اگر شما هم مانند ما و میلیون ها طرفدار در سراسر جهان سریال «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) را دنبال کرده باشید می دانید که شخصیت های مورد علاقه شما در این سریال ممکن است در هر لحظه از داستان سرنوشتی دردناک پیدا کنند و صحنه های درگیری و جنگ سریال برای کسانی که قلب حساسی دارند مناسب نیست.

به گزارش مووی مگ به نقل از روزیاتو، خشونت های فزاینده تا عشق های شرم آور، این سریال اعتیاد آور و جذاب صحنه های زیادی دارد که تماشا کردن آن باری تماشاگر دشوار است و همین موضوع نشان می دهد که بازی کردن برخی از این صحنه ها تا چه اندازه برای بازیگران دشوار بوده است. هیچ شکی وجود ندارد که ستارگان «بازی تاج و تخت» در طی سال های ساخت این سریال دیگر پوست کلفت شده اند.

Season 4 Episode 8 The Mountain and the Viper game of thrones 37161915 1200 675

برخی از بازیگران سریال در مواردی تایید کرده اند که وقتی با فیلمنامه مواجه شده اند سرشان را تکان داده و با خود گفته اند:«به هیچ عنوان این کار را نخواهم کرد». آیا می دانید که شخصیت های مورد علاقه شما هنگام فیلم برداری برخی از دراماتیک ترین و سخت ترین سکانس های سریال چه کرده اند. در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با سکانس هایی آشنا کنیم که مایه وحشت بازیگران شده و حتی برخی از آن ها از بازی کردن در آن ها امتناع ورزیده اند.

پیاده روی ندامت سرسی لنیستر

cerseis walk of atonement 1551273849

«پیاده روی ندامت» یا «پیاده روی شرمندگی» سرسی لنیستر در فصل پنجم سریال و در کینگز لندینگ آنقدر دردناک و تاثیرگذار بود که بسیاری از تماشاگران سریال را به همدردی با یکی از شیطان صفت ترین شخصیت های کل داستان واداشت. برای کفاره گناه نابخشودنی زنا که سرسی لنیستر (لنا هیدی) به آن متهم شده بود، وی مجبور شد در حالی که عریان بود از محل زندانی شدنش توسط گروه گنجشک اعظم تا قصر کینگز لندیگ را پیاده بپیماید و همزمان مردم شهر با پرتاب اشیاء و فحش به او توهین می کردند. اگر چه بسیاری از بازیگران این سریال تجربه عریان شدن در مقابل دوربین سریال را داشتند اما لنا هیدی تصمیم گرفت برای این صحنه از بدل استفاده نماید.

هیدی می گوید که فیلمبرداری این صحنه سه روز تمام با گریم های خاص طول می کشید و او فکر می کرد که در صورت عریان شدن در تمام طول این مدت، نمی توانست شرایط عاطفی و احساسی ویران شده سرسی را در این سکانس به خوبی نشان دهد. همچنین وی یک مادر و دارای فرزند است و باور داشت که عریان شدن در این سریال می توانست تاثیر بدی بر روی فرزندانش داشته باشد به همین دلیل تصمیم گرفته شد که از بدل به جای او استفاده شود. بدین ترتیب ربکا ون کلیو، که بدل هیدی در سریال نیز هست پذیرفت که این کار را انجام داده و در ادامه صورت لنا هیدی با استفاده از جلوه های کامپیوتری روی بدن ون کلیو قرار گرفت.

لنسل لنیستر در تونل زیر معبد سپت بیلر

MV5BMjI0MTQ5MzEzNV5BMl5BanBnXkFtZTgwNTQ4MDA2NTE. V1 SY1000 CR0015031000 AL

اپیزود پایانی فصل ششم «بازی تاج و تخت» بسیاری را روی لبه صندلی هایشان نگه داشته بود و پایان آن با یک انفجار بزرگ رقم خورد. سرسی لنیستر به جای حضور در دادگاه و مورد قضاوت قرار گرفتن توسط گنجشک اعظم (High Sparrow)، تصمیم گرفت که نقشه انتقام شیطانی خود را عملی کند. او با استفاده از آتش وحشی تمامی معبد سپت بیلر (Sept of Baelo) را به آتش کشید. لنسل لنیستر (یوجین سیمون) تلاش کرد با رفتن به تونل زیر معبد این نقشه را خنثی کند و با خاموش کردن سه شمعی که در انتهای تونل نصب شده بودند از انفجار طراحی شده توسط سرسی جلوگیری کند که موفق نبود. به دلیل جراحاتی که برداشته بود او فقط می توانست به سمت این شمع ها بخزد و در نهایت نیز موفق نشد. سیمون می گوید که این سخت ترین سکانس برای او بوده که اجرا آن از لحاظ فیزیکی دشوار بوده است. کارگردانان اپیزود او را مجبور کردند که تمام روز را بخزد و در تمام این مدت تنها از قدرت نیم تنه بالایی خود برای خزیدن استفاده کند. سیمون در این باره می گوید: «مجبور شدم ۲۷ بار این کار را تکرار کنم. در انتها، از خستگی غرق در عرق بودم و وقتی که در نهایت به آتش رسیدم… احساس می کردم هالک هستم».

 

مراسم غرق کردن یورون گریجوی

bf365f6dc15762b2be2d4b80a5b7e68f46cfc149e472ecc47fe6bdb41db68afed

یورون گریجوی (پیلو آسبیک) یکی از ترسناک ترین شخصیت های سریال «بازی تاج و تخت» است. او هیچ قطب نمای اخلاقی نداشت و در تلاش برای دستیابی به قدرت از هیچ کاری فروگذار نمی کند. حتی در میان دیگر شخصیت های بیرحم و منفی سریال نیز یورون سبک خاصی از شیطان صفتی را در درون خود دارد. آسبیک این نقش را بسیار بی نقص بازی کرده اما در زندگی واقعی هیچ شباهتی بین او و شخصیت یورون وجود نداشته و حتی یکی از سکانس های مربوط به این شخصیت باعث وحشت او شد. در دنیای «بازی تاج و تخت»، هر قلمرویی مراسم و سنت های خاص خود را دارد. در آیرون آیلندز، وقتی که شخص جدیدی به پادشاهی می رسد، مراسم غرق کردن بخشی از روند انتقال قدرت است. البته فیلم برداری چنین سکانسی پیچیدگی های خاص خود را دارد و هیچ راهی وجود ندارد که بتوان این صحنه را تنها در یک برداشت گرفت.

506ae045650f0942671a070872e6c5ecdfecab6d hq 1

آسبیک می گوید که این سکانس برای او چالش برانگیز بوده است. در شرایطی که در حال یخ زدن هستید و نمی توانید نفس بکشید، بازی در چنین صحنه ای بسیار دشوار است. آسبیک درباره تجربه خود در این سکانس خاص چنین گفت: «وقتی که زیر آب هستید و کسی دارد شما را به سمت پایین هل می دهد و آب خیلی، خیلی سرد است، این یکی از آن چالش هایی است که باید به عنوان یک بازیگر آن را بپذیرید. چیزی است که هست و کاری است که باید بکنید».

صحنه مرگ مرین ترنت

meryn trants death scene 1551273849

پوشیدن لباس و آرایش درست تنها بخشی از ماجرا در هنگام فیلمبرداری سریال «بازی تاج و تخت» است. برای خلق برخی از جلوه های ویژه سریال، بازیگران مجبور بودند لباس ها یا لنزهای تماسی رنگی و مصنوعی خاصی به تن داشته باشند. برای مثال بعد از این که آریا استارک (مایسی ویلیامز) در فصل ۵ برای مدتی نابینا می شود، ویلیامز مجبور می شود که لنزهای تماسی رنگی به چشم بزند و این کار را در چند اپیزود ادامه دهد تا اینکه بار دیگر بینایی اش را بدست می آورد. اما او تنها بازیگر سریال نبود که مجبور شد مدتی را در تاریکی بگذراند. برای صحنه مرگ مرین ترنت (یان بیتی) در فصل پنجم، کار فیلم برداری از صبح زود آغاز شد و ساعت ۹ صبح بود که لنزهای تماسی طراحی شده در چشم های بیتی قرار گرفت.

این لنزها برای تمام طول روز باعث کوری او شدند و ۱۲ ساعت بی وقفه، این لنزها در چشمان او باقی ماندند. در واقع او می گوید چیزی که در تمام طول آن روز فیلم برداری، از صبح تا شب، به یاد دارد تاریکی مطلق بوده است. او صحنه کشته شدنش به دست آریا استارک را چالش برانگیزترین سکانس مربوط به شخصیت خود می داند. وی در این باره چنین گفته است: «آن روز از بسیاری جهات یک روز کاملاً سوررئال بود. بسیار فنی بود اما من و مایسی در تمرینات آن را انجام داده و کاملاً آماده بودیم».

صحنه های شکنجه ثیون گریجوی

gameofthrones13 66 1024x681

تماشای سکانس های مربوط به ثیون گریجوی (الفی آلن) همواره ناراحت کننده بوده اما سکانس های مربوط به شکنجه او توسط رمزی بولتون از ترسناک ترین سکانس های کل سریال «بازی تاج و تخت» به شمار می آیند. شخصیت او پس از این شکنجه ها به کلی متفاوت شد. اگر شما نیز هنگام تماشای این سکانس ها دستانتان را جلوی چشم خود قرار داده اید تنها نیستید و البته قابل درک است. به منظور آماده شدن برای این سکانس، آلن روی خاطرات دردناکش از زندگی واقعی خود تمرکز کرد تا بتواند احساسات یک زندانی درمانده در حال شکنجه شدن توسط یک هیولای بیرحم را به خوبی منتقل کند.

آلن درباره این سکانس ها و بازی خود در آن چنین گفته است: «کار من به عنوان یک بازیگر این است که احساساتی را منتقل کنم که در زندگی شخصی ام تجربه کرده ام . این موضوع را برای افراد دیگر قابل درک نمایم و این درد چیزی است که خودتان باید تجربه کنید». او هیچگاه نگفت که هنگام بازی در این سکانس دقیقاًَ به چه چیزهایی فکر می کرده است اما با توجه به چیزهایی که در این سکانس ها دیدیم باید خاطرات ترسناک و تاریکی در ذهن آلن بازسازی شده باشد. به همین دلیل قابل درک است که او این سکانس ها را سخت ترین سکانس های نقش آفرینی خود در «بازی تاج و تخت» بداند.

مبارزه با مرده ها روی یخ

battling the wights on ice 1551273849

تورمند غول کش (کریستوفر هیوجو) یکی از شخصیت های دوست داشتنی و محبوب سریال «بازی تاج و تخت» است، و علیرغم اینکه از شخصیت های فرعی داستان به شمار می آید اما در هر فصل، فرصت بیشتری برای بازی به وی داده شده است. به همین دلیل سرنوشت مبهم او در پایان فصل هفتم به یکی از بحث های اصلی طرفداران سریال در فضای مجازی تبدیل شده است. او یک شخصیت سرسخت و گاهی اوقات خشن و عبوس است ، اما در زیر این ظاهر خشن، چیزی دوست داشتنی در شخصیت او وجود دارد که بیننده را به خود جلب می کند. شخصیت تورموند در صحنه های نبرد متعددی در داستان حضور دارد که بازی آن ها برای هر بازیگری دشوار است. هیوجو تصدیق کرده که در هنگام برنامه ریزی برای فیلمبرداری اپیزود پایانی فصل هفتم دیگر از جنگ با مرده های زنده شده درمانده شده بود.

این مردگانی که طرفداران سریال «بازی تاج و تخت» می بینند در واقع گروه کوچکی از هنروران هستند و بخش بزرگی از لشکر وایت واکرها و مردگان زنده شده از طریق جلوه های ویژه در بخش پس از تولید به صحنه اضافه می شوند. با این وجود از آنجایی که صحنه های نبرد به توان فیزیکی بالایی نیاز دارد، هیوجو گفته که این نبردهای متعدد استقامت بدنی او را تحت تاثیر قرار داده بود. وی در این باره چنین گفته است: «در ابتدا، کمی سخت بود اما در انتها به یک نوع رقص ترسناک تبدیل شده بود. بسیار خسته کننده بود، آن ها همچنان می آمدند، می آمدند، می آمدند».