sta4llpaper

Zarinدر هفته ای که گذشت سازندگان فیلم « جنگ ستارگان » یک حرکت قشنگ انجام دادن و نسخه ای از فیلمشون رو که قراره دو ماه دیگه برای اولین بار اکران بشه رو برای یک بیمار سرطانی به نمایش گذاشتند. این مرد جوان که بر طبق گفته پزشکان چند ماهی بیشتر زنده نیست، گفته که به آرزویش رسیده و خیلی خوشحال هست.

ما هم اینجا ضمن حمایت همیشگی خودمان از این جور حرکت های انسان دوستانه، به دلیل آنچه که « حرکت بشردوستانه » می نامیم، لوح زرینی را به سازندگان فیلم « جنگ ستارگان » اهدا میکنیم و براشون فروش خوبی رو آرزو نمیکنیم چراکه همین الانش هم بلیت های این فیلم همگی پیش فروش شده و فقط صحبت سر اینه که فیلم رکورد تاریخ سینما رو جابجا میکنه یا نه!

st4744paper

Zarinاین هفته جای شما خالی، نشسته بودیم داشتیم با بچه های مووی مگ صحبت کردیم گفتیم بد نیست یه لوح زرین هم به بچه های سریال « آشنایی با مادر » بدیم! چیه تعجب کردید؟ خب این بنده های خدا گناه دارن بهرحال! گاهی لازم هست آدم یکی دوتایی از این لوح زرین به اینجور شخصیت ها بده!

رابین شرباتسکی رو که تقریبا همه شما می شناسید! کسی که توی سریال « آشنایی با مادر » تد عاشقش می شد و دوستانش که همیشه با هم بودن. این دوستان همیشه کنار هم می نشستن و با هم صحبت می کردن. مارشالشون از مینوستا اومده بود و کلی خرافاتی و ساده بود و بچه ها همیشه دستش مینداختن به خاطر کارهایی که انجام می داد. رابین شرباتسکی هم کاناداییشون بود. یه دختر سرسخت اما مهربون که همیشه دوستاش به خاطر کانادایی بودنش سر به سرش میزاشتن. اونا هاکی بازی کردن کانادایی ها رو دست مینداختن و همینطور بعضی از رفتاراشون رو. رابین هم کاری به این کارا نداشت، همیشه چوب هاکی بر میداشت، باهاش یا خونه رو خراب میکرد یا میزد یکی رو ناکارش میکرد! این وسط هم همیشه هم شهر نیوجرسی جایی بود که نباید اونجا می رفتن چون براشون کسر شان بود از نیویورک برن نیوجرسی!

اما چیزی که در نهایت براشون میموند هیچکدوم از این شوخی های کلامی نبود. اونا عاشق هم بودن. هرکدومشون همدیگه رو دست مینداختن اما نه برای تخریب بلکه برای اینکه دور هم خوشحال باشن. ما هم اونا رو میدیدیم یادمون می افتاد که اینا با تمام شوخی های تیز و گزنده ای که با هم دارن، آخرش همیشه دور یک میز می نشینند و کلی خاطره برای هم تعریف می کنند و یادشون هم نمیره بگن همدیگه رو دوست دارن . فرقی نمی کرد که کدومشون از کجا باشن و چه شوخی هایی باهاشون بشه، اونا نمیتونستن عاشق هم نباشن.

ما هم اینجا گفتیم یاد گذشته کنیم و یک لوح زرین به برو و بچه های « آشنایی با مادر » بدیم که کلی همدیگه رو اذیت میکردن اما بیشتر از هر نطق و سخنرانی و اعتراض و شلوغ بازی بهمون یاد دادن که چطوری در میان شوخی های تند، عاشق هم باشیم و تلاش کنیم که دوستان بهتری برای هم در زندگی مان باشیم.

63578307565227363514

68466این ستون سابقا یک مورد ثابتی داشت که هر هفته میومد و تمشکش رو می گرفت و می رفت. حالا با توجه به اینکه ایشان این روزها متاسفانه کمی ناخوش احوال هستند و از همینجا هم برای ایشان آرزوی سلامتی و طول عمر میکنیم، یک مورد جایگزین پیدا شده که به خوبی جای خالی را پر کرده و آن هم سری جدید برنامه « هفت » است که هر هفته یه چیز تمشک بگیر ارائه می دهد!

این هفته در جدیدترین اظهار نظر تمشکی جناب آقای بهروز افخمی، ایشان در چند جمله مختلف درباره سینمای مذهبی گریزی به هالیوود زد و یکی دو کلمه گفت که خیلی خوشایند نبود. ایشان اول به ریدلی اسکات گفت « فیلمساز کله خر! » و بلافاصله گفت « برای مردم احمق آمریکا فیلم می سازد ». ما هم همینجوری نشسته ایم و داریم نگاه میکنیم که استاد نکند یکدفعه زبانش بچرخد و این وسط تلویزیون هم مثبت هجده شود و باقی داستان!

از این رو، به دلیل آنچه که « توهین مجری هفت به این و آن » می نامیم، تمشک زرین مجددی را به « هفت » جدید تقدیم میکنیم و امیدواریم که با فحاشی و مسائلی از این دست قصد نجات سینمای ایران را نداشته باشد! آخرش ما رو مجبور میکنن بیاییم اینجا دوباره بگیم : شب نخوابیدیم صبح بلند شیم ببینیم.... ای بابا!

 

ذره بین            

* شما می توانید گزینه های " لوح زرین بگیر یا تمشک بگیر" سینمایی یا تلویزیونی تان را به ما معرفی کنید تا آنها را در همین بخش معرفی کرده و جوایزشان را تقدیمشان کنیم!

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگرد قانونی می گردد.

به کانال رسمی مووی مگ در تلگرام بپیوندید!