جهان،خشکی ها،دریاها،ریز و درشت مخلوقات همه و همه پیوسته در حال تغییرند،انسان ها هم از این تغییرات مستثنی نیستند،بعضی ها کمتر بعضی بیشتر،نگاهی به اطرافیان و دور و بری هایتان بیاندازید،بعضی از دوستان و آشنایانمان به معنای واقعی کلمه دچار انقلاب شخصیتی شده اند.

در این بین تغییرات رفتاری انسان های مشهور(برای ما همان ستاره های هنر،مدیا و سینما)بیشتر از بقیه به چشم می آید.

در این مقاله رسما قصد داریم به ریزترین جزئیات زندگی برخی از ستارگان مشهور سینما دخول کنیم!(مووی مگ هم زرد شد رفت!)

در زیر فهرستی از کسانی را میبیند که نه تنها از نظر ما بلکه از نظر همه تقریبا به هیچ وجه مثل قبلشان نیستند،حسابی پوست انداخته اند و از این رو به آن رو شده اند

anjelina

1.آنجلینا جولی

خانم آنجلینا دیگر آن دختر لجباز و از هم گسیخته ده نود نیست،کافی است نگاهی به آرشیو روزنامه ها و مجلات هنری بیاندازید تا متوجه تغییر لحن تیتر های مربوط به او بشوید

آنجلینا از همان بدو ورود حرفه ایش به سینما از سال 1995 تا 2005 یک دهه تمام بانی بیشترین جنجال های ممکن بود،اما از اواخر سال 2005 او به یکباره دچار تغییر شد

درست زمانی که شایعات روابط او و براد پیت به حقیقت پیوسته بود و عموم مردم او را بانی خراب کردن زندگی مشترک برادپیت و جنیفر انیستون میدانستند با شجاعت تمام در مصاحبه ای رو در روی آپرا وینفری جلوی چشم میلیون ها بیننده به تمامی اشتباهات زندگی گذشته اش اعتراف کرد

او در این مصاحبه تایید کرد که در دوران نوجوانی و جوانی ناهنجاری های اخلاقی شرم آوری داشته است،از اعتیاد به طیف گسترده ای از مخدر ها و مشروبات الکلی گرفته تا بی بند باری جنسی،همجنس گرایی و حتی خودآزاری پیشرفته!

او حتی طی یکی دو مصاحبه دیگر اعتراف کرد رفتارهای زشت و ناهنجار او بوده که باعث شده بیلی باب تورنتون قید او را بزند و ازدواجشان به بن بست برسد!(توجه داشته باشید که بیلی باب تورنتون 20 سال از آنجلینا مسن تر بود!)البته کافی است نگاهی به تصاویر و ویدیو های منتشره از مراسم ازدواج آن دو بیندازید تا به عمق فاجعه در زندگی جولی و تورنتون پی ببرید!

اما از سال 2005 همه چیز بهبود پبدا کرد؛بعدها مشخص شد دلیل جدایی برادپیت و انیستون هم عدم علاقه خانم انیستون به بارداری بود در حالیکه برادپیت مدتها بود رویای پدر شدن را در سر میپروراند

رفته رفته بقیه ابعاد شخصیتی آنجلینا هم دچار تغییر شد او دیگر آن دختر ناهنجار سابق نبود،مدام به کشور های فقیر آفریقایی مسافرت میکرد،پیشنهاد های میلیونی را رد میکرد تا در عوض در امورات خیریه شرکت کند،حتی چندین بچه بی سرپرست را به فرزندخواندگی پذیرفت

او اکنون سفیر صلح بین الملل است(البته نه از نوع تشریفاتی اش!)

جمع بندی :چه کسی باور میکرد آنجلینای جولیِ جیا،دختر از هم گسیخته و... روزی مادر بیش از یک جین! بچه ریز و درشت شود و با حداقل کمک؛برخلاف اکثر مادران هالیوودی که برای هر بچه دو پرستار بچه استخدام میکنند!آنها را در کانون گرم خانواده پرورش دهد؟چه کسی باور میکرد آنجلینا به بازی های خوبش بر پرده های سینما ادامه دهد،همزمان سفیر صلح باشد به امورات خیریه بپردازد و فیلم معناگرای خون و عسل را کارگردانی کند؟

چه طرفدار آنجلینا باشید چه نباشید بایدقبول کنید با وجود این همه مشغله او همچنان ویژگی های یک بازیگر خوب و توانمند را داراست(البته فرض کنید هنرنمایی او را در فیلم توریست ندیده اید!)گذشته از این به یاد داشته باشید تا چند سال پیش همه با خود میگفتیم اگر این دخترک هم به سرنوشت مریلین مونروی فقید دچار نشود شاهکار کرده!

downey

2.رابرت داونی جونیور

گول چهره اش را نخورید! او آنقدر ها هم که به نظر میرسد سر به راه نیست،باور کنید در این مورد هم کاملا حق با ماست!

بدون شک میتوان گفت در بین بازیگران حال حاضر سینما آقای رابرت داونی یکی از سنگین ترین پرونده های جنایی ممکنه را در آرشیو اداره پلیس آمریکا دارد!

رابرت داونی جونیور بازیگر با استعدادی که در دهه نود با بازی در نقش چاپلین شهرتش دوچندان شده بود میتوانست به راحتی جای پای خود را به عنوان یکی از سوپراستارهای سینما محکم کند اما در آن شرایط رویایی به شکل عجیبی درگیر پرونده های جنایی مختلفی شد

ضرب و شتم،کلاه بردای,حمل غیرمجاز اسلحه،خرید و فروش مواد و نهایتا اعتیاد شدید به مواد مخدر خصوصا کوکائین و هروئین تبدیل به یکی از مشکلات عادی و همیشگی رابرت داونی شده بود.

در اواخ دهه نود او بیشتر از اینکه در استودیو و لوکیشن های فیلمبرداری باشد زمانش را در زندان ها و بازداشتگاه ها میگذراند.بیشتر پروژه های او در این زمان دچار اخلال در فیلمبرداری شدند،به تعویق افتادند و یا حتی کنسل شدند،دیگر کمتر فیلمسازی حاضر بود با رابرت همکاری کند.اکثر فیلمسازانی هم که از قبل با او قرارداد امضا کرده بودند ناچار میشند وثیقه های چندین میلیونی را گرو قرار دهند تا فیلمبرداری بیش از این به تعویق نیفتد.

وودی آلن یکی از فیلمسازانی است که با وجود اشتهار به صبر و حوصله زیاد قید حضور او را در فیلم «ملیندا و ملیندا» زد.

جالب اینجاست که هنوز هم که هنوز است بعد از گذشت سالها از این اتفاق وودی آلن هر از چند گاهی سفره دلش را پهن میکند تا مرثیه همکاریِ تلخِ چند روزه اش را با رابرت داونی بازخوانی کند!

به هر حال رابرتِ دوست داشتنی این روزهای سینماها در آن برهه تقریبا حدود 5 سال مداوم را با شرکت در دادگاه های مختلف گذراند حتی یکبار در یکی از این دادگاه های مهم به 3 سال حبس در زندان هم محکوم شد که در نهایت با پرداخت جریمه های سنگین و به کمک وکلای کاربلد و صدالبته لابی دوستان بانفوذی چون جرج کلونی،جانی دپ و مل گیبسون از زندان رها شد

بعد از مدتها تلاش بالاخره رابرت توانست از بند اعتیاد شدید به مواد رها شود و به شرایط عادی برگردد ولی شهرت منفی  او باعث شده بود هیچ  پیشنهاد مناسبی به او ارائه نگردد تا اینکه به کمک دوست صمیمی اش مل گیبسون در نهایت توانست در سال 2003 با بازی در فیلم بازرس آوازه خوان تولدی دوباره در هالیوود داشته باشد،مل گیبسون که یکی از تهیه کننده های این فیلم بود به سختی توانست بقیه عوامل فیلم را به پذیرش رابرت وادار کند

در ادامه رابرت توانست به شرایط آرمانی گذشته اش برگردد و رفته رفته دوباره جایگاه خوبش را در هالیوود باز یابد.

این روزها مردآهنی و همچنین آقای شرلوک هلمز سینماها را کمتر کسی با چهره ناهنجار دهه نودش بیاد می آورد، این مسئله به خودی خود نشان از موفقیت رابرت در بهبود بخشیدن به شرایط فاجعه بار زندگی گذشته اش را دارد.گفتنی است رابرت داونی از سال 2005 با خانوم سوزان نیکول لووین(تهیه کننده موفق مرد آهنی و...)ازدواج کرده و زندگی بسیار آرامی را سپری میکند.

جمع بندی:متاسفانه حاشیه ها و ناهنجاری های موجود در زندگی رابرت تاثیر بسیار بدی بر زندگی حرفه ای و پیشرفت کامل او در سینما داشت(توجه داشته باشد مشکلات آقای داونی جونیور برخلاف خانم آنجلینا جولی و... بیشتر جنبه قضایی و جنایی داشته است)به هرحال رابرت داونی جونیور در حال حاضر بدون هیچ اغراقی بازیگر کاملا پخته ای محسوب میشود که امثال او به ندرت در سینماها ظهور میکنند

تا بحال از خود پرسیده اید که رابرت داونی چه چیزی کمتر از مثلا جرج کلونی دارد؟شهرت و اعتبار این دو را با هم مقایسه کنید،افسوس....!

56151651

3.ترنس مالیک

ترنس مالیک یکی از مرمروز ترین افرادی است که تابحال پا به هالیوود گذاشته است،باید قبول کنیم اخلاق به شدت عجیب و غریبش او را از بقیه فیلمسازان شاغل در هالیوود متمایز کرده است.

او تا به امروز به شدت کم کار بوده است،از سال 1969 تا به امروز فقط 5 فیلم از او به نمایش در آمده،همه کسانی که زمانی توفیق همکاری با آقای مالیک را داشته اند بخوبی میدانند او به شدت گوشه گیر است.

او تاکنون تقریبا به هیچ مصاحبه رسمی تن نداده است،تعداد عکس های منتشر شده از او نیز به سختی با تعداد انگشتان یک دست برابری میکند!

اما نگران نباشید،ما اینجا قصد داریم از مهمترین نکات خاص و مرموز زندگی مالیک پرده برداریم،نکاتی که احتمالا همه شما را شگفت زده خواهد کرد

نکته اول:ترنس مالیک اصالتا یکی ایرانی است!بله تعجب نکنید تحقیقات ما نشان میدهد در واقع پدربزرگ او یک ایرانی آشوری مذهب بوده که در منطقه قوچ تپه حوالی شهر ارومیه زندگی میکرده است(من این ناحیه را از نزدیک دیده ام!) که بعدها(احتمالا در دوره قاجار) به آمریکا مهاجرت کرده است،البته اخیرا بعضی از خبرگزاری های مجهول الهویه سعی کرده اند او را بیشتر یک آشوری لبنانی الاصل جلوه دهند،اما خوشبختانه سایت رسمی «IMDB» در بخش بیوگرافی ترنس مالیک دقیقا تایید کرده است که پدربزرگ او اهل قوچ تپه ارومیه بوده که بعدها به آمریکا مهاجرت کرده است

نکته دوم:از زندگی خصوصی ترنس مالیک اطلاعات دقیقی در دست نیست فقط میدانیم سالها بعد از مهاجرت پدربزرگش در سال 1943 در شهر اُتاوا چشم به جهان گشوده است،در رشته های هنر و فلسفه تحصیل کرده و مدتی هم بصورت پاره وقت در دانشگاه معتبر «ام آی تی» فلسفه تدریس میکرده است،البته گزارش ها حاکی از این است که مدتی هم در یکی دو دانشگاه فرانسوی به تدریس مشغول بوده است

نکته سوم:تاکنون سه زن در زندگی ترنس مالیک وجود داشته اند(البته تا جایی که ما میدانیم!)

خانم جیل جیکس،یکی از قضات سابق شهر بورلی هیلز که فقط یکبار نام او را به عنوان تهیه کننده در فیلم تحسین شده «زمین لم یرزع»(اولین فیلم بلند ترنس مالیک)دیده ایم،او یکبار هم در یک مستند قضایی تلویزیونی حضوری کوتاه داشته است،اما بطور کلی تصاویر دقیقی از او در دست نیست!

او سال 1978 از ترنس مالیک بطور رسمی جدا شد(کسی نمیداند این دو چه زمانی با هم آشنا شده بودند!)

خانم میشل مورته همسر دوم ترنس مالیک است که از سال 1985 تا سال 1998 با او زندگی میکرد،از این خانم هیچ اطلاعات خاصی در دست نداریم!نه تصویر  و نه سن و سال!(او را با بازیگر خانمی بنام میشیل مورتی اشتباه نگیرید،این اون نیست!)

خوشبختانه همسر فعلی آقای مالیک، الکساندرا والیس(اکی دبلیو بی مالیک)نسبت به دو نفر قبلی چهره سرشناس تری است،قبلا در فیلم دنیای جدید او را در نقش ملکه آنه دیده ایم او از مدتها قبل بصورت جسته و گریخته فیلمنامه نویسی میکرده است

نکته چهارم:ترنس مالیک دیگر مثل کذشته کم کار نیست،شواهد نشان میدهد بزودی طی یک سال آینده 4 فیلم از ترنس مالیک بر پرده سینماها خواهد رفت(روی دست اسپیلبرگ زده است!)این در حالیست که او طی 33 سال گذشته فقط 5 فیلم ساخته است!

بازیگران مشهور و جنجالی زیادی این روزها با او همکاری میکنند

رایان گاسلینگ،ناتالی پورتمن،برادپیت،راشل ویز،رونی مارا،بن افلک،ریچل مک آدامز،جسیکا چاستین،بنیسیو دل تورو،خاویار باردم،مارتین شین،کیت بلانشت،اما تامپسون

کار کردن با ستارگانی که اسم بردم به خودی خود توجه خیل عظیم پاپارزی و رسانه ها را به سوی ترنس مالیک جلب خواهد کرد.

جمع بندی:ترنس مالیک کارگردان ایرانی الاصلِ فلسفه گرا وطبیعت دوست سینما تا به امروز 5 فیلم عالی تقدیم دوستداران هنرو وسینما کرده است،واقعا هیجان برانگیز است که این شاعر سینما دیگر مثل قبل کم کار نیست هرچند که شواهد نشان میدهد او هنوز هم مثل قبل گوشه گیر و رسانه گریز است،این روزها به سختی چند عکس محدود از او به هنگام فیلمبرداری آثار جدیدش منتشر شده،آن هم با عینک دودی و کلاه حصیری موردعلاقه اش(تریپ کشاورزی!) اما به هر حال بنده به شما قول میدهم پس از اکران فیلم های آتی او شرایط بدین شکل باقی نخواهد نماند(البته امیدوارم که این چنین باشد!)

crow

4.راسل کرو

راسل کرو بازیگر استرالیایی(در واقع نیوزلندی)هالیوود را همه با نقش آفرینی های تاثیر گذار و عمیقش در 15 سال اخیر به یاد می آورند،البته رفتار عجیب و پرخاشگرانه او باعث شده عده ای هم او را با تندخویی بیاد بیاورند(قابل توجه میثم کریمی!)

مسئله جالب توجه در پرخاشگری های راسل اینجاست که معمولا هر وقت که رفتار ناشایستی از او سر زده خبرنگار یا عکاس و یا کسی از اصحاب رسانه در آن محل حضور داشته است که این مسئله هم در سوء شهرت او بی تاثیر نبوده است

برای مثال او یکبار در مراسم جوایز آکادمی سینما و تلویزیون انگلیس با مالکوم گری(تهیه کننده)درگیری پیدا کرد،در سال 1999 در رستورانی مشهور در استرالیا دعوا به راه انداخت،این درگیری هم بوسیله دوربینی مخفی بطور کامل فیلمبرداری شد!در سال 2001 در محوطه دانشگاه پرینستون هم با یک دانشجوی دختر که در حال فیلمبردای از او بود مشکل پیدا کرد و حرکت بسیار ناشایستی انجام داد،در سال 2002 در یک رستوران ژاپنی در لندن با یک تاجر مشهور نیوزلندی درگیر شد و یک دعوای تمام عیار به راه انداخت!در سال 2005 بالاخره تصویری از او منتشر شد که چند افسر پلیس او را دستگیر کرده از پشت به او دستبند زده اند و به زور او را سوار ماشین پلیس میکنند!در واقع او متهم شده بود که در هتلی در نیویورک تلفن اتاقش را به سوی کارمند هتل پرتاب کرده بود چون سیم کشی تلفن اتاقش دچار مشکل شده بود و آن کارمند نمیتوانست کاری برای او انجام دهد!

آمار دعوا و درگیری ها راسل کرو به قدری افزایش پیدا  کرده بود که انیمیشنی به نام «راسل کرو و جنگ دور دنیا»ساخته بودند که در آن راسل کرو با قایقی به سراسر دنیا سفر میکرد و با مردم مختلف درگیر میشد!

اما در مورد زندگی زناشویی خوشبختانه راسل بطور منحصر به فردی زندگی موفقی داشته است،او از همان ابتدا(یعنی از سن 21 سالگی!) فقط با خانم دنیله اسپنسر رابطه داشته تا اینکه در سال 2003 این رابطه را رسمیت بخشیدند،البته در سال 2001 شایعه شده بود که او و مگ رایان وارد یک رابطه عاشقانه شده اند که در نهایت با تکذیب طرفین  همه چیز به خیر و خوشی به پایان رسید،چندسال پیش هم شایعاتی منتشر شده بود مبنی بر اینکه راسل همسرش را کتک میزند که در نهایت با تکذیب قاطعانه خانم اسپنسر این شایعه هم هرگز رنگ واقعیت به خود نگرفت،خوشبختانه راسل کرو این روزها زندگی خوب و آرامی را در کنار خانواده اش سپری میکند

دیگر مدتهاست خبری از درگیری های عجیب وغریب راسل کرو نیست،او این روزها بسیار پرکار شده چون برخلاف گذشته قبول کرده که با بالا رفتن سنش باید کم کم با بازی کردن در نقش های مکمل هم کنار بیاید!

جمع بندی:مدت زمان زیادی از آخرین درگیری و حاشیه سازی های عجیب وغریب او گذشته،شواهد هم نشان میدهد که راسل کریزماتیک پرده های سینما دیگر واقعا سر به راه شده و حق اش است او را در دنیای واقعی هم با کاراکتر مرد سیندرلایی و یا «یک سال خوب»ش بیاد بیاوریم نه «باد وایت»ِ محرمانه لس آنجلس و یا نئو نازی رمپر استامپر!البته شایدم در آینده او را با حضرت نوحش بیاد آوردیم!کسی چه میداند!؟

 mickey

5.میکی رورک

میکی رورک زندگی پر رمز و رازی داشته است،نسل جدید مخاطبان سینما بیشتر او را با بازی درخشانش در فیلم کشتی گیر و یا اکشن شهر گناه و...میشناسند،اما قدیمی ترها به خوبی او را با چهره جذابش در آثار رمانتیک دهه هشتاد به یاد می آورند

شاید خیلی از دوستداران سینما هم او را در فیلم های قدیمیش دیده باشند ولی او را به جا نیاورده باشند!

به هر حال سخت است که باور کنیم جوان اغواگر «ارکیده وحشی» ویا «نه و نیم هفته» و.....همان میکی رورکِ کشتی گیر و شهرگناه باشد!

میکی رورک از دوران نوجوانی علاقه شدیدی به ورزش بوکس داشت اما طی یک اتفاق و با تشویق های خواهرش در کلاس های بازیگری هم حضور پیدا کرد هرچند کلاس های بازیگری را هم به مانند دبیرستان ناتمام رها کرد!اما به هر حال با تکیه بر چهره جذاب و عریزه ذاتی اش تبدیل به یکی از ستارگان پرطرفدار دهه هشتاد سینما شد،ستاره ای که به کمک چهره جذابش هم  از دختران جوان بخوبی دلبری میکرد و هم به مدد استعداد ذاتی اش دهان منتقدان را بسته نگه داشته بود

همه چیز بخوبی پیش میرفت تا اینکه خبر های پراکنده ای از درگیری های خیابانی او در محله خشن فری سیتی میامی پخش شد،او رفته رفته بسیار نامنظم شده بود و با کراهت بسیار در صحنه فیلمبرداری حضور پیدا میکرد،باز هم هوای ورزش بوکس به سر میکی زده بود و هر دفعه هم که سر صحنه فیلمبرداری حاضر میشد نشانه های کبودی و درگیری بر چهره اش دیده میشد،رفته رفته کمتر تهیه کننده ای حاضر میشد او را برای بازی در فیلم های رمانتیک اغواکننده استخدام کندتا اینکه خودش هم اعلام کرد «من احترامی که احتیاج داشتم را در بازیگری پیدا نکردم!بنابراین تصمیم دارم به حرفه مورد علاقه ام«بوکس»بپردازم».

او در این راستا نقش های مهم ی درفیلم های شاخصی چون جوخه،تسخیرناپذیران،تاپ گان،پالب فیکشن و ...را هم رد کرد تا ثابت کند در تصمیمش مصمم است. میکی روز به روز در سینما به حاشیه رانده شد ولی در عوض در  ورزش بوکس حرفه ای پیشرفت قابل توجهی داشت،نتایج  خوبی به دست آورد و از این راه پول خوبی هم به جیب زد(میلیون ها دلار!).

اما ورزش بوکس و مصدومیت های پی درپی باعث شد،میکی مجبور شود از ورزش بوکس هم خداحافظی کند و دوباره برای امرار معاش به بازیگری روی بیاورد،البته این مصدومیت ها چهره معصوم و جذاب میکی را هم دگرگون کرده بود،بنابراین این بار خبری از نقش های اصلی نبود و همین مسئله باعث شد میکی صورتش را بدست تیغ جراحان پلاستیک بسپارد،جراحانی ناشی که به گفته خود میکی صورتش را از قبل هم زشت تر کردند!

میکی احساس سرخوردگی میکرد،بازی کردن در نقش های مکمل او را راضی نمی کرد بنابراین طی چرخشی 180 درجه دوباره به ورزش بوکس روی آورد و با وجود مصدومیت های متعدد اینبار از گذشته هم موفقتر بود،ولی با وجود تلاش بسیار نتوانست مهمترین عنوانی که سالها هدفش بود،یعنی عنوان قهرمانی جهان را کسب کند،اما بازنشستگی قطعی او از ورزش بوکس باعث شد اینبار تمام تمرکزش را صرف حرفه بازیگری کند و بتواند دوباره در نقش های اصلی بدرخشد،او در ورود دوباره اش به هالیوود در فیلم کشتی گیر اثر تحسین شده آرنوفسکی یکی از بهترین بازی های سال های اخیر خود را نمایش دادو درنهایت نامزد جایزه اسکار هم شد،جایزه ای که در یکی از بحث برانگیزترین تصمیمات داوران اسکار به شون پن رسید.

جمع بندی:میکی رورک نشان داده انسان زحمت کش و با استعدادی است و که اگر تمام انرژی اش را در یک جا متمرکز کند بدون شک موفق خواهد شد؛چه در بازیگری،چه در فیلمنامه نویسی و یا چه در بوکس و یا بیسبال ولی ای کاش رودتر تمام تمرکزش را صرف سینما میکرد تا الان مجبور نبودیم او را در نقش های دم دستی فیلم های رودریگوئز و یا استالونه ببینیم.او اخیرا در یک مصاحبه اعلام کرده بود دوست دارد مثل قبل در ملودرام های عاطفی حضور پیدا کند،اما میکی عزیز ایکاش زودتر به این نتیجه میرسیدی تا شاید صورت زیبا و معصمومت بجای مشت های حریفان در ورزش بوکس صرف استعداد دیگرت در سینما میشد،افسوس.


پی نوشت:متن دقیق منتشر و تایید شده در بیوگرافی ترنس مالیک،سایت رسمی IMDB:

 His grandfather was an Assyrian Christian immigrant to the US from the village of Goghtapa, near Urmia, in Northwest Iran.


نویسنده:دکتر عزت محمد خواجه

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " نگاشته شده و برداشت از آن به هر نحوی ممنوع میباشد و شامل پیگرد قانونی میشود.

به جمع طرفداران مووی مگ در فیس بوک بپیوندید