صفحه اصلی > اخبار سینمای جهان : « مادر! » شکست یک فیلم پولانسکی وار برای آرونفسکی؟!

« مادر! » شکست یک فیلم پولانسکی وار برای آرونفسکی؟!

tmp oLHXPW d785c743c5338b342

بعد از واکنش های خیلی سرد به فیلم «مادر!» آخرین ساخته دارن آرونوفسکی در جشنواره فیلم ونیز که حتی با هو کردن نیز همراه شد؛ حالا اکران عمومی هفتمین ساخته او در سینماهای آمریکا، آغاز شده است. واکنش ها تا اینجا به فیلم بسیار ضد و نقیض بوده است.

به گزارش مووی مگ به نقل از روزنامه آسمان آبی ، طی روزهای اخیر «هالیوود ریپورتر»، «وکس» و «ونیتی فیر» در گزارش هایی جداگانه از فیلم «مادر!» به عنوان یک شکست یاد کرده اند. فیلمی که با نقش آفرینی جنیفر لارنس، خاویر باردم، میشل فایفر، اد هریس و دامنل گلیسون فیلمی پرستاره محسوب می شود. این فیلم پربازیگر از همان آغاز و با رونمایی پوستر با حاشیه های فراوانی رو به رو شد.

پوستر جدید فیلم، شباهت فراوانی به پوستر فیلم کلاسیک «بچه رزماری» (1968) ساخت رومن پولانسکی دارد که یکی از مهم ترین ساخته های هنری در ژانر وحشت است. اکران عمومی فیلم «مادر!» از سوی کمپانی «پارامونت پیکچرز» از تاریخ 15 سپتامبر 2017 (24 شهریور 1396) در سینماهای آمریکا آغاز شده است.

هفتمین فیلم بلند دارن آرونوفسکی با بودجه ای معادل 30 میلیون دلار جلوی دوربین رفته است. این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که فیلمی با این تعداد ستاره هالیوودی که جایزه اسکار هم دارند معمولا با بودجه هایی سنگین تر تولید می شوند.

فیلم ترسناک «مادر!» نمره سینمایی F را از سوی مخاطبان سینمایی دریافت کرده است که به معنای یک شکست کامل برای این فیلم محسوب می شود، اما این یک روی سکه است. در همین چند روز بوده اند منتقدانی که فیلم را ستایش کرده و از آن به عنوان یک فیلم خاص یاد کرده اند. داستان ساده «مادر!» درباره زوج جوانی است که زندگی آن ها تحت تاثیر ورود یک میهمان ناخوانده دگرگون می شود. در ادامه بخش هایی از پنج نقد روی این فیلم را آورده ایم.

گیج و منگ کردن تماشاگران

نویسندگان سایت «روتن تومیتوز» به فیلم «مادر!» دارن آرونوفسکی امتیاز «68» را داده اند که اصلا امتیاز بدی نیست. در بخش نقدها دو نوشته در صدر قرار گرفته اند که یکی از فیلم تعریف می کند و دیگری از آن بدش آمده است. «جیمز براردینلی» که یکی از مطرح ترین منتقدان فضای مجازی است درباره آرونوفسکی نظر به شدت منفی دارد و می گوید: «باید به خاطر شجاعت دارن آرونوفسکی برای ساخت چنین فیلمی از او تقدیر کنیم.

از پارامونت پیکچرز هم باید به خاطر نمایش خیلی عمیق دل و روده ها تقدیر کنیم. نمی دانم باید نمایش دهنده فیلم را دفن یا پنهان کنم، خیلی بد است؛ اصلا کار نمی کند. به نظر می رسد که دارن آرونوفسکی با فیلم «مادر!» مصمم به گیج و منگ، خشمگین و مجزا کردن مخاطبانش است.

به خاطر ذات فیلم خیلی ها از آن متنفر هستند و آدم های زیادی هم عاشقش شده اند. فیلم دماغش را در قراردادها فرو کرده و از پایان عمیق رد شده است. کارگردان در شیوه کارگردانی خود غرق شده و انگار در گل و لای غلت می خورد. شاید غیرمعمولی باشد که بگویم فیلم اصلا فاقد معنی است. روش قصه گویی دارن آرونوفسکی ما را دوست و دشمن هم کرده است

فیلمی رومن پولانسکی وار

«جان اندرسون» نویسنده «وال استریت ژورنال» درباره فیلم «مادر!» اعتقاد دارد که دارن آرونوفسکی یک سفر درونی را به اعماق شخصیت زن فیلم شروع می کند که جنیفر لارنس نقش آن را ایفا کرده است. او نوشته است: «فیلم «مادر!» دارن آرونوفسکی یک اثر زیگموند فرویدی، رومن پولانسکی وار، مانند نقاشی های فرانسیسکو گویا و در کل شبیه یک جیغ بلند از انسان های اولیه است که به شکل یک تراپی (درمان) عمل می کند. رفتن به سالن سینما برای دیدن این فیلم کار خوبی است برای این تصاویر دیدنی متیو لیباتیک فیلمبردار، نماهای مشوش کننده، صداهای خزنده روی پوست خود و همچنین بازی جنیفر لارنس را می بینید و می شنوید

یک فیلم تب دار

از سوی دیگر نشریه «ولچر» رویکرد متفاوتی به این فیلم داشته است و آن را یک اثر درجه دوم نامیده است. دیود ادلاستین نوشته است: «اصلا پشیمان نیستم که برای این فیلم واژه «تب دار» را به کار ببرم. در دنیای فیزیکی ما تب چیزی ارزشمند محسوب می شود با این که ناخوشایند هم است. تب می تواند عفونت را به خارج از بدن هدایت کند که چیزی شبیه به هنر است. آرونوفسکی هم می خواهد این کار را با فیلم خود انجام بدهد و شما را برای سرگرمی آلوده نمی کند. این به صراحت هدف اصلی است: در فیلم «عدد پی» شخصیت اصلی وسواسی خود را با تصاویر گیج کننده و چرخش های صدایی نشان می دهد.

در فیلم «مرثیه ای برای یک رویا» او نشئگی های وحشت زده و عصبی مواد مخدر را با سرعت پایین و حال هرویین وار نشان می دهد. در فیلم «کشتی گیر» یک معتاد الکلی مازوخیستی را می بینیم. درد شخصی شخصیت اصلی به عنوان یک جاده برای یکی شدن با جهان در نظر گرفته می شود

معناهای مبهم فیلم

ای. او. اسکات منتقد مشهور روزنامه «نیویورک تایمز» که می توانید نقد فیلم های مهم سال را با نوشته های او دنبال کنید نظر مثبتی به فیلم «مادر!» دارن آرونوفسکی دارد؛ ولی خیلی از بخش های فیلم، او را گیج کرده است. اسکات می گوید: «خیلی از معناهای مبهم فیلم را نمی فهمم. در نقطه ای خاص شما ممکن است مانند یک دانش آموز تازه وارد به کلاس انگلیسی باشید. یا در جایی دیگر شما ممکن است برای درک معنای فیلم مانند کسی باشید که در یک اتاق گیر کرده و کلیدش را هم نداشته باشید.

در ابتدا ممکن است که فکر کنید دارید یک فیلم در ژانر ملودرام زناشویی را نگاه می کنید که شبیه نسخه های کلاسیک دهه 50 است.

ولی وقتی شخصیت های «اد هریس» و «میشل فایفر» وارد می شوند متوجه می شوید که اشتباه کرده اید و دارید یک نسخه وحشی و ترکیبی شبیه به «چه کسی از ویرجینا وولف می ترسد؟» را نگاه می کنید، اما باز هم متوجه می شوید که دارید چیز دیگری را تماشا می کنید. چون پس از مرگ وحشتناک اول و فروپاشی سینک آشپزخانه در می یابید که چیز دیگری در حال وقوع است

ای. او. اسکات در جای دیگری با تاکید بر سرگشتگی خود درباره این فیلم می گوید: «آیا یک منتقد می تواند تفسیر داستان فیلم را لو بدهد؟ آرونوفسکی با هوشمندی یک ساختار هرمونوتیکی را در طرح فیلم به کار برده است که نمی شود درباره آن راحت حرف زد

این فیلم برای هر تماشاگری نیست

کریستوفر اور نویسنده نشریه «آتلانتیک» تاکید می کند که فیلم «مادر!» یک اثر ترسناک است که به طور حتم برای هر بیننده ای ساخته نشده است. او در ادامه می نویسد: «فیلم «مادر!» مورد احترام برخی و مورد فحش و ناسزای گروهی دیگر قرار گرفته است. من خودم را در کمپ گروه اول می بینم و بیشتر مردم منطقی خودشان را در گروه دوم می بینند. فیلم «مادر!» سختگیرانه و مشکل است. چیزی مهیب و وحشتناک در فیلم هست که مفتی هم به دست نمی آید. یک چرخش داستانی در انتهای داستان هست که برای آن هایی که تا آخر تاب آورده اند و با آن آزمایش می شوند.

برای این که از پیش به شما اخطار بدهم: آرونوفسکی فیلمی را با دقت تمام همان طور که همه چیز را آماده سازی می کند؛ ساخته است، ولی ممکن است اصلا برای شما خوب نباشد

کریستوفر اور در بخش های دیگری از نقد خود می گوید: «برای بخش های اول فیلم «مادر!» آن را چیزی شبیه به یک کابوس گوتیک وار مانند آثار «ادگار آلن پو» و «اچ. بی. لاور کرافت» در نظر گرفته بودم. شاید بهتر باشد آن را با آثار فرانتس کافکا و فیلم «بچه رزماری» مقایسه کنیم. البته فکر می کردم که آرونوفسکی چیزی شبیه به فیلم «قلعه ای به رنگ خون» (2015) گیلرمو دل تورو را هدف گرفته باشد که نشده و از دسته رفته است

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها