

شون هو نویسنده کتابی با عنوان داستان ناگفته کمیک های مارول می گوید: خیلی‌ها به ساختن فیلم سینمایی براساس داستان‌های کمیک مارول فکر می کردند، ولی بودجه تولید چنین آثاری بسیار زیاد بود و بدون تردید قبل از ساخته شدن فیلم «نابودگر ۲» محصول ۱۹۹۱ برای ساختن یک اثر سینمایی قانع کننده براساس کمیک های مارول فناوری لازم وجود نداشت.

زمانی که بالاخره فناوری های مورد نیاز برای آوردن قهرمانان کمیک های مارول به روی پرده سینما در دسترس قرار گرفت، این شرکت در مرز ورشکستگی کامل قرار داشت.

سال ۱۹۹۳ به خاطر اشباع بازار با کتابهای نه چندان با ارزش و گسترش بی اعتمادی علاقه‌مندان و مجموعه داران، بازار کتاب های کمیک سقوط کرد. میزان فروش حدود ۷۰ درصد کاهش یافت و شرکت مارول به شدت مقروض شد. بهای سهام این شرکت که قبلا حدود ۳۵ دلار بود در سال ۱۹۹۳ به حدود ۲ دلار سقوط کرد.

مارول فقط از طریق ادغام با یک شرکت اسباب بازی سازی به نام «توی بیز» توانست خود را نجات دهد. آوی آراد، مدیرعامل توی بیز، پس از ادغام دو شرکت به عنوان رییس بخش فیلمسازی شرکت مارول منصوب شد.

آوی آراد پس از بررسی تجربه فیلم هایی که شرکت مارول در اوایل دهه 90 تمام مراحل ساخت آنها را به استودیوها واگذار کرده بود، یک تصمیم مهم گرفت: از این پس شرکت مارول خودش نوشتن فیلمنامه ها را سفارش می دهد و کنترل می کند، کارگردان را خودش تعیین و استخدام می کند و خودش با بازیگران مذاکره می کند. بعد این بسته کامل را به یک استودیوی فیلمسازی بزرگ می فروشد که کارش فقط تولید و توزیع فیلم خواهد بود.

آوی آراد در مصاحبه ای با نیویورک تایمز در سال ۱۹۹۶ گفت: وقتی که همه کارهای فیلم های‌مان به شرکت های فیلمسازی بزرگ سپرده می شود اصلا به نفع ما نیست چون این استودیوها ممکن است دهها و صدها پروژه سینمایی مختلف داشته باشند و طرح ما بین آنها گم می شود. بنابراین دیگر به این شکل با آنها کار نمی کنیم.

این استراتژی نتیجه داد. در سال‌های بعد شرکت فیلمسازی فاکس طرح «مردان ایکس» (X men) را خرید و شرکت سونی «مرد عنکبوتی» و استودیوی نیولاین هم مجموعه سه قسمتی «تیغه» را ساختند.

مشکل در این بود که شرکت مارول در سود سهیم نبود. بر اساس مقاله ای که در مجله اسلیت چاپ شده، تمام درآمد شرکت مارول از مجموعه سه قسمتی «تیغه» (Blade) فقط ۲۵ هزار دلار بود و از درآمد سه میلیارد دلاری «مرد عنکبوتی» یک و دو نیز تمام پولی که نصیب مارول شد ۶۲ میلیون دلار بود.

بدتر از آن اینکه هالیوود یکباره شروع کرد به تمرکز روی فیلم های ابرقهرمانی و برخی از فیلم هایی که در این ژانر ساخته شدند از جمله «الکترا»، «پانیشر» و «بی باک» هر چند از نظر خلاقیت هنری محصولات خوبی بودند، ولی موفقیت تجاری نداشتند.

کوین فیج، مدیرعامل شرکت مارول، در وبسایت این شرکت نوشته است:اوضاع کمی از کنترل خارج شد و این دورانی بود که ما تصمیم گرفتیم فیلم ها را کاملا خودمان بسازیم.

آوی آراد و دیوید مایسل، مدیر اجرایی شرکت مارول، برای جلب سرمایه گذاری و تاسیس یک شرکت فیلمسازی مستقل به وال استریت مراجعه کردند. آنها کار روی شخصیت های ذخیره کتابهای کمیک این شرکت مثل «مرد آهنین» را که تا آن زمان جواز تولیدشان به استودیودها فروخته نشده بود، شروع کردند.

مرد آهنین اولین فیلمی است که شرکت مارول به صورت مستقل ساخته و در حقیقت آغاز گر مجموعه سینمایی مارول شد.

شون هو می گوید: نکته جالب در این روش جلب سرمایه گذاری بود که شرکت مارول حقوق معنوی شخصیت های کتابهای کمیک خود را به عنوان ضامن قرارداد گذاشته بود. مثلا اگر طرح سینمایی مردآهنین شکست می خورد آنها به عنوان غرامت حقوق معنوی تعدادی از شخصیت های کمیک خود را به حامیان مالی واگذار می کردند.

غرامت های تعیین شده در این قراردادها انتقام جویان را هم شامل می شد، ولی متن قرارداد طوری تنظیم شده بود که دقیقا مشخص نمی کرد انتقام جویان کدامیک از این شخصیت های ابرقهرمانی را شامل می شود. و هر کسی که با کتاب های کمیک آشنا است به خوبی می داند که انتقام جویان ممکن است ۵۰ شخصیت گوناگون را دربرگیرد. این ترفند خیلی حیله گرانه بود.

البته «مرد آهنین» به هیچ عنوان طرح سینمایی فاجعه باری نبود، ولی همیشه به آن به عنوان یک قمار بزرگ نگریسته بودند. یک ابرقهرمان کمتر شناخته شده با بازی رابرت داونی جونیور و به کارگردانی جان فاورو، کارگردان فیلمهای مستقل، یک طرح سینمایی تضمین شده نبود و در ظاهر با یک محصول تجاری موفق تفاوت زیادی داشت.

تا حد زیادی به خاطر بازیگری رابرت داونی جونیور که با شیوه مرسوم و چهره همیشگی ابرقهرمانان متعارف تفاوت زیادی داشت، هم سینما دوستان و هم منتقدان را به خود جلب کرد. حال و هوا و پرداخت شاد این فیلم به روش شاخص فیلمسازی شرکت مارول بدل شد که در آن کمدی و شخصیت های اصلی درست به اندازه جلوه های بصری خیره کننده فیلم مهم تلقی می شوند.

و حضور کوتاه ساموئل ال جکسون در لحظات پایانی فیلم «مرد آهنین» این وسوسه را در بیننده زنده می کرد که ممکن است اولین فیلم انتقام جویان در راه باشد. نیک فیوری، شخصیتی که ساموئل ال جکسون نقش او را بازی می کند، در آخرین صحنه های فیلم می گوید: تو فکر می کنی که تنها ابرقهرمان جهانی؟ آقای استارک، شما به بخشی از یک جهان بزرگ‌تر بدل شده اید.

این جهان اکنون شامل ۱۱ فیلم، ۷ مجموعه تلویزیونی و تعداد زیادی طرح های سینمایی است که تا سال ۲۰۲۰ برنامه ریزی شده اند. تک تک ارتباط هایی که بین این آثار خلق می شود با دقت توسط تهیه کنندگان ارشد استودیوی مارول و در راس آنها کوین فیج ۴۱ ساله سنجیده و طرح ریزی می شوند.

رابرت داونی جونیر می گوید: تولید فیلم مرد آهنی از نظر فنی ولجستیکی یک معجزه بود، اما برای تحقق این معجزه یک طرح وجود داشت و من این را به آنها دادم. مثل شروع یک کنسرت است بدون آنکه بدانید قرار است به یک جشنواره بزرگ و چند رسانه ای بدل شود. من در مقابل افرادی که می توانند یک چنین طرح های بزرگی را خلق کنند احساس بی مقداری می کنم.

شون هو می گوید: تداوم خط اصلی داستان و پیوند آن با فصل های بعدی دلیل اصلی موفقیت و ویژگی این مجموعه سینمایی است. او می افزاید: نه فقط به این خاطر که موفقیت هر فیلم تبلیغی است برای سایر بخش های این مجموعه، بلکه به این دلیل که ساختار و خطوط کلی داستان هر فیلم با چنان پیچیدگی تنظیم شده که فقط در مجموعه های تلویزیونی و یا کتابهای کمیک می توان آن را دید.

در عین حال شرکت مارول به نسبت سایرین برای تبلیغ و بازاریابی فیلم های بعدی خود چند گام جلوتر است. بعید است که سایر فیلمسازان و استودیوهای فیلمسازی از حالا بدانند که محصولات سال ۲۰۱۸ و یا ۲۰۱۹ آنها دقیقا چه خواهند بود.

جاس ویدون کارگردان دو فیلم از مجموعه انتقام جویان و یکی از مشاوران طرح دراز مدت استودیوی مارول، می گوید: این برای موفقیت یک مجموعه بزرگ سینمایی و محصولات سرگرم کننده عامل بسیار مهمی است. هری پاتر و یا جیمز باند فقط تداوم یک چیز بودند ولی مجموعه مارول می تواند مجموعه های متفاوت را گرد بیاورد و همه آنها را در یک سیستم همخوان کنار هم بگذارد.

تمام شخصیت ها در این مجموعه انرژی مخصوصی دارند. مثلا تور (Thor) با کاپیتان آمریکا خیلی فرق دارد و او نیز با «مرد آهنین» متفاوت است. وقتی شما اینها را در کنار هم قرار می دهید نتیجه کار می شود طنز، تنش و همه چیزهای دیگری که تماشاچی امیدوار است ببیند. این نقطه قوت را دارد که یک چیز واحد نیست، ولی یک ترکیب جالب از حدی از چیزهای متفاوت است.

پس از موفقیت فیلم «نگهبانان کهکشان» محصول ۲۰۱۴ که براساس یک شخصیت کمتر شناخته شده کتابهای کمیک تولید شد، به نظر می رسد که موفقیت شرکت فیلم سازی مارول متوقف شدنی نیست.

رابرت داونی جونیور می گوید: در حال حاضر این مجموعه بی انتها به نظر می رسد که تا حدی نگران کننده است، چون از خود خالقان و سازندگان آن بزرگتر شده است. به نظرم در شرایط فعلی برای این نوع محصولات سرگرمی تقاضای زیادی وجود دارد.

شون هو معتقد است سرگذشت فیلم های محصول مارول در عین حال حامل هشداری در مورد آینده است. او می افزاید: این مجموعه به خاطر پیوستگی داستان و روی هم انباشته شدن عناصر مختلف مثل یک بهمن بزرگ‌تر و محبوب‌تر می شود، ولی در عین حال مهیب تر و سنگین تر خواهد شد. در ژانر کتابهای کمیک همین اتفاق می افتد و وقتی که مجموعه ها و شخصیت های مختلف به هم پیوند داده شده و نتیجه کار سنگین می شود برای طرفداران جوان و نسل جدید جذاب نیست. در نهایت مارول در یک مرحله ای باید این مجموعه در حال رشد را متوقف کند چون دیگر هیچ مغزی قادر نخواهد بود تمام آن را در خود جا دهد.

از قضا، این می تواند بزرگ ترین خطر برای یک مجموعه سینمایی موفق و عظیم باشد. آن قدر روال و جزییات داستان پیچیده خواهد شد که بالاخره برای گروهی از بینندگان و به خصوص کسانی که با تمام جزییات آن آشنا نیستند خسته کننده خواهد شد. در حال حاضر خیلی ها به خاطر علاقه دوستان و همسران خود به تماشای این مجموعه می روند و یک روزی خواهد رسید که آنها دست به شورش خواهند زد.