«کریمی» فیلمسازی دغدغه مند است. برای جامعه ای که در آن زندگی می کند دل می سوزاند و نگاهش برای درمان مشکلات جامعه بر خلاف فیلمسازانی9cd9fcc5e72cad445c7aa5160ab34a97 که همیشه برایشان مرغ همسایه غاز است رجعت به فرهنگ غنی ایرانی است.

به پرونده حرفه ای «سید رضا میرکریمی» که دقت می کنی صرف نظر از فیلمهای کوتاهش از مجموعه تلوزیونی "آفتاب و عزیز خانم" که کاری بود برای رده سنی کودکان تا همین فیلم موفق "یه حبه قند" به طور واضح از انتخاب لوکیشن و طراحی صحنه و فضاسازیها و لباس و... می توان به تعلق خاطر و علقه های درونی این فیلمساز به بازنمایی آداب و رسوم و سنتهای ملی پی برد.

در هیچ جای آثار «میر کریمی» نمی توان اثری از گرایش به زرق و برق های زندگی شهری تنها برای جذابیت های بصری که سنخیتی با روح سنتی ایران زمین ندارند پیدا کرد. چیزی که به وفور در فیلمها و سریالهای ساخت داخل دیده می شود. نکته با اهمیت اینست که این حساسیت با گذشت حدود دو دهه از آغاز فیلمسازی او درآثار متأخرش نه تنها کم رنگ نشده بلکه جلوه پررنگتری نیز به خود گرفته است. "آفتاب و عزیز خانم" او مجموعه ای موفق بود که برای رده سنی کودکان ساخته شد و در زمان خود ارتباط خوبی با مخاطبین کودک و حتی بزرگسال ایجاد کرد. خانه ای قدیمی که در آن پیرزنی دوست داشتنی پذیرای یک زوج جوان با دختری کوچک به نام آفتاب است.

استفاده «میرکریمی» از المانهایی که از طریق آن سنت رنگ و بویی پر رنگ می گیرد مثل مادر بزرگ، خانه و محله قدیمی، رجعت کریمی را به فضای سنتی و و آگاهی از کارکرد ویژه آن در ساخت اثر به خوبی بازتاب می دهد. چیزی که در مجموعه تلوزیونی بعدی او یعنی "بچه های مدرسه همت" نیز به خوبی به چشم می آید.

به راستی «کریمی» از ابتدا با آثارش نشان داده که سینما را برای سینما نمی خواهد. یعنی هنر را وسیله ای می داند که می بایست نسبت به جهان پیرامون خود مانند آیینه باشد. آیینه ای تمام نما از حقیقت جامعه.«میرکریمی» برای آنها که به نیت طرح مسائل سیاسی اقدام به بازتاب واقعیات جامعه به طرزی سیاه و یک سویه می کنند و هنررا برای شعار دادن آلوده سیاست می کنند بهترین پیام را می تواند داشته باشد.

ظرافت دربیان موضوعات اجتماعی در سینمای «میرکریمی» حرف اول را می زند. طلبه جوان فیلم "زیر نور ماه" به رغم اینکه نقشش را یک نابازیگر ایفا می کند اما به دلیل اینکه بسیار پاک و ساده معصوم به تصویر کشیده می شود ارتباطی گرم و باور کردنی با مخاطبش برقرار می کند و فیلمساز در بیان حرف و ایده اصلی فیلم دچار لکنت نمی شود. فضاسازی و طراحی صحنه در فیلمهای «میرکریمی» همهگی در خدمت داستان است و برای مثال استفاده ازلوکیشنی لوکس مثل مترو نیز در جهت پر کردن صرف صحنه ها به کار نمی رود.

در "کودک و سرباز" و "خیلی دور خیلی نزدیک" نیز فیلمساز به همین مؤلفه ها وفادار مانده است. استفاده از خودرو مدل بالایی چون یک بنز در فیلم "خیلی دور خیلی نزدیک" نیز تماما در خدمت رساندن مفهوم فیلم در لوکیشن هوشمندانه ای مثل کویرکه نمادی از طبیعت خشن و به نوعی روح سنت است به نمایش در می آید. خودرویی که به رغم تمام شکوه و زیباییش که نمادی از مدرنیته و تکنولوژی است در میان طوفان شن گرفتار شده و ناپدید می شود.

«کریمی» فیلمسازی دغدغه مند است. برای جامعه ای که در آن زندگی می کند دل می سوزاند و نگاهش برای درمان مشکلات جامعه بر خلاف فیلمسازانی که همیشه برایشان مرغ همسایه غاز است رجعت به فرهنگ غنی ایرانی است.همانطورکه خود نیز گفته است فرهنگ باید در تمامی برنامه ها و سیاست گذاریها زیربنا باشد و بیشترین نگاهها و توجه ها را به خود منعطف کند.اگر بعضی امروز سیاستبازانه بر طبل فرهنگ می کوبند و برای خراب کردن رقیب فریاد وامصیبتا سر داده اند که چه نشسته اید که بی اخلاقی جامعه را پر کرده است رضای میرکریمی از دو دهه پیش نگرانی از بد اخلاقی فرهنگی را با رویکردش در فیلمسازی ثابت کرده است و اگر قرار باشد روزگاری از کسانی برای جدی گرفتن هشدارهای «مقام معظم رهبری» در مورد تهاجم فرهنگی تقدیر شود میرکریمی بی تردید از شاخصه های آن در حوزه سینما محسوب می شود.


شبکه ایران