خوب بد زشت

فیلم وسترن خوب، بد، زشت (The Good, The Bad And The Ugly) از آن دسته فیلم هایی است که نیاز به معرفی ندارد. داستان حماسی سرجیو لئونه در مورد سه هفت تیرکشی که در بحبوحه آشوب های جنگ داخلی آمریکا به خاطر گنجی پنهان شده با هم درگیر می شوند، داستانی خونین و تکان دهنده که نگاهی بسیار منحصربفرد به فصلی بسیار خشن در تاریخ آمریکا دارد اما همزمان حس پرزرق و برق بودن ژانر وسترن و ماجراجویانه بودنش را نیز حفظ کرده است.

به گزارش مووی مگ به نقل از روزیاتو، شخصیت بلوندی با بازی کلینت ایستوود و تاکو با بازی الی والاش با یک انرژی کمدی تقریباً دوستانه بار اصلی فیلم را به دوش می کشند در حالی که لی ون کلیف در نقش شخصیت منفی چشم عقابی در پس زمینه در کمین نشسته است و علیرغم حضور کوتاهش در برابر دوربین در هر صحنه ای که ظاهر می شود تمام توجه مخاطب را به خود جلب می کند. با سبک کارگردانی متمایز و منحصربفرد لئونه و موسیقی متن افسانه ای و بی بدیل انیو موریکونه فقید، فیلم خوب، بد، زشت یکی از به یاد ماندنی ترین و موثرترین فیلم های وسترن تاریخ سینماست. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با واقعیاتی جالب و کمتر شنیده شده در مورد این فیلم وسترن ماندگار آشنا کنیم.

خوب بد زشت

20-اورسن ولز سعی کرد سرجیو لئونه را از ساخت خوب، بد، زشت منصرف کند

در طی مراحل پیش تولید فیلم خوب، بد، زشت، اورسن ولز فیلمساز افسانه ای هالیوود به لئونه در مورد ساخت این فیلم هشدار داد و فیلم های ساخته شده در مورد جنگ داخلی آمریکا را «سم باکس آفیس» می دانست. از زمانی که فیلم So The Red Rose در سال ۱۹۳۵ در گیشه شکست خورد، فیلم هایی که در مورد جنگ داخلی آمریکا ساخته شده بودند (غیر از Gone With The Wind) تقریباً جملگی شکست خوردند. اما لئونه تصاویر گرفته شده توسط یک عکاس افسانه ای قرن نوزدهم دوران جنگ داخلی آمریکا تهیه شده بودند را مطالعه کرده و اصرار داشت که فیلم او نسبت به دیگر فیلم های وسترن ساخته شده در ایالات متحده در فضای جنگ داخلی این کشور متفاوت بوده و از لحاظ تاریخی دقیق تر خواهد بود. علیرغم فیلمبرداری صحنه ها در اسپانیا و استفاده عمده از بازیگران ایتالیایی، فیلم لئونه از فیلم های مشابه قبلی خود دقیق تر و معتبرتر بود.

خوب بد زشت  

19- چارلز برانسون پیشنهاد ایفای نقش چشم عقابی را نپذیرفت

علیرغم مدت زمان کوتاه در داستان در مقایسه با ایستوود و والاش، لی ون کلیف توانست با بازی بسیار خاص خود در نقش منفی چشم عقابی، این فیلم را به صحنه هنرنمایی محض خود تبدیل کند. با این وجود، لئونه در ابتدا از سپردن این نقش به او راضی نبود زیرا بر این باور بود که با توجه به نقش آفرینی قبلی او در فیلم For A Few Dollars More در نقش داگلاس مورتیمر مهربان، مخاطبان دیدن او در نقش منفی داستان را دوست نخواهند داشت. انتخاب اول لئونه برای این نقش چارلز برانسون بود که به خاطر بازی در فیلم The Dirty Dozen پیشنهاد بازی در فیلم لئونه را نپذیرفت. جالب اینکه در فیلم قبلی لئونه،For A Few Dollars More، نیز انتخاب اولی کارگردان چارلز برانسون بود که باز با رد شدن این پیشنهاد توسط وی، لئونه به سراغ ون کلیف رفت. بالاخره برانسون دو سال بعد در فیلم وسترن و ماندگار دیگری با نام Once Upon A Time In The West با لئونه همکاری کرد.

خوب بد زشت

18- کلینت ایستوود در ابتدا نقش بلوندی را به خاطر ترس از تحت تاثیر قرار گرفتن نقشش نپذیرفت

کلینت ایستوود که قبلاً نیز در دو فیلم وسترن دیگر با لئونه همکاری کرده و رابطه خوبی با این کارگردان شهیر ایتالیایی نداشت در ابتدا علاقه زیادی به بازی در فیلم خوب، بد، زشت نداشت. ایستوود که به ستاره فیلم بودن عادت کرده بود، از این بیم داشت که شخصیت او در فیلم تحت تاثیر شخصیت پرانرژی تاکو رامیرز که هنوز بازیگر نقش آن انتخاب نشده بود قرار گرفته و بدین ترتیب نقش او کمتر دیده شود. ایستوود خود در این باره چنین گفته است: «در فیلم اول تقریباً تنها بودم. در دومی، دو نفر بودیم و اکنون سه نفر. اگر قضیه همینطور پیش می رفت در آخر در میان یک دسته سوار کامل قرار می گرفتم». بعد از توافق بر سر یک دستمزد ۲۵۰۰۰۰ دلاری و یک فراری کاملاً جدید در میان چیزهای دیگر، ایستوود در نهایت نقش بلوندی را پذیرفت و بدین ترتیب ماندگارترین فیلم خود را با اکراه بازی کرد.

خوب بد زشت

۱۷- شهری که در یکی از سکانس های اولیه دیده می شود دکور یک فیلم وسترن مشهور دیگر است

هالیوود به خاطر تجهیز و استفاده مجدد از دکورهایش شناخته می شود و این موضوع در مورد فیلم های وسترن به طور خاص صدق می کند که ظاهر ساختمان ها و سردر مغازه ها را می توان مجدد رنگ آمیزی کرده و با کمی تغییرات یک شهر کاملاً جدید ساخت بدون این که نیاز به هزینه زیادی وجود داشته باشد. البته فیلم خوب، بد، زشت بیشتر یک فیلم ایتالیایی است تا هالیوودی و لئونه از دکوری که قبلاً ساخته شده بود بدون دستکاری زیادی استفاده کرد. شهر کثیفی که شخصیت بلوندی در آن برای اولین بار توکو را در آن به دار اعدام می سپارد دقیقاً همان شهری است که فیلم معروف Django از سرجیو کوربوچی اوایل همان سال در آن فیلمبرداری شده بود. هیچ چیزی در این شهر برای فیلم لئونه تغییر داده نشد و حتی تمیزکاری هم در آن بین مدت زمان ساخت دو فیلم صورت نگرفت که همین موضوع حالت کهنه، خاک آلود و گلی این شهر را در پی داشت.

خوب بد زشت

۱۶- سرجیو لئونه و الی والاش در طول ساخت فیلم تقریباً همیشه به زبان فرانسوی صحبت می کردند

در کمال ناباوری، برای کارگردانی که بسیاری از بهترین و ماندگارترین فیلم های وسترن تاریخ سینما را ساخته، لئونه در هنگام ساخت خوب، بد، زشت به سختی چند کلمه انگلیسی صحبت می کرد. برای کارهای قبلی با ایستوود، لئونه از یک مترجم استفاده کرده بود. با این وجود هم لئونه و هم والاش زبان فرانسوی بلد بودند، در حالی که بازیگر نقش توکو ذره ای ایتالیایی بلد نبود و به همین دلیل این دو زبان فرانسوی را برای برقرار کردن ارتباط با هم در جریان ساخت فیلم انتخاب کردند. بدین ترتیب بازیگر آمریکایی و کارگردان ایتالیایی در سر صحنه ساخت فیلم خوب، بد، زشت فرانسوی صحبت می کردند، فیلمی وسترن در فضای جنگ داخلی آمریکا که ملغمه هنری بی نقصی بود.

خوب بد زشت

۱۵- تنها ۵ بازیگر در فیلم خوب، بد، زشت دیالوگ هایشان را به زبان انگلیسی ادا می کنند

وسترن های اسپاگتی جدای از صحنه های پرخشونت و جهان بینی بدبینانه شان به خاطر دوبله بسیار ضعیفشان شناخته می شوند که معمولاً از کیفیت صوتی بسیار پایین و لب زنی ضعیف رنج می برند. فیلم های تولید شده توسط کارگردانان و استودیوهای ایتالیایی در آن دوران نیز به طور زنده صدای بازیگران را ضبط نمی کردند زیرا استاندارد عایق صوتی بودن استودیوهای ایتالیایی اغلب بسیار پایین بود. بازیگران به همان زبان مادری خود صحبت کرده و در مراحل پس از تولید، از دوبله برای اضافه کردن زبان انگلیسی به بازی آن ها استفاده می شد.

از آنجایی که اکثری بازیگران فیلم خوب، بد، زشت ایتالیایی بوده و هیچ کدام زبان انگلیسی صحبت نمی کردند، تنها سه بازیگر اصلی فیلم (کلینت ایستوود، الی والاش و چشم عقابی) در مقابل دیگر بازیگرانی که عمدتاً به زبان ایتالیایی صحبت می کردند دیالوگ هایشان را به زبان انگلیسی بیان می کردند. دو بازیگر دیگری که در طول سکانس های این فیلم انگلیسی صحبت می کردند ال مالوک و جان بارتا بودند که هر دو در سکانس های بسیار اندکی حضور یافتند.

خوب بد زشت

۱۴- قبرستان تپه غمگین انگیز در سال ۲۰۱۵ توسط طرفدارنان فیلم مورد بازسازی گسترده قرار گرفت

قبرستان تپه غمگین انگیز (سَد هیل)، همان گورستان بزرگی که در سکانس پایانی معروف فیلم خوب، بد، زشت دیده می شود در سال ۱۹۶۶ توسط ارتش اسپانیا ساخته شده و بیش از ۵,۰۰۰ قبر را در خود جای داده بود. این لوکیشن فوق العاده بدون شک یکی از نمادین ترین و به یاد ماندنی ترین لوکیشن های تاریخ سینماست. علیرغم گستردگی کاری که برای ساخت و بازسازی این لوکیشن انجام شد، این گورستان به همان شکل به حال خود رها شد و طی دهه ها با روییدن گیاه در اطراف قبرها تقریباً از دیده پنهان شد.

در سال ۲۰۱۵، گروهی از علاقمندان سینما تصمیم گرفتند این قبرستان را از زیر زمین بیرون بیاورند که در پی آن داوطلبان بسیاری روانه بورگوس در اسپانیا شدند تا این قبرستان را بازسازی نمایند. فرآیند بازیابی این قبرستان در قالب یک فیلم مستند به نام Sad Hill Unearthed به تصویر کشیده شده و این مکان اکنون به یکی از جاذبه های گردشگری علاقمندان فیلم لئونه تبدیل شده است، در حالی که قبرها نام شخصیت های فوت کرده فیلم خوب، بد، زشت مانند سرجیو لئونه و الی والاش را بر خود دارند.

خوب بد زشت

۱۳- اسکلت های درون تابوت که در اوخر فیلم به نمایش در می آیند واقعی هستند

در طی سکانس قبرستان تپه غمگین، وقتی که بلوندی تابوت آرچ استانتون را باز می کند و می بیند که به جای گنج در داخل آن اسکلت پوسیده وجود دارد، چیزی که می بینید اسکلت دست ساز نیست بلکه کارگردان تصمیم گرفته بود در این صحنه از اسکلت واقعی انسان استفاده کند. البته این کار تصمیمی به خاطر کاهش هزینه یا تاکتیکی برای شوکه کردن مخاطب نبود بلکه ماجرا داستانی جذاب داشت. کارلو لوا از طراحان صحنه فیلم دریافت که زنی در مادرید یک اسکلت واقعی را برای اجاره در اختیار دارد. این اسکلت مربوط به مادر بازیگر او بود که در وصیتنامه خود نوشته بود حتی بعد از مرگش نیز دوست دارد به بازیگری ادامه دهد. اگر اسکلت های او هنوز در حال بازی کردن هستیم نمی دانیم.

خوب بد زشت

۱۲- سکانس منفجر کردن پل به اخراج یکی از تیم تولید منجر شد

در طی سکانس مبارزه بزرگ فیلم در نزدیک انتهای آن، سرجیو لئونه از فرمانده ارتش اسپانیا که با تیم تولید برای منفجر کردن پل در اوج داستان فیلم همکاری می کرد، به نشانه تشکر خواست که فیوز را فشار دهد. در کمال ناباوی، یکی از اعضای تیم تولید که در همان شبکه رادیویی مورد استفاده سازندگان فیلم صحبت می کرد از کلماتی مشابه در یک صحبت بی ربط به ماجرای انفجار استفاده کرد که باعث شد فرمانده اسپانیایی به اشتباه فکر کند دستور فشردن فیوز به او داده شده است. در آن زمان هیچ یک از دوربین ها در حال ضبط تصور نبودند و لئونه خشمگین بلافاصله یکی از تیم تولید را اخراج کرد. سپس فرمانده اسپانیایی پیشنهاد کرد ارتش این کشور تمامی پل را از نو بازسازی کنند تا از نو فیلمبرداری انجام شود، تنها با این شرط که فرد اخراج شده بازگردانده شود. لئونه با این شرط موافقت کرد و فرد اخراج شده را بازگرداند و در ادامه سکانس بی نقص مربوط به انفجار پل را تصویربرداری کردند.

خوب بد زشت

۱۱- کلینت ایستوود نزدیک بود در اثر برخورد تکه های سنگ ناشی از انفجار کشته شود

در جریان فیلمبرداری سکانس مربوط به انفجار پل، نزدیک بود نه تنها دوران حرفه ای بلکه زندگی کلینت ایستوود نیز به پایان برسد. از آنجایی که فیلم در سال ۱۹۶۶ ساخته شد، هیچ امکاناتی مانند جلوه های پیشرفته کامپیوتری وجود نداشت که در سکانس های انفجار برای محافظت از جان بازیگران استفاده شود. به همین دلیل کلینت ایستوود و الی والاش در هنگام انفجار پل در کیسه های شنی در همان حوالی صحنه پناه گرفتند. بدنبال انفجار پل، یک تکه سنگ به اندازه یک مشت به سمت این دو پرت شده که نزدیک بود به سر ایستوود برخورد کند. وقتی سکانس مربوط به این صحنه را در حالت اسلوموشن نگاه کنید خواهید دید که این تکه سنگ به فاصله چند سانتیمتری سر ایستوود برخورد می کند. البته این تنها مورد سهل انگاری، بی مسئولیتی و بسیار خطرناکی نبود که در تولید فیلم خوب، بد، زشت رخ داد.

فیلم خوب، بد، زشت (The Good, The Bad And The Ugly) اگر بهترین فیلم وسترن تاریخ سینما نباشد دستکم یکی از بهترین فیلم های وسترن تاریخ سینماست. در کنار سکانس های به یاد ماندنی، شخصیت های دوست داشتنی و موسیقی متن بی همتای انیو موریکونه، داستان ساخت این فیلم وسترن نیز بسیار جالب و در مواردی عجیب است. پروژه ساخت این فیلم بسیار غیرمعمول و گاهی نیز پرآشوب بود که موانع زبانی، تنش بین بازیگران و تیم تولید و همچنین چندین تجربه نزدیک به مرگ ستارگان فیلم را می توان از مصادیق آن دانست. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با برخی از واقعیات و نکات جالب در مورد فیلم وسترن خوب، بد، زشت آشنا کنیم که کمتر کسی از آن ها مطلع است.

خوب بد زشت

۱۰- الی والاش نزدیک بود در اثر رم کردن یک اسب جانش را از دست بدهد

در جریان سکانس اول فیلم خوب، بد، زشت که در آن بلوندی با شلیک خود توکو را از اعدام شدن نجات داده و سپس کلاه های برخی از مردم حاضر در صحنه اعدام را از سرشان می اندازد، صدای گلوله باعث رم کردن اسبی شد که والاش در این صحنه روی آن سوار شده بود. والاش که در این سکانس دست هایش از پشت بسته شده بود تنها به کمک زانوهایش توانست خود را روی اسب نگه داشته و از پایین افتادن نجات یابد. اسب مذکور نزدیک به دو کیلومتر از محل فیلمبرداری دور شد تا اینکه تیم تولید توانستند خود را به او رسانده و والاش را نجات دهند. اگر چه والاش در این سانحه جز خستگی و ترس صدمه دیگری ندید اما این اتفاق می توانست به قیمت جانش تمام شود.

خوب بد زشت

۹- نزدیک بود قطار الی والاش را زیر گرفته و او را بکشد

در ادامه سکانس های فیلم خوب، بد، زشت وقتی که داشت از دست نیروهای ارتش اتحاد فرار می کرد، توکو از چرخ یک قطار در حال حرکت برای بریدن دستبندش استفاده کرد و توانست فرار کند. سرجیو لئونه اصرار داشت که الی والاش خود این صحنه را انجام داده و از بدلکار استفاده نشود زیرا می خواست صورت توکو در این سکانس کاملاً واضح و رو به دوربین باشد. لئونه به والاش قول داد که اگر چه قطار ترسناک است و صدای بلندی دارد اما کاملاً ایمن بوده و آسیبی به او نمی رساند اما کارگردان مشهور فیلم فراموش کرد به او در مورد جا پاهایی که از هر یک از واگن ها بیرون زده بودند هشدار دهد. این جا پاها تنها چند فاصله با سر والاش فاصله داشتند و در صورتی که او سرش را بلند می کرد براحتی سرش را قطع می کردند. در تصاویر این صحنه می توان به وضوح این جا پاها که شبیه یک تک پله هستند را مشاهده کرد که در فاصله ای نزدیک از سر والاش قرار داشته و از روی سر او عبور می کنند.

خوب بد زشت

۸- نوشیدن اسید نزدیک بود الی والاش را به کشتن بدهد

بله بار دیگر خطر مرگ برای الی والاش. در جریان فیلمبرداری سکانس دراماتیک قبرستان تپه غم انگیز، تیم تولید از اسید برای ضعیف کردن بافت کیسه های طلا استفاده کردند به طوری که بلافاصله در اثر برخورد بیل توکو پاره شوند. نکته ای که یادشان رفت به دیگر اعضای تیم ساخت فیلم یادآوری کنند این بود که آن ها این اسید را در یک بطری قدیمی لیموناد ریخته بودند، برند لیمونادی که بسیار مورد علاقه والاش بوده و او در طول ساخت فیلم و در سر صحنه معمولاً می نوشید. والاش که از محتوای خطرناک این بطری خبر نداشت آن را برداشت تا بنوشد. او جرعه ای از اسید را در دهانش ریخت اما خوشبختانه به سرعت و قبل از نوشیدن، آن را بیرون تف کرد و ادامه سکانس را با دهانی پر از زخم و خون اجرا کرد. بدین ترتیب مشخص شد که هشدارهای قبلی کلینت ایستوود در مورد نبود امنیت در فیلم هایی که تیم تولید آن ایتالیایی هستند کاملاً درست و بجا بوده است.

خوب بد زشت

۷- فیلم خوب، بد، زشت در واقع پیش درآمدی بر دو فیلم قبلی لئونه با بازی ایستوود است

خوب، بد، زشت سومین فیلم در سه گانه دلار (Dollars Trilogy) سرجیو لئونه است که ترتیب زمانی آن ها برعکس است. دو فیلم اول، A Fistful Of Dollars و For A Few Dollars More در واقع بسیار شبیه هم هستند و می توان یکی را قبل یا بعد از دیگری قرار داد در حالی که تاریخ روزنامه ها و سنگ قبرهای آن متعلق به سال ۱۸۷۳ است. با این وجود، شخصیت ایستوود در اولین فیلم دارای یک نوع مهربانی است که در فیلم دوم دیده نمی شود و این بدین معناست که شخصیت او یک رشد شخصیتی را در طی اتفاقات دو فیلم متحمل شده است. با این وجود، خوب، بد، زشت به وضوح مدت طولانی قبل از داستان دو فیلم قبلی رخ می دهد و در دوران جنگ داخلی آمریکا رخ می دهد که در دهه ۱۸۶۰ بوده است. شخصیت ایستوود در این فیلم حتی نسبت به فیلم دوم نیز بیرحم تر و سنگدل تر است و در سراسر فیلم و در موارد مختلف ظاهر نمادینش را بدست می آورد، با پانچویی که توجه دیگران را به سرعت به خود جلب می کند.

خوب بد زشت 

۶- اما فیلم های لئونه قرار نبود یک سه گانه باشند

علیرغم اینکه اکنون سه فیلم مذکور را با عنوان سه گانه دلار می شناسند اما طراحی آن ها به عنوان سه گانه یا حتی دنباله هایی یکدیگر هرگز هدف لئونه نبود. او در واقع سه فیلم وسترن اسپاگتی با بازی کلینت ایستوود در سه نقش بسیار مشابه با سه نام متفاوت (جو، مونکو و بلوندی) ساخت. مفهوم «مرد بی نام» (Man With No Name) توسط استودیو یونایتد آرتیست ساخته شد که منتشر کننده آمریکایی فیلم بود. آن ها بر این باور بودند که ارائه فیلم به عنوان یک سه گانه یک استراتژی بازاریابی موثر است و به نفع فیلم خواهد بود. آن ها در واقع تغییر و تحول شخصیتی کلینت ایستوود که به آن اشاره شد را در قالب این سه گانه تشریح کردند. تلاش سرجیو لئونه برای دادن چهره و شخصیتی متفاوت به بلوندی با جلیقه چرمی و پانچو قهوه ای در واقع کمکی به جدایی شخصیت های سه گانه دلار از هم نکرد.

خوب بد زشت

۵- شخصیت خوب در واقع خشن ترین شخصیت سه گانه دلار لئونه است

شخصیت بلوندی با بازی کلینت ایستوود اگر چه در فیلم خوب، بد، زشت نماد شخصیت خوب است اما تعداد افرادی که توسط او در جریان فیلم کشته می شوند بیش از تعداد کسانی است که در مجموع توسط چشم عقابی (بد) و توکو (زشت) کشته می شوند. این موضوع حتی ضرورتاً ربطی به حضور طولانی مدت تر شخصیت بلوندی در طول داستان فیلم ندارد زیرا مدت زمان حضور شخصیت بلوندی و توکو در داستان فیلم تقریباً یکسان است و شخصیت چشم عقابی نیز بسیار کمتر ظاهر می شود. در طول کل فیلم بلوندی ۱۱ نفر را به قتل می رساند در حالی که تعداد افراد کشته شده توسط توکو ۶ نفر و در مورد چشم عقابی که شخصیت شرور داستان است، این عدد تنها به ۳ نفر می رسد. نکته مهم دیگر که باید به آن اشاره کرد این است که اگر چه شخصیت های بلوندی و توکو تنها دزدان، جایزه بگیران و مقامات نظامی فاسد را می کشند اما چشم عقابی یک سرباز سابق، پسر جوان او و یک مرد بیمار را به قتل می رساند که جایگاه او به عنوان شخصیت شرور و منفی داستان را تثبیت می کند.

خوب بد زشت

۴- فیلم خوب، بد، زشت باعث مشاجره و جدایی کلینت ایستوود و سرجیو لئونه شد

پس از پایان فیلمبرداری و انتشار خوب، بد، زشت، کلینت ایستوود از نتیجه نهایی و نسخه اکران شده راضی نبود. وی بر این باور بود که به جای وسعت داستانی، فیلم مذکور بیش از حد بزرگ جلوه داده شده و توکو تنها شخصیتی بود که به شکل مناسبی در تدوین پایانی به تصویر کشیده شده بود. پیش از ساخت فیلم خوب، بد، زشت ایستوود با لئونه به دلیل سخت گیری ها، وسواس ها و کمالگرایی ها و البته بداخلاقی کارگردان شهیر ایتالیایی در سر صحنه خسته شده و رابطه این دو به سردی گراییده بود. زمانی که فیلمبرداری ها به پایان رسید، ایستوود برای همیشه به همکاری با لئونه پایان داد. او حتی بعدها بازی در نقش هارمونیکا در فیلم بعدی لئونه، Once Upon A Time In The West، که یکی از بهترین فیلم های وسترن تمام دوران است را نپذیرفت. همین موضوع باعث شد که لئونه بالاخره شانس همکاری با چارلز برانسون را بعد از اینکه دو بار پیشنهاد همکاری با او را رد کرده بود، پیدا کند.

خوب بد زشت

۳- سرجیو لئونه می خواست که سه بازیگر خوب، بد، زشت در سکانس ابتدایی روزی روزگاری در غرب حضور داشته باشند

فیلم روزی روزگاری در غرب یک سکانس بسیار نمادین و پرتنش دارد، جایی که سه هف تیر کش بی نام در سکوت در ایستگاه قطار انتظار رسیدن شخصیت اصلی هارمونیکا را می کشند. اگر چه این نقش ها در انتها توسط وودی استرود، جک الام و ال مالوک بازی شد اما لئونه در ابتدا می خواست که سه بازیگر اصلی خوب، بد، زشت نقش این سه هفت تیرکش بدفرجام را بازی کنند. وقتی ایستوود بازی در این فیلم را رد کرد نقشه لئونه نقش بر آب شد و او سه بازیگر دیگر را جایگزین آن ها کرد. بدون شک این سکانس با حضور ایستوود، والاش و ون کلیف نمی توانست قدرت و اعتبار کنونی را داشته باشد زیرا حضور سه شخصیت مشهور خوب، بد، زشت در یک فیلم غیرمرتبط می توانست توجه مخاطب را پرت کرده و به جذابیت فیلم خدشه وارد کند. بدین ترتیب یکی از به یادماندنی ترین و مشهورترین سکانس های تاریخ سینمای وسترن به سختی از یک فاجعه فرار کرد.

خوب بد زشت

۲- فیلم خوب، بد، زشت یکی از آخرین میخ ها بر تابوت قوانین سختگیرانه هیز بود

قوانین سختگیرانه مربوط به تولید تصاویر متحرک که با عنوان قانون هیز شناخته می شود از اوایل دهه ۱۹۳۰ تا اواخر دهه ۱۹۶۰ بر تولیدات هالیوود حاکم بوده و هر چیزی که نشانه یا دارای اشاره به انحطاط و فساد اخلاقی عنوان می شد را سانسور و محدود می کرد. این قوانین بسیار سختگیرانه و گاه غیرمنطقی بوده و حتی تصویرسازی یک زن باردار را نیز دشوار و غیرممکن می ساخت. با این وجود، این قوانین سختگیرانه شامل فیلم های خارجی (غیرهالیوودی یا غیرآمریکایی) نبود و رفته رفته اعمال این دستورالعمل ها به خاطر رقابت با فیلم های خارجی و فروش در بازارهای خارجی و همچنین فضای اجتماعی و سیاسی دشوار شد. در اواخر دهه ۱۹۶۰، این قوانین با ورود فیلم های خارجی بسیار خشن اما موفق و محبوب کنار گذاشته شدند. خوب، بد، زشت یکی از این فیلم های خارجی بود که تمامی تابوهای موجود در دستورالعمل هیز را زیر پا می گذاشت. بسیاری فیلم سرجیو لئونه را یکی از اصلی ترین تولیدات سینمایی دانستند که قانون هیز را بلااستفاده و منسوخ کرد.

خوب بد زشت 

۱- قرار بود دنباله ای بر خوب، بد، زشت ساخته شود اما این اتفاق هیچگاه رخ نداد

مدتی پس از پایان ساخت فیلم خوب، بد، زشت، لوچیانو وینچنزونی که نویسندگی سناریو فیلم را بر عهده داشت سناریو دنباله این فیلم را نوشت. قرار بود داستان این فیلم مربوط به چندین سال بعد از داستان فیلم اصلی باشد که توکو در آن برای بدست آوردن طلاهای قسمت اول، به سراغ نوه بلوندی می رود. کلینت ایستوود حتی اعلام کرده بود که می تواند در این فیلم در نقش روای بازی کند. اما لئونه این ایده را وتو کرده و اعلام کرد که نمی خواهد عنوان یا شخصیت های فیلم او به هر شکلی مورد استفاده مجدد قرار گیرند.


 

خواندن مقالات زیر توسط مووی مگ پیشنهاد می شود :

10 فیلم برتر ژانر وسترن که مورد بی توجهی قرار گرفتند! + تصاویر

10 فیلم وسترن بی نظیری که احتمالا تابحال ندیده اید! + تصاویر ( بخش اول )

10 فیلم وسترن بی نظیری که احتمالا تابحال ندیده اید! + تصاویر ( بخش دوم )