مهران مدیری

«مهران مدیری» بازیگر، کارگردان و طنزپرداز ایرانی ۵۵ ساله جمعه گذشته در صفحه اینستاگرامش به حواشی چند هفته اخیر واکنش نشان داد.

مدیری می‌نویسد: «ساعت ۳ نیمه شب جمعه، ۶ آبان ۱۴۰۱ است که می‌نویسم. این نوشته دفاعیه نیست؛ دل‌توشته است. دل‌نوشته‌ای غمگین و سرشار از حیرت. می‌نویسم برای مردمی که بش از سی سال، برایشان شاید مهمترین و قطعاً پربیننده‌ترین سریال‌های طنز تلخ این کشور را ساخته‌ام. لذتش را برده‌ام، رنجش را هم کشیده‌ام. اما در حیرتم از این میزان کینه و دشمنی... از این همه سناریو‌های حیرت‌انگیز که نه از مردم، که از آدم‌هایی که نمی‌شناسم، تا به حال ندیدمشان و حتی صدایشان را نشنیده‌ام، بیرون می‌زند.»

این کمدین ادامه می‌دهد: «چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ نمی‌دانم... این موجودات شریف کجا هستند؟ کجا زندگی می‌کنند؟ نمی‌دانم... شغلشان چیست؟ نویسنده‌اند؟ منتقدند؟ سیاسی‌اند؟ نمی‌دانم... فقط می‌پرسم شما شب‌ها راحت می‌خوابید؟ شما بعد از ۱۲۰ سال راحت می‌میرید؟ فرزندانتان که بزرگتر شدند، برایشان از حقیقت می‌گویید؟»

مدیری سپس توضیح می‌دهد: «از شایعه کثیف چک ۳۰ میلیاردی شروع شد که طبیعی است، هر فیلمنامه‌ای نیاز به آغاز دارد. با شایعه کثیف سفر ۶ روزه من به دبی ادامه پیدا کرد که من ۶ روز در وین بودم. و این فیلمنامه با یک پایان شگفت‌انگیز تعقیب و گریز و عملیات بر روی قایق‌های تندرو خاتمه یافت. چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ آن پشت چه خبر است؟ اگر از من متنفرید، به هر دلیلی که باشد، قابل احترام است، چرا که از اندیشه‌تان سرچشمه می‌گیرد، اما این میزان از ناجوانمردی در هیچ لغت‌نامه‌ای معنا نشده...»

مدیری در ادامه می‌گوید: «اما... چیزی که غمگین‌ترم می‌کند سکوت است. سکوت کسانی که این‌همه سال است مرا می‌شناسند... و هیچکس حرفی نزد. در این چندین روزی که مانند ۱۰ سال گذشت، فقط خانواده و عزیزان، انبوهی از فن‌‌پیج‌های دوست‌داشتنی، چند نفر از دوستان با معرفت، و مردمی که در کوچه و خیابان هنوز اظهار لطف می‌کنند و دست تکان می‌دهند و با همه اندوه این روزها، نگاهشان مهربان است، مرا به زندگی امیدوار نگه داشتند...»

مدیری اعتراف می‌کند:‌ «شاید بگویید در این روزهای کشور، از خود حرف زدن، خودخواهی است... بله، این درست است، اما همه این حرف‌ها از سر خستگی و دلشکستگی بود. بعد از این، باز هم بنویسید، باز هم بنویسید، باز هم بنویسید... قلم‌تان روی چشم... دیروز دوستی از من پرسید: «خسته‌ای؟» گفتم: «بله.» گفت: «از مردم؟» گفتم: «هرگز.» گفت: «از کی؟» گفتم: «از خودم... من از مهران مدیری بودن خسته‌ام. خدانگهدار.»

«بهرام رادان» در واکنش به این اظهارات می‌نویسد: «خاطراتی که تو با نهایت هنر و هوش و استعدادت برای مردم خلق کردی اینقدر ماندگارند که با هیچکدام از مهملات ذهن‌های متوهم قابل پاک شدن نیست.»