جیمز براردینلی ( یکی دیگر از آن اسمهایی که تلفظش مشکل آفرین هست! ) در حال حاضر یکی از مطرح ترین منتقدان فعال در زمینه سینماست که سالهاست می نویسد و مطالبش را در تمام این سالها بصورت آنلاین منتشر کرده است. به همین جهت اینبار تصمیم گرفتم تا به سراغ یکی از مطرح ترین منتقدان حال حاضر دنیا بروم تا بتوانم مصاحبه ای اختصاصی با وی داشته باشم و نظراتش را در مورد سینمای هالیوود و همچنین سینمای ایران جویا شوم. خوشبختانه آقای براردینلی از درخواست مصاحبه من استقبال گرمی بعمل آورد و نتیجه این استقبال گرم، مصاحبه ای شده که در ادامه می توانید آن را مطالعه نمائید و امیدوارم که مورد پسندتان واقع گردد.

میثم کریمی 05/04/1393

 

Untitled-1

به عنوان اولین سوال قصد دارم بپرسم که علاقه شدید جیمز براردینلی به تماشای فیلم از کجا سرچشمه می گیرد؟ در واقع چیز باعث شد تا جیمز براردینلی با این شدت به سمت سینما کشیده شود ؟

من فیلم دیدن را از دوران نوجوانی آغاز کردم، در واقع از دوره ای که متوجه شدم فیلم دیدن را بیشتر از دوستانم دوست دارم! من تصمیم گرفتم به تنهایی به تماشای فیلم بنشینم و صرفا به عنوان یک فعالیت اجتماعی به این قضیه نگاه نکنم. من توانایی این رو پیدا کردم که بر روی مسائل مهمتری مثل داستان و تکنیک های فیلمسازی تمرکز کنم و در نهایت به وسیله سینما مسحور شدم.

بسیاری از مجلات و وبسایت ها ، شما را با عناوینی همچون « منتقد آنلاین » یا « منتقد شبکه » می شناسند. آیا شما فکر میکنید این عناوین برای شما مناسب باشند ؟

اینکه من را به عنوان یک « منتقد آنلاین » می شناسند کاملا درسته. من یکی از اولین کسانی بودم که نقد آنلاین نوشتم و منتشر کردم آن هم به مدت 20 سال ( اولین نقدهایم در اوایل سال 1993 منتشر شده بودند ). اگرچه من امروزه برای سه روزنامه مطلب می نویسم و دو برنامه رادیویی هم اجرا می کنم اما من همچنان حرفه و علاقه اصلی ام به انتشار مطالب آنلاین هست.

تفاوت منتقدی که اصطلاحاً آن را « منتقد آنلاین » خطاب می کنند با منتقدی که به عنوان روزنامه نگار شناخته می شود چیست؟ آیا اصلاً می توان تفاوتی میان آنها قائل شد؟

تنها تفاوت میان نقد و بررسی آنلاین و نوشتن نقد در روزنامه ها به چارچوب فضای کار باز می گردد. شما در نوشتن نقد آنلاین آزادی های به مراتب بیشتری دارید و فضای بدون محدودیتی هم در مقابلتان برای نوشتن وجود دارد اما در نوشتن نقد برای روزنامه ها محدودیت کلمات و فضا کاملا به چشم می خورد. نقدهایی هم که من برای روزنامه ها منتشر می کنم در واقع همان نقدهای آنلاین من هست که ویرایش شده و بعضاً به دلایلی خلاصه شده تر است.

شما یکی از مشهورترین منتقدانی هستید که می تواند با مقاله هایش درباره سینما بر روی تصمیم مردم برای دیدن یا ندیدن یک فیلم تاثیر بگذارد. فکر می کیند دلیل اعتماد مردم برای تماشا یا عدم تماشای یک فیلم براساس مطالب شما چه عاملی بوده ؟

من همیشه نقدهایی که در مورد فیلمها می نویسم صادقانه است و فکر می کنم که این موضوع باعث می شود تا افراد بتوانند براساس مقالاتی که من می نویسم به تماشای یک فیلم یا ندیدنش ترغیب شوند. بهرحال، من امیدوارم کسانی که اغلب اوقات مخالف نقدهای من هستند هم نقدهایم را مطالعه نمایند.

bera22elli003

آقای براردینلی، بسیاری از فیلمسازان و تماشاگران معتقد هستند که منتقدان می توانند باعث شوند تا یک فیلم در گیشه به فروش بالایی دست پیدا کند یا با شکست مواجه شود. به عنوان مثال، اخیرا شاهد بودیم که جانی دپ عامل شکست فیلم « رنجر تنها » در گیشه را کینه ورزی منتقدان عنوان کرده بود! شما چقدر به این صحبت ها اعتقاد دارید ؟

من فکر میکنم می کنم که منتقدان می توانند بر روی فروش یا شکست فیلمهای کوچک تاثیر داشته باشند؛ منظورم فیلمهایی است که تنها در چند سینمای محدود اکران می شوند. اما زمانی که صحبت از یک بلاک باستر هالیوودی به میان می آید ، بهرحال نقطه نظر عمومی قدرت بیشتری از نظرات منتقدان دارد. دلیلی که فیلم « رنجر تنها » با شکست مواجه شد این بود که اغلب تماشاگران علاقه ای بهش نداشتند. همچنین فیلم با تصوراتی که تماشاگران داشتند متفاوت بود.

شاید سوال سختی باشه، اما می خواهم بدانم که اگر جیمز براردینلی بخواهد لیستی شامل 5 فیلم محبوب زندگی اش را به نگارش درآورد، آن 5 فیلم کدامها هستند ؟

آنقدرها هم سخت نیست! من یک لیست شامل « 100 فیلم محبوبم » را در وبسایتم منتشر کرده ام. 5 فیلم محبوبم این آثار هستند :

1- پاتن (Patton ) محصول سال 1970

2- The Decalogue محصول سال 1988

3- پنجره مخفی (Rear Window ) محصول سال 1954

4- روشنایی شهر (City Lights ) محصول سال 1931

5- فهرست شیندلر (Schindler's List ) محصول سال 1993

شما می دانید که قرار هست این مصاحبه برای خوانندگان ایرانی و طرفداران ایرانی تان منتشر شود، بنابراین می خواهم از شما سوال کنم که از میان فیلمهای ایرانی که مشاهده کرده اید کدامیک تبدیل به آثار مورد علاقه شما شده اند؟

در طی این سالها، من فیلمهای ایرانی فوق العاده ای دیدم و تعدادشان زیاد هستند برای اینکه بخواهم نامشان را در اینجا ذکر کنم. اما بخشی از فیلمهای مورد علاقه ام از سینمای ایران شامل « بادکنک سفید » ، « رنگ خدا » ، « بچه های بهشت » ، « طعم گیلاس » و فیلم مورد علاقه ام که همچین در بین لیست ده فیلم برتر سال 2012 قرار داشت یعنی « جدایی نادر از سیمین » می باشد.

در بین فیلمسازان ایرانی ، کارگردانی هست که مورد علاقه شما باشد ؟

همانطور که احتمالا خودت می تونی حدس بزنی، کارگردان مورد علاقه ام عباس کیارستمی است.

شما تفاوت میان سینمای ایران و هالیوود را در چه مواردی می بینید ؟ لطفاً در مورد نقاط مثبت و منفی سینمای ایران که طی سالهای اخیر مشاهده کرده اید برایمان توضیح دهید.

آثاری که در هالیوود ساخته می شود اغلب برای عموم مردم می باشد. شاید بعضی مواقع جالب باشد اما پس از مدتی خسته کننده می شوند و آن انرژی اولیه را ندارد. اما آثار سینمای ایران یا حداقل آنهایی که من دیده ام، بیشترشان فضایی آرام دارند و پشتشان تفکر مشاهده می شود. این آثار هوشمندانه ساخته شده اند و روح دارند. البته این آثار کمی ( زیادی ) ریتم آرامی دارند که البته این فقط نظر شخصی من هست. همچنین پیدا کردن این آثار در آمریکای شمالی کار سختی هست چراکه یک توزیع کننده بین المللی خوب ندارند و دلیلش را هم کیفیت آثار عنوان کرده اند.

آقای براردینلی! ممنون از اینکه وقت ارزشمندتان را در اختیار ما قرار دادید و برایتان بهترین ها را آرزومندم.

موفق باشید

 

 

مصاحبه کننده : میثم کریمی

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگیرد قانونی می شود.

به جامعه مجازی سایت مووی مگ بپیوندید و دوستان سینمایی جدید پیدا کنید!