بالاخره ساخت فصل دوم سریال Squid Game تایید شد و این موضوع باعث می شود که درک کامل فصل اول سریال بیش از پیش اهمیت پیدا کند. سریال Squid Game چنان بزرگ بود که بسیاری امسال با لباس الهام گرفته شده از این سریال، هالووین را برگزار کردند و احتمالاً تا چند سال آینده نیز این موضوع تکرار شود. سریال Squid Game بزرگ ترین سریال سرویس نتفلیکس تا به امروز است و شهرت و محبوبیت آن با تبلیغ شخص به شخص بیشتر نیز شده است. پوشیدن لباس های معروف شخصیت های این سریال به امری طبیعی تبدیل شده و شخصاً چند روز پیش دو جوان ایرانی را با لباس های شخصیت های نگهبان سریال در کنار در ورودی یکی از متروهای تهران مشاهده کردم. بدون توجه به این هیاهوها نیز سریال کره ای Squid Game یک سریال جذاب و درگیر کننده است که بدون ذره ای تلاش، مخاطب را در خود فرو می برد.

به گزارش مووی مگ به نقل از روزیاتو، با این وجود این سریال حاوی معانی و تم های پنهانی است که برای بسیاری از غیر کره ای ها یا کسانی که با این زبان و فرهنگ کره جنوبی آشنایی کافی ندارند دستکم در بار اول تماشا، قابل درک نیست. برخی از این جزییات را بینندگان تیزبین شناسایی کردند در حالی که برخی دیگر تنها از طریق مصاحبه ها توسط بازیگران و عوامل تولید سریال فاش شدند، به ویژه جزییاتی که توسط کارگردان هوانگ دونگ-هیوک و کارگردان هنری چائه کیونگ-سان روایت شدند. دیگر جزییات تنها با درکی قابل توجه از فرهنگ، فضا و زبان مردم کره جنوبی قابل درک هستند، زیرا این سریال بسیار به تاثیرات فرهنگی زندگی واقعی مردم کره جنوبی و نه تنها خود بازی ها وابسته است. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با برخی از جزییات نادیده گرفته شده در سریال Squid Game آشنا کنیم که بسیاری متوجه شان نشدند.

سریال Squid Game

۱۱- پاکت های قرمز و آبی

تئوری های بسیاری در مورد سریال Squid Game مطرح شده و یکی از مشهورترین آن ها در مورد پاکت های قرمز و آبی است که توسط شخص استخدام کننده در ابتدای سریال به نمایش در می آیند. این تئوری چنان شایع بود که کارگردان سریال در مورد آن صحبت کرده و تایید کرد که این تئوری درست نیست. این تئوری مطرح می کرد که پاکت های قرمز و آبی عرضه شده در جریان بازی داکجی، نقش شخصیت ها در بازی های را تعیین می کرد، که با توجه به انتخاب آن ها، فرد بازیکن یا نگهبان می شد. این تئوری بر این ایده استوار بود که نگهبانان نیز در شرایطی مشابه بازیکنان قرار داشتند، به دام افتاده و مجبور به دنبال کردن دستورها با تهدید به مرگ.

با این وجود، هوانگ دونگ-هیوک تایید کرد که این رنگ ها در واقع بر اساس یک داستان کلاسیک قدیمی انتخاب شده که در آن یک روح در داخل سرویس بهداشتی، دستمالی قرمز یا آبی را به افراد پیشنهاد می دهد و آن ها مجبورند یکی را انتخاب کنند. هر رنگی را که انتخاب کنید، روح شما را خواهد کشت، همان چیزی که در مورد شخصیت های سریال دیده شده و وقتی تفاوتی بین بازی های مرگبار و زندگی خود خارج از این بازی ها نمی بینند، تصمیم می گیرند به بازی مرکب بازگردند.

سریال Squid Game

۱۰-شخصیت های سانگ-وو و گی-هون هر دو بر اساس تجربیات واقعی کارگردان طراحی شده اند

آخرین رویارویی سریال بین سانگ-وو و گی-هون به چند دلیل یک پایان بندی مناسب است که یکی از آن دلایل این است که پیشینه این شخصیت ها بر اساس زندگی، تجربیات و باورهای واقعی کارگردان، هوانگ دونگ-هیوک، طراحی شده است. همانند گی-هون، کارگردان سریال نیز در کنار مادرش در شرایط مالی دشوار در منطقه سانگمون-دونگ بزرگ شد و مانند سانگ-وو به دانشگاه بسیار شناخته شده ملی سئول رفت و به همین دلیل انتظارات زیادی از او وجود داشت. فلسفه هر دو شخصیت اما کاملاً در تضاد با هم قرار دارند زیرا سانگ-وو بر این باور است که با شکست دادن «بازندگان» توانسته به بازی پایانی برسد و گی-هون می گوید که با فداکاری «بازندگان» در آستانه بدست آوردن جایزه نقد نهایی و زنده ماندن قرار گرفته و هرگز فراموش نمی کند که به این خاطر، از دیگر بازیکنان جان باخته ممنون باشد.

نکته جالب تر این است که حتی در میان بازیکنان نیز سانگ-وو با غریزه های بقای خود واقعی ترین شخصیت به نظر می رسد که برای زنده ماندن در شرایط دشوار دست به هر کاری می زند و همزمان بین خودش و گی-هون، به گی-هون اعتماد بیشتری برای مراقبت از مادرش و داشتن عملکردی بهتر در زندگی، نسبت به خود دارد، با توجه به اینکه در ابتدای سریال، او حتی برای خودکشی کردن نیز خود را آماده کرده بود. از این رو، اگر چه کارگردان هر دو شخصیت را به خوبی و عمیقاً درک می کند اما شخصیت گی-هون را به عنوان برنده معرفی می کند.

۹- لباس های کارگران

۹- لباس های کارگران

هوانگ دونگ-هیوک و چائه کیونگ-سان برخی از ایده های پشت طراحی سریال را فاش کرده اند که یکی از جذاب ترین و ماندگارترین جنبه های سریال Squid Game است. در ویدیویی که این دو خالق اصلی سریال به سکانس هایی از آن واکنش نشان می دهند، چائه کیونگ-سن به این نکته اشاره می کند که چطور کارگردان در ابتدا قصد داشت از لباس پیشاهنگی برای نگهبانان استفاده کند اما در نهایت این ایده را کنار گذاشته و چیزی را انتخاب کردند که بیشتر نمایانگر گمنامی و کمتر فردیت آن ها باشد. لباس پایانی نگهبانان یا کارگران طوری طراحی شد که شبیه مورچه باشند و هیچ تفاوت شخصیتی و ظاهری قابل تشخیصی نداشته باشند.

همچنین رنگ صورتی به این دلیل انتخاب شد که با افسانه های قدیمی پریان در ارتباط است. در مقابل، لباس های سبزرنگ بازیکنان از لباس های سبز رنگ جنبش سائه مول آندونگ و لباس های سرپایی که توسط کودکان در دهه ۱۹۷۰ پوشیده می شد الهام گرفته است. نماد روی کلاهخودهای نگهبانان نیز با توجه به نقششان تعیین می شود: دایره برای کارگران، مثلث برای سربازان مسلح و مربع برای فرماندهان است، نمادهایی که طرح بازی مرکب را تشکیل می دهند و همچنین عنوان سریال را، جایی که دایره، مثلث و مربع در واقع نماد عبارت OJM هستند که به نام کره ای سریال «اوجینگئو گیم» (Ojingeo Geim) اشاره دارند.

۹- لباس های کارگران

۸- اوه ایل-نام

پیچش داستانی مربوط به شخصیت اوه ایل-نام در پایان سریال بسیاری را حیرت زده کرد اما این پیچش داستانی در سراسر اپیزودهای قبلی سریال با اشاره به برخی سرنخ ها، قابل پیش بینی بود. مشهودترین سرنخ زمانی است که در طول شب بین بازیکنان درگیری رخ داده و بازیکن شماره ۰۰۱ رو به دوربین التماس می کند که به این خونریزی و کشتار پایان داده شود، که مدیر بازی ها نیز به سرعت دستور توقف کشتار و روشن شدن چراغ ها را می دهد. در سکانسی دیگر از بازی طناب کشی نیز برای چند ثانیه نشان داده می شود که دستبند او به طناب قفل نشده است. وقتی کارآگاه هوانگ جون-هو اسناد مربوط به تاریخچه بازی مرکب را پیدا می کند، در اسناد مربوط به بازی مرکب سال ۲۰۲۰ هیچ بازیکنی با شماره ۰۰۱ وجود ندارد و شمارش از ۰۰۲ شروع می شود.

حتی وقتی که شخصیت پیرمرد بازی ها می میرد، نیز این اتفاق در خارج از صحنه رخ داده و ما تنها صدای تیراندازی را می شنویم. همچنین اسم اوه ایل-نام به معنای «اولین مرد» است که به این نکته اشاره دارد که او کسی است که بازی های را خلق کرده و اگر با زبان کره ای آشنایی داشته و کمی باهوش می بودید می توانستید این موضوع را از همان ابتدا نیز حدس بزنید. موضوع جالب دیگر در مورد این شخصیت، رفتار گی-هون با اوست. از همان ابتدا، گی-هون با احترام خاص کره ای ها نسبت به افراد مسن با بازیکن شماره ۰۰۱ رفتار می کند، به ویژه در هنگام صحبت کردن و خطاب قرار دادن او. اما وقتی که در پایان سریال، واقعیت برای او آشکار می شود، گی-هون نهایت بی احترامی را به این پیرمرد در بستر مرگ افتاده نشان می دهد و این کار را با تغییر زبان و شیوه دادن لیوان آب به او تنها با یک ست نشان می دهد که در فرهنگ کره جنوبی یک نوع بی احترامی است.

۷- مدیر بازی ها

۷- مدیر بازی ها

مدیربازی ها یا همان Frontman از همان ابتدا یکی از شخصیت های مرموز و جالب سریال بود اما افشای هویت واقعی او به عنوان این-هو برادر کارآگاه هوانگ جون-هو باعث شد که با نگاه به جزییات بیشتر در مورد او به این نتیجه برسیم که با شخصیت جذاب تری از آنچه فکر می کردیم مواجه هستیم. علیرغم پیروز شدن در بازی مرکب در چند سال پیش، او هنوز در یک گوشی وون زندگی می کند که یک اتاق کوچک و معمولاً موقتی است که اغلب توسط کارگران و دانشجویان فقیر کرایه می شود و این موضوع نشان می دهد که شخصیت مدیر بازی ها علاقه ای به خرج کردن پول هنگفتی که برده ندارد، همان کاری که گی-هون نیز انجام داده و به خاطر ترومایی که دارد، یک سال به پول هایی که برده و در حساب بانکی او قرار داده شده دست نمی زند.

همچنین شخصیت این-هو در گذشته پلیس بوده و کارگردان سریال Squid Game نیز تاکید کرده که پرداختن به این شخصیت به این خاطر بوده که او دوست داشته به طور کلی به مشکلات پلیس ها در کره جنوبی و جهان بپردازد و این یعنی اینکه نقش مدیر بازی ها به عنوان یک پلیس سابق بسیار بزرگتر از آن چیزی است که به نظر می رسد. وقتی گی-هون در بانک با احترام فراوان در بانک مواجه می شود، این موضوع نشان می دهد که این-هو پیشنهاد حضور در ادامه بازی ها را پذیرفته، در تضاد با تصمیم گی-هون که به طور کامل با سیستم موجود مخالف است. ایدئولوژی مورد قبول این-هو در باب «برابری واقعی» در بازی ها همچنین به وضوح به دیدگاه رییسش ایل-نام در مورد نقطه مشترک بین افراد ثروتمند و فقیر اشاره دارد. نکته خنده دار اینکه گی-هون که شخصیت قهرمان داستان است، در نهایت نشان می دهد که هر دوی این ایدئولوژی ها نادرست هستند.

۷- مدیر بازی ها

۶- مهمانان ویژه

اگر چه مهمانان ویژه یا همان VIPها کم اهمیت ترین و نامحبوب ترین شخصیت های سریال Squid Game برای بینندگان بودند، شخصیت پردازی آن ها بنا بر تصویری که کارگردان می خواست از آن ها ارائه دهد، بسیار دقیق بود. سخت نیست که فهمید چرا این شخصیت ها علیرغم داشتن ماسک، همگی سفید پوست، مرد و اغلب آمریکایی هستند. ایالات متحده قوی ترین اقتصاد جهان را دارد و بدین ترتیب انتخاب بیش از یک آمریکایی در میان مهمانان ویژه سریال بیشتر یک انتخاب است تا یک تصادف. کارگردان سریال گفته است که یکی از این مهمانان ویژه شبیه دونالد ترامپ است و اینکه او می خواسته این شخصیت ها نماد «نخبگان قدرتمند و مدیرعامل های کمپانی های بزرگ جهان» باشند.

سبک صحبت کردن بی ادبانه و شوخی های بی مزه آن ها نیز یک انتخاب با هدف خاص بوده تا نشان داده شود که ثروتمند بودن آن ها به معنای انسان های بهتر بودن یا فرهنگ بهتر در آن ها نیست. تمایلات و خواسته های جنسی یکی از این مهمانان نسبت به کارآگاه هوانگ جون-هو نیز به ماجراجویی های جنسی غربی ها در برخی کشورهای آسیایی مانند کره جنوبی اشاره دارد و غربی های ثروتمندی که تنها برای اغنای امیال جنسی منحرف خود به کشورهای آسیایی سفر می کنند. مجسمه های رنگی که در اتاق حضور این مهمانان دیده می شوند نیز تصاویری از مردان و زنان بوده و به عنوان مبلمان مورد استفاده قرار می گیرند که به گفته کارگردان، دیدگاه این مهمانان به انسان ها به چشم شیء قابل تملیک را نشان می دهد.

بازی مرکب

۵- بدبیاری های شخصیت علی در عرصه مهاجرت

یکی دیگر از ارجاعات نیشدار سریال به مشکلات واقعی اجتماعی، شخصیت علی است که آسیب پذیری بی حدوحصر مهاجران را نشان می دهد. ظاهراً علی به صورت مهاجر غیرثبت شده در کره جنوبی سکونت دارد که باعث می شود شرایط او بیش از پیش هولناک باشد اما حتی به عنوان یک کارگر قانونی بر اساس سیستم مجوز کار، علی تنها می تواند برای یک نفر خاص کار کند. حتی در شرایطی که صاحب کار علی از پرداخت حقوقش به او امتناع می کند، او حتی امکان تغییر شغل و کارفرمای خود را نیز ندارد. بدین ترتیب حتی اگر علی به عنوان کارگر و به شکل قانونی به کره می آمد، با ترک کردن شغلی که در آن مورد آزار و سوء استفاده قرار می گرفت نیز به یک کارگر غیرقانونی تبدیل می شد.

کارگران مهاجر بسیاری در کره جنوبی با شرایط کاری هولناکی مواجه هستند، از جمله خوابیدن در محل کار و خطر مرگ در اثر سرمازدگی، و همانند شخصیت علی، از دست دادن انگشتان یا متحمل شدن دیگر جراحات دائم بدون دریافت غرامت و بیمه برای آن ها. اگر چه علی در صحبت کردن با دیگران بسیار محترمانه رفتار می کند و به طور ویژه با لحنی به شدت محترمانه با کره ای ها صحبت می کند، از دعوای او با صاحب کارش و تمسخر او نسبت به هان می-نیو مشخص است که وی به هیچ وجه شخصیت منفعلی ندارد. سبک صحبت کردن او در خطاب قرار دادن دیگران با عنوان «آقا» تا جیی که سانگ-وو را «برادر بزرگ» (هیونگ) می نامد، نشان می دهد که شرایط اجتماعی تا چه اندازه می تواند مانند یک میدان مین او را به دام بیندازد.

بازی مرکب

۴- موهای قرمز رنگ گی-هون

در حالی که بسیاری از انتخاب رنگ موی گی-هون در پایان سریال حیرت زده شدند، یک رنگ قرمز جیغ و کارتونی، دلایل بسیاری برای این انتخاب وجود دارد. کارگردان سریال Squid Game تصریح می کند که رنگ موی جدید گی-هون به این دلیل بود که وی می خواست تغییری بزرگ در خود ایجاد کند و نشان دهد که دیگر هیچگاه نمی تواند به خودِ گذشته اش بازگردد. به گفته کارگردان سریال، این کاری بود که گی-هون قبلاً هرگز انجام نداده بود و این نشان دهنده تغییر بزرگی است که در وی بعد از تجربه بازی ها و نظاره گر مرگ صدها نفر بودن ایجاد شده است.

بعد از کشته شدن دوستان مورد اعتمادش در بازی ها و سپس مرگ مادر، دیگر هیچ امکانی وجود نداشت که گی-هون پایان سریال همانی باشد که در ابتدای داستان دیدیم و همین اتفاق نیز در عمل رخ داد. رنگ قرمز همچنین نشان دهنده خشم اوست و اینکه چطور او می خواهد علیه رهبران و ترتیب دهندگان بازی مرکب وارد عمل می شود. این شرایط بسیار با غم فلج کننده ای که در یک سال اخیر تجربه کرده در تضاد است، سالی که علیرغم دسترسی به یک ثروت بی پایان، زندگی مفلسانه ای داشته است.

بازی مرکب

۳- رابطه هیونگ یا سانگ-وو و علی

بسیاری از بینندگان سریال Squid Game شاید متوجه این موضوع شده باشند که وقتی سانگ-وو می گوید علی می تواند به جای «آقا» از اسم واقعی سانگ-وو برای خطاب قرار دادنش استفاده کند، علی از واژه «هیونگ» استفاده می کند. هیونگ کلمه ای کره ای به معنای «برادر بزرگ» است و توسط مردان خطاب به مردان دیگر به کار می رود در حالی که زنان جوان از واژه «اوپا» برای خطاب قرار دادن مردان دیگر استفاده می کنند. این واژه برای نشان دادن رابطه آشنایی با یک مرد و احترام نسبت به یک برادر بزرگ تر به کار می رود. این واژه نشانه مهمی از نزدیکی برای کسی مانند علی است که تا آن زمان از اتفاقات سریال در هنگام صحبت کردن با دیگر کره ای ها به خاطر شرایط حساس و شکنده اش به عنوان یک مهاجر در کره جنوبی و همچنین توهین های نژادپرستانه ای که تجربه کرده بود، باید خیلی محتاط می بود.

سانگ-هوو نیز در ابتدای سریال خطاب به گی-هون از همین واژه استفاده می کند هر چند در ادامه اتفاقات سریالی نگاهی متفاوت از بالا به پایین به وی دارد. این موضوع نور تازه ای به رابطه بین این دو شخصیت می اندازد و نشان می دهد که چطور گی-هون در دوران کودکی از سانگ-وو مراقبت کرده و او را به مدرسه می برده است. این موضوع بیش از پیش سکانس خیانت سانگ-وو به علی را دردناک می سازد که علی می گوید: «برادر بزرگ؟»، درست پیش از آنکه کشته شود.

بازی مرکب

۲- لهجه سائه بیوک

اگر چه بسیاری از درگیری دیرپای بین کره شمالی و جنوبی و دشواری های کسانی که می خواهند از کره شمالی فرار کنند آگاه هستند، بسیاری از مصائب برادر و خواهر کانگ برای بسیاری از غیر کره ای زبان ها قابل درک نیست. کانگ سائه-بیوک به خاطر این که اهل کره شمالی است مورد تحقیر قرار گرفته و با عنوان «جاسوس کره شمالی» خطاب قرار داده می شود. برادرش، کانگ چئول، در طول مدتی که به خاطر کار کردن خواهرش در یک خانه نگهداری می شود، مورد تحقیر و اذیت و آزار دیگر کودکان قرار می گیرد. سائه-بیوک تمام پولی که از جیب بری به دست می آورد را برای تامین هزینه های زندگی برادرش و سعی در پیدا کردن و آوردن پدر و مادرش به کره جنوبی، بعد از فرارشان از کره شمالی و کشته شدن پدرش و برگرداندن شدن مادرش به کره شمالی توسط نیروهای مرزی چین، هزینه می کند.

ظاهر لاغراندام و استخوان هایی که به وضوح دیده می شوند یکی از دلایل اصلی فرار شهروندان کره شمالی از کشورشان است: گرسنگی. موضوع دیگر در مورد این شخصیت که غیرکره ای ها آن را درک نمی کنند، لهجه خاص این شخصیت است که متعلق به شهروندان کره شمالی است. او هنگام صحبت با برادرش با لهجه مادری اش حرف می زند اما در صحبت با شهروندان کره جنوبی، سعی می کند لهجه سئولی را استفاده کرده و بدین ترتیب ریشه کره شمالی خود را پنهان نماید.

۱- ماجرای واقعی اعتراضات «دراگون موتورز»

۱- ماجرای واقعی اعتراضات «دراگون موتورز»

اتفاق واقعی که در سریال Squid Game به آن اشاره می شود ماجرای شورش و اعتراضات سانگ یونگ موتور است. کارگران این کمپانی بزرگ خودروسازی دست به اعتصاب زده و بعد از بیکاری های گسترده ای که پس از بحران های مالی سال ۲۰۰۸ ایجاد شده بود، محل کارخانه را به اشغال خود در آوردند. این اعتراضات با خشونت تمام سرکوب شد، در ابتدا با نیروهای امنیتی خصوصی و سپس حمله همه جانبه توسط نیروهای پلیس. تنها یک دهه بعد از این اعتصاب و شورش بود که ماجرا فیصله پیدا کرده و توافق حاصل شد. در داستان سریال می شنویم که گی-هون در این اعتصاب شرکت داشته و خشونت ها و سرکوب ها را تجربه کرده است. یکی دیگر از اشارات سریال به این ماجرا یک کمپانی خودروسازی داستانی به نام دراگون موتورز (Dragon Motors) است در حالی که معنای تحت اللفظی اسم سانگ یونگ همان «دو اژدها» است.

هوانگ دونگ-هیوک کارگردان سریال در این باره گفته است: «از طریق ارجاع به بیکاری های گسترده سانگ یونگ موتور، می خواستم نشان دهم که هر شخص معمول طبقه متوسطی که در دنیای امروزی ما زندگی می کند می تواند یک شبه به پایین نردبان اقتصادی سقوط کند». این اولین باری نیست که هوانگ دونگ-هیوک در ساخته های خود به مسائل دنیای واقعی اشاره می کند. فیلم The Crucible ساخته او در مورد بدرفتاری های جنسی است که به شکل واقعی در کره جنوبی با کودکان ناتوان جسمی و ذهنی صورت گرفته است که باعث تغییر قوانین کره جنوبی در مورد جرائم جنسی در حق افراد زیر سن قانونی و افراد ناتوان جسمی و ذهنی گردید.