آرتور بازسازی فیلمی به همین نام در سال 1981 با بازی دادلی مور است که در آن مقطع توانست رضایت سینما دوستان را بدست آورد. اما فرق مهمی که بی1ن این دو فیلم وجود دارد این است که در آرتور سال1981 ، بازیگر مستعدی به نام دادلی مور حضور داشت که به خاطر هنرنمایی به یاد ماندنی اش در همین فیلم، کاندید دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد شده بود و حالا در سال 2011 بازیگری به جای او ایفاگر شخصیت آرتور است که کوجک ترین وجه تشابهی بین او و مور به چشم نمی خورد. راسل براند از جمله بازیگرانی است که زندگی شخصی اش را با سینما هماهنگ کرده و تماشاگران می توانند از هر دوی آنها لذت ببرند! البته بی انصافی است اگر بگوییم بازیگری براند از اتفاقات و حاشیه های زندگی شخصی اش بهتر است! بهرحال شما باید براند را در شخصیت آرتور باور کنید. نکته دیگری که شاید برای ما ایرانیها نیز جالب باشد این است که سالها پیش فیلمی ایرانی تحت عنوان نان، عشق ، موتور 1000 با موضوعی مشابه ( و مطابق معمول ایرانیزه شده ) براساس همین فیلم آرتور ساخته شد که از جمله کمدی های موفق ایران بود. اما داستان فیلم آرتور به این شرح است :

آرتور ( راسل براند ) جوانی خوش گذران و بی خیال است که تمام دوران زندگی اش را صرف دائم الخمر بودن و شرکت در انواع جشن های کوچک و بزرگ کرده است. آرتور نه تنها یک عیاش کامل است بلکه خوش شانس نیز هست! او در صورتی که بتواند با دختری که خانواده اش برای او معین می کنند ازدواج کند، ثروتی معادل 790 میلیون دلار را از خانواده اش به ارث خواهد برد و می تواند تا آخر عمر با خیالت راحت و بدون کوچک ترین مشکلی زندگی کند. مادر آرتور ( جرالدین جیمز ) برای سر و سامان دادن به زندگی آرتور تصمیم گرفته آرتور را راضی کند تا با دختر جاه طلب و پولکی ایی به نام سوزان ( جنیفر گارنر ) ازدواج کند تا بتواند این ثروت را از آن خود کند. اما آرتور با این ازدواج مخالف است و قصد ندارد تا باقی عمرش را با سوزان، که فقط به دلیل ثروت آرتور قصد ازدواج با او را دارد، سپری کند. در گیر و دار مسئله سوزان،  آرتور در یک روز معمولی درشهر نیویورک با دختری از طبقه پایین جامعه به نام نائومی ( گریتا گرویگ ) آشنا می شود که آتش عشق را در دل او شعله ور می کند. نائومی به عنوان راهنمای گروه های گردشگری فعالیت می کند و از طرفی در تمام دوران زندگی روی پای خودش ایستاده است. حالا آرتور می خواد تا به هر شکل ممکن توجه نائومی را به خود جلب کند و در کنار این باید به این موضوع هم فکر کند آیا عشق اش به نائومی را به ثروت هنگفت 790 میلیون دلاری ترجیح خواهد داد یا خیر.

برعکس انتظارم از فیلم، راسل براند اینبار واقعاً بامزه است و به راحتی می تواند مخاطبان فیلم را راضی کند. شوخی هایی که براند وظیفه انجام آن را داشته ، به خوبی در فیلم پرداخته شد اند و تماشاگر را برای لحظاتی می خنداند. عمده موفقیت براند در فیلم مربوط به سکانس هایی است که آرتور در مصرف نوشیدنی زیاده روی می کند و باعث بوجود آمدن موقعیت های جالبی می شود. البته این سکانس ها که از ویژگی های آرتور کلاسیک هم بود ، در نسخه مدرن کمی جسارت خود را از دست داده و جیسون وینر ترجیح داده تا از این سکانس ها در فیلمش استفاده سالم تری بجا بیاورد. با اینحال هنوز هم مشاهده دائم الخمر بودن براند که چیزی شبیه به زندگی شخصی اش هست، می تواند یکی از بهترین سرگرمی ها در هنگام دیدن آرتور باشد. البته متاسفانه درجه نمایش PG-13 اجازه نداده تا فیلم فرصت پرداخت شوخی های جالب تری داشته باشد و به همین دلیل راسل براند هم که استاد بلامنازع هنرنمایی های زشت است! کمی در این فیلم محدود شده.

اما یکی از مشکل فیلم که در نسخه کلاسیک هم علی رغم کمرنگ بودن وجود داشت، به ازای بیرونی نداشتن شخصیت های فیلم است. شخصیت های آرتور در نسخه جدید بیش از پیش دست نیافتنی هستند و شما نمی توانید نمونه واقعی آنها را در زندگی خود بیابید. مادر آرتور یک زن ظاهراً خودخواه است که می خواهد تا هرطور که شده سوزان را عروس خود کند، اما متاسفانه بیشتر از اینک2ه این مادر خودخواه باشد، گویی او از بیماری سادیسم رنج می برد! فیلم هیچ توضیحی در این مورد که سوزان چه نکته ی مثبتی برای خانواده آرتور دارد، نمی دهد و این سوال را برای تماشاگر به وجود می آورد که واقعا چرا باید چنین زنی عروس یک خانواده شود؟ از طرفی دیگر شخصیت پدر سوزان که نیک نولتی آن را ایفا می کند، شخصیتی بسیار عصبانی است که در یک صحنه قصد قطع کردن بینی آرتور به وسیله یک اره الکتریکی را دارد! این صحنه ها نه تنها خنده دار نیستند بلکه به شدت به باور پذیر بودن فیلم صدمه زده اند و باعث شده اند تا تماشاگر اصلاً و ابداً نتواند آرتور و آدمهای اطرافش را درک کند.

در بین بازیگران فیلم تنها حضور راسل براند باعث شده تا فیلم انرژی و سرزندگی داشته باشد. براند اصولا شخصیتی است که در خارج از عالم سینما هم به همان سبک فیلمهایش زندگی می کند و از این بابت نمی توان بین سینما و زندگی شخصی او فرقی قائل بود. بازی براند در نقش یک خوش گذران ، دقیقا همان چیزی است که او نیاز دارد تا در آن بدرخشد. اما شخصیت هابسون در نسخه جدید تغییر جنسیت داده و تبدیل به خانم شده! ( هلن میرن جایگزین جان جیلگاد در نسخه کلاسیک شده است ) من فکر نمی کنم چنین فیلمهایی برای هلن میرن مناسب باشد. میرن بازیگر با کلاسی است که همه ما او را در نقشهایی نظیر ملکه و تئاترهای انگلیس به خاطر می آوریم و حضور او در این فیلم کمی توی ذوق تماشاگر می زند.  جنیفر گارنر هم چیزی به داشته هایش اضافه نکرده و همان بازیگری است که قبلا می شناختیم. خوشخبتانه رابطی عاطفی بین آرتور و نائومی تماشاگر را خسته نمی کند و شما می توانید از بازی راسل براند و گریتا گرویگ در این صحنه ها لذت ببرید.

موضوع دختر  فقیر پسر پولدار یا بالعکس، همواره یکی از داستانهای محبوب تماشاگران در سرتاسر جهان بوده و مختص به فیلمفارسی خودمان نمی شود. آرتور نیز جزو کمدی های ساده ( در زبان ما فیلمفارسی! ) دسته بندی می شود و بنابراین نباید انتظار زیادی از این فیلم داشته باشیید. یکی از ویژگی هایی که آرتور از آن بهره برده این است که بازسازی یکی از خوش ساخت ترین کمدی های دهه 80 است و به مقدار زیادی نیز به اصل آن وفادار مانده. شوخی های فیلم قالباً همان هایی است که در نسخه اصلی شاهد آن بوده ایم و تنها بعضی از شوخی های جدیدی فیلم جایگزین شوخی های تاریخ مصرف گذشته شده اند. اگر فیلمنامه اصلی فیلم که استیو گوردون آن را در سال 1981 به رشته تحریر درآورد نبود ، بدون شک آرتور در کنار دیگر کمدی های نازل قرار می گرفت.

منتقد : میثم کریمی 2_and_half_star

کپی برداری از مطالب سایت تنها با ذکر نام سایت و نویسنده مطلب مجاز است.


3

 

آرتور : Arthur

کارگردان :  Jason Winer

نویسنده : Peter Baynham ، Steve Gordon

بازیگران :

Russell Brand  ...  Arthur

Helen Mirren  ...  Hobson

Greta Gerwig  ...  Naomi

Jennifer Garner  ...  Susan

و...............

ژانر : کمدی

درجه سنی :PG-13 ( مناسب برای افراد بالای 13 سال)

زمان : 110دقیقه