516

یکسال دیگر گذشت... چه زود پایانی بر آغاز سال 92 فرا رسید و چه زود بهاری دیگر مهمان زندگی مان شد.

در سال 92 روزهای خوب و سخت فراوانی را تجربه کردیم، روزهایی بود که در اوج بحران به سر بردیم و می شد نقطه پایانی مجموعه " مووی مگ " را متصور شد! با اینحال مووی مگ برقرار ماند و به بودن مبادرت ورزید. و این ماندن و سرسختی سبب شد تا پیوند کادرمان قوی تر از گذشته شود و شاهد تغییراتی در رویه سایت باشیم.

لازم هست در اینجا از تمامی عزیزانی که در سال 92 چه در کادر فنی و چه در بخش نویسندگی، در کنار مووی مگ بودند سپاسگزاری کنیم. از نویسندگان ارزشمند سایت مووی مگ که علی رغم مسائل مختلفی که در زندگی روزمره با آن مواجه هستند، توانستند در کنار مووی مگ حضور یافته و این مجموعه را از جوهر قلمشان بی بهره نگذارند. متاسفانه عزیزانی هم بودند که در سال 92 مووی مگ را ترک کردند و مشکلات به آنها اجازه نداد تا بیشتر از حضورشان در بین مجموعه بهره مند شویم. برای تمامی این عزیزان و زحماتی که برای سایت مووی مگ کشیدند تشکر میکنیم.

در پایان هم لازم می بینیم از تمامی شما خوانندگان عزیز و دوست داشتنی که در تمام روزهای سخت سایت مووی مگ در کنار ما بودید تشکر کنیم. دلیل وجود تیم پشتیبانی و کادر نویسندگان مووی مگ در کنار یکدیگر بدون شک شما هستید و امیدواریم که در سال جدید بتوانیم توقعات شما را برآورده کرده و مووی مگ را به یک مرحله جلوتر هدایت کنیم.

مووی مگ اما در این نقطه به پایان نرسیده! در سال 93 تغییراتی پیش روی خواهیم داشت که امیدواریم مورد پسند شما قرار بگیرد. پس با مووی مگ در سال 93 همراه باشید و مطمئن باشید حضور پر فروغ شما موجبات دلگرمی ما خواهد بود.

کادر مووی مگ سالی خجسته و سرشار از شادی را برای تک تک شما عزیزان و همراهان آرزو می کند.

 

در پایان دوست داریم تا در کنار خواجه حافظ شیرازی به استقبال سال نو برویم :

 

صبا به تهنيت پير مي فروش آمد

كه موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد

هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشاي

درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد

تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار

كه غنچه غرق عرق گشت و گل بجوش آمد

به گوش هوش نيوش از من و به عشرت كوش

كه اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد

زفكر تفرقه باز آن تاشوي مجموع

به حكم آنكه جو شد اهرمن، سروش آمد

ز مرغ صبح ندانم كه سوسن آزاد

چه گوش كرد كه باده زبان خموش آمد

چه جاي صحبت نامحرم است مجلس انس

سر پياله بپوشان كه خرقه پوش آمد

زخانقاه به ميخانه مي رود حافظ

مگر زمستي زهد ريا به هوش امد